فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

آگاهی اول: در مراد از این که کافران محض و مومنان محض کیستند

مراد از اخبار وارده بر این که رجعت ویژه مومنین محض و کافران محض و یا مشرکین محض است این می باشد که مستضعفین مورد استثناء در آیه ان الذین توفاهم الملائکة ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الأرض قالوا ألم تکن أرض الله واسعة فتهاجروا فیها فأولئک مأواهم جهنم وساءت مصیرا الا المستضعفین من الرجال و النساء والولدان لا یستطیعون حیلة و لا یهتدون سبیلا(1371) یعنی: کسانی که فرشتگان ایشان را میراندند، بر خود ستم ورزیده بودند، از ایشان می پرسند کجا بودید؟ پاسخ می دهند: ما در زمین مستضعف بودیم، به ایشان می گویند: مگر سرزمین خدا گسترده و وسیع نبود تا مهاجرت کنید؟ جایگاه آنها جهنم است و بد عاقبتی است. مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفی که چاره ای نداشتند و راهی را نمی شناختند.
در کافی(1372) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: چاره ای نداشتند که کفر را از خود منع نمایند و راهی به ایمان نداشتند و نمی توانستند مومن گردند و یا کافر شوند. فرمود: مراد کودکان و زنان و مردانی اند که عقلی همانند عقل کودکان دارند.
و از آن حضرت روایت شده که پرسیدند ایشان کیستند؟ فرمود: زنان و فرزندان شما! سپس گفت: آیا ام ایمن را دیدید، من شهادت می دهم که او اهل بهشت است ولی آنچه شما می دانستید او نمی دانست.
و در معانی و تفسیر عیاشی از آن حضرت قریب به حدیث اول نقل شده و در روایت دیگر آمده از ایشان قلم برداشته شده است.
و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: لا یستطیعون حیلة الی النصب فینصبون و لا یهتدون سبیل أهل الحق فیدخلون فیه و هولاء یدخلون الجنة بأعمال حسنة و باجتناب المحارم التی نهی الله عزوجل عنها و لا ینالون منازل الأبرار یعنی راهی برای دشمنی نداشتند تا دشمنی کنند و نیز راهی به حق نمی بردند تا وارد حق شوند، ایشان با کارهای خوب خود و با دوری از حرام هایی که خداوند از آنها نهی کرده وارد بهشت می شوند ولی به منازل ابرار نمی رسند.
و عیاشی(1373) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که از آن حضرت از مستضعفین پرسیدند، فرمود: زنان ابلهی که در پرده هستند و خادمان، که وقتی به ایشان بگویی نماز بخوان می خوانند چیزی جز آن چه به ایشان گفته اید نمی دانند و نیز کسانی که از بلاد دیگر ربوده شده اند که چیزی را جز آنچه به ایشان گفته اند نمی فهمد و نیز مرد پیر و کودک.
و حاصل این اخبار این است که مستضعفین کسانی اند که قدرت بر فهم توحید و یا معرفت پیامبر و ولایت ندارند مگر اینکه از دیگران تقلید نماید، پس اولین مرتبه مستضعف همان است که امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) درباره ام ایمن فرمودند و آخرین مراتب آن زنان ابله و بردگانی که از جاهای دیگر ربوده می شوند و بین این دو مرتبه مراتب فراوانی قرار دارد.
پس مراد از کسانی که ایمان محض دارند کسانی اند که با چاره و دلیل ایمان را فهمیدند، و کافران محض کسانی اند که بعد از فهمیدن راه، انکار نمایند و یا امکان فهم و هدایت دارند ولی در رفتن آن کوتاهی می کنند. چنان که بسیاری از عامه چنین هستند.
وقتی مستضعفان استثناء شده اند بقیه تحت عموم آن امر که مردم را برای دریافت مقامات و فهم مراتب ائمه تشویق می کند باقی می مانند، ایشان باید از خداوند معرفت ائمه (علیهم السلام) را بخواهند چنان که در زیارت ها و دعاها از جمله دعای افتتاح و دعای عهد و دعای صغیر که در شب های ماه رمضان خوانده می شود و زیارت صغیره که ابتدای آن اللهم بلغ مولای صاحب الزمان - صلوات الله علیه - می باشد و دیگر ادعیه می باشد.
دوم هر کس بر کفر و انکار مرده و ایمان نیاورده توبه او در رجعت پذیرفته نمی شود، چه این که خدای - تعالی - فرمود: ربما یود الذین کفروا لو کانوا مسلمین(1374)
و در آیه بیست و چهارم بیان شد که آیه یاد شده در رجعت است.
وجه دلالت آیه این که اگر توبه ایشان پذیرفتنی بود اسلام می آوردند و توبه می نمودند و تمنای مسلمان شدن را نداشتند، پس معلوم می شود که توبه آنها پذیرفته نمی شود، بنابراین دوست داشتند که کاش مسلمان بودند.
و فرمود: ولو أن لکل نفس ظلمت ما فی الأرض لافتدت به و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضی بینهم بالقسط و هم لا یظلمون(1375) و قبلا در آیه شانزدهم بیان شد که آیه مزبور در رجعت است، و جواب لو محذوف است. یعنی: اگر نفوس ستمگر همه مایملک زمین را فدیه می دادند به حال ایشان سودی نداشت و اگر توبه ایشان پذیرفته می بود نیازی به فدیه نبود، چنانکه در آیه تصریح شده است و توبه به حال ایشان سودمند بود و نیز چون بازگشت ایشان برای عذاب است چه این که خدای - تعالی - فرمود: ولنذیقنهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر(1376) و این بازگشت برای امر و نهی نبود.
قمی(1377) عذاب ادنی را عذاب رجعت دانست که با شمشیر عذاب می شوند، و روایت آن از منتخب البصائر از جابر در دلیل بیست و دوم بیان شد.
و نیز فرمود: و من کان فی هذه أعمی فهو فی الاخرة أعمی(1378) یعنی توبه نمی کند و ایمان نمی آورد، و قبلا به رجعت تفسیر شده چنان که روایت منتخب البصائر و عیاشی از امام صادق و یا باقر (علیهما السلام) در دلیل سی و دوم آمده است.
و نیز به دلیل آیه شریفه: یوم یأتی بعض آیاته ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا(1379) و در دلیل سی و ششم بیان شد که آیه در رجعت است و مراد از آیه طلوع خورشید از مغرب است. یعنی ظهور حضرت قائم (علیه السلام) بنابراین ایمان و توبه سودی ندارد.
و نیز دلیل آیه شریفه: فلما رأوا بأسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکین فلم یک ینفعهم لما رأوا بأسنا سنة الله التی قد خلت فی عباده و خسر هنالک الکافرون(1380) یعنی: هنگامی که شدت و قدرت ما را دیدند گفتند به وحدانیت خدا ایمان آورده و به آنچه بدان مشرک شده بودیم کفر ورزیدیم، اما چون بعد از شدت و بأس ایمان آورده اند ایمان ایشان سودی ندارد، این سنت الهی است که در بین بندگان جاری است و در این هنگام کافران زیان کار شده اند.
در عیون(1381) از امام رضا (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدند به چه علت خداوند فرعون را غرق کرده در حالی که ایمان به خدا و توحید آورده بود؟ فرمود: چون به هنگام رویت بأس و شدت و قدرت ایمان آورده و ایمان در این هنگام پذیرفته نیست، و این حکم الهی در گذشتگان و آیندگان جاری است، خداوند فرمود: فلما رأوا بأسنا... تا آخر این دو آیه.
در کافی(1382) روایت شده است که: مردی مسیحی که با زنی مسلمان زنا کرده بود را به نزد متوکل آوردند، متوکل خواست بر او حد را جاری کند، وی اسلام آورد، گفتند: ایمان او شرک را از بین برده و حد قتل را از او دور ساخته است. عده ای گفتند: سه حد بر او زده می شود و عده ای فتاوای دیگر دادند. متوکل به امام هادی (علیه السلام) فرستاده و درباره آن پرسید. حضرت فرمود: چندان او را می زنند تا بمیرد، فقهاء انکار و اعتراض کردند و گفتند: این فتوی در کتاب و قرآن نیامده است و نیز سنت و پیامبر نیز چنین حکمی نکرده است. بار دیگر از آن حضرت پرسیدند، حضرت این دو آیه را بعد از بسمله نوشت و متوکل دستور داد چندان او را بزنند تا بمیرد.
و نیز به دلیل این که خدای تعالی فرمود: انا لننصر رسلنا والذین آمنوا فی الحیاة الدنیا و یوم یقوم الشهاد(1383)
قمی(1384) روایت کرد که مراد ائمه هستند و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: به خدا قسم این آیه در رجعت است. آیا ندیده اید که پیامبران فراوانند و در دنیا یاری نشده اند و کشته شدند و نیز ائمه بعد از ایشان کشته شده و کسی ایشان را یاری نکرده است؟ بنابراین یاری و نصرت الهی در رجعت است. و بعد از این آیه یوم لا ینفع الظالمین معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدار(1385) یعنی: روزی که عذر خواهی ستمگران سود ندارد و ایشان از رحمت خدا دور شده و خانه ای بد خواهند داشت.
چه این که روز دوم بیان برای روز اول است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: آن روز در رجعت است. این مطالب درباره کسانی است که توبه ایشان پذیرفته نیست.
اما کسانی که ایمان ایشان پذیرفته می شود و توبه ایشان مفید و سودمند است، کسانی هستند که زمان ائمه (علیهم السلام) را درک نکرده و یقین به درستی مذهب امامیه ننموده اند، گرچه در فهم حقیقت کوشش لازم را نکرده اند، چه این که خدای - تعالی - فرمود: یا أیها المدثر قم فأنذر(1386) و فرمود: انها لاحدی الکبر نذیرا للبشر(1387) زیرا در دلیل چهارم و پنجم در روایت منتخب البصائر از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که مدثر و نذیر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. و خدای - تعالی - فرمود: و له أسلم من فی السموات والأرض طوعا و کرها(1388)
این در آیه دوازدهم بیان شد که در رجعت است.
و نیز آیه شریفه ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد(1389) در دلیل یازدهم اخباری بیان شد که آیه یاد شده در رجعت است، و تقریب دلالت در همه آنها این است که اگر توبه و ایمان از ایشان پذیرفته نمی شد در انذار و دعوت فائده ای متصور نبود بلکه له اسلم من فی السموات... صریح مطلب ماست.
و نیز به دلیل آیه شریفه هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون(1390) یعنی: او کسی است که پیامبرش را بر هدایت و دین حق فرستاده تا بر همه ادیان چیره شود. گرچه مشرکان خوش نداشته باشند.
شرح این آیه و نیز بیان این که آیه در رجعت نازل شده در امر سوم از لمعه سوم و دلیل بیست و دوم بیان شده است.
ظاهر این است که نهایت پذیرش ایمان و توبه تا خروج دابة الارض و صاحب عصا و میسم (داغ) و خاتم (انگشتری) یعنی امیرالمومنین (علیه السلام) است که در آخرین دفعه خارج می شود و نیز شیطان را می کشد و مومنین و کافرین را با علامت و داغ ایمان و کفر در روی ایشان داغ می زند.
چنان که در کافی(1391) به اسنادش به ابو الصامت حلوانی از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: به من شش چیز داده شده: علم منایا و بلایا، فصل الخطاب و من صاحب کرات و دولة الدول و صاحب عصا و میسم و دابه ای که با مردم سخن می گوید هستم. و در البصائر(1392) از علی بن حسان همانند این روایت شده است.
و در کافی(1393) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: امیرالمومنین (علیه السلام) بسیار فرمود که من بخشش کننده بهشت و جهنم هستم و من فاروق اکبر و صاحب عصا و میسم هستم.
و در همان کتاب از محمد بن سنان همانند آن روایت شده است. و نیز در همان کتاب از سعید بن اعرج از امام صادق (علیه السلام) مثل این روایت کرده است. علت این که داغ کفر بر او می نهد این است که ایمان و توبه او پذیرفته نمی شود.

آگاهی سوم: درباره کشتن ابلیس

اخباری که در کشتن ابلیس - لعنة الله - وارد شده مختلف است.
در علل(1394) از امام صادق (علیه السلام) از الوقت المعلوم پرسیده شد. فرمود: یوم الوقت المعلوم روزی است که در صور یک بار می دمند و ابلیس بین دمیدن اول و دوم می میرد.
و عیاشی(1395) از آن حضرت روایت کرده که از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: آیا می پنداری که این روز، روز حشر همه مردم است؟ خداوند ابلیس را تا روزی که قائم ما مبعوث می شود مهلت داده است. هنگامی که قائم ما در مسجد کوفه مبعوث می شود ابلیس می آید و در جلوی آن حضرت به زانوانش حرکت می کند و می گوید: وای بر او از این روز، آن حضرت پیشانی او را می گیرد و ذبحش می کند، آن روز یوم الوقت المعلوم است.
و قمی(1396) از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: یوم الوقت المعلوم روزی است که رسول خدا بر صخره ای که در بیت المقدس است ابلیس را ذبح می کند.
گویم: یعنی در رجعت و روایت درباره این آیه از امام باقر (علیه السلام) در دلیل هفتم آورده شده که کشتن شیطان به دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آن حضرت با نیزه ای که بین دو کتف او فرو می کند او را می کشد. با این ضربه پیروان او نیز در فرات در سرزمین روحا هلاک می شوند.
گویم: وجه جمع بین این اخبار این است که از اختلاف این اخبار ظاهر می شود که شیطان نیز کراتی دارد، چنان که امیرالمومنین (علیه السلام) دارای کراتی است، چه این که وی مظهر کامل عالم نار است و آن حضرت مظهر کامل عالم نور است پس مظهر همه مراتب اسم الله است و ابلیس مظهر مراتب اسم مضلّ است و خداوند سر آن دو را در همه نفوس گذاشته، چه این که باید حقیقت اختیار در همه پیاده شود. در این باره گفتگوهای کاملی در فقره و اعلام التقی و فقرات قبل از آن شده و ادله آن ذکر گردیده است.
بنابراین مادامی که تکلیف باقی است باید در عالم اکبر مظهری برای این دو اسم موجود باشد. چنان که در عوالم صغری نیز باید مظاهری داشته باشند. و لذا بعد از کشته شدن شیطان توبه و تکلیفی نیست و زمین از همه مظاهر شیطان در نهان و آشکار پاک می شود و در زمین تنها خدای یگانه عبادت می شود و هیچکس به خدا شرک نمی ورزد. بنابراین خداوند با همه اسماء عبادت می شود و دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر همه ادیان چیره می شود. و الحمدلله رب العالمین.
فرمود:

منتظر لأمرکم مرتقب لدولتکم

امر به معنای حادثه است و مراد زمان دولت و رجعت و تمکن ایشان در زمین و خلافت ایشان است.
الارتقاب انتظار.
دولة به فتح دال نوبت.
گویا با این جمله انشاء استحباب این دو فقره را نموده است. (یعنی خواست بگوید انتظار امر و دولت ایشان مستحب است و این استحباب با این جمله انشاء شده است).
در کافی(1397) به اسنادش به عمار ساباطی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدم: کدام یک بهتر است آیا عبادت پنهانی با امام مستتر و پنهان در دولت باطل افضل است و یا عبادت با ظهور حق... آن حضرت فرمود: شما در ورود به دین خدا و نماز و روزه و حج و دیگر خیراتی که خداوند توفیق دده و به عبادت خدا در پنهان با دشمنان خود و با امام پنهان و مطلع او و شکیبا و منتظر دولت حق و ترسان بر امام و خویش از شاهان ستمگر از دیگران پیشی گرفتید و پیوسته به حق امام و حقوق خویش می نگرید که در دست ستمگران است و ایشان شما را منع کردند و شما را ناچار به زندگی دنیوی و طلب معاش با شکیبایی بر دین و عبادت و طاعت امام و خوف از دشمنان نموده اند، بنابراین خداوند اعمال شما را در دنیا مضاعف کرده است، پس گوارای وجود شما باد!...
و در همان کتاب(1398) به اسنادش به امیرالمومنین در خطبه ای فرمود: ایشان پیروان دانشمندانند که با اهل دنیا همراه شدند و طاعت خدا و اولیای الهی را نمودند و با تقیه در دین و ترس از دشمنان ذوب شدند لذا ارواح ایشان به محل اعلی آویخته، و علی و پیروان ایشان در دولت باطل ساکت و صامتند و منتظر دولت حق اند و خداوند حق را با همه خصوصیات محق می سازد و باطل را نابود می گرداند، خوشا به حال ایشان چه این که در حال آرامش بر دین خود شکیبا هستند. چه اشتیاق فراوانی برای دیدن ایشان در زمان ظهورشان دارم، و خداوند ما و ایشان را در بهشت عدن به همراه پدران و همسران و فرزندان ایشان جمع می کند. و اخبار برای انتظار فرج و ترغیب به آن فراوان است.
فرمود: