فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و شرف محلکم و منزلتکم

شرف به حرکت شین و راء است و مراد از آن در اینجا علوم می باشد و مقصود از آن مرتبه قدر و قضا از عوالم ایشان می باشد.
فرمود:

و کرامتکم علیه

مراد از کرامت ایشان بر خدا در عالم اذن و ظهور در اعیان است، به این که خداوند انعقاد نطفه ایشان را همانند دیگر مردم قرار نداده است.

در چگونگی مراحل ولادت ائمه (علیهم السلام)

فرمود:
و خاصتکم لدیه
مراد از آن مرتبه ولادت ایشان می باشد، چه این که ایشان به گونه ای متولد می شوند که دیگران بر آن گونه متولد نمی شوند، روایت کافی شاهد این دو مورد است:
در کافی(1184) به اسنادش به ابو بصیر روایت کرده که گفت: در سالی که فرزندش موسی بن جعفر (علیهما السلام) متولد شده بود، حج کردم. هنگامی که در ابواء سفره غذا پهن نموده بود و عادت وی این بود که در هنگام سفره نهادن برای اصحاب غذاهای پاکیزه و فراوان می آورد، در حال خوردن بودیم که فرستاده حمیده به خدمت حضرت آمد، حالی بر من طاری شده که من آن را نداشتم، چه این که زایمان من فرا رسیده و به من دستور دادی که قبل از تو به فرزندت دست نزنم، امام صادق (علیه السلام) برخاست و با فرستاده او رفت، وقتی برگشت، یاران عرضه داشتند خداوند تو را خوشحال کند و ما را فدایت نماید. حمیده در چه حالی است؟ فرمود: خداوند او را حفظ کرد و به او فرزندی داد که بهترین مخلوق اوست. حمیده به من چیزی را خبر داد و گمان کرد که من آن را نمی دانم، در حالی که من بهتر از او می دانستم.
پرسیدم: فدایت شوم حمیده چه خبری داد؟
فرمود: حمیده گفت: هنگامی که به دنیا آمد و به زمین رسید دست خود را بر زمین گذاشت و سر را به آسمان بلند کرد، من به او خبر دادم که این نشانه ای است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) داده و نشانه وصی بعد از آن حضرت است.
پرسیدم: فدایت شوم، این چگونه علامتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و وصی بعد از اوست، فرمود: آن شبی که جدم در رحم قرار گرفت، از عالم غیبی کاسه ای نوشیدنی برای او آوردند، آن شربت از آب رقیق تر و از سرشیر نرم تر و از عسل شیرین تر و از یخ سردتر و از شیر سفیدتر بود، پدرش را نوشانید و به او فرمان داد تا در آمیزد، برخاست و در آمیخت و جد من در رحم قرار گرفت.
و آن شبی که پدرم در رحم قرار گرفت نیز کسی شربتی نظیر همان شربتی که پدرم جدم نوشیده بود برای جدم آوردند، وی آن شربت را نوشید و همان دستور را داد و پدرم در رحم قرار گرفت، و آن شبی که من در رحم قرار گرفتم، چنین شربتی برای پدرم آوردند او نوشید و به او همان دستور را دادند، او برخاست و در آمیخت و من در رحم قرار گرفتم.
و زمانی که فرزندم در رحم قرار گرفت، کسی آمد و همانطور که برای آنها آورده بودند برای من نیز آوردند و من به قضای الهی در حالی که خوشحال بودم که خداوند به من فرزندی عنایت می کند، بلند شدم و در آمیختم و این فرزندم در رحم قرار گرفت. او را دریابید و به خدا قسم او امام شما بعد از من است و نطفه امام این گونه در رحم قرار می گیرد که تو را خبر دادم.
هنگامی که نطفه چهار ماه در رحم قرار گرفت و روح در آن دمیده شد خدای - تعالی - فرشته ای به نام حیوان را می فرستد تا بر بازوی راست او بنویسد: و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السمیع العلیم(1185) و هنگامی که از شکم مادرش بیرون می آید دست خود را بر زمین می گذارد و سر خویش را به طرف آسمان می نماید، علت این که دستانش را بر زمین می گذارد این است که وی همه دانش هایی که خداوند از آسمان به زمین می فرستد را می گیرد.
و علت بالا بردن سرش به طرف آسمان این است که منادی از بطنان عرش ندا از طرف رب العزه از افق اعلی نام او و پدرش را ندا می کند و می گوید: ای فلان پسر فلانی، استوار باش، استوار می گردی به خاطر آفرینش عظیمی که انجام داده، چه این که تو برگزیده از خلایق منی و جایگاه سر و صندوقچه علم من هستی و امین من بر وحی خلیفه ام بر زمین هستی، رحمت خود را برای تو و دوستان تو واجب کردم و بهشتم را به تو بخشیدم و تو را به جوار خویش فرود آوردم.
به عزت و جلالم سوگند هر کس با تو دشمنی کند او را به عذابی دردناک عذاب کنم. اگر چه در دنیا بر او وسعت در رزق داده باشم، هنگامی که صدای آن منادی پایان یافت، آن فرزند پاسخ می دهد و در این حال دستان خود را به سوی آسمان بلند می کند و می گوید: شهد الله أنه لا اله الا هو والملائکة و أولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم(1186) فرمود: هنگامی که چنین فرمود، خداوند به او علم اولین و آخرین را عطا می کند و لایق زیاده شدن روح در شب قدر می شود.
پرسیدم: فدایت شوم آیا مراد از روح جبرئیل است؟
پاسخ فرمود: روح بزرگ تر از جبرئیل است، جبرئیل از فرشتگان است و روح خلقتی بزرگ تر از فرشتگان (علیهم السلام) است. آیا خداوند نمی فرماید: تنزل الملائکة و الروح(1187) یعنی: خداوند فرشتگان و روح را می فرستد و در همان کتاب(1188) به اسناد دیگر از ابو بصیر همانند آن روایت شده است و نیز اخبار دیگری(1189)(1190) آمده که هر کس خواهد به آن مراجعه کند.