فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

أرسله بالهدی و دین الحق

در تفسیر القادة الهداة معنای هدایت بیان شد، و اما دین نام چیزی است که به آن تدین جسته می شود.(706) همانند ستر (پرده) که اسم آن چیزی است که بدان مستور می گردند و غسل به معنای چیزی که با آن می شویند.
و حق ضد باطل است. یعنی چیزی که زائل و فانی نمی شود. و اضافه دین به حق اضافه بیانیه است. پس مراد از آن مرتبه ای از توحید است که بالاتر از آن مرتبه ای نیست.
و در فقره شهد الله... و أولواالعلم مراتب توحید را بیان کردیم و بعد از آن این دنباله در آیه شریفه موجود است: لیظهره علی الدین کله...(707) تا بر همه ادیان غالب آید... .
و در کافی از امام کاظم (علیه السلام) در این آیه روایت شده که: هو الذی أرسل رسوله بالولایة لوصیه و الولایة هو دین الحق لیظهره علی جمیع الأدیان عند قیام القائم و الله متم ولایة القائم (علیه السلام) و لو کره الکافرون لولایة علی (علیه السلام). قیل: هذا تنزیل؟ قال: هذا الحرف تنزیل و أما غیره فنأویل؛ او کسی است که پیامبرش را به ولایت وصی اش فرستاد و ولایت دین حق است تا بر همه ادیان پیروز شود و آن در زمان قیام حضرت قائم (علیه السلام) است و خداوند ولایت قائم را کامل می کند، گرچه کافران، ولایت علی (علیه السلام) را خوش نداشته باشند. از آن حضرت پرسیدند: آیا این تنزیل آیه است؟ فرمود: همین سخن اخیر تنزیل است و بقیه تأویل آیه می باشد.
گویم: علت تفسیر آیه بر ولایت این است که به واسطه ولایت ایشان می توان به توحید رسید چنانکه در والقادة الهداة معلوم شد.
در این که دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را حق نامید، به معنای این نیست که دیگر ادیان باطل بوده اند. چنانکه اندکی بعد خواهد آمد.

در قیام حضرت مهدی (علیه السلام)

فرمود:
لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون(708)
تا بر دیگر ادیان پیروز شود و مراد از غلبه و پیروزی به معنای از بین رفتن دیگر ادیان نیست، بلکه مراد اضمحلال و فنای آنها به هنگام ظهور دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. همانند فانی شدن انوار ستارگان به هنگام طلوع خورشید. چه این که ادیان پیامبران منسوخ نیستند. بلکه احکام ایشان نسخ شده، ولی ادیان دیگر به جز دین انبیاء به کلی نابود می شوند. به طوری که هیچ کس بر غیر دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی نمی ماند.
در مجمع از امام باقر (علیه السلام) در مورد این آیه آمده است: این مطلب به هنگام خروج مهدی آل محمد (علیهم السلام) اتفاق می افتد. هیچ کس باقی نمی ماند مگر این که به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اقرار می کند.
و عیاشی(709) از آن حضرت روایتی را نقل کرده که در معنا همانند روایت فوق است. و در خبر دیگر آمده: تا خداوند او را در رجعت پیروز کند.
و از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که: امیرالمومنین پرسید: آیا همه مفاد آیه پیاده شده است؟ گفتند: آری، حضرت فرمود: هرگز، قسم به آن کس که جانم در سدت اوست طوری ظاهر می شود که هیچ قریه ای باقی نمی ماند مگر این که در آن صبح و شام شهادت لا اله الا الله و محمد رسول الله فریاد می شود.(710)(711)
و در مجمع البیان روایت کرده که مقداد بن اسود گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: بر روی زمین خانه گلی و یا مویین (چادر) باقی نمی ماند مگر این که خداوند او را در اسلام داخل می کند یا به عزت که در این صورت عزیز و گرامی است و یا به ذلت که در این صورت ذلیل است. پس همه را از اهل اسلام می نماید. پس ایشان به اسلام عزت می یابند و یا خداوند ایشان را ذلیل می نماید تا بر اسلام گردن نهند.
فرمود:

و أشهد أنکم الأئمة الراشدون المهدیون

در قاموس، رشد را به معنای استقامت بر راه حق با استواری و رشید را در صفات خدا به معنای هادی و راهنمای به راه راست و نیز کسی که به درستی در مقدرات اندازه گیری و تقدیر می کند معنا کرده است. پس مراد این است که ایشان امامان هادی مهدی به راه راست هستند که هرگز از حق بیرون نمی روند.
و در کافی به اسنادش(712) به برید عجلی از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که در تفسیر آیه شریفه انما أنت منذر ولکل قوم هاد فرمود: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) المنذر و لکل زمان منا هاد یهدیهم الی ما جاء به نبی الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ثم الهداة من بعده علی ثم الأوصیاء واحد بعد واحد؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منذر و در هر زمانی هادی از ما اهل بیت موجود است که مردم را به سوی آنچه پیامبر آورده هدایت می کند، هادیان بعد از پیامبر، علی و اوصیاء او یکی پس از دیگری هستند.
و در این زمینه اخبار دیگری(713) موجود است.