فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در میثاق

فرمود:

و وکدتم میثاقه

میثاق معاهده است و مراد چیزی است که در عالم ذر اتفاق افتاد، خدای تعالی فرمود: و اذ أخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربکم قالوا بلی(867) و قبلا در و عناصر الابرار و دعائم الاخیار بیان شد. و مراد از توکید تصدیق آن اقرار و معاهده و پیمان به عبودیت راستین در همه مراتب نزول از ابتدای خلقت تا زمان وفات است، چنانکه روایت آن قبلا بیان شد.
اکنون روایت بیشتری می آوریم: این روایت در بحار(868) آمده است که: جابه و البیه خدمت امام باقر (علیه السلام) رسید و پرسید: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به من بگو: قبلا شما در زمانی که در سایه بودید چه بوده اید؟
پاسخ داد: ما در نزد خدا نور بوده ایم قبلا از این که خداوند مخلوقات را بیافریند، هنگامی که خداوند مردم را آفرید، ما تسبیح کردیم، لذا خلایق تسبیح کردند و ما تهلیل نمودیم، خلایق نیز تهلیل کردند و ما تکبیر کرده ایم و خلایق نیز تکبیر کرده اند، لذا خدای - عزوجل - فرمود: و ألو استقاموا علی الطریقة لأسقیناهم ماء غدقا(869) یعنی: اگر بر راه پای می فشردند ما ایشان را آب گوارا می نوشاندیم. مراد از طریقه حب علی - صلوات الله علیه - است و مراد از ماء غدق (آب گوارا) ولایت آل محمد (علیهم السلام) است.
و نیز روایت امام صادق (علیه السلام)(870) است که فرمود: ما درخت نبوت و معدن رسالت هستیم. ما عهد و ذمه خداییم، پیوسته انواری به گرد عرش بودیم، تسبیح می کردیم و با تسبیح ما ساکنان آسمان ها تسبیح می کردند، هنگامی که به زمین فرود آمدیم، تسبیح کردیم و ساکنان زمین تسبیح کردند، هر دانشی که به ساکنان آسمان ها و زمین رسید از دانش ما و از ما بوده است، و در ضاء سابق الهی چنین گذشت که هیچ دوستی از دوستان ما داخل دوزخ نگردد و هیچ دشمنی از دشمنان ما وارد بهشت نگردد، چه این که خداوند از عهد خویش با بندگان می پرسد و از آنچه بر آنها حکم و قضا نموده نمی پرسد...
به همین جهت ایشان صدیقین نام گرفته اند. به طوری که در طاعت و درستی عبادت به مرحله ای رسیده اند که خداوند به تلاش ایشان جزا و پاداش داده و ایشان را امین سر خود قرار داده و امر مردم را به ایشان واگذار نمود، و این دین خود را به ایشان تفویض کرد.

و أحکمتم عقد طاعته

فرمود:
این تفسیر جمله سابق است و مراد این است که شما در دست خدا مرده اید و از خود فانی شده اید و جان ها و فرزندان و دارایی های خود را و همه چیزهایی که خداوند به شما داده به خداوند سپرده اید. لذا خداوند در آنها بر طبق خواست خود تصرف می کند، و هر چه او بخواهد شما می خواهید.