فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

حاملان علم ائمه (علیهم السلام) چه کسانی هستند

فرمود:
حتی من علینا بکم
یعنی خداوند ما را از اضافه ارواح شما آفرید و جبله ما را از زیادی جبله شما خلق نمود، چنانکه روایات آن در قبس سوم در بیان معنی روح و نور و طینت آورده شد.
در کافی(1144) به اسنادش از ابو بصیر روایت شده که: گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای ابو محمد در پیش ما سری از اسرار خدا و علمی از علم خداست که - به خدا سوگند - هیچ فرشته ای مقرب و پیامبری مرسل و مومن که خداوند دلش را به ایمان امتحان کرد نمی توانند آن را به دوش کشند، به خدا قسم خداوند احدی را غیر از ما بدان تکلیف نکرد و کسی غیر از ما را بدان امر نفرموده، در پیش ما سر و علمی از سر و علم خداست که خداوند ما را فرمان داده تا آن را برسانیم. ما آن سر و علم را از ناحیه خدا به مردم رساندیم، لیکن جایگاه و اهل و حمل کننده ای را نیافتیم تا آنها را حمل کند، به همین خاطر پروردگار اقوامی را از طینت ما آفرید و از نوری که پیامبر و فرزندانش را آفرید، ایشان را خلق نمود و با آن زیادی رحمتی که محمد و فرزندانش (علیهم السلام) را رحمت نمود بر ایشان رحمت آورد، ما هر چه که مامور تبلیغ آن بودیم به ایشان رساندیم و ایشان پذیرفتند و به دوش کشیدند و اقوامی که این مطالب از ما به ایشان رسید، ایشان پذیرفتند و به دوش کشیدند، یاد ما به ایشان رسید و دلهای ایشان به شناخت و گفتارهای ما تمایل پیدا کرد. اگر ایشان از این خلق نگردیده بودند، چنین نبودند، به خدا قسم آن را نمی توانستند به دوش کشند.
آنگاه فرمود: خداوند گروه هایی را برای دوزخ و آتش آفرید، به ما فرمان داد که به ایشان نیز برسانیم، ما به ایشان رساندیم ولی از آن بدشان آمد و دلهای ایشان فرار کرد و بر ما رد کردند، و آن را به دوش نکشیدند و تکذیب کردند، گفتند: ساحر و دروغگوست، لذا پروردگار بر دلهای ایشان مهر زد و آن مطالب را از یادشان برد، آنگاه زبان ایشان را به شمه ای از حق باز کرد، که ایشان از آن سخن می گویند ولی دلهای آنها منکر آن است. تا به واسطه آنها شرور از دوستان و اهل طاعت خویش برگرداند، اگر چنین نبود، خداوند در زمین عبادت نمی شد، لذا به ما فرمان داد تا از ایشان باز داریم و ستر و کتمان کنیم، پس شما نیز از کسانی که خداوند دستور به کتمان و ستر داده کتمان و ستر کنید. آنگاه دستانش را بلند کرد و گریست و فرمود: خداوندا! ایشان عده ای اندکند، حیات ما را حیات ایشان و مرگ ما را مرگ آنها قرار ده بر ایشان دشمنانی را مسلط نفرما تا ما از آن دردمند شویم، اگر ما را دردمند سازی، در زمین عبادت نمی شوی. و صلی الله علی محمد و آله و سلم تسلیما
و نیز در کافی(1145) از علی بن ابراهیم از پدرش از برقی از ابن سنان و یا دیگری که به ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام) رسانده روایت شده که فرمود: گفتار ما دشوار و سخت است، جز دلهایی که نورانی و یا سلیم هستند و یا اخلاق حسنه دارند آن را نمی پذیرند، خداوند عهد و میثاق از شیعه ما گرفت، چنان که از بنی آدم گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ پس هر کس وفا کرده خداوند بهشت را به ایشان پاداش می دهد و هر کس کینه ورزید و حقوق ما را ادا ننمود در آتش جاودان خواهد بود.
خداوند را بر این منت بزرگ سپاس می گذارم، آیا نعمتی از رضایت خدا و پیامبر و خلفایش و دعای ایشان در حق ما و دلسوزی به ما بالاتر است؟ آیا نعمتی از این بالاتر است که ایشان ما را محرم اسرار خود و آل محمد و آل طاهرین (علیهم السلام) قرار داد، خدای - تعالی - فرمود: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات أولئک هم خیر البریة(1146) یعنی: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، ایشان بهترین خلایق اند.
در امالی(1147) از جابر بن عبدالله روایت شده که فرمود: ما در نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم، حضرت علی بن ابی طالب آمد، حضرت فرمود: برادرم به نزد شما آمد، آنگاه به کعبه روی آورد و با دست بر او زد و فرمود: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، این مرد و پیروان وی در روز قیامت رستگارند، آنگاه فرمود: علی (علیه السلام) قبل از شما به من ایمان آورده است.
تا این که فرمود: لذا آیه شریفه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات... در حق او نازل شد. وی گفت: یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی علی (علیه السلام) می آمد می گفتند: بهترین مردم آمد. و از پیامبر درباره این آیه وارد شده که: آن حضرت به علی روی آورد و فرمود: به خدا سوگند ای علی! ایشان تو و شیعه تو هستید و میعاد تو و آنها فردای قیامت حوض است، در حالی که ایشان پیشانی سفید و دست و پای سفید و تاج بر سر دارند... و در مجمع البیان حدیثی در همین معنا نقل شده است.
و در محاسن(1148) از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: ایشان شیعه ما اهل بیت هستند، آنگاه فرمود: جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه(1149) یعنی: پاداش ایشان به نزد پروردگارشان بهشت عدن است که از زیر آن رودها جاری است، ایشان پیوسته در آن جاودانند، خداوند از ایشان خشنود و ایشان از خدا خشنودند، این پاداش کسانی است که از پروردگارشان بهراسند.
در کافی(1150) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که آن حضرت به مردی از شیعیان خود فرمود: شما اهل رضایت از خدایید، خداوند از شما راضی است و فرشتگان، دوستان شما در خیرات هستند. هنگامی که می کوشید دعا کنید و به هنگام غفلت بکوشید، و شما بهترین مردمانید، خانه های شما برای شما بهشت و قبرهای شما بهشت است، برای بهشت آفریده شده و نعمت های شما در بهشت است و به سوی بهشت می روید.
فرمود:

فجعلکم فی بیوت

در این که فرمود: فی بیوت حکایت از سخن حق - تعالی - کرد که: الله نور السموات والأرض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کأنها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونه لا شرقید و لا غربیة یکاد زیتها یضی ء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الأمثال للناس و الله بکل شی ء علیم فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه(1151)
بیوت در این آیه به ایشان (علیهم السلام) تفسیر شده، در کافی(1152) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که این بیوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و در این کتاب(1153) و نیز در اکمال(1154) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که مراد از آنها بیوت پیامبران و رسولان و حکما و ائمه (علیهم السلام) است.
و قمی(1155) از آن حضرت روایت کرده که مراد بیوتات انبیاء است و بیت علی از آن است.
و در کافی(1156) از آن حضرت (علیه السلام) روایت شده که: قتاده به آن حضرت گفت: به خدا سوگند من در پیش فقها نشستم، هرگز دلم آن طور که در خدمت شما مضطرب گردید، مضطرب نشد. حضرت پاسخ داد: آیا می دانی که در کجا هستی؟ در خانه ای که خداوند اجازه داد که بلند گردد و در آن یادش شود، تو در آن جا هستی و ما همان ها هستیم.
قتاده گفت: به خدا سوگند درست است، خداوند مرا فدایت کند، به خدا قسم، بیوت مراد بیوت ساخته شده از سنگ و گل نیست.
فرمود:
أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه
اذن به معنای اباحه است. رفع القوم: هنگامی که در شهرها رفعت یابند.
مراد این است که خداوند بر ما منت گذاشت به این که فطرت ما را از اضافه آنچه شما را آفرید بیافریند، همین سبب کامل ذکر خدا در عوالم ما شده، چه این که بیان شد که شما جایگاه های شناخت خدا هستید، یعنی مرتبه ای هستید که خداوند در عوالم خود مرتبه ای ترتیب داد که خلق بتوانند به آن صعود کنند و هنگامی که فطرت ما را از اضافه فطرت شما آفرید، برای ما مباح ساخت که با ذکر شما یاد خدا کنیم و با معرفت شما به شناخت خداوند برسیم، پس شما خانه های ذکر خدا هستید و هر کس خواست باید به سر شما در عالم وی صعود کند و آن عالم همان است که خداوند آن را از اضافه فطرت شما آفرید، چنان که فرمود: الله نور السموات والأرض و فرمود: فی بیوت أذن الله پس شما آن اسم و آن نورید، چنان که روایت آن در و مصابیح الدجی آورده شد، و این که نور در آیه فوق ائمه (علیهم السلام) هستند، و خدا مَثَلی ندارد و این مثل را خداوند برای مومن زده است، چنان که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده بود.
فرمود:

و جعل صلواتنا علیکم و ما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهارة لأنفسنا و تزکیة لنا

در فقره و اقمتم الصلوة بیان شد که حقیقت صلوة دعاست و حقیقت دعا صعود به بالا رفتن خواننده و دعا کننده به مرتبه مدعو و یا نزول به آن مرتبه است، پس مراد از درود بر آنها در صلوتنا علیکم یعنی خواندن ایشان به این که همه مراتب از قبیل عالم جسم و افعال و ملکات و نفوس و غیره را تسلیم کرده و به سرّ خویش از اسم الله که خداوند آن را مبدأ ظهور شیعه ایشان در سر قرار داده و در علانیه طاعت ایشان را بر گردن گرفته که لازمه آن فرمانبرداری از همه اوامر و دوری از همه نواهی می باشد اقبال کرده و روی آورند.
و نیز در قول به اللهم صل علی محمد و آله چنان که بارها آن را بیان کردیم و امثال آن، و بر اخباری دیگر که دلالت می کنند بر این که همه عبادات از شاخه های آن اصل است، چنان که همه زشتی ها و فواحش و منکرات از شاخه های دشمنان ایشان است.
پس این که فرمود: و جعل صلوتنا علیکم عطف بر من علینا است از قبیل عطف لازم بر ملزوم، یعنی از آنجایی که خداوند بر ما منت نهاد به این که فطرت ما را از زیادی فطرت شما قرار داد و شما را برای ما بیوت ذکرش قرار داده که خداوند اجازه داده که بلند شده و رفعت یابد و به سوی آن صعود و رفعت یابند، بر آنها روی آوریم و در آن اسم خدای - تبارک و تعالی - را یاد کنیم و همین علت تامه در خواندن و روی آوردن به سوی شما و موالات شما در سر و علانیه شده و همین سبب گردیده تا آفرینش ما خوش و نفوس ما پاکیزه و فطرت ما پاک گردد، و اگر چنین نمی بود ولادت ما پاکیزه و فطرت ما پاک نمی شد و نفوس ما طاهر نمی گردید، پس در فقره صلوتنا علیکم باید معنای اقبال و روی آوردن و همانند آن اشراب شود، یعنی فعلی که به علی متعدی گردد تا این که علی به صلوة هماهنگ شود، چه این که در اخبار مستفیض وارد شده صلوة مردم بر اهل بیت به معنای دعا است. و این جمله و ما خصنا به من ولایتکم ولایت به فتح و او به معنای امارت است و مراد این است که خدای - تعالی - با آفرینش فطرت ما از اضافه فطرت شما خصوصیتی به ما داده است، پس شما در همه عوالمی که خداوند به ما داد از قبیل عالم جسم تا عالم ذات اولیای ما هستید، لذا همه عوالم ما با همه شؤون پاکیزه و طاهر شده و به همین خاطر ما موحد شده و به انبیا و اوصیا ایمان آورده و به فضائل ایشان اقرار کرده ایم و در دنیا از ایشان فرمان برده ایم. در تحت پرچم ایشان در آخرت قرار گرفته و رستگار شده ایم.
و سپاسگزار خداوند به آن گونه که شایسته است هستیم، چه این که خداوند فرمود: و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا(1157) یعنی: هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد، ایشان با کسانی اند که خداوند به آنها نعمت داده است، یعنی با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان و چه خوب رفیقی هستند.
عیاشی(1158) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: خداوند در کتاب خود شما را یاد کرده و فرمود: فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم پس رسول خدا در آیه شریفه النبیین و ما در این موضع الصدیقین و الشهداء و شما الصالحون هستید. پس ایشان به صلاح نامیده شده اند، چنان که خداوند شما را به صلاح نامیده است.
و در آن کتاب از امام رضا (علیه السلام)(1159) روایت شده که فرمود: بر خداوند است که ولی ما را رفیق و همراه پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان قرار دهد و ایشان خوب رفیقانی اند، پس خوشا به حال کسانی که شما اولیای او هستید.