فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و نشرتم شرائع أحکامه

شرائع جمع شریعت جایگاهی که مردم برای سیرابی بدان وارد می شوند، و اضافه شرایع به احکام بیانی است، یعنی مراد از شرایع همان احکام یعنی واجبات و منهیات است که در هر چیزی به عنوان مظاهر اسم خدا و طاغوت وجود دارد تا آن واجبات شریعه ای و راهی برای رسیدن به مرتبه اسم الله شود و آن ترک ها و منهیات بیانگر مرتبه طاغوت می باشد تا بنده در سلوک خود بصیرت داشته باشد، همانطور که خدای - عزوجل - فرمود: ثم جعلناک علی شریعة من الأمر فاتبعها و لا تتبع أهواء الذین لا یعلمون(920) یعنی: سپس تو را بر راهی از امر قرار دادیم، پس از آن راه و شریعت پیروی نما و از هواهای کسانی که نمی دانند پیروی ننما. خداوند آنچه را که پیامبر بدان مبعوث شده را شریعت و راهی نسبت به امری که خداوند با حبیب خود (صلی الله علیه و آله و سلم) عهد کرده قرار داده است.
فرمود:

و سننتم سنته

سنت به معنای طریقه و سیره است و مراد نست هایی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گذاشت. آن سنت ها برای رسیدن به خداست، یعنی شما در مسیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حرکت کردید و از آن تجاوز ننمودید و اندک انحرافی در امر کوچک و بزرگ و در سر و آشکار نداشته اید، گویا این دو فقره بیان برای اقمتم حدوده است.

در رضا

فرمود:
و صرتم فی ذلک منه الی الرضا و سلمتم له القضاء
رضا سرور و خوشحالی بنده از آنچه که از مولایش به او می رسد و ابتهاج به آن در هر شرایط اگر خوشایند و یا ناخوشایند خودش باشد. چه این که می داند که هر چه خداوند حکم می کند در مسیر مصالح وی می باشد و لا غیر و نیز سرور و رضایت وی برای این است که می داند مولی او را در نظر دارد و او را فراموش نکرده. بنابراین آنچه از ناحیه مولی رسید به عنوان تحفه و هدیه ای مورد پذیرش اوست.
به همین خاطر در کافی(921) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که گفت: لقی الحسن بن علی (علیه السلام) بعد الله بن جعفر فقال یا عبد الله کیف یکون المومن مومنا و هو یسخط قسمه و یحقر منزلته و الحاکم علیه الله و أنا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه الا الرضا أن یدعو الله فیستجاب له؛ یعنی: امام حسن بن علی (علیه السلام) با عبدالله بن جعفر برخورد کرد، به عبدالله گفت: چگونه مومن، مومن باقی می ماند در حالی که قسمت های خویش را دوست ندارد، و جایگاه خود را حقیر می شمارد در صورتی که حکم کننده خداست.
من ضمانت می کنم که اگر کسی در دل خود رضایت از خدا داشته باشد، اگر خداوند را بخواند خداوند دعای او را مستجاب می کند (مستجاب الدعوه شود).
و نیز از آن حضرت روایت شده است(922) که در پاسخ کسی که پرسید: بأی شی ء یعلم المومن بأنه مومن قال بالتسلیم لله و الرضا فیما ورد علیه من سرور أو سخط؛ یعنی: از کجا معلوم می شود که مومن مومن است؟ فرمود: از راه تسلیم به خدا و رضایت به حوادثی که بر وی وارد می شود. خواه خوشایند و خواه ناخوشایند باشد.
و نیز از آن حضرت(923) روایت شده که فرمود: لم یکن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یقول لشی ء قد مضی لو کان غیره؛ یعنی: هرگز رسول خدا به امری که گذشت نفرمود: ای کاش آن گونه نبود.
و نیز از آن حضرت(924) روایت شده که فرمود: ان أعلم الناس بالله أرضاهم بقضاء الله عزوجل؛ داناترین مردم به خداوند خشنودترین آنها به قضای خداوندند.
پس مراد این است که شما در صرف و بذل جان خویش در رضایت پروردگار و شکیبایی بر آنچه در جنب وی به شما رسید و برپا داشتن نماز و دادن زکات و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و آشکار کردن دعوت دینی و بیان فرائض و اقامه حدود و نشر احکام و شرایع و سنت ها به سمت و سوی عالم رضا پیش می روید به طوری که به حقیقت رضا رسیده اید و آن رضوان خداست که بزرگ تر است و این رستگاری بزرگ می باشد، و هنگامی که به حقیقت رضا رسیدند لازمه آن پذیرش قضا است، چه این که مرتبه رضا بالاتر از مرتبه تسلیم است، بنابراین گفتار آن حضرت که فرمود: و سلّمتم له القضاء به عنوان عطف لازم بر ملزوم است.
فرمود: