فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و من أحبکم فقد أحب الله و من أبغضکم فقد أبغض الله

در حقیقت حب احتجاب محبوب از توجه حبیب به خودش می باشد و کینه و بغض خلافت آن است، مغبوض و یا برخی از صفات ولی باعث می شود که از وی روی گرداند، و هر کدام از حب و بغض دارای مراتبی اند و شدت و ضعف دارند.
پس مراد این است که: چون حقایق شما از ابتدای پیدایش تا آخرین مراتب آن کمال است، چه این که مظاهر جلال و جمال الهی است، بنابراین هر کس شما را دوست داشته باشد، حب شما حب خداست و هر کس با شما کینه ورزد، کینه شما کینه خداست.
و فرمود:

و من اعتصم بکم فقد اعتصم بالله

اعتصام از عصمت به ضم است. اعتصام دلو و قربه و اداوة یعنی ریسمانی که به سطل بندند، اعتصام ظرف یعنی دسته ای که با آن ظرف را به دست گیرند، پس اعتصام چیزی است که با چنگ زدن به آن مانع می شود از این که شخص در هلاکت افتد، و این اشاره به آیه شریفه فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها و الله سمیع علیم(979) در بسیاری از اخبار آیه شریفه را به ائمه تفسیر کرده اند و هر کس با شما دشمنی و کینه ورزی کند به عروه و دسته سست و غیر وثقی چنگ زده است. یعنی به طاغوت. و اشاره به آیه شریفه الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا أولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات أولئک أصحاب النار هم فیها خالدون(980)

در این که ائمه (علیهم السلام) صراط مستقیم و اسم اعظم پروردگارند

فرمود:
أنتم الصراط الأقوم و السبیل الأعظم
شما دانستید که اسماء حسنی که مظاهر صفات حقند به لحاظ شؤون و مراتب حد و نهایتی ندارند، پس بدان که خداوند مردم را آفرید تا با تک تک ذرات وجودی خود بر شأنی از شؤون یا مرتبه ای از مراتب صفات خدا دلالت کنند، لذا هرگز در دار وجود تکراری صورت نگرفته و لذا هیچ موجودی از هر نوعی باشد با موجود دیگر شبیه نیست. چه این که همه ویژگی های آنها نمی تواند یکی باشند، بلکه هر کدام ویژگی هایی دارند که باعث امتیاز از دیگران است، به همین خاطر موجودات درخواست ها و مشتهیات به غذاها و آب ها و لباسها و جفت ها و در پذیرش علوم و پوست و رنگ و هیآت و صفت ها و محل زندگی و غیره اختلافات فراوان دارند، علت آن، اختلاف مردم در عالم جلیت است و نه عالم فطرت.
چه این که اختلاف در عالم فطرت به لحاظ کمیت هاست و نه کیفیت ها، مثل اختلاف قطره و دریا و دیگر مقادیر و اوزان بین آن دو و در عین حال هر دو صفات کامل آب را دارا هستند، چنان که قبلا در المعصومون و عصمکم الله من الزلل بیان کردیم، بنابراین هر ذره ای از ذرات عالم وجود مرتبه و یا شأنی از اسماء است و آن شأن و مرتبه راهی به سوی خداست. لذا هر پیامبری مظهر مرتبه ای کلیه از مراتب الله اسمی است و زمانی که شؤون کامل آن مرتبه ظاهر می شد، نبوت وی پایان می یافت. و پیامبری دیگر ظهور می کرد تا مراتب صفت دیگر فعلیت و ظهور یابد و مصایدق جزیی آن پیاده شده و به نهایت خود برسند.
و به همین خاطر در کتاب گرامی خداوند از هر امتی گناهان ویژه ای را نقل کرده، مثل لواط و زنا و کم فروشی و نیز برای آنها طاعت های ویژه ای نقل نموده و برای هر یک از آنها معجزاتی چند یاد کرده که با جبله های قوم ایشان سازگار بوده است. تا این که نوبت به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خاتم پیامبران رسید، بعد از آن حضرت پیامبری نیست و مرتبه ای بالاتر از مرتبه او نمی باشد. چه این که وی دارای جامعیت همه مراتب اسماء حسنی است. مگر اسمایی که مستأثره خدا باشند و خداوند به او همه آنچه را که به انبیاء داده بود داد. از قبیل آیات و کتابها و معجزات. و دین او را بر همه ادیان چیره ساخت و لذا با مبعوث شدن آن حضرت، خداوند در همه مکان ها عبادت شده و او را شاهد بر همه انبیا و کتاب او را بر همه کتابها سلطه بخشیده است. و اوصیای آن حضرت از همه اوصیا برتر و امت او افضل از همه امم می باشند و خداوند به ایشان همه طاعت ها را آموخت و ایشان را از همه معاصی باز داشت و آنها را خاتم انبیا و اوصیا و خاتم امت ها قرار داد. چه این که پیامبر ایشان مظهر همه اسماء حسنی و کتاب ایشان جامع همه مراتب آنها بود، و اوصیای آن حضرت نیز جامع همه مراتب کلیه و امت وی جامع همه مراتب جزئیه می باشد. هر کس از ایشان اطاعت کند در واقع به همه خیرات و طاعت ها رغبت دارد و هر کس نافرمانی کند خواهان شرور است. البته برخی هم خواهان برخی از طاعت و معاصی اند و شریعت ایشان تا روز قیامت باقی است.
اکنون که شأن ائمه (علیهم السلام) را شناختید می فهمید که ایشان راه بزرگ خدا هستند، چه این که هر کس آن راه را بپیماید به بالاترین مرتبه قرب می رسد و هر مرتبه ای به تمام شؤون آن مرتبه نائل می شود و صراط اقوام آن است که پایان ندارد و هرگز آن را منسوخ نمی شود. بر خلافت دیگر راه ها از راه های انبیاء که منسوخ شده و در زمان پیامبر دیگر به خدا نمی رساند.