فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

المعصومون

در توضیح این جمله باید کلام را بسط دهم و انواری از منت های خداوند علام وهاب را منتشر کنیم:

نور اول: در معنای فطرت و طینت

خداوند فرمود: فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن أکثر الناس لا یعلمون؛(714) روی خویش را به طرف دین راست و استوار بدار، فطرت خدا که مردم را بر آن آفرید، خلق خدا را هیچ چیز دگرگون نمی کند، چه این که آن دین استوار است، لیکن اکثر مردم نمی دانند.
و در کافی(715) بر توحید آنها را آفرید. و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ در بین ایشان مومن و کافر وجود داشتند.
و از آن حضرت(716) روایت شده است که: ان الله عزوجل خلق الناس کلهم علی الفطرة التی فطرهم علیها لا یعرفون ایمانا بشریعة و لا کفرا بجحود ثم بعث الله الرسل تدعوا العباد الی الایمان به فمنهم من هدی الله و منهم من لم یهده الله. خداوند همه مردم را بر فطرت آفرید، ایشان ایمان به شریعت و یا کفر و یا انکاری را نمی شناختند، آنگاه خداوند پیامبران را مبعوث کرد، بندگان را به ایمان خواند، عده ای از ایشان را خداوند هدایت کرد و عده ای را هدایت نفرمود.
و در آن کتاب و نیز در توحید(717) از آن حضرت (علیه السلام) در اخبار فراوان آمده که فرمود: خداوند ایشان را بر توحید آفرید.
و از امام باقر (علیه السلام)(718) آمده است که: ایشان را بر معرفت آفرید.
و در روایت(719) مشهور بین شیعه و سنی آمده است که: قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) کل مولود یولد علی الفطرد حتی یکون أبواه یهوداه و ینصرانه.
و در مجمع البیان از ابن عباس روایت شده است که گفت: من معنای (فاطر السموات والارض)(720) را نمی دانستم تا این که دو اعرابی (عرب بیابانگرد) به نزد من آمدند، ایشان درباره چاهی نزاع داشتند، یکی از آن دو گفت: من آن چاه را کندم (انا فطرتها).
در قاموس نقل شده است: فسطره یفطره بالضم و یفطره بالکسر: شقه یعنی شکافت آن را. تا این که گفت: و فطره الله الخلق: ایشان را آفرید. و فطر الله الامر: خداوند کار را شروع کرد.
از اخبار و لغت معلوم می شود که اولین باری که خداوند مردم را آفرید ایشان را بر اسلام و ایمان آوردن و اعمال شایسته توانا ساخته بود، و هیچکدام رنگ ایمان و کفر و طاعت و معصیت را نگرفته بودند تا نتوانند از محدوده ای به محدوده دیگر بروند، و لذا خدای تعالی فرمود: صبغة الله و من أحسن من الله صبغة و نحن له عابدون؛(721) یعنی: رنگ خدایی و چه کسی از خداوند بهتر رنگ آمیزی می کند، ما پرستنده او هستیم.
امام صادق آیه را به اسلام معنا کرد، چنان که در کافی(722) و تفسیر عیاشی(723) روایت شده است.
عیاشی از آن حضرت چنین نقل کرده است: مومنان را در میثاق، به ولایت رنگ زد. گویم: مراد از این میثاق، میثاق سوم بعد از تصدیق پیامبران و مبعوث شدن برای گرفتن ولایت است، چنان که در روایت دوم از کافی در فطرت آمده است.
پس مراد از آن طینت و جبلت است که خداوند مومنین را بعد از امر به ولایت و طاعت ایشان رنگ کرده است. چنانکه ظاهر آیه و این روایت است، چه این که ایمان و اسلام و عبادت بعد از مبعوث شدن پیامبران به سوی مردم در میثاق دوم و ایمان و تصدیق به شرایع است. و طینت بنابر آنچه در مجمع البیان و قاموس آمده به معنای طبیعت است، چه این که در مجمع البیان فرمود: طانه الله علی الخیر جبله علیه؛ خداوند او را بر خیر آفرید. یعنی در جبله وی خیر را نهاد. و در قاموس آمده است: الطین بالکسر معروف و القطعة منه و الخلقة و الجبلة یعنی: طین به کسر به معنای گل است که معروف می باشد. و طینة پاره ای از آن و نیز به معنای خلقت و جبلت است. و در ماده ج ب ل گفت: کطمرة: الخلقة و الطبیعة؛ بر وزن طمرة: جبل به معنای خلقت و طبیعت است. و در طبع گفت: الطبع و الطبیعة و الطباع ککتاب السجیة جبل علیها الانسان؛ جبله سجیه ای است که انسان بر آن سرشته شده است.
اکنون که تفاوت بین فطرت و طینت را فهمیدی، پس اخباری که درباره ابتدای ارواح ایشان وارد شده و این که ایشان از نور عظمت خدا و نور جلالت و نوری که انوار از آن نورانی شدند می باشند نگاهشان به مرتبه نخست فطرت است. ولی مرتبه جبلت و طینت بعد از آن است. و لذا به همین جهت به آنها عالین گفتند، و از همان ارواح ایشان خلق شده و اسمی ندارند و به حدی محدود نمی باشند و در عرض آنها چیزی وجود ندارد و آن روحی که طینت و جبلت ایشان شده همانست که فرشتگان در عرض آن قرار دارند و این روح در مرحله کثرت است و از همه طینت ها برتر و شریف تر است و به همین خاطر به ایشان عالین گفتند.
چنان که در کتاب فضائل الشیعه(724) صدوق - ره - اسنادش به ابو سعید خدری آمده است که:
312
قَالَ کُنَّا جُلُوساً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذْ أَقْبَلَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِإِبْلِیسَ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ فَمَنْ هُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ الَّذِینَ هُمْ أَعْلَی مِنَ الْمَلَائِکَةِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ کُنَّا فِی سُرَادِقِ الْعَرْشِ نُسَبِّحُ اللَّهَ وَ تُسَبِّحُ الْمَلَائِکَةُ بِتَسْبِیحِنَا قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ بِأَلْفَیْ عَامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَمَرَ الْمَلَائِکَةَ أَنْ یَسْجُدُوا لَهُ وَ لَمْ یَأْمُرْنَا بِالسُّجُودِ فَسَجَدَتِ الْمَلَائِکَةُ کُلُّهُمْ إِلَّا إِبْلِیسَ فَإِنَّهُ أَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ أَیْ مِنْ هَؤُلَاءِ الْخَمْسِ الْمَکْتُوبِ أَسْمَاؤُهُمْ فِی سُرَادِقِ الْعَرْشِ فَنَحْنُ بَابُ اللَّهِ
ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بودیم، در این هنگام مردی وارد شد و از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا، از سخن حق تعالی به ابلیس درباره أستکبرت أم کنت من العالین(725) به ما خبر بده و بفرما که ایشان کیستند که از فرشتگان برترند؟
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من و علی و فاطمه و حسن و حسین در سراپرده عرش بودیم، خداوند را تسبیح می کردیم و فرشتگان به تسبیح ما تسبیح می کردند، این قصه قبل از آفرینش آدم به دو هزار سال است. هنگامی که خداوند آدم را آفرید، به فرشتگان فرمان داد که آدم را سجده کنند، ولی به ما فرمان سجده نداد، بنابراین فرشتگان جز ابلیس سجده کردند، ولی ابلیس از سجده کردن تن زد. خدای تعالی به او فرمود: آیا استکبار و بزرگی کردی یا این که عالین بودی، یعنی یا این که از این پنج تن که نام های ایشان در سراپرده عرش هست می باشی، پس ما باب خدا هستیم.... الحدیث
و در کافی(726) در باب آفرینش ابدان ائمه (علیهم السلام) و ارواح و دلهای ایشان به اسنادش از محمد بن مروان از امام صادق (علیه السلام) روایت شد که گفت: سمعته یقول ان الله خلقنا من نور عظمته ثم صور خلقنا من طینة مخزونة مکنونة من تحت العرش فأسکن ذلک النور فیه فکنا نحن خلقا و بشرا نورانیین لم یجعل لأحد فی مثل الذی خلقنا منه نصیبا؛ یعنی: از آن حضرت شنیدم که می فرمود: خداوند ما را از نور عظمت خویش آفرید، آنگاه ما را از طینت مخزون مکنون از تحت عرش صورت گری کرد، و آن نور را در این صورت گذاشت. بنابراین ما از جهت خلقت و بشریت نورانی هستیم. خداوند برای دیگران در چنین نحوه آفرینش بهره ای قرار نداد... الحدیث.
و اجسام ایشان را نیز از آنچه در این روایت آمده خلق کرد، و لذا در این باره در روایات فراوان دیگری آمده که در کافی(727) در باب موالید ائمه (علیهم السلام) آمده است: از آن جمله به اسنادش از ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) در مولد ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) در حدیثی طولانی از دو راه آمده است ما آن را در شرح الا عرفهم جلالة امرکم و عظم خطرکم می آوریم.

در خلقت ائمه (علیهم السلام)

و از آن جمله(728) به اسنادش از حسین بن راشد است که گفت: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول ان الله تبارک و تعالی اذا أحب أن یخلق الامام أمر ملکا فأخذ شربة من ماء تحت العرش فیسقیها أباه فمن ذلک یخلق الامام؛ از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: خدای تبارک و تعالی هنگامی که دوست داشت امامی را خلق کند، به فرشته ای دستور می دهد که شربتی از آب زیر عرش بگیرد و به پدرش بنوشاند، از آن آب امام خلق می شود... الحدیث
از این اخبار ظاهر شد که ائمه (علیهم السلام) بلکه مطلق انسان ها عوالم و مراتبی دارند و به حسب هر کدام از آن عوالم که انسان تنزیل می کند، به آن اسم خلق و آفرینش می دهند، و تنزیل انسان به هر مرتبه به لحاظ ویژگی هر مرتبه ای نام خاصی دارد. آیات کتاب خدا را نمی بینید که آگاه از خلق انسان به انشاء تعبیر می کند و گاه از آن به تسویه و گاه از آن به خلق و گاه از آن به برء و گاه به ذرء و گاه به ابتدع و گاه به اخترع و گاه به صور و غیره تعبیر می کند. بنابراین کسانی که می خواهند استنباط کنند باید به قرائن هر باب بنگرند تا معلوم شود که مراد از خلق در روایت چیست؟ و یا ویژگی لفظ برء یا ذرء و امثال آن کدام است؟ تا آیات و روایات بر او مشتبه نگردد، چنانکه عده ای توهم کرده اند که بسیاری از این روایات و برخی از آیات در جبر ظهور دارد، و درباره آن بیانات و تحقیقاتی درگذشته شده که پرده از چهره این اخبار بر می دارد و معلوم می شود که مراد از اخبار که دلالت دارند بر این که ایشان از نور عظمت و نور جلالت خدا خلق شده اند و از نور ایشان دیگر انوار منور گردیده اند، عالم فطرت ائمه (علیهم السلام) است، چنانکه مراد از غیر این اخبار عوالم جبله و ابدان ایشان است که ایشان بعد از طاعت در عالم ذر آفریده شده اند که در فقره و عناصر الابرار اخباری نقل شده که در این باره صریح بوده است، در عین حال اخبار دسته اول فراوانند:
برخی از آن اخبار ظاهرند در این که صادر اول از حقیقت محمدیه الهیه است که حقیقت نبوت می باشد و محمد و آل طاهرین (علیهم السلام) وی از آیات تامه آنند، چنانکه تحقیق و براهین آن در شرح فقره یا اهل بیت النبوه بیان شد، و نیز برخی از این روایات که در مطلوب ظاهر بود در شرح قول آن حضرت و موضع الرسالة از ریاض الجنان نقل شد.