فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در معنای کرامت ائمه (علیهم السلام) بر دیگر خلایق

فرمود:
المکرمون
کریم بودن چیزی یعنی آن چیز در میان جنس خود ممتاز و خوب است، خداوند بنی آدم را از خلایق ممتاز کرده و به ایشان کرامت داد و حضرت محمد و آلش (علیهم السلام) را از بین فرزندان آدم کرامت بخشید و به ایشان علم عنایت فرمود. خدای تعالی فرمود: الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان(778) این دانش را به احدی از جهانیان نداد. در مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرد: بیان در آیه شریفه به معنای اسم اعظم است که به آن همه اشیاء معلوم می گردند.
و قمی(779) از امام رضا (علیه السلام) در آیه الرحمن علم القرآن روایت کرد که آن حضرت فرمود: خداوند قرآن را آموخت. پرسیدند: (خلق الانسان)، فرمود: مراد امیرالمومنین (علیه السلام) است، پرسیدند: (علمه البیان)، فرمود: مراد بیان همان اموری که مردم به آن نیازمندند. و نیز فرمود: و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر ورزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا؛(780) یعنی: ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و ایشان را در دریا و خشکی به دوش کشیدیم و ایشان را از غذاهای پاکیزه روزی دادیم، و بر بسیاری از آفریده ها برتری دادیم.
و در امالی(781) از امام صادق (علیه السلام) در این روایت شده که می فرمود: فضلنا بنی آدم علی سائر الخلق (و حملناهم فی البر و البحر) یقول علی الرطب و الیابس (و رزقناهم من الطیبات) یقول من طیبات الثمار کله (و فضلناهما) یقول لیس من دابة و لا طائر الا هی تأکل و تشرب بفیها، لا ترفع بیدها الی فیها طعاما و لا شرابا غیر ابن آدم فانه یرفع الی فیه بیده طعامه، فهذا من التفضیل؛ یعنی: ما بنی آدم را بر دیگر آفریدها برتری دادیم و ایشان را در خشکی و دریا حمل کردیم، یعنی برتر و خشک، و ایشان را از غذاهای پاکیزه روزی دادیم، یعنی میوه های پاکیزه و ایشان را برتری دادیم. آن حضرت درباره این آیه فرمود: همه چارپایان و پرنده ها دهان خویش را به غذا و آب نزدیک می کنند و غذا و آب را با دست خود به دهان نمی برند، تنها انسان غذا و آب را به دهانش می برد، این نیز یکی از موارد برتری انسان بر آفریده های دیگر است.
و عیاشی(782) از امام باقر روایت کرد که در آیه: و فضلناهم علی کثیر فرمود: خلق کل شی ء منکبا غیر الانسان فانه خلق منتصبا؛ یعنی: همه را افتاده خلق کرد ولی انسان را راست آفرید. و از امیرالمومنین (علیه السلام) درباره صورت آدمیان روایت شده که آن حضرت فرمود: این گرامی ترین صورت به نزد خداست.
و در کافی(783) از محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که گفت: سألت أبا جعفر (علیه السلام) عما یروون أن الله خلق آدم علی صورته فقال هی صورة محدثة مخلوقة و اصطفاها الله و اختارها علی سائر الصور المختلفة فأضافها الی نفسه کما أضاف الکعبة الی نفسه و الروح الی نفسه فقال بیتی (و نفخت فیه من روحی) از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: اهل سنت روایت می کنند که خداوند آدم را بر صورت خویش آفرید.
حضرت پاسخ داد: این صورت حادث و مخلوق است و خداوند آن را بر دیگر صورت های گوناگون برگزید، لذا صورت انسان را به خود نسبت داد، چنان که کعبه را به خود نسبت داد و روح را به خود منسوب نمود و فرمود: و نفخت فیه من روحی.(784)
گویم: امکان دارد که علت گزینش و نسبت به خودش این باشد که صورت انسانی کامل ترین و تمام ترین حکایت از جمال و جلال را دارد، لذا خداوند به خودش اضافه کرده و نسبت داد تا آگاه کند که اگر ممکن بود که خداوند متصور به صورتی شود که محال است، به صورت انسانی در می آمد. لیکن صورت برای خداوند محال است چه این که با ازلیت و ابدیت و غیر متناهی بودن ذات ناسازگاری دارد.
مطلب فوق را روایت زیر تایید می کند که از زبان خداوند نقل شده است: ان الانسان سری و انا سره انسان سر من است و من سر او هستم و آل محمد گرامی ترین انسان ها به نزد خدا هستند و خداوند ایشان را برای خود برگزید و دانش و حکمتی به ایشان داد که به هیچ کس از جهانیان عطا نفرمود و امر دین خود را به ایشان واگذار کرد و برایشان سلام فرستاد و بر فرزندان پیامبران دیگر سلام نفرستاد و فرمود: و سلام علی آل یاسین
و در کافی(785) به اسنادش به محمد بن سنان از عبداله بن سنان روایت شده است که گفت: امام صادق فرمود: نه به خدا قسم، خداوند به احدی جز به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و الائمه (علیه السلام) تفویض نفرموده است و فرمود: أنا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما أراک الله(786) یعنی: ما کتاب را به حق بر تو فرستادیم تا بین مردم به آنچه خداوند به تو نشان داده حکم نمایی و این در اوصیاء (علیهم السلام) جاری است.
قمی(787) در آیه شریفه سلام علی ال یاسین(788) روایت کرده است که: آنگاه خداوند محمد را یاد کرد و فرمود: و ترکنا علیه فی الاخرین سلام علی ال یاسین(789) فرمود: یاسین محمد و آل یاسین ائمه هستند.
و در معانی(790) از امام صادق (علیه السلام) از پدرش از پدرانش از علی (علیه السلام) در این آیه روایت کرده است که فرمود: یاسین محمد است و ما آل یاسین هستیم.
و در جوامع(791) از ابن عباس روایت کرده است که: آل یاسین آل محمد هستند و یاسین نامی از نامهای آن حضرت است.
فرمود:

المقربون

در شرح فقره و عترت خیرة رب العالمین بیان شد که خدای تعالی ایشان را از نور ذات خویش آفریده و علت اختیار ایشان از بین خلایق و ماجرای بین خدا و کلیمش موسی چه بوده و همان برای کسانی که طالب هدایتند کافی است.

مراد از صادقین چیست؟

فرمود:
المتقون الصادقون المصطفون
حقیقت تقوی در و اعلام التقی بیان شد و این که ایشان اعلام و قوام تقوی هستند و به واسطه ایشان و سر ایشان متقین تقوی پیشه می کنند و به واسطه علانیه ایشان مردم هدایت می شوند.
الصادقون اشاره به آیه شریفه و کونوا مع الصادقین(792) دارد.
بدان که حقیقت صدق عبارت از واقع و تقرر و وجود شی ء می باشد و لذا هر چه مطابق آن باشد صادق نامیده می شود؛ مثل نسبت خبری، اگر خبر مطابق با واقع باشد صادق و الا کاذب است و نیز خبر دهنده اگر خبری که داده مطابق با واقع باشد صادق و الا کاذب است، گرچه خبر دهنده گمان کند که خبرش واقعیت دارد.
بله، او در این دروغ معذور است، چه این که خدا فرمود: هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الانهار(793) یعنی: این روزی است که راستگویان را راستگویی سودی بخشد، ایشان باغ هایی دارند که از زیر آنها رودها جاری است. چه این که روشن است که در روز قیامت حقیقت ایمان سود دارد، نه آنچه معتقدی آن را واقع بپندارد.
پس مراد از صادقین در آیه نخست کسانی اند که حامل حقیقت و واقع هستند و ایشان آل محمد (علیهم السلام) هستند که حالم اسم خدا و مظاهر کلی آنند. لذا در کافی(794) از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه نقل شده است که فرمود: مراد ما هستیم و از امام رضا (علیه السلام)(795) نقل شده که فرمود: صادقین ائمه (علیهم السلام) و کسانی که به طاعت ایشان اعتراف دارند می باشند.
و در مجمع البیان از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: و کونوا مع الصادقین یعنی با آل محمد (علیهم السلام) باشید و قمی(796) روایت کرده که ایشان ائمه هستند.
و مصطفون مراد از آن در تفسیر و سلالة النبیین و صفوة المرسلین بیان شد. و همان کفایت می کند. به آن مراجعه کن.
فرمود: