فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

لمعه چهارم: در ادله نقلی از کتاب و سنت

ابتدا آیه و سپس اخباری که در تفسیر آن وارد شده نقل می کنیم.
آیه نخست: و اذ أخذ الله میثاق النبیین لما آتیتکم من کتاب و حکمة ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتؤمنن به ولتنصر قال أأقررتم و أخذتم علی ذلکم اصری قالوا أقررنا قال فاشهدوا و أنا معکم من الشاهدین(1243) یعنی: هنگامی که خداوند بر کتاب و حکمتی که به شما داد از پیامبران عهد گرفت (که بر امت های خود عهد بگیرند که اگر) پیامبری به سوی شما فرستاده شد که تصدیق کتابهایی که با شما بود می کرد به او ایمان آورید و او را یاری نمایید. (و به پیامبران) فرمود: آیا شما ایمان آوردید و بر آن پیمان خویش را گرفتید. گفتند: اقرار کردیم و فرمود: پس شما شاهد باشید و من هم با شما شاهدم.
در منتخب البصائر(1244) به اسنادش به فیض بن ابی شیبه روایت کرد که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که این آیه (و اذ أخذ الله) را قرائت فرمود و گفت: به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و علی را یاری خواهند کرد. به خدا قسم از زمان آدم تا کنون خداوند هیچ پیامبر و رسولی را مبعوث نکرد مگر این که همه آنها را به دنیا باز می گرداند تا در خدمت علی بن ابیطالب امیرالمومنین (علیه السلام) بجنگند.
و همانند روایت فوق را عیاشی از فیض بن ابی شیبه روایت کرد.
و علی بن ابراهیم(1245) از پدرش از ابن ابی عمیر از ابن مسکان از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: خداوند از زمان حضرت آدم (علیه السلام) تا کنون هیچ پیامبری را نفرستاد مگر این که به دنیا بر می گردد و امیرالمومنین را یاری می دهد و مراد از آیه (لیؤمنن به) یعنی به رسول خدا ایمان می آورند و لتنصرن یعنی علی (علیه السلام) را یاری می دهند.
آیه دوم: و یوم نحشر من کل أمة فوجا ممن یکذب بآیاتنا(1246) و لمعه نخست از آن گفتگو کردیم.
آیه سوم: و لئن قتلتم فی سبیل الله أو متم لمغفرة من الله و رحمة خیر مما یجمعون(1247) یعنی: اگر در راه خدا کشته شوید و یا بمیرید این آمرزش الهی و رحمت خداست که بهتر از اموالی است که جمع می کنند.
در منتخب البصائر(1248) سعد از ابی خطاب از عبدالله بن مغیره از آن کس که حدیث کرد از جابر بن یزید روایت کرد که گفت: از امام باقر (علیه السلام) این آیه را پرسیدند. فرمود: ای جابر آیا معنای سبیل الله را می دانی؟
پاسخ دادم: نه به خدا قسم مگر این که از شما شنیده باشم.
فرمود: کشته شدن در راه علی (علیه السلام) و فرزندانش، هر کس در راه ولایت آن حضرت کشته شده باشد در سبیل خدا کشه شد و هر کس به این آیه ایمان دارد دارای مرگی و کشته شدنی است، هر کس کشته شود محشور می شود تا بمیرد و هر کس بمیرد محشور می شود تا کشته شود. و عیاشی(1249) از ابن مغیره همانند آن را روایت کرد.
آیه چهارم: یا أیها المدثر قم فأنذر(1250) در منتخب البصائر(1251) به جابر بن یزید از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: مراد محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و قیام آن حضرت در رجعت می باشد و در آنجا انذار می کند.
و در همان کتاب از همی اسناد از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که امیرالمومنین - صلوات الله علیه - می فرمود: مدثر به هنگام رجعت محقق می شود، مردی به او گفت: ای امیرالمومنین! آیا قبل از روز قیامت زندگی دیگری هست و سپس مرگ اتفاق می افتد، در این هنگام حضرت پاسخ داد: بله! به خدا قسم کفر بعد از رجعت شدیدتر از کفرهای قبلی است.
آیه پنجم: انها لاحدی الکبر نذیرا للبشر(1252) در روایت سابق از آن حضرت روایت شده که مراد محمد است که نذیر بشر در رجعت می شود.
آیه ششم: و ما أرسلناک الا کافة للناس(1253) در روایت قبلی از آن حضرت وارد شده که این در رجعت است.
آیه هفتم: فأنظرنی الی یوم یبعثون قال فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم(1254) یعنی: شیطان گفت خدایا تا روزی که مبعوث می شوند مهلت ده! پروردگار فرمود: تو تا روز وقت معلوم مهلت داری.
در منتخب البصائر(1255) از عیاشی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از وی آیه مزبور را پرسیدند! فرمود: آیا گمان می کنی که مراد از بعثت روز قیامت است، خداوند او را تا روز قیام قائم ما مهلت داده هنگامی که خداوند قائم ما را مبعوث کند در مسجد کوفه می باشد. در این هنگام ابلیس در جلوی او راه می رود و می فرماید: وای بر ابلیس از آن روز، ناصیه شیطان را می گیرد و گردنش را می زند، این یوم وقت معلوم است.
و قمی(1256) از آن حضرت روایت کرده است که یوم الوقت المعلوم روزی است که رسول خدا بر صخره ای که در بیت المقدس وجود دارد او را می کشد. گویم یعنی در رجعت.
و در منتخب البصائر(1257) به اسنادش از عبدالکریم بن عمرو خثعمی روایت شده که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می گفت: ابلیس به خداوند گفت: مرا تا روزی که مبعوث می شوند مهلت ده. خداوند از آن ابا کرد و فرمود: تو تا روز وقت معلوم مهلت داری، هنگامی که یوم الوقت المعلوم شد ابلیس با همه شیعیان خود از زمان آفرینش آدم تا آن روز آشکار می شود و این آخرین حمله ای است که امیرالمومنین می نماید. پرسیدم: آیا امیرالمومنین حملات کراتی دیگر دارد، فرمود: آری، این کرات و حملات فراوان است.
هیچ امامی نیست مگر که در دوره او مردم نیک و بد روزگارش کراتی دارند، تا این که خداوند جای کافر را به مومن نشان می دهد.
و هنگامی که یوم الوقت المعلوم رسید امیرالمومنین با یاران و ابلیس با یارانش حمله می کنند، ملاقات ایشان در زمین فرات به نام روحا نزدیک به کوفه می باشد، ایشان با همدیگر به گونه ای جنگ می کنند که از زمان آفرینش چنین جنگی اتفاق نیفتاده است. گویی به یاران امیرالمومنین می نگرم که به طور قهقرایی صد گام به پشت سر بر می گردند، و گویی می بینم که پاهای ایشان به آب فرات رسیده. در این هنگام جبار عزوجل - در سایه ای از ابر با فرشتگان فرود می آید. و کار پایان می یابد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در پیش رو قرار دارد و در دست وی حربه ای از نور می باشد، هنگامی که ابلیس نگاه می کند به پشت بر می گردد و فرار می کند.
یاران وی می گویند: ما پیروز شدیم کجا می روی؟
ابلیس می گوید: من چیزی را می بینم که شما نمی بینید. من از خدا و پروردگار جهانیان بیمناکم، پیامبر به او می رسد و در بین دو کتف وی نیزه ای می زند، ابلیس به هلاکت می رسد و همه پیروان وی هلاک می شوند، در این هنگام خداوند عبادت می شود و هیچکس به او شرک نمی ورزد و امیرالمومنین چهل و چهار هزار سال سلطنت می نماید تا این که هر شیعه ای هزار پسر پیدا کند در این هنگام الجنتان المدهامتان(1258) با آنچه در مسجد کوفه و اطرافش ظاهر می شود.
آیه هشتم: یوم هم علی النار یفتنون(1259) یعنی: روزی که ایشان با آتش آزمایش می شوند
در منتخب البصائر(1260) به اسنادش به برخی از رجال خود از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که گفت: در کرة شکسته و ذوب می شوند به طوری که طلا ذوب می شود به طوری که هر چیزی به همانند خود می پیوندد.
و در آن کتاب به اسنادش(1261) از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده که فرمود: جان های عده ای باز گردانده خواهد شد و از ایشان در روزی که بلند می شد قصاص می کند و هر کس به بلایی معذب شود قصاص آن گرفته می شود و هر کس به خشم گرفتار آمده برای او خشم گرفته می شود و هر کس کشته شود برای او قصاص می شود و دشمنان ایشان نیز مبعوث می شوند تا از ایشان انتقام گرفته شود، آنگاه سی ماه عمر می کنند و در حالی که انتقام خویش گرفته و دل خویش خنک کرده اند. در یک شب همه می میرند و دشمنان ایشان به سوی آتشی بسیار سخت می روند، آنگاه در پیشگاه خدای - تعالی - می ایستند و حقوق ایشان استیفاء می شود.
آیه نهم: یقولون أئنا لمردودون فی الحافرة أئذا کنا عظاما نخرة قالوا تلک اذا کرة خاسرة فانما هی زجرة واحدة فاذا هم بالساهرة(1262) یعنی: می گویند آیا ما از گور برخواهیم خاست... بعد از آن که استخوانی پوسیده شدیم آن زمان، زمانی زیانکار خواهد بود، بلکه این یک مردن است، ناگهان ایشان در بیداری خواهند بود.
از منتخب البصائر(1263) به اسنادش به محمد بن عبدالله بن حسین روایت شده که گفت: با پدرم خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدیم، گفتگویی بین ایشان رد و بدل شد، پدرم گفت: درباره کره چه می فرمایید؟
حضرت فرمود: گفتار قرآن را می گوییم، چه این که قبل از این که آیه نازل شود تفسیر آن بیست و پنج شب قبل به آن حضرت رسید، خداوند فرمود: تلک اذا کرة خاسرة به هنگامی که به دنیا برگشتند، ولی هنوز وارد آن نشده بودند، پدرم پرسید: خداوند می فرماید فانما هی زجرة واحدة فاذا هم بالساهرة مراد چیست؟ هنگامی که از بدن های ایشان انتقام گرفت، بدن ها می میرد و ارواح بیدار مانده و نمی خوابند و نمی میرند.
آیه دهم: و اذ قال موسی لقومه اذکروا نعمة الله علیکم اذ جعل فیکم أنبیاء و جعلکم ملوکا و آتاکم ما لم یؤت أحدا من العالمین(1264) یعنی: هنگامی که موسی به قوم خود فرمود: ای قوم نعمت خداوند بر خویش را به یاد آورید، چه این که خداوند برای شما پیامبرانی فرستاد و شما را پادشاه نمود و به شما نعمت هایی داد که به هیچیک از جهانیان نداد.
در منتخب البصائر(1265) به اسنادش به محمد بن سلیمان دیلمی از پدرش روایت شده که گفت: از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه پرسیدم، فرمود: پیامبران مراد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت ابراهیم و اسماعیل و فرزندان او هستند و ملوک امامان هستند. گفتم: پرسیدم: کدام پادشاهی را خداوند به شما داده است؟ فرمود: پادشاهی بهشت و پادشاهی کرة.
آیه یازدهم: ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد قل ربی أعلم من جاء بالهدی و من هو فی ضلال مبین(1266)
قمی(1267) از پدرش از حماد از حریز از امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که از جابر پرسیدم، فرمود: خداوند جابر را رحمت کند، دانش جابر به پایه ای رسیده بود که تأویل آیه مزبور را می دانست و آیه را تا معاد قرائت فرمود.
و از قمی(1268) به خالد کابلی از علی بن حسین روایت شده که در آیه یاد شده فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین (علیه السلام) به سوی شما باز می گردد.
و از قمی(1269) از پدرش از احمد بن نضر از عمرو بن شمر روایت شده که گفت: در نزد ابو جعفر باقر (علیه السلام) نام جابر برده شد، فرمود: خداوند جابر را رحمت کند دانش او به آنجا رسید که تأویل این آیه (ان الذی فرض...) را می دانست، یعنی می دانست که معنایش رجعت است.
آیه دوازدهم: أفغیر دین الله یبغون وله أسلم من فی السموات والارض طوعا و کرها و الیه یرجعون(1270) یعنی: آیا غیر دین خدا را می خواهند، در حالی که همه کسانی که در آسمان ها و زمین هستند به طوع و یا به کراهت و ناخوشی مسلمان شدند، و به سوی او بر می گردید.
عیاشی(1271) از صالح بن میثم روایت کرد که از امام باقر (علیه السلام) از این آیه پرسیدم، فرمود: این هنگامی است که حضرت علی (علیه السلام) می فرماید من از همه مردم به این آیه سزاوارترم: و أقسموا بالله جهد أیمانهم لا یبعث الله من یموت بلی وعدا علیه حقا ولکن أکثر الناس لا یعلمون لیبین لهم الذی یختلفون فیه ولیعلم الذین کفروا أنهم کانوا کاذبین(1272) یعنی: با جد و جهد فراوان سوگند به خدا خوردند که خداوند کسی را که میراند، زنده نمی کند، هرگز، وعده پروردگار حق است، لیکن بیشتر مردم نمی دانند تا برای ایشان موردی را که اختلاف کردند روشن سازد و کسانی که کفر ورزیده اند بدانند که دروغگو بوده اند.
صدوق(1273) در امالی به اسناد خود به ابو حمزه ثمالی از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که گفت: ای ابو حمزه علی را به مرتبه ای کمتر از آن چه دارد پایین نیاور و علی را بالاتر از آنچه خداوند بالا برد نبرید و علی را همین بس است که با اهل کره بجنگد و با اهل جنت ازدواج کند.
و در بصائر(1274) از ابن عیسی همانند این روایت شده است و در منتخب البصائر همانند آن را به اسناد خود از عامر بن مقطه روایت شده است.
آیه سیزدهم: و أقسموا بالله جهد أیمانهم... و تفسیر آن گذشت.
آیه چهاردهم: و ان من أهل الکتاب الا لیؤمنن به قبل موته و یوم القیامة یکون علیهم شهیدا(1275)
علی بن ابراهیم(1276) گفت: از رسول خدا روایت شد که: هنگامی که برگردد، همه مردم به او ایمان می آورند.
و پدرم(1277) از قاسم به محمد بن سلیمان بن داود منقری از ابی حمزه از شهر بن حوشب روایت کرد که گفت: حجاج به من گفت: ای شهر آیه ای در کتاب خدا موجود است که مرا خسته کرده، گفتم: ای امیر کدام آیه است؟ گفت: آیه و ان من أهل الکتاب... به خدا قسم من دستور می دهم که گردن یهودی و نصرانی را بزنند و با خشم او را تحت نظر دارم. ندیده ام که لبان خویش را حرکت دهد، تا سرش را بریده و او را می برند.
گفتم: خدا امیر را حالی نیکو دهد! مراد این نیست، پرسید چگونه است؟ گفتم: این آیه درباره نزول حضرت عیسی قبل از قیامت به دنیاست، در آن زمان هیچ یهود و ملتی نیست مگر این که قبل از مرگ به آن حضرت ایمان آورد و حضرت عیسی (علیه السلام) به امامت حضرت مهدی نماز می گزارد.
گفت: وای بر تو، چگونه چنین معنایی می کنی و از کجا آورده ای؟
پاسخ دادم: مرا محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب حدیث کرد، گفت: به خدا قسم از چشمه ای زلال آن را گرفته ای!
آیه پانزدهم: بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یأتهم تأویله کذلک کذب الذین من قبلهم فانظر کیف کان عاقبة الظالمین و منهم من یؤمن به و منهم من لا یومن و ربک أعلم بالمفسدین(1278) یعنی: بلکه آنچه را که احاطه علمی به آن نداشتند تکذیب کردند، در حالی که هنوز تأویل آن نرسیده، کسانی که قبل از ایشان آمده نیز با همین رویه تکذیب کرده اند، بنگرید که این ستمگران به چه عاقبتی گرفتار آمده اند. عده ای ایمان آورده و عده ای از ایشان ایمان به آن نیاورده اند و خداوند به مفسدها داناتر است.
عیاشی(1279) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که از آن حضرت از امور مهم از قبیل رجعت و غیره پرسیدند، فرمود: از آنچه می پرسید هنوز وقتش نرسیده، خداوند فرمود: بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یأتهم تأویله و نظیر آن از امام صادق (علیه السلام) آمده(1280) و قمی گفت: آیه درباره رجعت نازل شده، کذبوا بها یعنی گفته: این امکان ندارد.
آیه شانزدهم: ولو أن لکل نفس ظلمت ما فی الأرض لافتدت به و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضی بینهم بالقسط و هم لا یظلمون(1281) یعنی: اگر کسانی که ستم کردند سرمایه همین زمین را می داشتند برای رهایی از آن فدیه می دادند و هنگامی که عذاب را دیدند، پشیمانی و حسرت خویش را پنهان می دارند و خداوند به عدالت بین ایشان حکم می کند و به ایشان ستم نمی شود.
قمی(1282) روایت کرده است که مراد ظلم به آل محمد (علیهم السلام) و غصب حق ایشان است، لا فتدت به یعنی در رجعت فرا دهد. و در مجمع البیان و تفسیر عیاشی(1283) و قمی(1284) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که پنهان داشتن ندامت در حالی که ایشان در عذاب هستند چه سودی به حال ایشان دارد؟ فرمود: از شماتت دشمنان بدشان می آید.
آیه هفدهم: و من أعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا(1285) یعنی: هر کس از یاد من روی گرداند روزگاری سخت در پیش خواهد داشت.
امام صادق (علیه السلام)(1286) فرمود: این زندگی در رجعت است.
قمی به اسنادش به معاویة بن عمار روایت کرده است که گفت: از آن حضرت درباره آیه فان له معیشة ضنکا پرسیدم، فرمود: به خدا سوگند این آیه درباره ناصبیان است. گفت: فدایت شوم ما ایشان را در عمر طولانیشان دیدیم، ایشان در زندگی خود به راحتی زندگی می کردند. تا از دنیا رفتند.
فرمود: به خدا قسم معیشت سخت و دشوار در رجعت است چه این که آنها در آن زمان از مدفوع می خورند.
و در منتخب البصائر(1287) سعد از احمد بن محمد همانند این حدیث را روایت نمود.
آیه هجدهم: و حرام علی قریة أهلکناها أنهم لا یرجعون(1288)
قمی(1289) به اسنادش به ابن سنان از ابو بصیر و محمد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند: هر قریه ای که خداوند اهل آن را به عذاب هلاک کرده در رجعت بر نمی گردند. پس این آیه دلالتی بیش از دیگر آیات در رجعت دارد، چه این که همه مسلمانان قبول دارند که مردمان هلاک شده با عذاب و غیر آنها در قیامت مبعوث می شود پس مراد از لا یرجعون در رجعت است، زیرا که در قیامت باز می گردند تا داخل آتش جهنم شوند.
آیه نوزدهم: أذن للذین یقاتلون بأنهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر الذین أخرجوا من دیارهم بغیر حق الا أن یقولون ربنا الله(1290) یعنی: به کسانی که به خاطر این که مورد ستم واقع شده اجازه داده شد که بجنگند و خداوند بر یاری ایشان قدرت دارد، کسانی که از سرزمین خویش به ناحق رانده شده اند چه این که گفتند پروردگار ما خداست.
قمی(1291) روایت کرده که آیه در علی و جعفر و حمزه نازل شد، آنگاه در دیگران.
و در کافی(1292) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که آیه درباره رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی و حمزه و جعفر نازل شده و شامل دیگران گردیده است.
آیه بیستم: و اذا وقع القول علیهم أخرجنا لهم دابة من الأرض تکلمهم أن الناس کانوا بآیاتنا لا یوقون(1293) یعنی: هنگامی که عذاب بر ایشان واقع شود، ما دابه زمین را بیرون آوریم و او با ایشان سخن می گوید که: مردم به آیات ما یقین نمی نمایند.
قمی(1294) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که گفت: امیرالمومنین (علیه السلام) در مسجد در خواب بود، در زیر سر رمل جمع نموده و سرش را بر آن گذاشته بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن حضرت رسید و با پایش او را حرکت داد و فرمود: برخیز ای دابة الله، مردی از یارانش گفت: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا هیچیک از ما می تواند چنین اسمی را بر دیگری بگذارد؟ فرمود: نه به خدا قسم، این اسم تنها از آن اوست، و او دابه ای است که خداوند در کتابش آن را یاد کرده و فرمود: و اذا وقع القول علیهم...
آنگاه فرمود: ای علی! هنگامی که آخر زمان شود خداوند تو را در بهترین صورت برانگیزد و با تو وسیله ای است که بر دشمنان خویش داغ می نهی، مردمی به امام صادق (علیه السلام) گفت: عامه می گویند: این دابه را مجروح می سازد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند ایشان را در آتش جهنم مجروح سازد، این تکلمهم از باب کلم یعنی مجروح ساختن نیست بلکه از سخن گفتن است.
و از قمی(1295) روایت شده که گفت: مردی به عمار یاسر گفت: ای ابا الیقظان! آیه ای در کتاب خداست که دلم را آشوب کرده و مرا در شک افکنده است. گفت: کدام آیه است؟ مرد گفت: آیه و اذا وقع القول علیهم... این دابة چیست؟ عمار گفت: به خدا سوگند من نمی نشینم و نمی خورم و نمی نوشم مگر این که این دابه را به تو نشان دهم عمار با آن مرد به نزد امیرالمومنین (علیه السلام) آمد، حضرت مشغول خوردن خرما و سرشیر بود فرمود: ای ابا الیقظان بیا، عمار جلو رفت و شروع به خوردن کرد، مرد در شگفت ماند و هنگامی که عمار بلند شد، مرد گفت: سبحان الله تو سوگند خوردی که نخوری و نیاشامی و ننشینی تا او را به من نشان دهی؟
عمار پاسخ داد: به تو نشان دادم، اگر بفهمی!
و در مجمع روایت شده که در تفسیر عیاشی این قصه عینا نقل شده و آن را از ابوذر نقل نموده است.

در علوم امیرالمومنین (علیه السلام)

و در کافی(1296) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که گفت: امیرالمومنین (علیه السلام) گفت: به من شش علم داده شده است: 1. منایا (علم به زمان مرگ) 2. علم به بلایا 3. علم به وصایا 4. فصل الخطاب 5. و من دارای کرات و دولت همه دولت ها 6. و دارای عصا و میسم (داغ کننده) و دابه ای که با مردم سخن می گوید هستم. اخبار در این باره فراوان است.
آیه بیست و یکم: و نرید أن نمن عی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الأرض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون(1297)
و در کافی(1298) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت به امام صادق نگریست که راه می رفت، فرمود: آیا فکر می کنی که این از کسانی است که خداوند فرمود: و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا...
و در معانی(1299) الاخبار از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی و حسن و حسین نگریست و گریه کرد و فرمود: شما بعد از ما مستضعف هستید، به آن حضرت گفتند: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) معنای آن چیست؟ فرمود: معنایش این است که شما امامان بعد از من هستید، خدای - عزوجل - می فرماید: و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض... این آیه تا قیامت در ما جاری است.
و در مجالس(1300) از آن حضرت روایت شده است، فرمود: این آیه برای ما و یا در ماست و در اکمال و غیبت روایت شده که هنگامی که امام زمان متولد شد به این آیه گویا شد. گویم: شاهد بر این که آیه درباره آل محمد (علیهم السلام) و در مورد رجعت است این که در آیه (و نرید) آورده که صیغه مستقبل است و اگر در بنی اسرائیل نازل شده بود باید صیغه ماضی می آورد و بنی اسرائیل و آل محمد (علیهم السلام) هنوز زمین را وارث نشده اند، لذا باید زمانی باشد که ایشان زمین را به ارث ببرند و آن زمان رجعت ایشان است.

در تأویل قتل و موت مومن

آیه بیست و دوم: هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون(1301)
در اکمال(1302) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: به خدا سوگند هنوز تأویل آن نرسیده و تأویل آن فرود نخواهد آمد مگر این که قائم خارج شود، هنگامی که قائم خروج کند، کافران به خدا و مشرکان خروج آن حضرت را خوش ندارند. اگر کافر و مشرکی در دل سنگی سخت باشد آن سنگ می گوید ای مومن در دل من کافری است مرا بشکن و او را بکش.
و عیاشی(1303) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که: لیظهره یعنی خداوند او را در رجعت غالب و پیروز کند.
و در منتخب البصائر(1304) به اسنادش به جابر بن یزید از امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که گفت: هیچ مومنی نیست مگر این که کشته شدن و مردنی دارد، اگر کسی کشته شود دوباره محشور می شود تا بمیرد و اگر بمیرد دوباره محشور می شود تا کشته شود آنگاه بر امام باقر (علیه السلام) این آیه کل نفس ذائقة الموت را تلاوت کردم حضرت فرمود: ادامه آیه و منشورة است، پرسیدم: مراد از منشورة چیست؟ فرمود: این گونه جبرئیل بر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده فرمود که: کل نفس ذائقة الموت و منشورة پس از آن فرمود: هیچ خوب و بدی در این امت نیست مگر این که محشور می شود، مومنان به سوی چیزی که چشم ایشان را روشن می کند و فاجران به عذاب الهی منشور و محشور می کردند، آیا نشنیده ای که خدای - تعالی - فرمود: و لنذیقنهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر(1305) یعنی: ما عذاب اندک را قبل از عذاب اکبر به ایشان بچشانیم. و فرمود: یا أیها المدثر قم فأنذر(1306) مراد از آن آل محمد (علیهم السلام) است که در رجعت قیام کرده و انذار می نماید و آیه انها لاحدی الکبر نذیرا للبشر(1307) مراد در رجعت است و فرمود: هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشکرون فرمود: خداوند او را در رجعت غالب می کند. و فرمود: اذا فتحنا علیهم بابا ذا عذاب شدید(1308) مراد علی بن ابی طالب (علیه السلام) در زمان رجعت است. جابر گفت: امام باقر (علیه السلام) فرمود: امیرالمومنین در آیه شریفه ربما یود الذین کفروا لو کانوا مسلمین فرمود: مراد زمانی است که من و شیعیانم و عثمان بن عفان و شیعیانش مبعوث شویم و در آن زمان بنی امیه را بکشیم در آن هنگام کفار دوست دارند که کاش مسلمان بودند.
آیه بیست و سوم: اذا فتحنا علیهم بابا ذا عذاب شدید در روایت قبلی بیان شد که مراد از باب علی بن ابی طالب (علیه السلام) در رجعت است.
آیه بیست و چهارم: ربما بود الذین کفروا لو کانوا مسلمین(1309)
در روایت قبلی بیان شد که مراد خروج امیرالمومنین (علیه السلام) و عثمان و کشتن بنی امیه در رجعت است.
آیه بیست و پنجم: و قل الحمد لله سیریکم آیاته فتعرفونها(1310) و بگو، ستایش خدایی را که آیات خود را به شما نشان می دهد و آنها را می شناسید.
از قمی(1311) روایت شده که آیات امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) هستند که وقتی به دنیا باز گردند دشمنانشان ایشان را می شناسد چه این که ایشان را در دنیا دیده اند.
آیه بیست و ششم: و یقولون متی هذا الفتح ان کنتم صادقین قل یوم الفتح لا ینفع الذین کفروا ایمانهم و لا هم ینظرون فأعرض عنهم و انتظر انهم منتظرون(1312) یعنی: و می گویند اگر راست می گویید این فتح در چه زمانی اتفاق می افتد، بگو روز فتح ایمان کفار به حال ایشان سودی ندارد و به آنها مهلت داده نمی شود، پس صبر کنید ایشان هم صبر می کنند.
قمی(1313) روایت کرده که این مثلی است که خداوند برای رجعت زده است، هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان رجعت را خبر داده، گفتند: متی هذا الفتح ان کنتم صادقین
آیه بیست و هفتم: قل رب اما ترینی ما یوعدون(1314) یعنی: بگو پروردگارا آیا وعده هایی که به ایشان داده می شود به من نشان می دهی.
در منتخب البصائر(1315) به اسنادش به جابر بن عبدالله روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز فتح چنین خطبه خواند: ای مردم شما را می شناسم که بعد از من کافر شده و باز می گردید و عده ای گردن دیگران را می زنند، و اگر چنین کنید با شمشیر با شما مقابله می کنم، آنگاه به سمت راست خود توجه کرد، مردم گفتند: جبرئیل به او اشاره کرد و به او گفت: و یا علی (یعنی من و یا علی) با شما مقابله می کنم. لذا آن حضرت فرمود: و یا علی با شما مقابله خواهد کرد.
و در روایتی ابان بن تغلب(1316) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد ان شاء الله و یا آن مقابله توسط علی بن ابی طالب (علیه السلام) اتفاق می افتد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا آن شخص به خواست خدا علی بن ابی طالب (علیه السلام) است، جبرئیل گفت: یکی از آن تو و دو از آن علی است و موعد شما در السلام است.
ابان پرسید: فدایت شوم! سلام کجاست؟
پاسخ فرمود: ای ابان سلام در پشت کوفه است.
گویم: آنگاه خدای - تعالی - (در ادامه آیه) فرمود: و انا علی أن نریک ما نعدهم لقادرون(1317) یعنی: ما بر نشان دادن آن چه به ایشان وعده داده ایم تواناییم مراد در رجعت است.
آیه بیست و هشتم: قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون(1318) یعنی: وای بر ما، چه کسی از گور ما را برانگیخت، این وعده رحمن و درستی گفتار پیامبران است.
در کافی(1319) به اسنادش از امام رضا (علیه السلام) روایت کرد که: من به امام رضا (علیه السلام) نوشتم و در آن از جفای اهل واسط و حمله ایشان به من شکایت کردم در واسط عده ای از طرفداران عثمان بودند که مرا آزار می کردند. حضرت با خط خود نوشت: خداوند از دوستان ما عهد گرفت تا صبر و شکیبایی در دولت باطل پیشه کنند، پس برای حکم پروردگارت شکیبا باش، اگر رهبر مردم هم قیام کند ایشان گویند: یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن
آیه بیست و نهم: انا لننصر رسلنا و الذین آمنوا فی الحیاة الدنیا و یوم یقوم الأشهاد(1320) یعنی: ما پیامبران خویش و کسانی را که در دنیا ایمان آورده اند و در روزی که همه بلند می شوند یاری می کنیم.
در منتخب البصائر(1321) از جمیل بن دراج از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که گفت: پرسیدم معنای آیه (انا لننصر رسلنا...) چیست؟ فرمود: آیه در رجعت است، آیا ندیده اید که بسیاری از انبیاء (علیهم السلام) در دنیا یاری نشده اند و کشته شده اند و امامان نیز شهید شده اند و یاری از ناحیه پروردگار نگردیده اند.
پرسیدم: واستمع یوم یناد المنادی من مکان قریب یوم یسمعون الصحیة بالحق ذلک یوم الخرج(1322) یعنی: و بشنو روزی که منادی از مکان نزدیک ندا می دهد ایشان صیحة حقانی را می شنوند و این روز خروج و مبعث است.
فرمود: این آیه درباره رجعت است.
و قمی(1323) از احمد بن ادریس از عیسی همانند آن را روایت کرده و در آن(1324) آمده: و بعد از انبیاء (علیهم السلام)، ائمه (علیهم السلام) کشته شده اند و در دنیا یاری نشده اند.
آیه سی ام: استمع یوم یناد المنادی من مکان قریب... تفسیر آن را دیدید.
آیه سی و یکم: ان الله اشتری من المومنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراة والانجیل والقرآن و من أوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم(1325)
عیاشی(1326) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که درباره این آیه از آن حضرت سوال شد، آن حضرت فرمود: یعنی در میثاق آنگاه آیه التائبون را قرائت کردم، فرمود: من التائبین العابدین تا آخر آیه را نمی خوانم و فرمود: هنگامی که ایشان را دیده ای در آن هنگام ایشان کسانی اند که خداوند از ایشان جان ها و اموال ایشان را خریده است. یعنی در رجعت و در منتخب البصائر از ابو بصیر همانند آن روایت شده است.
آیه سی و دوم: و من کان فی هذه أعمی فهو فی الاخرة أعمی و أضل سبیلا(1327) یعنی: هر کس در این دنیا نابینا باشد در آخرت نیز نابینا خواهد شد بلکه گمراهی او بیشتر خواهد شد.
در منتخب البصائر(1328) به اسنادش از ابو بصیر از یکی از این دو امام (علیهما السلام) درباره این آیه روایت کرده است که فرمود: آیه در رجعت است و عیاشی از حلبی از ابو بصیر همانند این را روایت کرده است.
آیه سی و سوم: ثم رددنا لکم الکرة علیهم و أمددناکم بأموال و بنین و جعلناکم أکثر نفیرا(1329) یعنی: من شما را برای کره ای دیگر (حمله ای دیگر بر ایشان) بازگردانیدم و با مال ها و فرزندان شما را یاری رسانیدم و بر جمعیت شما افزودیم.
در کافی(1330) به اسنادش از عبدالله بن قاسم بطل از امام صادق (علیه السلام) در آیه شریفه و قضینا الی بنی اسرائیل فی الکتاب لتفسدن فی الأرض مرتین(1331) یعنی: به بنی اسرائیل در کتاب وحی کردیم که شما دوبار در زمین فساد می کنید. فرمود: کشتن علی بن ابی طالب و نیزه زدن بر امام حسن (علیه السلام) و لتعلن علوا کبیرا(1332) یعنی: بسیار بزرگی و رفعت می گیرید. فرمود: مراد کشتن امام حسین (علیه السلام) است، فاذا جاء وعد أولاهما(1333) یعنی: هنگامی که زمان یاری و انتقام از خون حسین (علیه السلام) آمد بعثنا علیکم عبادا لنا أولی بأس شدید فجاسوا خلال الدیار(1334) یعنی: هنگامی که وعده نخستین آمد ما بندگانی قدرتمند بر شما می فرستیم، ایشان در بین شهرها جستجو می کنند. فرمود: عده ای هستند که خداوند قبل از خروج حضرت قائم بر می انگیزد، هیچ خونی از آل محمد (علیهم السلام) را نمی بیند مگر این که او را می کشند. و کان وعدا مفعولا یعنی: وعده مزبور انجام خواهد شد. یعنی خروج قائم (علیه السلام) ثم رددنا لکم الکره علیهم(1335) یعنی خروج حضرت امام حسین (علیه السلام) با هفتاد تن از یاران خود هر کدام کلاه خودهای طلایی دو رو دارند و به مردم می رسانند که این حضرت امام حسین (علیه السلام) است که خارج شد و مومنین در آن شبهه ای ندارند.
و عیاشی(1336) از صالح بن سهل همانند این را با تفاوتی اندک در الفاظ نقل کرده است.
و در جامع الفوائد(1337) به اسنادش به ابی الجارود از کسی که از حضرت علی (علیه السلام) شنیده نقل کرده است که حضرت فرمود: العجب کل العجب بین جمادی و رجب... یعنی: همه شگفتی ها در بین جمادی و رجب است.
مردی بلند شد و گفت: ای امیرالمومنین امری که این همه باعث شگفتی شده چیست؟
فرمود: مادرت به عزایت بنشیند کدام شگفتی از این شگفت تر که مردگان دشمنان خدا و رسول و اهل بیت را بشکند، و این تأویل آیه شریفه: یا أیها الذین آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم قد یئسوا من الخرة کما یئس الکفار من أصحاب القبور یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید، با گروهی که خداوند بر ایشان خشم گرفته دوستی نکنید، ایشان از آخرت مأیوسند همان گونه که کافران از مردگان مایوس می باشند.
هنگامی که کشتار فوق العاده شدت گرفت می گویند: مرد و یا هلاک شد، در کدام دشت می رود و این تأویل این آیه است که: ثم رددنا لکم الکرة علیهم و أمددناکم بأموال و بنین و جعلناکم أکثر نفیرا و روایت در این باره فراوان از امیرالمومنین (علیه السلام) رسیده است.
سی و چهارم: یا أیها الذین آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم قد یئسوا من الاخرة کما یئس الکفار من أصحاب القبور(1338) تفسیر آن گذشت.
سی و پنجم: ربنا أمتنا اثنتین و أحییتنا اثنتین(1339) یعنی: پروردگارا! دو بار ما را میراندی و دو بار ما را زنده کردی.
قمی(1340) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که آیه درباره رجعت است.
و در منتخب البصائر(1341) از کتاب مشیخه حسن بن محبوب به اسنادش از محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه روای شده که فرمود: این ویژه گروه هایی در رجعت بعد از مرگ است و در قیامت نیز پیاده می شود. پس خداوند ستمگران را از رحمت خود دور کند!
گویم: کنکاش و تفسیر این آیه:
مفسران بر این رفتند که مراد از دو بار زنده کردن این است که یک بار احیاء و زنده کردن در شکم مادران و بار دیگر در قبر صورت می گیرد تا به حال سوال منکر و نکیر پاسخ دهد. و مراد از دوبار میراندن، میراندن در دنیا و میراندن در قبر است، لیکن این تفسیر با ظاهر آیه شریفه سازگاری ندارد، چه این که آیه این است:
ان الذین کفروا ینادون لمقت الله أکبر من مقتکم أنفسکم اذ تدعون الی الایمان فتکفرون قالوا ربنا أمتنا اثنتین و أحییتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل ذلکم بأنه اذا دعی الله وحده کفرتم و ان یشرک به تومنوا فالحکم لله العلی الکبیر(1342) یعنی: کسانی که کفر ورزیده اند، به آنها ندا می شود که دشمنی خدا با شما بیش از دشمنی خود شما با خودتان است، آیا شما به سوی ایمان خوانده می شوید ولی اجابت نمی کنید و کفر می ورزید، گفتند: پروردگارا ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی، ما به گناهان خویش اعتراف نموده ایم. آیا راهی برای بیرون رفتن است.
علت آن این است که هنگامی که خداوند به تنهایی خوانده شد کفر ورزیده و اگر شرک ورزیده شود شما ایمان می آورید. پس حکم از آن خداوند بلند مرتبه بزرگ است و از ظاهر این آیه فهمیده می شود که ربنا أمتنا اثنتین و أحییتنا اثنتین تصدیق آیه لمقت الله أکبر من مقتکم أنفسکم اذ تدعون الی الایمان فتکفرون است و لذا به گناهان خویش اعتراف کردند و اقرار نمودند که راهی برای بیرون رفتن از عذاب ندارند، بنابراین دو احیاء و دو اماته علت برای استحقاق عذاب همیشگی ایشان شده که راهی برای فرار باقی نگذاشته است.
و روشن است که احیاء و اماته در قبر برای این منظور مفید نیست، نیز احیاء و اماته در رجعت نیز در آن مفید نمی باشد، چنان که برخی در روایت قمی از امام صادق (علیه السلام) داده اند، بنابراین باید مراد دو احیاء و دو اماته ای باشد که در استحقاق عقاب مدخلیتی داشته باشد.
گویم: شما در فقره و دعائم الاخیار و غیره فهمیدید که خداوند در انسان بلکه در همه عالم نمونه عالم اکبر را به ودیعت گذاشته است، بنابراین در حقیقت انسان دو نجد که عبارت از اسم خدایی است که مبدأ خیرات می باشد و نیز طاغوت که مصدر همه شرور است به ودیعت گذاشته تا اختیار در انسان محقق شود و لذا خداوند انسان را قادر ساخته تا هر یکی از دو نجد و اسم را زنده کند و از راه آن سلوک نماید و به اله الاله و رب الارباب برسد و میراندن آن دو به نرفتن از آن مسیر و ترجیح مسیر دیگر است، پس هر انسانی که ایمان به خدا آورده و به طاغوت کفر ورزیده اسم خدا را احیاء کرده و اسم طاغوت را میرانده و خداوند را ولی خود قرار داده، از ظلمات طاغوت به نور اسم الله می رسد و به عروة الوثقی که هرگز پاره نمی شود چنگ می زند. و هر کس به خدا کفر بورزد و طاغوت را زنده کند طاغوت ولی اوست و او را از نور خدا به تاریکی طاغوت می برد، این عده دوزخی و در آن جاودانند، پس مراد از آیه شریفه این است که خداوندا ما را توانایی دادی تا عالم خود و ظلمت را احیاء کنیم و یا آن دو را بمیرانیم ما با اختیار خویش احیاء عالم ظلمت را بر عالم نور ترجیح دادیم، بنابراین راهی برای خروج از عذاب نداریم، چنانکه آیه شریفه هل ینظرون الا أن تأتیهم الملائکة أو یأتی ربک أو یأتی بعض آیات ربک یوم یأتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون(1343) بر آن دلالت دارد.
قمی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هنگامی که خداوند به تنهایی یاد شود یعنی اگر خدا با ولایت کسانی یاد شود که فرمان به ولایت او داد شما کفر می ورزید و اگر خدا شریک ورزیده شد یعنی به ولایت کسانی که حق ولایت ندارند دعوت شوید ایمان به ولایت او می آورید.
و در کافی از آن حضرت (علیه السلام) روایت شده که فرمود: یعنی: هنگامی که خدا و یا اهل ولایت خوانده شوند کفر می ورزید.
آیه سی و ششم: هل ینظرون الا أن تأتیهم الملائکة أو یأتی ربک أو یأتی بعض آیات ربک یوم یأتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون یعنی: آیا منتظرند تا فرشتگان آیند یا پروردگار آید و یا برخی از آیات پروردگار بیاید، روزی که برخی از آیات پروردگار بیاید کسی را که قبلا ایمان نیاورد و یا در ایمان خود خیری کسب نکرده ایمانش سودی ندارد، پس منتظر بمانید ما نیز منتظریم.
در توحید(1344) از امیرالمومنین (علیه السلام) در آیه: أو یأتی بعض آیات ربک... روایت شده که فرمود: یعنی قبل از آمدن این آیه، و این آیه و نشانه طلوع خورشید از مغربش می باشد.
و نظیر آن در احتجاج از آن حضرت روایت شده است.
و قمی(1345) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که در آیه أو کسبت فی ایمانها خیرا فرمود: هنگامی که خورشید از مغربش طلوع کرد اگر در آن روز کسی ایمان بیاورد، ایمانش سودی به حال وی ندارد.
و در خصال(1346) از آن حضرت روایت شده است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی خورشید از مغربش طلوع کرد همه مردم در آن روز ایمان می آورند، ولی هیچیک را سودی ندارد. و اخبار در این که مراد از طلوع خورشید از مغربش کنایه از ظهور حضرت قائم - عجل الله فرجه الشریف - می باشد، فراوان است.
و در اکمال(1347) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: آیات ائمه (علیهم السلام) هستند و! آیه ای که انتظارش را می کشند حضرت قائم می باشد. در آن روز هیچکس را ایمان سودی ندارد.
و در احتجاج(1348) از ناحیه مقدسه به محمد حمیری آمده است که: أشهد أنک حجة الله أنتم الأول و الاخر و أن رجعتکم حق لا ریب فیها یوم لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا
و بعدا خواهد آمد.
آیه سی و هفتم: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون(1349) یعنی: ما بعد از ذکر در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث می برند.
در بحار(1350) از کتاب علل الشرایع تألیف محمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم روایت کرده است که نسخه ای عتیق از آن کتاب در نزد ما بود، گفت: خداوند در کتاب خود به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داد که چه حوادث و مصیبت هایی از قبیل قتل و غصب و بلاها بر ایشان وارد می شود و سپس خداوند ایشان را به دنیا باز می گرداند تا دشمنان خویش را بکشند و زمین را به ایشان بدهد و این آیه شریفه: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون و فرموده حق تعالی: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات...(1351) است.
و در صافی از قمی(1352) روایت شده که گفت: مراد قائم و یاران او هستند. گفت: در زبور حوادث آینده و تحمید و تمجید و دعا موجود است.
و در روایت دیگر(1353) خداوند زبور را به داود داد و در آن توحید و تمجید و دعا و خبرهای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) و اخبار رجعت و حضرت قائم موجود است.
آیه سی و هشتم: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا(1354)
در کافی(1355) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از این پرسیدند، امام صادق (علیه السلام) فرمود: ایشان ائمه (علیهم السلام) هستند.
و از امام باقر روایتش ده که خداوند در کتاب خود درباره والیان امر بعد از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آیه وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون نازل کرده، خداوند می فرماید: شما را جانشین علم و دین و عبادت خویش بعد از پیامبرم کرده ام، چنان که اوصیاء آدم بعد از او... تا این که فرمود: خداوند والیان امر را بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قدرت بر علم داد و ما آنها هستم.
قمی(1356) روایت کرد که آیه در قائم آل محمد (علیه السلام) نازل شده است.
و در مجمع آمده است که از اهل بیت روایت شده که آیه درباره حضرت آل محمد (علیهم السلام) نازل شد.
و گفت: عیاشی(1357) به اسنادش از علی بن الحسین (علیه السلام) روایت کرده که وی آیه شریفه یاد شده را قرائت کرد و فرمود: به خدا سوگند ایشان شیعه اهل بیت هستند، خداوند ایشان را با دست مردی از ما یعنی مهدی (علیه السلام) خلیفه قرار می دهد. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره وی فرمود: لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی أتی رجل من عترتی اسمه اسمی یملأ الأرض عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما
فرمود: و همانند این روایت از امام باقر(1358) و امام صادق (علیهما السلام) روایت شده که گفت: بنابراین مراد از الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات پیامبر و اهل بیت او (علیه السلام) هستند.
گوید: و مراد از آیه و روایت رجعت است، چه این که ایشان هنوز نتوانسته نعمت هایی که خداوند به ایشان داده اظهار کنند، چه رسد به این که خداوند به ایشان قدرت و تمکن داده و بیم ایشان را به امنیت بدل کرده باشد، خداوند ستم کنندگان بر حقوق ایشان را لعنت کند و برائت از ایشان را روزی ما کند.
آیه سی و نهم: و ان للذین ظلموا عذابا دون ذلک ولکن أکثرهم لا یعلمون(1359) یعنی: کسانی که ستم کرده اند، عذابی کمتر از آن دارند، لیکن بیشترشان نمی دانند.
قمی(1360) گفت: مراد عذاب رجعت با شمشیر است.
و در بحار(1361) و در روایت سعد بن عبدالله در انواع آیات قرآنی به روایت ابن قولویه که نسخه ای عتیق در نزد ما بود آمده است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: جبرئیل این آیه را چنین نازل کرده است: فان للظالمین آل محمد حقهم عذابا دون ذلک و لکن أکثر الناس لا یعلمون یعنی عذابا فی الرجعة یعنی: ستمگران که به حق آل محمد (علیهم السلام) ستم کرده اند عذابی کمتر دارند و لیکن بیشتر مردم نمی دانند، یعنی عذابی در رجعت دارند.
آیه چهلم: سنسمه علی الخرطوک(1362)
قمی(1363) گفت: آیه در رجعت به هنگام بازگشت امیرالمومنین و بازگشت دشمنان ایشان است آن حضرت با داغی بر دشمنان داغ می نهد، چنان که در چارپایان بر روی بینی و لبان داغ زده می شوند.
آیه چهل و یکم: کل نفس ذائقة الموت(1364)
عیاشی(1365) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که: هر کس کشته شد طعم مرگ را نمی چشد، آنگاه فرمود: باید برگردد تا طعم مرگ را بچشد و از آن حضرت روایت شده که هر کس کشته شد محشور می شود تا بمیرد و هر کس مرد محشور می شود تا کشته شود.
و در منتخب البصائر(1366) به اسنادش به جابر بن زید از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که گفت: هیچ مومنی نیست مگر این که مرگ و قتلی در پیش رو دارد، اگر کشته شود محشور می شود تا بمیرد و اگر بمیرد محشور می شود تا کشته شود. آنگاه بر امام باقر (علیه السلام) این آیه کل نفس ذائقة الموت را تلاوت کردم، فرمود: و منشورة ادامه آیه است. پرسیدم: معنای منشورة چیست؟ فرمود: جبرئیل این گونه آیه را نازل فرموده است: کل نفس ذائقة الموت فرمود: هیچ نیکوکار و بدکاری در این امت نیست مگر این که محشور می شود، مومنون به سوی روشنی چشم خوش و فاجرا به سوی عذاب خدا محشور می گردند. آیا نشنیده ای که خداوند فرمود: و لنذیقنهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر(1367)
آیه چهل و دوم: ولنذیقنهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر
قمی گفت: عذاب رجعت با شمشیر است و در آیه سابق در روایت امام باقر معلوم شد که در رجعت است.
آیه چهل و سوم: و قل الحمد لله سیریکم آیاته فتعرفونها(1368)
از قمی:(1369) آیات امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) به هنگام مراجعت به دنیا هستند که دشمنان ایشان چون ایشان را در دنیا دیده اند ایشان را می شناسند.
امیرالمومنین (علیه السلام)(1370) فرمود: و الله ما لله آیة أکبر منی یعنی: به خدا قسم خداوند آیه ای بزرگ تر از من ندارد.
این چهل و سه آیه برخی در رجعت صراحت داشته و برخی تفسیر به آن شده اند و از مجموع این اخبار استفاده می شود که در آیه ای که تا زمان حضرت قائم (علیه السلام) پیاده نشده که غیر از بهشت و جهنم باشد، در رجعت پیاده می شود. ما سخن را بیش از این طولانی نمی کنیم.
اخبار نیز با آنچه در ضمن آیات و تفسیر آنها یاد کردیم کافی است. مسأله رجعت به نزد کسانی که ایمان به خدا و رسول و خلفایش آورده اند ظاهرتر از این است که بخواهیم استدلال بر آن کنیم، بلکه مرحوم مجلسی در باب رجعت بیان کرده که اخبار در رجعت بیش از دویست حدیث صریح است، این اخبار را و چهل و چند راویان ثقه و بزرگان و دانشمندان برجسته در بیش از پنجاه کتاب خود ذکر کرده اند.
1. مثل ثقة الاسلام کلینی: 2. صدوق محمد بن بابویه و قریب چهل و چند نفر را نام برد. هر کس خواهد به کتاب غیبت بحار مراجعه کند.
اکنون که این چند لمعه را فهمیدید بدان که مفاد این لمعه ها این است که بر خداوند لازم است که وعده های خویش در آیات را که در لمعه سوم آمده محقق سازد. و نیز شرط خدا بر مومنین برای رسیدن به بهشت هنوز محقق نشده است. چه این که جنگ و کشتن و کشته شدن در مورد همه اتفاق نیفتاده است، و لذا آن عهدی که خداوند در تورات و انجیل و قرآن بسته و هنوز با همه اسمای حسنی خود عبادت نشده و دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر همه ادیان مطابق وعده اش چیره نگردیده است.
علاوه این که بدون آن با غرض حق - تعالی - منافات دارد.