فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

الی الله تدعون و علیه تدلون

این که فرمود: الی الله تدعون در فقره و دعوتم الی سبیله بالحکمة و الموعظة الحسنة معنای سه گانه دعوت از قبیل حکمت و موعظه حسنه و مجادله بیان شد. و در این که ظرف معنای سه گانه دعوت از قبیل حکمت و موعظه حسنه و مجادله بیان شد. و در این که ظرف الی الله را مقدم بر تدعون کرده اشاره فرمود که مردم را به کسی جز خدا نخوانده و نمی خوانند. مراد از خدا اسم الله است که خداوند بندگانش را امر فرموده تا او را به آن اسم بخوانند که در آیه: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی(1050)
و جمله و علیه تدلون دلالت شی ء طوری باشد که اگر گفته شود و یا احساس گردد از آن چیز دیگری فهمیده شود و ائمه (علیهم السلام) نیز در علم و قدرت و عبادت این طور بوده اند. این که علم ائمه (علیهم السلام) دال و آیه و نشانه بوده است. به این خاطر است که هر خبری که به مردم می دادند از قبیل خبر به نسب ها و اهل محل و صنایع و خوردنی ها و ذخایر و اموری که پنهان می کرده اند که از دیده غایب بوده. این خبر راهی به آن جز از راه خدا و تعلیم او نیست و جنس بشر به چنین اخباری دست پیدا نمی کند. چنین اخباری با فاصله انسان را به خدا می رساند و می فهماند که خداوند به ایشان توفیق داده و به ایشان یاری و کمک رسانده است و چنین خدایی بالاتر و برتر از سنخ بشر بوده و خالق بشر و دیگر اشیاء است.
و نیز ائمه دانا به همه کتابهای آسمانی پیامبران و احکام و قصه های آنها با امت های ایشان می باشند، چنان که کسانی که اندک تتبعی در سیره آنها داشته باشند متوجه می شود.
و اما قدرت و توان ائمه از قبیل: زنده کردن مردگان، طی الارض و پیمودن مسافت هایی که سالیانی نمی توان آنها را پیمود در چند لحظه و زنده کردن درختان خشک و چیدن میوه از آنها و شکافتن زمین و فوران آب با زدن پا بر آن و رام و خضوع درندگان و وحوش و پرندگان و خواستن نیازمندی های خود از ایشان که در کتابهای مطول آمده نیز نشانگر قدرت ماورایی است.
و عبارات ایشان که در سیره ائمه بیان شده از قبیل هزار رکعت نماز و آزادی هزار بنده و طعام دادن به چهارصد خانه به گونه ای که هیچ کس از آنها مگر بعد از رحلت ایشان متوجه نمی شود و نیز صدقات و غیره که هیچکس جز ایشان توان آن را ندارد، که مخالف و موافق به آن اعتراف کرده اند. حتی کسانی که در نهایت انکار بوده اند، دلالت بر خدا می کند.
بنابراین همه این موارد دلالت دارد که ایشان به سوی خدا راهنمایی می نمایند و مردم را به سوی خدا می خوانند به طوری که هر کس ایشان را ببیند و یا بر سیره ایشان آگاه شود درونش شکی باقی نمی ماند که ایشان پروردگاری تواناتر دارند و علم و قدرت و طاعت ایشان تنها از ناحیه خدا و قدرت و نیروی خدا به ایشان داده شده و ایشان خود متصرف به آن بوده و او از مشابهت با آنها برتر و فراتر است و لذا هیچ منکری ائمه (علیهم السلام) را انکار نمی کند مگر بعد از این که فهمید و یقین نمود. بلکه چه بسا غالیان و افراط گران ایشان را پروردگارانی بدون خدا می دانند و از آنچه شرک می ورزند خداوند برتر است.
فرمود:

و به تؤمنون و له تسلمون و بأمره تعملون و الی سبیله ترشدون و بقوله تحکمون

حقیقت ایمان و اسلام را در و ابواب الایمان و دعائم الاخیار و والقادة الهداة فهمیدید.
و به تعملون معنی امر را در المستقرین فی امر الله و المظهرین لامر الله و نهیه بیان کردیم. و الی سبیله ترشدون.
ارشاد هدایت به راه حق است که باید بر آن استوار و متصلّب بود و آن اسم الله مکنون در همه نفوس است تا بابی به مسلمانی آن که اله الاله است شود و به معرفت وی برسد اگر آن نبود خداوند شناخته نمی گردید و عبادت نمی شد. چنان که در فقره و ابواب الایمان شرح داده شد. و فرمود: و بقوله تحکمون اشاره به آیه شریفه انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما أراک الله(1051) دارد.
و در کافی(1052) از محمد بن سنان از عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) در این آیه روایت شده است که فرمود: نه به خدا سوگند خداوند به احدی از مردم تفویض نکرده مگر به رسول خدا و ائمه (علیهم السلام) و خدا فرمود: أنا انزلناه... و آیه را قرائت فرمود. و این آیه در اوصیاء (علیهم السلام) جاری است.
فرمود:

سعد من والاکم و هلک من عاداکم

اشاره به: یوم یأت لا تکلم نفس الا باذنه فمنهم شقی و سعید فأما الذین شقوا ففی النار لهم فیها زفیر و شهیق خالدین فیها ما دامت السماوات والأرض الا ما شاء ربک ان ربک فعال لما یرید و أما الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها ما دامت السماوات والأرض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ(1053) یعنی: روزی که هیچ کس جز به اذن او سخن نمی گوید. عده ای شقاوتمندند، کسانی که اهل شقاوت شده اند، در آتشند. در آنجا فریاد و نعره بر آورند و تا هنگامی که آسمان ها و زمین بر جای باشد ایشان در آتشند مگر این که پروردگارت بخواهد، چه این که پروردگارت هر چه بخواهد انجام می دهد و کسانی که سعادتمند گردیده اند مادامی که آسمان ها و زمین برجاست در بهشت هستند، مگر پروردگارت بخواهد و این عطا هرگز قطع نمی شود.
و عیاشی(1054) از امام باقر و صادق (علیهما السلام) روایتی نقل کرده که معنایش این است: مراد از بهشت و دوزخ ولایت آل محمد (علیهم السلام) و ولایت دشمنان ایشان است. وی گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: نادان به تفسیر می گوید: این استثنای خدا برای کسانی است که وارد بهشت و آتش شده باشند و دلالت دارد بر این که هر دو گروه از بهشت و دوزخ خارج شوند و زمانی برسد که هیچکس در آن دو جایگاه باشد، در حالی که نادرست گفتند. فرمود: به خدا سوگند! اهل بهشت از بهشت خارج نمی شوند و همه اهل آتش از آن خارج نمی گردند. چگونه خارج شوند در حالی که خداوند فرمود: ما کثین فیه أبدا(1055) در این جمله استثنایی نشده است. و امام باقر (علیه السلام)(1056) فرمود: این دو آیه درباره کسانی از اهل شقاوت و سعادت است که جاودان نیستند.
با کمک از خدا تحقیق در آیه دو روایت این است که: انسان دارای عوالم و مراتبی است، بلکه خداوند به او نمونه ای تمام از اجزاء عالم اکبر داده است چنان که فرمود: و علم آدم الاسماء کلها(1057) و نیز مقتضای اخبار طینت دلالت دارد بر این که طینت انسان از خاک های آسمان های هفت گانه و اراضی هفت گانه و آب گوار و شور و تلخ عجین شده است. و نیز مقتضای اخبار وارده در این که ایمان بر جوارح پخش شده است، بثّ و پخش ایمان بر جوارح به این لحاظ است که آنها مظاهر اسماء مکنونه در ذات انسانند. پس هر کدام ایمان و کفری دارند و به اندازه ایمان و کفر بهشت و دوزخی دارند. علاوه این که همه انسان ها تمام اجزا و جوارح خود را در ایمان مربوط به اعضا صرف نمی کنند (و حقوق ایمانی اعضا را ادا نمی کنند) و لذا پیاده شدن ایمان در جوارح در مردم مختلف است.