فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

سعد من والاکم و هلک من عاداکم

اشاره به: یوم یأت لا تکلم نفس الا باذنه فمنهم شقی و سعید فأما الذین شقوا ففی النار لهم فیها زفیر و شهیق خالدین فیها ما دامت السماوات والأرض الا ما شاء ربک ان ربک فعال لما یرید و أما الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها ما دامت السماوات والأرض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ(1053) یعنی: روزی که هیچ کس جز به اذن او سخن نمی گوید. عده ای شقاوتمندند، کسانی که اهل شقاوت شده اند، در آتشند. در آنجا فریاد و نعره بر آورند و تا هنگامی که آسمان ها و زمین بر جای باشد ایشان در آتشند مگر این که پروردگارت بخواهد، چه این که پروردگارت هر چه بخواهد انجام می دهد و کسانی که سعادتمند گردیده اند مادامی که آسمان ها و زمین برجاست در بهشت هستند، مگر پروردگارت بخواهد و این عطا هرگز قطع نمی شود.
و عیاشی(1054) از امام باقر و صادق (علیهما السلام) روایتی نقل کرده که معنایش این است: مراد از بهشت و دوزخ ولایت آل محمد (علیهم السلام) و ولایت دشمنان ایشان است. وی گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: نادان به تفسیر می گوید: این استثنای خدا برای کسانی است که وارد بهشت و آتش شده باشند و دلالت دارد بر این که هر دو گروه از بهشت و دوزخ خارج شوند و زمانی برسد که هیچکس در آن دو جایگاه باشد، در حالی که نادرست گفتند. فرمود: به خدا سوگند! اهل بهشت از بهشت خارج نمی شوند و همه اهل آتش از آن خارج نمی گردند. چگونه خارج شوند در حالی که خداوند فرمود: ما کثین فیه أبدا(1055) در این جمله استثنایی نشده است. و امام باقر (علیه السلام)(1056) فرمود: این دو آیه درباره کسانی از اهل شقاوت و سعادت است که جاودان نیستند.
با کمک از خدا تحقیق در آیه دو روایت این است که: انسان دارای عوالم و مراتبی است، بلکه خداوند به او نمونه ای تمام از اجزاء عالم اکبر داده است چنان که فرمود: و علم آدم الاسماء کلها(1057) و نیز مقتضای اخبار طینت دلالت دارد بر این که طینت انسان از خاک های آسمان های هفت گانه و اراضی هفت گانه و آب گوار و شور و تلخ عجین شده است. و نیز مقتضای اخبار وارده در این که ایمان بر جوارح پخش شده است، بثّ و پخش ایمان بر جوارح به این لحاظ است که آنها مظاهر اسماء مکنونه در ذات انسانند. پس هر کدام ایمان و کفری دارند و به اندازه ایمان و کفر بهشت و دوزخی دارند. علاوه این که همه انسان ها تمام اجزا و جوارح خود را در ایمان مربوط به اعضا صرف نمی کنند (و حقوق ایمانی اعضا را ادا نمی کنند) و لذا پیاده شدن ایمان در جوارح در مردم مختلف است.

در سعادت و شقاوت

اکنون این اشکال رخ می نماید که چگونه برخی از اعضا مستحق بهشت و برخی مستحق آتشند و از طرفی انسان همه اجزای عالم اکبر از آسمان و زمین و بهشت و دوزخ و درجات و درکات آنها را واجد است.
پس اهل سعادت که موالات با اولیاء الله داشته و با دشمنان ایشان دشمند، بنابراین بهشت دارالخلود ایشان به طور کلی عالم ولایت ائمه (علیهم السلام) است که از گل اضافه و طینت زائد ائمه ساخته شده و این مرتبه از مراتب اسم الله است که خداوند در ابتدای ایجاد در او به ودیعت گذاشته است چنانکه تفصیلا در دعائم الاخیار و ابواب الایمان بیان شده است.
و بهشتی که پایین تر از این درجه است، گرچه نسبت به کسانی که به اسمی از اسما و مرتبه ای از اسم الله رسیده اند دارالخلود است، لیکن کسانی که خداوند شرح صدر ایمانی به ایشان داده و دلشان به حقیقت نور خدا که در دلشان به ودیعت گذاشته منور شده و خداوند در بدو ایجاد در آنها به ودیعت گذاشته و به ایشان کرامت داد. بهشت بالاتر از آن را می بینند و آرزوی صعود به آن را دارند، خداوند ایشان را به آنجا رساند. باز خداوند بهشت بالاتر را به ایشان نشان می دهد و ایشان به آن صعود می کنند. همین گونه بالاتر می روند تا به دارالخلود همیشگی برسند. پس همه بهشت ها دارالخلودند، یعنی خداوند بندگان خویش را هرگز از ایشان بیرون نمی کند، مگر این که بخواهد ایشان را به بهشتی بالاتر برساند. بنابراین بهشت دارالخلود است و خداوند به خشم کسی را بیرون نمی کند ولیکن به خاطر رحمت و بزرگداشت ایشان آنها را به بالاتر می برد.
پس اهل بهشت در بهشت های آسمانی و زمینی که عبارت از عوالم اسماء حسنی با جهات فاعلی و قابلی هستند تا هنگامی که مرتبه و یا شأنی از مراتب و شؤون آنها باقی است جاودانند مگر این که خداوند بخواهد به عبدی کرامت داده و گرامیش بدارد به این که او را به عالم مسمی که همان نور اسم الله است که منزه از همه مراتب اسماء حسنی است ببرد.
و اما اهل آتش به مقتضای عدالت خداوند مادامی که اسمای طاغوتی با جهات فاعلی خود باقی اند در آن خالدند، مگر این که خداوند بخواهد بر آنها منت بگذارد و یا از آنها عفو نماید و ایشان را ببخشد. چنانکه فرمود: ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک(1058) یعنی: خداوند شرک به خدا را نمی آمرزد، لیکن گناهانی که پایین تر از شرک هستند را می آمرزد.
در کافی و فقیه(1059) از امام صادق روایت شده که پرسیدند: آیا گناهان کبیره در مشیت خدا می گنجد؟ فرمود: بله، به اختیار خداوند است اگر خواهد بر آن عذاب می کند و اگر بخواهد عفو می کند و قمی روایتی شبیه به صدر این روایت نقل کرده است.
و در فقیه(1060) از امیرالمومنین (علیه السلام) در حدیثی روایت کرده است که: از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود: اگر مومنی از دنیا بیرون رود و بر گردن او گناهانی همانند گناه همه اهل زمین باشد مردن کفاره آن گناهان است آن گاه فرمود: هر کس لا الا الا الله را با اخلاص بگوید از شرک بری و دور است و هر کس از دنیا بدون شرک به خدا بیرون رود وارد بهشت می شود. آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: ان اللا لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک برای کسانی که از شیعه تو و کسانی که از دوستان تو هستند. حضرت امیرالمومنین فرمود: پرسیدم: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این از آن شیعه من است؟ فرمود: آری به خدا سوگند! این برای شیعه توست.
و عیاشی(1061) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: خداوند شرک به خویش را نمی بخشد، یعنی خداوند کسانی را که به ولایت علی (علیه السلام) کفر ورزیده اند نمی بخشد، ولی پایین تر از آن را برای کسانی که می خواهد می بخشد. یعنی کسانی که موالات با علی (علیه السلام) داشتند.
و از امام صادق (علیه السلام)(1062) روایت شده که از او پرسیدند: کمترین مرتبه ای که انسان به آن مشرک می شود کدام است؟ فرمود: هر کس رأیی تازه بیاورد و مردم را بر معیار آن دوست بدارد و یا به آنها کینه ورزد.
و در توحید(1063) از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: هیچ آیه ای محبوب تر از آیه ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء نیست.
مراد از شرک در آیه یاد شده به شهادت این اخبار و ضرورت دینی اقتضا می کند که کافران اهل دوزخ در آن همیشه بمانند، بلکه بسیاری از آیات و ضرورت مذهب اقتضا دارد که منکران ولایت علی (علیه السلام) و یا یکی از ائمه (علیهم السلام) در آتش خالدند، و این شرک، شرک به ولایت امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) است.
پس معنای (الا ما شاء ربک)(1064) یعنی خداوند عفو و مغفرت خود را شامل حال ایشان کند و ایشان را از آتش بیرون آورده و داخل بهشت کند، و این در دوستداران علی و اولادش و شیعه اش می باشد.
و یا پروردگارت خواست ایشان را به شدت عذاب کند و ایشان را از دَرَک و درجه ای از آتش به درجه پایین تر می برد، مادامی که جهات فاعلیت و قابلیت اسماء طاغوتی باقی است.
آنگاه ایشان را از آن خارج می کند و ایشان را در حقیقت اسم طاغوت که جامع همه مراتب و شؤون اسماء ظلمانی است داخل می نماید، پس خداوند تو را سپاسگزاریم که ما را به ولایت والیان امرت راهنمایی کرده ای. حمدی که تو سزاوار آنی و از موالات با اعدای ایشان به تو پناه می بریم و از تو خواهانم که ما را از ایشان دور نمایی. آمین و آمین، برحمتک یا ارحم الراحمین و (صلی الله علیه و آله و سلم) الطاهرین.

در ابتلاء مومنان

با فهم آنچه بیان کردیم، پس عادت ضد شقاوت است و شقاوت شدت و سختی است. و مراد از فقره مزبور این است که: هر کس در آسانی و راحتی دنیا و آخرت با شما موالات کند چه این که آسانی و راحتی دنیا با شریعت آسان تامین می شود و گناهان کبیره نیز با بلاهای کوچک پوشیده و آمرزیده می شوند. مثل نقصان کمی از اموال و جان ها. بلکه در کافی(1065) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: ان الله عزوجل لیتعاهد المومن بالبلاء کما یتعاهد الرجل أهله بالهدیة من الغیبة؛ یعنی: خدای - عزوجل - ملتفت مومن است تا دچار بلایا باشد، همانطور که رئیس خانواده به هنگامی که از دور به خانه می آید متوجه است که هدیه ای برای اهل خانه آورد.
گویم: این دادن بلایا به مومن دلیل بر این است که خداوند به یاد اوست.
و در کافی(1066) از امام صادق (علیه السلام) روایت شد که روزی پیامبر به اصحابش فرمود: هر سالی که پاکیزه و زکاتش داده نشود ملعون است. و هر جسمی که پاکیزه نگردد و زکات آن داده نشود ولو در هر چهل روز یک بار ملعون است، پرسیدند: ای رسول خدا، زکات مال را فهمیدیم ولی معنای زکات جسم چیست؟ فرمود: جسمی که آفت و دردی به او نرسد!
رنگ کسانی که جمله مزبور را شنیدند تغییر کرد، وقتی حضرت تغییر رنگ چهره ایشان را دید فرمود: آیا مراد مرا از این جمله فهمیدید؟ پاسخ دادند: خیر ای رسول خدا! فرمود: بلای مرد خراش و زمین خوردن و لغزیدن و بیماری و فرو رفتن تیغ و نظایر آن است. حتی در حدیث از آن حضرت: پریدن چشم نیز یاد شده است، آیا سعادتی بالاتر از این است که گناهان بنده با چیزی همانند پریدن پلک آمرزیده شود و خداوند او را از لعنت دور کند و مورد توجه مولایش باشد، ستایش فقط از خداست.
بلکه در برخی از اخبار(1067) وارد شده که: گناهان گناهکار در حالیکه بر ولایت علی (علیه السلام) است بهتر از طاعت و فرمانبردار بر غیر آن می باشد، چه این که گناهان وی آمرزیده است چنانکه آیه شریفه: قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم(1068) یعنی: بگو ای بندگانی که بر خودتان اسراف کرده اید از رحمت خدا مایوس نباشید، خداوند همه گناهان را می بخشد و خداوند غفور رحیم است.
قمی روایت کرده است که: این آیه طور خاص در شیعه علی بن ابی طالب نازل شده است.
و در کافی(1069) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: خداوند شما را در قرآن یاد کرده و فرموده: یا عبادی... فرمود: به خدا قسم هیچ کس جز شما را اراده نکرده است.
و در معانی الاخبار(1070) و قمی(1071) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: فقط در شیعیان فرزند فاطمه (علیها السلام) این آیه نازل شده است.
و در محاسن(1072) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که هیچ کس به جز شما نیست و خداوند جز از شما نمی پذیرد و گناهان را جز برای شما نمی بخشد.
و از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: در قرآن آیه ای (در گسترش غفران و رحمت) از آیه: قل یا بعدی الذین أسرفوا علی أنفسهم... ای بندگانی که گناه کرده اید...، بهتر نیست.
و در مجمع البیان(1073) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمود: به عوض این آیه دوست نداشتیم که دنیا و مافیها از آن من باشد و یا فرمانبرداری و طاعت خدا قبول نگردد، چه این که خداوند فرمود: انما یتقبل الله من المتقین(1074)
و در کافی(1075) در باب عمل به اسنادش به امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: با ایمان هیچ کاری زیان ندارد و با کفر هیچ کاری سود ندارد. آیا نمی بینید که خداوند فرمود: و ما منعهم أن تقبل منهم نفقاتهم الا أنهم کفروا بالله و برسوله(1076) یعنی: هیچ چیز باعث نشده که مخارج آنها پذیرفته نشود مگر این که ایشان به خدا و پیامبرش کفر ورزیده اند و البته تا زمان مردن نیز بر حال کفر بوده اند.
و در اعلام التقی حقیقت تقوی را شرح داده و گفتیم که آل محمد (علیهم السلام) اعلام تقوی هستند.
اما راحتی مومنین در آخرت و بعد از مرگ به این آیه است: الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات یعنی: مگر کسانی که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته کرده اند، خداوند گناهان این دسته را به حسنات مبدل می کند.
و در امالی(1077) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که از این آیه پرسیدند: یؤتی بالمومن المذنب یوم القیامة حتی یقام بموقف الحساب فیکون الله تعالی هو الذی یتولی حسابه لا یطلع علی حسابه أحدا من الناس فیعرفه ذنوبه حتی اذا أقر بسیئاته قال الله عزوجل للکتبة بدلوها حسنات و أظهروها للناس فیقول الناس حینئذ أما کان لهذا العبد سیئة واحدة ثم یأمر الله عزوجل به الی الجنة فهذا تأویل الایة و هی فی المذنبین من شیعتنا خاصة؛ یعنی: حضرت فرمود: مومن گناهکار را در روز قیامت می آورند تا در موقف حساب می ایستد، خداوند خود متولی حسابرسی او می شود و هیچ کس را از آن آگاه نمی سازد، گناهان او را به او گوشزد می کند تا به گناهان خود اعتراف می کند. خداوند به فرشتگانش می فرماید: آنها را به حسنات بدل کنید. و برای مردم آن را آشکار کنید، مردم می گویند: این مردم هیچ گناهی ندارد، آنگاه خداوند دستور می دهد تا او را به بهشت ببرند، این تأویل آیه است و این آیه تنها درباره شیعیان گناهکار است.