فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و حججا علی بریته

در حجج الله علی اهل الدنیا و الاخرة و الاولی معنی حجت بیان شد. بریة در آیه شریفه هو الله الخالق البارء المصور(813) آمده است، باری وقتی در کنار خالق و مصور در آمده به این معناست که اکنون می گوییم: چه این که خالق یعنی ذات به اعتبار ایجاد عقول و باری ذات به اعتبار تنزیل عقول به عالم نفوس می باشد، اگر چه هر یک ممکن است در جای دیگر استعمال شود، و مصور به معنای ذات به اعتبار تنزیل نفوس به عالم اسماء از قبیل سمیع و بصیر و غیره می باشد، زیرا چه بسا اطلاق می شود و معنای فوق از آن فهمیده می شود. مثل آیه شریفه و ما أصاب من مصیبة فی الأرض و لا فی أنفسکم الا فی کتاب من قبل أن نبرأها(814) یعنی: هیچ مصیبتی در زمین و یا در جان هایتان به شما نرسیده مگر این که در کتابی قبل از این که نفوس را خلق نماییم نوشته شده است. در اینجا نبرأها یعنی قبل از انشاء نفوس.
و در علل از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ان ملک الارحام یکتب کل ما یصیب الانسان فی الدنیا بین عینیه فرشته ارحام آنچه را که به انسان در دنیا می رسد در پیشانی وی می نویسد. گویم: یعنی در عالم نفس وی می نویسد، نفس بعد از فنای همه مراتب باقی می ماند و همین در آیه شریفه مورد اشاره واقع شده: کل شی ء هالک الا وجهه.
آنگاه فرمود: این مطلب همان است که در آیه شریفه ما أصاب من مصیبة... الخ آمده است و نیز فرموده اند: یا باری ء النفوس بعد الموت(815) و خداوند فرمود: و اذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم أنفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا أنفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم(816) یعنی: هنگامی که موسی به قومش بنی اسرائیل گفت: شما با گوساله پرستی به خویشتن ستم کرده اید، پس به سوی آفریننده خویش برگردید و خویشتن را بکشید، این برای شما به نزد آفریننده شما بهتر است.
و خلاصه در مقام تقابل خالق و باری و مصور، خالق به معنای آفریننده عقول و باری به معنای آفریننده نفوس و مصور به معنای آفریننده اجزاء است.
به عبارت دیگر خالق آفریننده عالم احدیت و باری آفریننده عالم واحدیت و مصور آفریننده عالم کثرت است، پس مراد از این گفته، حججا علی بریته یعنی بر همه کسانی که دارای نفس هستند، از فرشتگان و انسانها و جنیان و غیره.
فرمود:

و أنصار الدینه

مراد از دین آن است که تدین بدان واجب و اعراض از غیر آن لازم است و آن اسم خداست؛ ولی شرایع مظاهر الله در عالم افعالند، چنان که در الادلاء علی مرضاة الله تحقیق شد.
بنابراین ایشان در سرّ و علانیه یاوران خدایند، در سر یاور خدایند چه این که همه خیرات و کمالات در ابرار و اخیار مترتب بر سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و این سر از مصادیق اسم خداست که مکنون در هر نفسی است و لذا ایشان عناصر الابرار و دعائم الاخیار شده اند، چنان که قبلا بیان شد و اگر این سر نبود خداوند عبادت نمی شد و به شناخت در نمی آید.
و در علانیه به این دلیل که ایشان راهنمایان به سوی رضایت و خشنودی خدایند و امر و نهی خدا را آشکار می کنند و آیات خدا را برپا می دارند و ایشان با حجت های خود بر منکرین از حریم خداوند دفاع می کنند و از مخالفت با وی نهی می نمایند، چنان که در باب و ابواب الایمان بیان شد به آن مراجعه نما!
فرمود:

و حفظة لسره و خزنة لعلمه

ایشان حافظان سر و خزائن علمش می باشند. در خزان العلم و حفظة سر الله شرح آن بیان شد.
فرمود: