فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و رسوله المرتضی

اشاره به آیه شریفه: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول؛(701) خداوند دانای غیب است، هیچ کس به غیب خداوند دست پیدا نمی کند مگر این که پیامبری مورد رضایت او باشد.
در کافی(702) از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه روایت شده است که فرمود: و کان محمد ممن ارتضاه؛ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانی است که خداوند از او خشنود و راضی است.
و در خرایج(703) از امام رضا (علیه السلام) درباره این آیه وارد شده که: فرسول الله عند الله مرتضی و نحن ورثة ذلک الرسول؛ رسول خدا در نزد خدا پسندیده است و ما ورثه آن پیامبریم.
از این که صفت عبودیت را بر رسالت مقدم داشته خواست اشاره کند بر این که قوام و زیر ساخت رسالت عبودیت است.
چنان که کافی(704) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: ان الله اتخذ ابراهیم عبدأ قبل أن یتخذه نبیا و أن الله اتخذه نبیا قبل أن بتخذه رسولا، و أن الله اتخذه رسولا قبل أن یتخذه خلیلا، و أن الله اتخذه خلیلا قبل أن یجعله اماما، فلما جمع له الاشیاء قال: انی جاعلک للناس اماما؛ خداوند ابراهیم را قبل از این که پیامبر بگیرد، بنده گرفت. و پروردگار او را قبل از رسالت پیامبر کرد، و خداوند قبل از خلیل گرفتن ابراهیم او را رسول گرفت و قبل از این که او را امام نماید او را خلیل نمود، هنگامی که این مقامات برای وی جمع شد، فرمود: همانا من تو را امام قرار دادم.
در این باره همانند روایت فوق اخباری دیگر(705) وجود دارند.
فرمود:

أرسله بالهدی و دین الحق

در تفسیر القادة الهداة معنای هدایت بیان شد، و اما دین نام چیزی است که به آن تدین جسته می شود.(706) همانند ستر (پرده) که اسم آن چیزی است که بدان مستور می گردند و غسل به معنای چیزی که با آن می شویند.
و حق ضد باطل است. یعنی چیزی که زائل و فانی نمی شود. و اضافه دین به حق اضافه بیانیه است. پس مراد از آن مرتبه ای از توحید است که بالاتر از آن مرتبه ای نیست.
و در فقره شهد الله... و أولواالعلم مراتب توحید را بیان کردیم و بعد از آن این دنباله در آیه شریفه موجود است: لیظهره علی الدین کله...(707) تا بر همه ادیان غالب آید... .
و در کافی از امام کاظم (علیه السلام) در این آیه روایت شده که: هو الذی أرسل رسوله بالولایة لوصیه و الولایة هو دین الحق لیظهره علی جمیع الأدیان عند قیام القائم و الله متم ولایة القائم (علیه السلام) و لو کره الکافرون لولایة علی (علیه السلام). قیل: هذا تنزیل؟ قال: هذا الحرف تنزیل و أما غیره فنأویل؛ او کسی است که پیامبرش را به ولایت وصی اش فرستاد و ولایت دین حق است تا بر همه ادیان پیروز شود و آن در زمان قیام حضرت قائم (علیه السلام) است و خداوند ولایت قائم را کامل می کند، گرچه کافران، ولایت علی (علیه السلام) را خوش نداشته باشند. از آن حضرت پرسیدند: آیا این تنزیل آیه است؟ فرمود: همین سخن اخیر تنزیل است و بقیه تأویل آیه می باشد.
گویم: علت تفسیر آیه بر ولایت این است که به واسطه ولایت ایشان می توان به توحید رسید چنانکه در والقادة الهداة معلوم شد.
در این که دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را حق نامید، به معنای این نیست که دیگر ادیان باطل بوده اند. چنانکه اندکی بعد خواهد آمد.

در قیام حضرت مهدی (علیه السلام)

فرمود:
لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون(708)
تا بر دیگر ادیان پیروز شود و مراد از غلبه و پیروزی به معنای از بین رفتن دیگر ادیان نیست، بلکه مراد اضمحلال و فنای آنها به هنگام ظهور دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. همانند فانی شدن انوار ستارگان به هنگام طلوع خورشید. چه این که ادیان پیامبران منسوخ نیستند. بلکه احکام ایشان نسخ شده، ولی ادیان دیگر به جز دین انبیاء به کلی نابود می شوند. به طوری که هیچ کس بر غیر دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی نمی ماند.
در مجمع از امام باقر (علیه السلام) در مورد این آیه آمده است: این مطلب به هنگام خروج مهدی آل محمد (علیهم السلام) اتفاق می افتد. هیچ کس باقی نمی ماند مگر این که به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اقرار می کند.
و عیاشی(709) از آن حضرت روایتی را نقل کرده که در معنا همانند روایت فوق است. و در خبر دیگر آمده: تا خداوند او را در رجعت پیروز کند.
و از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که: امیرالمومنین پرسید: آیا همه مفاد آیه پیاده شده است؟ گفتند: آری، حضرت فرمود: هرگز، قسم به آن کس که جانم در سدت اوست طوری ظاهر می شود که هیچ قریه ای باقی نمی ماند مگر این که در آن صبح و شام شهادت لا اله الا الله و محمد رسول الله فریاد می شود.(710)(711)
و در مجمع البیان روایت کرده که مقداد بن اسود گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: بر روی زمین خانه گلی و یا مویین (چادر) باقی نمی ماند مگر این که خداوند او را در اسلام داخل می کند یا به عزت که در این صورت عزیز و گرامی است و یا به ذلت که در این صورت ذلیل است. پس همه را از اهل اسلام می نماید. پس ایشان به اسلام عزت می یابند و یا خداوند ایشان را ذلیل می نماید تا بر اسلام گردن نهند.
فرمود: