فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

فجعلکم فی بیوت

در این که فرمود: فی بیوت حکایت از سخن حق - تعالی - کرد که: الله نور السموات والأرض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کأنها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونه لا شرقید و لا غربیة یکاد زیتها یضی ء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الأمثال للناس و الله بکل شی ء علیم فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه(1151)
بیوت در این آیه به ایشان (علیهم السلام) تفسیر شده، در کافی(1152) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که این بیوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و در این کتاب(1153) و نیز در اکمال(1154) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که مراد از آنها بیوت پیامبران و رسولان و حکما و ائمه (علیهم السلام) است.
و قمی(1155) از آن حضرت روایت کرده که مراد بیوتات انبیاء است و بیت علی از آن است.
و در کافی(1156) از آن حضرت (علیه السلام) روایت شده که: قتاده به آن حضرت گفت: به خدا سوگند من در پیش فقها نشستم، هرگز دلم آن طور که در خدمت شما مضطرب گردید، مضطرب نشد. حضرت پاسخ داد: آیا می دانی که در کجا هستی؟ در خانه ای که خداوند اجازه داد که بلند گردد و در آن یادش شود، تو در آن جا هستی و ما همان ها هستیم.
قتاده گفت: به خدا سوگند درست است، خداوند مرا فدایت کند، به خدا قسم، بیوت مراد بیوت ساخته شده از سنگ و گل نیست.
فرمود:
أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه
اذن به معنای اباحه است. رفع القوم: هنگامی که در شهرها رفعت یابند.
مراد این است که خداوند بر ما منت گذاشت به این که فطرت ما را از اضافه آنچه شما را آفرید بیافریند، همین سبب کامل ذکر خدا در عوالم ما شده، چه این که بیان شد که شما جایگاه های شناخت خدا هستید، یعنی مرتبه ای هستید که خداوند در عوالم خود مرتبه ای ترتیب داد که خلق بتوانند به آن صعود کنند و هنگامی که فطرت ما را از اضافه فطرت شما آفرید، برای ما مباح ساخت که با ذکر شما یاد خدا کنیم و با معرفت شما به شناخت خداوند برسیم، پس شما خانه های ذکر خدا هستید و هر کس خواست باید به سر شما در عالم وی صعود کند و آن عالم همان است که خداوند آن را از اضافه فطرت شما آفرید، چنان که فرمود: الله نور السموات والأرض و فرمود: فی بیوت أذن الله پس شما آن اسم و آن نورید، چنان که روایت آن در و مصابیح الدجی آورده شد، و این که نور در آیه فوق ائمه (علیهم السلام) هستند، و خدا مَثَلی ندارد و این مثل را خداوند برای مومن زده است، چنان که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده بود.
فرمود:

و جعل صلواتنا علیکم و ما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهارة لأنفسنا و تزکیة لنا

در فقره و اقمتم الصلوة بیان شد که حقیقت صلوة دعاست و حقیقت دعا صعود به بالا رفتن خواننده و دعا کننده به مرتبه مدعو و یا نزول به آن مرتبه است، پس مراد از درود بر آنها در صلوتنا علیکم یعنی خواندن ایشان به این که همه مراتب از قبیل عالم جسم و افعال و ملکات و نفوس و غیره را تسلیم کرده و به سرّ خویش از اسم الله که خداوند آن را مبدأ ظهور شیعه ایشان در سر قرار داده و در علانیه طاعت ایشان را بر گردن گرفته که لازمه آن فرمانبرداری از همه اوامر و دوری از همه نواهی می باشد اقبال کرده و روی آورند.
و نیز در قول به اللهم صل علی محمد و آله چنان که بارها آن را بیان کردیم و امثال آن، و بر اخباری دیگر که دلالت می کنند بر این که همه عبادات از شاخه های آن اصل است، چنان که همه زشتی ها و فواحش و منکرات از شاخه های دشمنان ایشان است.
پس این که فرمود: و جعل صلوتنا علیکم عطف بر من علینا است از قبیل عطف لازم بر ملزوم، یعنی از آنجایی که خداوند بر ما منت نهاد به این که فطرت ما را از زیادی فطرت شما قرار داد و شما را برای ما بیوت ذکرش قرار داده که خداوند اجازه داده که بلند شده و رفعت یابد و به سوی آن صعود و رفعت یابند، بر آنها روی آوریم و در آن اسم خدای - تبارک و تعالی - را یاد کنیم و همین علت تامه در خواندن و روی آوردن به سوی شما و موالات شما در سر و علانیه شده و همین سبب گردیده تا آفرینش ما خوش و نفوس ما پاکیزه و فطرت ما پاک گردد، و اگر چنین نمی بود ولادت ما پاکیزه و فطرت ما پاک نمی شد و نفوس ما طاهر نمی گردید، پس در فقره صلوتنا علیکم باید معنای اقبال و روی آوردن و همانند آن اشراب شود، یعنی فعلی که به علی متعدی گردد تا این که علی به صلوة هماهنگ شود، چه این که در اخبار مستفیض وارد شده صلوة مردم بر اهل بیت به معنای دعا است. و این جمله و ما خصنا به من ولایتکم ولایت به فتح و او به معنای امارت است و مراد این است که خدای - تعالی - با آفرینش فطرت ما از اضافه فطرت شما خصوصیتی به ما داده است، پس شما در همه عوالمی که خداوند به ما داد از قبیل عالم جسم تا عالم ذات اولیای ما هستید، لذا همه عوالم ما با همه شؤون پاکیزه و طاهر شده و به همین خاطر ما موحد شده و به انبیا و اوصیا ایمان آورده و به فضائل ایشان اقرار کرده ایم و در دنیا از ایشان فرمان برده ایم. در تحت پرچم ایشان در آخرت قرار گرفته و رستگار شده ایم.
و سپاسگزار خداوند به آن گونه که شایسته است هستیم، چه این که خداوند فرمود: و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا(1157) یعنی: هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد، ایشان با کسانی اند که خداوند به آنها نعمت داده است، یعنی با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان و چه خوب رفیقی هستند.
عیاشی(1158) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: خداوند در کتاب خود شما را یاد کرده و فرمود: فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم پس رسول خدا در آیه شریفه النبیین و ما در این موضع الصدیقین و الشهداء و شما الصالحون هستید. پس ایشان به صلاح نامیده شده اند، چنان که خداوند شما را به صلاح نامیده است.
و در آن کتاب از امام رضا (علیه السلام)(1159) روایت شده که فرمود: بر خداوند است که ولی ما را رفیق و همراه پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان قرار دهد و ایشان خوب رفیقانی اند، پس خوشا به حال کسانی که شما اولیای او هستید.

در این که چگونه پیامبر و آل (علیهم السلام) گناهان شیعیان را بر دوش می گیرند

فرمود:
و کفارة لذنوبنا
خداوند و رسولش و خلفایش ضامن آن شده اند. ضمانت خداوند در آیه شریفه الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات(1160) یعنی: مگر کسانی که توبه کرده و ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، خداوند گناهان ایشان را مبدل به حسنات می کند. می باشد، و برخی از اخبار را در این باره در فقره سعد من والاکم آورده ایم.
از جمله روایت امام رضا (علیه السلام)(1161) که از پدرش از پدرانش نقل فرموده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دوستی ما اهل بیت، گناهان را می پوشاند و حسنات را دو برابر و مضاعف می کند و خداوند مظالم عباد دوستان ما را خود به دوش می گیرد، مگر این که اصرار و یا ظلم بر مومنان باشد، پس خداوند به گناهان می گوید حسنات شوید.
و در حدیث لواء که در خصال(1162) به اسنادش از ابن عباس روایت کرده گفت: رسول خدا فرمود: جبرئیل در حالی که خوشحال بود و مرا بشارت می داد به نزد من آمد، پرسیدم: ای حبیب من جبرئیل! اکنون که خوشحال هستی به من بگو منزلت برادر و پسر عمویم علی بن ابی طالب (علیه السلام) در نزد پروردگار چه اندازه است؟
گفت: قسم به آن کس که تو را به حقیقت مبعوث کرد و برای رسالت خویش برگزید، من هم اکنون جز برای همین فرود نیامدم، علی اعلی بر هر دوی شما سلام رساند و فرمود: محمد پیامبر رحمت من و علی بر پا دارنده حجت من است، هر کس او را دوست بدار ولو معصیت کند او را عذاب نمی کنم و دشمنان او را ول فرمانم ببرند رحم نمی کنم...
اما ضمانت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایت قمی(1163) از امام صادق 4 (علیه السلام) آمده است: که از آیه شریفه لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر(1164) پرسیدند، فرمود: پیامبر گناهی نداشت و قصد گناهان نکرد، ولیکن خداوند گناهان شیعه او را بر او حمل کرد آنگاه به آن حضرت بخشید!.
و در مجمع البیان از آن حضرت مثل همین نقل شده است و در فقره المعصومون اخبار دیگری نقل شده است.
و درباره ضمانت ائمه (علیهم السلام) در روایت عیون(1165) از امام رضا از پدرانش از امیرالمومنین (علیه السلام) آمده که حضرت فرمود: پیامبر خدا فرمود: هنگامی که قیامت آید حساب شیعیان ما با ماست، هر کس مظالمی از مردم بر گردن داشته باشد ما از ایشان می خواهیم و به ما ببخشند، ایشان به ما می بخشند و مظالمی که بین ما و ایشان باشد ما سزاوارتر بر عفویم. و اخبار در این باره فراوان است که مرحوم مجلسی در بحار(1166) بابی در کتاب امامت باز کرده و تحقیق بیشتر آن در فقره بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة آمده است.
فرمود: