فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در عدم قبولی اعمال مخالفان

فرمود:
من اتبعکم فالجنة مأواه
و من خالفکم فالنار مثواه
مأوی منزل است، و خالف الرجل صاحبه او را دید وقتی دور شد بر زوجه وی داخل شد کنایه از ورود از غیر راه آن پس مراد این است که اگر کسی در چیزی وارد شود که خداوند آن را برای شما قرار داده، جایگاهش آتش است. مثوی از ثوی المکان و به یعنی اقامت در مکان طولانی شد، و جاودانی گردید به طوری که راهی به نجات وی نیست.
قمی(1083) در آیه وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة(1084) روایت کرد که مراد کسانی اند که با دین خدا مخالفت کرده و نماز گزارده و روزه گرفتند و با امیرالمومنین (علیه السلام) دشمنی کرده اند. خلاصه: عمل کرد و دشمنی نمود، هیچ یک از افعال ایشان پذیرفته نمی شود و روی های ایشان به آتش سرخ شده می رسد.
و در کافی(1085) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: برای ناصبی فرقی نمی کند که نماز بگزارد و یا زنا کند و این آیه درباره ایشان نازل شده است: عاملة ناصبة تصلی نارا حامیة(1086)
و از امام صادق (علیه السلام)(1087) از پدرش از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: هر ناصبی اگر عبادت کند و بکوشد، به این آیه عاملة ناصبة منسوب است.
بدان که در هر آیه ای که خداوند بهشت را وعده داده از آن پیروان اهل بیت است، و هر آیه ای که در آن وعید به دوزخ موجود است از آن مخالفان ایشان است.
و اما اخبار در این دو طائفه از حد تواتر بیرون است، بلکه فی الجمله از ضروریات مذهب و دین است و لذا نیازی نیست که اخبار آیات را در اینجا بیاوریم.

در کفر مخالفان

فرمود:
و من جحدکم کافر و من حاربکم مشرک
و من رد علیکم فی أسفل درک من الجحیم
اشاره به آیه شریفه: ان الذین آمنوا ثم کفروا ثم آمنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم یکن الله لیغفر لهم و لا لیهدیهم سبیلا(1088) یعنی: کسانی که ایمان آورده و آنگاه کافر شده اند، پس ایمان آوردند و آنگاه کفر ورزیدند آنگاه بر کفر خود افزودند، خداوند ایشان را نمی آمرزد و به راهی هدایت نمی کند.
قمی(1089) روایت کرده که آیه درباره کسانی که به رسول خدا ایمان آورده و اعتراف کردند و نه تصدیق نموده باشد و سپس کفر ورزیدند به این که عهدی نوشتند که نگذارند هیچگاه امر حکومت به اهل بیت برسد، هنگامی که ولایت نازل شد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عهد بر ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) گرفت، ایمان آوردند به این که اعتراف کردند ولی ایمان ایشان تصدیق نبود، هنگامی که رسول خدا درگذشت کفر ورزیده و بر کفر خود افزودند نازل شده است.
و عیاشی(1090) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که: آن دومی و سومی و چهارمی و عبدالرحمن و طلحه بودند که به هفت تن رسیدند و در آن مراتب ایمان و کفر ایشان را یاد کرد.
و از امام صادق (علیه السلام)(1091) وارد شده که: آیه شریفه در فلان و فلان و فلان نازل شده در ابتدا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آوردند آنگاه به هنگامی که ولایت بر ایشان عرضه گردید در آنجا که پیامبر فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه کفر ورزیدند، آنگاه با بیعت با امیرالمومنین ایمان آوردند در آن جا که به او گفتند: به امر خدا و رسولش باید بیعت کنید، بیعت نمودند، آنگاه در زمان رحلت پیامبر کفر ورزیدند و به بیعت اقرار و اعتراف نکرده اند، آنگاه برای کسانی که با ایشان بیعت کرده اند بیعت گرفته اند. در ایشان ذره ای ایمان باقی نماند. پایان.
ایشان ولایت را انکار کرده و کفر ورزیده و با امیرالمومنین جنگیده اند سپس شرک ورزیده اند، چه این که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ولایت را پذیرفته و اعتراف و اقرار کرده بودند که آن حضرت رسول خداست ولی درباره وصی او از شیطان پیروی کردند و با او جنگ کرده و وصایت و ولایت خدا و پیامبر را درباره او رد کردند، ایشان در پایین ترین درجه جهنم هستند چه این که خدا فرمود: لم یکن الله لیغفر لهم ولا لیهدیهم سبیلا یعنی: راه به سوی خیر ایشان را هدایت نمی کند تا کمی از عذاب رهایی پیدا نمایند، پس ایشان در پایین ترین طبقات آتش اند که اهل دیگر طبقات جهنم از ایشان متاذی می شوند، و عموم آیه شامل حال کسانی می شود که راضی به عمل ایشان هستند.
و نیز به قول خداوند اشاره دارد که: یعرفون نعمة الله ثم ینکرونها و أکثرهم الکافرون(1092) یعنی: نعمت خدا را می شناسند و آنگاه انکارش می کنند و بیشتر ایشان کافرند.
در کافی(1093) از امام صادق (علیه السلام) از پدرش از جدش در این آیه روایت شده که وقتی آیه انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا(1094) نازل شد عده ای از یاران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد مدینه جمع شدند و با همدیگر درباره آیه مزبور گفتگو کردند و گفتند: مراد از این آیه چیست؟ برخی به برخی دیگر گفتند: اگر به این آیه کفر بورزیم به دیگر آیات کفر ورزیده ایم و اگر ایمان بیاوریم ذلت است چه این که پسر ابو طالب را بر ما مسلط می کند، گفتند: ما می دانیم که محمد در آنچه می گوید راست می گوید لیکن ما او را ولی خود قرار نمی دهیم و از او درباره علی فرمان نمی بریم، فرمود: در آن زمان این آیه نازل شد: یعرفون نعمة الله ثم ینکرونها یعنی: ولایت علی را انکار می کنند.
و عیاشی(1095) از امام کاظم (علیه السلام) روایت کرده که از آن حضرت درباره آیه مزبور پرسیدند، فرمود: او را شناختند، آنگاه انکار کردند، پس به موجب این آیه کافرند.
و نیز مطلب مزبور اشاره دارد به آیه شریفه: الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله زدناهم عذابا فوق العذاب بما کانوا یفسدون(1096) یعنی: کسانی که کفر ورزیده و راه خدا را بستند، عذابی روی عذاب به خاطر آنچه را فاسد و خراب کرده اند بر ایشان افزودیم.
قمی(1097) روایت کرد: فرمود: بعد از پیامبر کفر ورزیده و راه امیرالمومنین را بستند. و نیز اشاره دارد به دیگر آیاتی که درباره منکرین وارد شده است.

در این که مثاق اَلَستُ، میثاق بر ولایت است

فرمود:
أشهد أن هذا سابق لکم فیما مضی
و جار لکم فیما بقی
هذا اشاره به مطالبی است که از اول زیارت تا اینجا شهادت داده است، یعنی آنچه شهادت داده ام از آن شما از ابتدای آفرینش تا انتهای آن بدون اختصاص به علمی از عوالم و یا زمانی بدون زمان دیگر می باشد، بلکه لازم ذوات شما از ابتدای خلقت و پیدایش نور شما از نوری که همه انوار به آن نورانی شده اند که مبدأ همه انوار و نوری بالای نور و نوری با همه انوار است و آن حقیقت نبوت است که خداوند آیه ای از آن را در همه اشیاء نهاده و آن ظل هر چیزی است و خداوند آن را خلیفه اش در همه اشیاء نهاده و آن مثل اعلی است که خداوند با و هو الذی یبدأ الخلق ثم یعیده و هو أهون علیه و له المثل الاعلی فی السموات والأرض و هو العزیز الحکیم(1098) به آن اشاره کرده و آن سری است که با انبیاء بوده و با محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ظاهر شده است، چنان که اخباری که بر امر به سجود آدم دلالت داشت بر آن دلالت دارد، چه این که سجده فرشتگان بر این بود که نور حضرت محمد و آلش (علیهم السلام) در صلب وی بوده و سجود برای خدای - تعالی - و بزرگداشت آن انوار انجام پذیرفته، علاوه این که ابتلاء بنی اسرائیل به خاطر ایمان نیاوردن به آل محمد (علیهم السلام) بوده است.
از علی بن الحسین (علیهما السلام)(1099) روایت شده که فرمود: پدرم از پدرش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا حدیث کرد که فرمود: ای بندگان خدا هنگامی که آدم نوری از صلب خود ساطع دید چه این که خداوند نوری که در اوج عرش بوده در صلب وی گذاشت او آن نور را دید، ولی آن اشباح و اجساد نوری را ندید، گفت: پروردگارا! این انوار چیست؟
فرمود: این انوار آن شبح ها و اجسادی هست که از شرافتمندترین بقعه های عرش به پشت تو انتقال داده ام و به همی خاطر به فرشتگان دستور سجده برای تو را دادم چه این که تو ظرف آن اشباح نورانی هستی.
آدم گفت: پروردگارم، ای کاش آنها را برای من آشکار می کردی!
خداوند فرمود: ای آدم به قله عرش بنگر، آدم بدانجا نگریست، اشباح ما از پشت آدم بر قله عرش رسید و صور اشباح ما در آنجا متصور شد.