فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در فرقه ناجیه

فرمود:
من أتاکم نجا و من لم یأتکم هلک
چگونه تابعان ائمه (علیهم السلام) نجات نیابند و مخالفان هلاک نگردند در حالی که خداوند فرمود: و ما هی الا ذکری للبشر(1031)
در کافی(1032) از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده که فرمود: مراد از آیه ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) است: کلا والقمر واللیل اذ أدبر والصبح اذا أسفر انها لاحدی الکبر(1033) فرمود: ولایت زمره این است که: نذیرا للبشر لمن شاء منکم أن یتقدم أو یتأخر(1034) فرمود: هر کس قبلا به ولایت ما برسد از آتش موخر می شود و هر کس از آن عقب بیفتد به جهنم پیشی می گیرد و مقدم در جهنم می شود. کل نفس بما کسبت رهینة الا أصحاب الیمین(1035) یعنی: به خدا قسم ایشان شیعه ما هستند. از قمی(1036) روایت شده که گفت: یمین امیرالمومنین و اصحاب یمین شیعه او هستند.
ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین(1037) در کافی(1038) از امام صادق روایت شده که فرمود: مراد این است که ما از پیروان ائمه ای که خداوند در حق ایشان فرمود: والسابقون السابقون أولئک المقربون(1039) نبوده ایم. چه این که مردم به کسانی بعد از سابق و پیشرو در زینت مصلی می گویند، و مراد در آیه شریفه همین است چه این که گفتند: ما از مصلین نبودیم، یعنی ما از پیروان سابقین نبوده ایم.
و از امام کاظم (علیه السلام)(1040) وارد شده که فرمود: ما وصی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیای بعد از وی را به ولایت نگرفتیم و بر ایشان درود نفرستادیم و به مساکین طعام ندادیم.
و قمی(1041) روایت کرده که: حقوق آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که خمس ذوی القربی و یتیمان و مساکین و ابن سبیل هستند ورا پرداخت نکرده ایم و ایشان آل محمد (علیهم السلام) هستند. و کنا نخوض مع الخائضین(1042) در کافی(1043) از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده که فرمود: یعنی ایشان از ولایت روی گردان هستند، و قمی(1044) روایت کرد که فرمود: از آنچه برای ایشان ذکر می شود یعنی از دوستی امیرالمومنین (علیه السلام).
و نیز خدای - تعالی - فرمود: لا یملکون الشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهدا(1045)
در کافی(1046) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: مگر کسانی که با ولایت امیرالمومنین و امامان بعد از وی به خداوند ایمان آورده باشد و همین عهد خداست.
و قمی(1047) از آن حضرت روایت کرده که: برای ایشان شفاعت نمی شود و شفاعت کسی را نیز نمی کنند (الا من اتخذ...) یعنی مگر کسانی که مأذون به ولایت امیرالمومنین و ائمه بعدی باشد که عهد خداست.
و فرمود: والذین یصلون ما أمر الله به أن یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب... أولئک لهم عقبی الدار جنات عدن یدخلونها... و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض أولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار(1048) و در شرح آیه در ضمن فقره و الرحمة الموصولة بیان شد و مراد از جمله رفتن خدمت به ائمه و نرفتن نزد ایشان در فقره و ابواب الایمان بیان شد و به زودی در فقره فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه(1049) خواهد آمد.
فرمود:

الی الله تدعون و علیه تدلون

این که فرمود: الی الله تدعون در فقره و دعوتم الی سبیله بالحکمة و الموعظة الحسنة معنای سه گانه دعوت از قبیل حکمت و موعظه حسنه و مجادله بیان شد. و در این که ظرف معنای سه گانه دعوت از قبیل حکمت و موعظه حسنه و مجادله بیان شد. و در این که ظرف الی الله را مقدم بر تدعون کرده اشاره فرمود که مردم را به کسی جز خدا نخوانده و نمی خوانند. مراد از خدا اسم الله است که خداوند بندگانش را امر فرموده تا او را به آن اسم بخوانند که در آیه: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی(1050)
و جمله و علیه تدلون دلالت شی ء طوری باشد که اگر گفته شود و یا احساس گردد از آن چیز دیگری فهمیده شود و ائمه (علیهم السلام) نیز در علم و قدرت و عبادت این طور بوده اند. این که علم ائمه (علیهم السلام) دال و آیه و نشانه بوده است. به این خاطر است که هر خبری که به مردم می دادند از قبیل خبر به نسب ها و اهل محل و صنایع و خوردنی ها و ذخایر و اموری که پنهان می کرده اند که از دیده غایب بوده. این خبر راهی به آن جز از راه خدا و تعلیم او نیست و جنس بشر به چنین اخباری دست پیدا نمی کند. چنین اخباری با فاصله انسان را به خدا می رساند و می فهماند که خداوند به ایشان توفیق داده و به ایشان یاری و کمک رسانده است و چنین خدایی بالاتر و برتر از سنخ بشر بوده و خالق بشر و دیگر اشیاء است.
و نیز ائمه دانا به همه کتابهای آسمانی پیامبران و احکام و قصه های آنها با امت های ایشان می باشند، چنان که کسانی که اندک تتبعی در سیره آنها داشته باشند متوجه می شود.
و اما قدرت و توان ائمه از قبیل: زنده کردن مردگان، طی الارض و پیمودن مسافت هایی که سالیانی نمی توان آنها را پیمود در چند لحظه و زنده کردن درختان خشک و چیدن میوه از آنها و شکافتن زمین و فوران آب با زدن پا بر آن و رام و خضوع درندگان و وحوش و پرندگان و خواستن نیازمندی های خود از ایشان که در کتابهای مطول آمده نیز نشانگر قدرت ماورایی است.
و عبارات ایشان که در سیره ائمه بیان شده از قبیل هزار رکعت نماز و آزادی هزار بنده و طعام دادن به چهارصد خانه به گونه ای که هیچ کس از آنها مگر بعد از رحلت ایشان متوجه نمی شود و نیز صدقات و غیره که هیچکس جز ایشان توان آن را ندارد، که مخالف و موافق به آن اعتراف کرده اند. حتی کسانی که در نهایت انکار بوده اند، دلالت بر خدا می کند.
بنابراین همه این موارد دلالت دارد که ایشان به سوی خدا راهنمایی می نمایند و مردم را به سوی خدا می خوانند به طوری که هر کس ایشان را ببیند و یا بر سیره ایشان آگاه شود درونش شکی باقی نمی ماند که ایشان پروردگاری تواناتر دارند و علم و قدرت و طاعت ایشان تنها از ناحیه خدا و قدرت و نیروی خدا به ایشان داده شده و ایشان خود متصرف به آن بوده و او از مشابهت با آنها برتر و فراتر است و لذا هیچ منکری ائمه (علیهم السلام) را انکار نمی کند مگر بعد از این که فهمید و یقین نمود. بلکه چه بسا غالیان و افراط گران ایشان را پروردگارانی بدون خدا می دانند و از آنچه شرک می ورزند خداوند برتر است.
فرمود:

و به تؤمنون و له تسلمون و بأمره تعملون و الی سبیله ترشدون و بقوله تحکمون

حقیقت ایمان و اسلام را در و ابواب الایمان و دعائم الاخیار و والقادة الهداة فهمیدید.
و به تعملون معنی امر را در المستقرین فی امر الله و المظهرین لامر الله و نهیه بیان کردیم. و الی سبیله ترشدون.
ارشاد هدایت به راه حق است که باید بر آن استوار و متصلّب بود و آن اسم الله مکنون در همه نفوس است تا بابی به مسلمانی آن که اله الاله است شود و به معرفت وی برسد اگر آن نبود خداوند شناخته نمی گردید و عبادت نمی شد. چنان که در فقره و ابواب الایمان شرح داده شد. و فرمود: و بقوله تحکمون اشاره به آیه شریفه انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما أراک الله(1051) دارد.
و در کافی(1052) از محمد بن سنان از عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) در این آیه روایت شده است که فرمود: نه به خدا سوگند خداوند به احدی از مردم تفویض نکرده مگر به رسول خدا و ائمه (علیهم السلام) و خدا فرمود: أنا انزلناه... و آیه را قرائت فرمود. و این آیه در اوصیاء (علیهم السلام) جاری است.
فرمود: