فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در خلافت ائمه (علیهم السلام) از خدا

فرمود:
و رضیکم خلفاء فی أرضه
خلافت بر زمین دو معنا دارد، چه این که مراد از زمین یا چیزی است که ساختار جهات قابلیت در عالم امکان بر آن است، در این صورت معلوم گردید که همه تاثیرات در عالم وجود به سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد و او مثل اعلی است که خلقت را شروع کرده و آنگاه اعاده اش می نماید، زیرا خداوند فرمود: و هو الذی یبدأ الخلق ثم یعیده و هو أهون علیه و له المثل الأعلی فی السموات و الأرض و هو العزیز الحکیم(802) یعنی: او کسی است که آفرینش را شروع کرده و آن را باز می گرداند، و این بر او آسان تر است و خداوند دارای مثل اعلی در آسمان ها و زمین است و او گرامی حکیم است. و یا مراد از آن زمین در قبال دیگر موجودات است.
در این صورت مراد این است که وقتی خداوند همه ارکان موجودات مورد نیاز وجود را برای شما کامل کرد و شما را به آداب خویش تادیب نمود، چنان که جد شما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را ادب کرد و فرمود: و انک لعلی خلق عظیم(803) و سپس سیاست مردم را به او واگذار نموده و فرمود: و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا(804) و فرمود: من یطع الرسول فقد أطاع الله(805) چنان که در کافی(806) با طرق متعدد روایت شده و کلینی برای آن بابی ذکر کرده است، پس شما را نیز خلعت خلافت داد و خلافت را شایسته شما دانست، پس شما را حجت ها و خلفای خویش قرار داد و فرمود: الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون(807) یعنی: خداوند به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است که ایشان را خلیفه خویش در زمین قرار دهد، چنان که گذشتگان را خلیفه قرار داده است و دینی که برای ایشان شایسته دید را متمکن و مستقر کرده و هراسانی ایشان را بعد از ترس به ایمنی بدل می کند تا مرا شرک نورزند و هر کس بعد از آن ناسپاسی کند، فاسق خواهد بود.
در کافی(808) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از آیه یاد شده از آن حضرت پرسیده اند، پاسخ داد: مراد از ایشان ائمه اند (علیهم السلام).
و از امام باقر (علیه السلام)(809) روایت شده که خداوند در کتابش درباره والیان بعد از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به طور ویژه فرمود: وعد الله الذین... هم الفاسقون یعنی: شما را به خاطر علم و دین و عبادتم بعد از پیامبر خلیفه قرار می دهم، چنانکه آدم برای بعد از خود اوصیایی قرار داد تا پیامبری که بعد از وی می آید مبعوث شود، تا مرا بپرستند و شرک نورزند. مراد از یعبدوننی یعنی مرا به ایمان بپرستند که معتقد باشند که بعد از محمد پیامبری نیست، پس هر کس غیر از این گفت فأولئک هم الفاسقون بنابراین خداوند والیان امر را بعد از محمد به علم متمکن ساخت و ما همان والیانیم، از ما بپرسید، اگر تصدیقتان کردیم، اعتراف کنید و شما چنین نخواهید کرد.
پس حقیقت خلافت از خدا عبارت از نیابت از خداست، و خلیفه قرار داد تا آن امور و پیاده شدن آن نیست به خدا مرتب گردد، و همین دلیل و کاشف گردد از این که مردم به دل ایمان آورده و به الوهیت و ربوبیت ایشان اعتراف دارند، چنان که فرشتگان را واداشت تا برای آدم سجده کنند تا مومن از کافر مستکبر معلوم شود، چنانکه در آیات مزبور فرمود: انی جاعل فی الأرض خلیفة(810) و در سوره حجر فرمود: و اذ قال ربک للملائکة انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون(811) و در سوره ص فرمود: فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین(812) پس سجود ایشان برای آدم طاعت خدای - سبحانه - است چه این که با آن عبودیت خدا را برای خدای سبحان به اثبات می رسانند، چه این که به طرفی روی کنند که خداوند ایشان را به آن طرف واداشت.
فرمود:

و حججا علی بریته

در حجج الله علی اهل الدنیا و الاخرة و الاولی معنی حجت بیان شد. بریة در آیه شریفه هو الله الخالق البارء المصور(813) آمده است، باری وقتی در کنار خالق و مصور در آمده به این معناست که اکنون می گوییم: چه این که خالق یعنی ذات به اعتبار ایجاد عقول و باری ذات به اعتبار تنزیل عقول به عالم نفوس می باشد، اگر چه هر یک ممکن است در جای دیگر استعمال شود، و مصور به معنای ذات به اعتبار تنزیل نفوس به عالم اسماء از قبیل سمیع و بصیر و غیره می باشد، زیرا چه بسا اطلاق می شود و معنای فوق از آن فهمیده می شود. مثل آیه شریفه و ما أصاب من مصیبة فی الأرض و لا فی أنفسکم الا فی کتاب من قبل أن نبرأها(814) یعنی: هیچ مصیبتی در زمین و یا در جان هایتان به شما نرسیده مگر این که در کتابی قبل از این که نفوس را خلق نماییم نوشته شده است. در اینجا نبرأها یعنی قبل از انشاء نفوس.
و در علل از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ان ملک الارحام یکتب کل ما یصیب الانسان فی الدنیا بین عینیه فرشته ارحام آنچه را که به انسان در دنیا می رسد در پیشانی وی می نویسد. گویم: یعنی در عالم نفس وی می نویسد، نفس بعد از فنای همه مراتب باقی می ماند و همین در آیه شریفه مورد اشاره واقع شده: کل شی ء هالک الا وجهه.
آنگاه فرمود: این مطلب همان است که در آیه شریفه ما أصاب من مصیبة... الخ آمده است و نیز فرموده اند: یا باری ء النفوس بعد الموت(815) و خداوند فرمود: و اذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم أنفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا أنفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم(816) یعنی: هنگامی که موسی به قومش بنی اسرائیل گفت: شما با گوساله پرستی به خویشتن ستم کرده اید، پس به سوی آفریننده خویش برگردید و خویشتن را بکشید، این برای شما به نزد آفریننده شما بهتر است.
و خلاصه در مقام تقابل خالق و باری و مصور، خالق به معنای آفریننده عقول و باری به معنای آفریننده نفوس و مصور به معنای آفریننده اجزاء است.
به عبارت دیگر خالق آفریننده عالم احدیت و باری آفریننده عالم واحدیت و مصور آفریننده عالم کثرت است، پس مراد از این گفته، حججا علی بریته یعنی بر همه کسانی که دارای نفس هستند، از فرشتگان و انسانها و جنیان و غیره.
فرمود:

و أنصار الدینه

مراد از دین آن است که تدین بدان واجب و اعراض از غیر آن لازم است و آن اسم خداست؛ ولی شرایع مظاهر الله در عالم افعالند، چنان که در الادلاء علی مرضاة الله تحقیق شد.
بنابراین ایشان در سرّ و علانیه یاوران خدایند، در سر یاور خدایند چه این که همه خیرات و کمالات در ابرار و اخیار مترتب بر سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و این سر از مصادیق اسم خداست که مکنون در هر نفسی است و لذا ایشان عناصر الابرار و دعائم الاخیار شده اند، چنان که قبلا بیان شد و اگر این سر نبود خداوند عبادت نمی شد و به شناخت در نمی آید.
و در علانیه به این دلیل که ایشان راهنمایان به سوی رضایت و خشنودی خدایند و امر و نهی خدا را آشکار می کنند و آیات خدا را برپا می دارند و ایشان با حجت های خود بر منکرین از حریم خداوند دفاع می کنند و از مخالفت با وی نهی می نمایند، چنان که در باب و ابواب الایمان بیان شد به آن مراجعه نما!
فرمود: