فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و أشهد أن محمدا عبده المنتجب

در تفسیر قول آن حضرت (علیه السلام): و عترة خیرد رب العالمین وجه نامگذاری آن حضرت به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را بیان کردیم و در شرح دعائم الاخبار حقیقت عبودیت را آوردیم. المنتجب بر وزن مفتعل از نجب است. در قاموس آمده: نجب با حرکت جیم به معنای درخت و با پوست ریشه های آن است تا این که گفت: انتجبه یعنی پوستش را گرفت. پس مراد از آن این است که خداوند از وی همه حجابهای بین خودش و او را برداشت تا او را به مرتبه قاب قوسین او ادنی(700) رسانید.
فرمود:

و رسوله المرتضی

اشاره به آیه شریفه: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول؛(701) خداوند دانای غیب است، هیچ کس به غیب خداوند دست پیدا نمی کند مگر این که پیامبری مورد رضایت او باشد.
در کافی(702) از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه روایت شده است که فرمود: و کان محمد ممن ارتضاه؛ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانی است که خداوند از او خشنود و راضی است.
و در خرایج(703) از امام رضا (علیه السلام) درباره این آیه وارد شده که: فرسول الله عند الله مرتضی و نحن ورثة ذلک الرسول؛ رسول خدا در نزد خدا پسندیده است و ما ورثه آن پیامبریم.
از این که صفت عبودیت را بر رسالت مقدم داشته خواست اشاره کند بر این که قوام و زیر ساخت رسالت عبودیت است.
چنان که کافی(704) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: ان الله اتخذ ابراهیم عبدأ قبل أن یتخذه نبیا و أن الله اتخذه نبیا قبل أن بتخذه رسولا، و أن الله اتخذه رسولا قبل أن یتخذه خلیلا، و أن الله اتخذه خلیلا قبل أن یجعله اماما، فلما جمع له الاشیاء قال: انی جاعلک للناس اماما؛ خداوند ابراهیم را قبل از این که پیامبر بگیرد، بنده گرفت. و پروردگار او را قبل از رسالت پیامبر کرد، و خداوند قبل از خلیل گرفتن ابراهیم او را رسول گرفت و قبل از این که او را امام نماید او را خلیل نمود، هنگامی که این مقامات برای وی جمع شد، فرمود: همانا من تو را امام قرار دادم.
در این باره همانند روایت فوق اخباری دیگر(705) وجود دارند.
فرمود:

أرسله بالهدی و دین الحق

در تفسیر القادة الهداة معنای هدایت بیان شد، و اما دین نام چیزی است که به آن تدین جسته می شود.(706) همانند ستر (پرده) که اسم آن چیزی است که بدان مستور می گردند و غسل به معنای چیزی که با آن می شویند.
و حق ضد باطل است. یعنی چیزی که زائل و فانی نمی شود. و اضافه دین به حق اضافه بیانیه است. پس مراد از آن مرتبه ای از توحید است که بالاتر از آن مرتبه ای نیست.
و در فقره شهد الله... و أولواالعلم مراتب توحید را بیان کردیم و بعد از آن این دنباله در آیه شریفه موجود است: لیظهره علی الدین کله...(707) تا بر همه ادیان غالب آید... .
و در کافی از امام کاظم (علیه السلام) در این آیه روایت شده که: هو الذی أرسل رسوله بالولایة لوصیه و الولایة هو دین الحق لیظهره علی جمیع الأدیان عند قیام القائم و الله متم ولایة القائم (علیه السلام) و لو کره الکافرون لولایة علی (علیه السلام). قیل: هذا تنزیل؟ قال: هذا الحرف تنزیل و أما غیره فنأویل؛ او کسی است که پیامبرش را به ولایت وصی اش فرستاد و ولایت دین حق است تا بر همه ادیان پیروز شود و آن در زمان قیام حضرت قائم (علیه السلام) است و خداوند ولایت قائم را کامل می کند، گرچه کافران، ولایت علی (علیه السلام) را خوش نداشته باشند. از آن حضرت پرسیدند: آیا این تنزیل آیه است؟ فرمود: همین سخن اخیر تنزیل است و بقیه تأویل آیه می باشد.
گویم: علت تفسیر آیه بر ولایت این است که به واسطه ولایت ایشان می توان به توحید رسید چنانکه در والقادة الهداة معلوم شد.
در این که دین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را حق نامید، به معنای این نیست که دیگر ادیان باطل بوده اند. چنانکه اندکی بعد خواهد آمد.