فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

المقربون

در شرح فقره و عترت خیرة رب العالمین بیان شد که خدای تعالی ایشان را از نور ذات خویش آفریده و علت اختیار ایشان از بین خلایق و ماجرای بین خدا و کلیمش موسی چه بوده و همان برای کسانی که طالب هدایتند کافی است.

مراد از صادقین چیست؟

فرمود:
المتقون الصادقون المصطفون
حقیقت تقوی در و اعلام التقی بیان شد و این که ایشان اعلام و قوام تقوی هستند و به واسطه ایشان و سر ایشان متقین تقوی پیشه می کنند و به واسطه علانیه ایشان مردم هدایت می شوند.
الصادقون اشاره به آیه شریفه و کونوا مع الصادقین(792) دارد.
بدان که حقیقت صدق عبارت از واقع و تقرر و وجود شی ء می باشد و لذا هر چه مطابق آن باشد صادق نامیده می شود؛ مثل نسبت خبری، اگر خبر مطابق با واقع باشد صادق و الا کاذب است و نیز خبر دهنده اگر خبری که داده مطابق با واقع باشد صادق و الا کاذب است، گرچه خبر دهنده گمان کند که خبرش واقعیت دارد.
بله، او در این دروغ معذور است، چه این که خدا فرمود: هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الانهار(793) یعنی: این روزی است که راستگویان را راستگویی سودی بخشد، ایشان باغ هایی دارند که از زیر آنها رودها جاری است. چه این که روشن است که در روز قیامت حقیقت ایمان سود دارد، نه آنچه معتقدی آن را واقع بپندارد.
پس مراد از صادقین در آیه نخست کسانی اند که حامل حقیقت و واقع هستند و ایشان آل محمد (علیهم السلام) هستند که حالم اسم خدا و مظاهر کلی آنند. لذا در کافی(794) از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه نقل شده است که فرمود: مراد ما هستیم و از امام رضا (علیه السلام)(795) نقل شده که فرمود: صادقین ائمه (علیهم السلام) و کسانی که به طاعت ایشان اعتراف دارند می باشند.
و در مجمع البیان از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: و کونوا مع الصادقین یعنی با آل محمد (علیهم السلام) باشید و قمی(796) روایت کرده که ایشان ائمه هستند.
و مصطفون مراد از آن در تفسیر و سلالة النبیین و صفوة المرسلین بیان شد. و همان کفایت می کند. به آن مراجعه کن.
فرمود:

المطیعون لله

حقیقت طاعت عبارت از این است که بنده هر آنچه را خدا داده یعنی جان و دارایی ها و همه جوارح و اعضا و متعلقات خود را در اراده الهی صرف کند و این درجه برای بنده ای نسبت به خدا فراهم نمی شود مگر این که از محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد، این مطلوب در المستقرین فی امر الله بیان شده و دیگر اعاده نمی کنیم.
فرمود: