فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در معنای عزیز

فرمود:
لا اله الا هو العزیز الحکیم
عزیز آنست که از کمی وجود نزدیک است که یافت نشود، این اشاره دارد به این که امکان ندارد که هویت خداوند در عالمی از عوالم آشکار شود، چه این که عوالم گنجایش وجود حق را ندارند، زیرا وجود عین ذات اوست و ذات او پایان ندارد، نه عدم او را محدود می کند و نه وجود طارد عدم، بلکه او به همه عوالم احاطه دارد، در اشیای است ولی نه این که با آنها ممزوج باشد و از اشیاء بیرون است نه این که با آنها مباین باشد موجودی که به واسطه وجود موجود نیست، در این باره روایات فراوانی آمده و کلینی بابی در کافی از آن روایات باز کرده از جمله به اسنادش از امیرالمومنین در جواب از سوال راس الجالوت که پرسیده بود: متی کان ربنا! قال: انما یقال متی، کان لمن لم یکن فکان و متی کان هو کائن بلا کینونة یا یهودی! کائن کان بلا کیف یکون یعنی: از چه زمانی پروردگار ما موجود بود؟ فرمود: ای یهودی! به کسی می گویند که از چه زمانی بوده که نبوده و موجود شده، او بدون وجود دیگر موجود است، موجودی که کیفیت و چگونگی ندارد.
معنایی که برای عزت کردیم در روایت کافی(697) به اسنادش به محمد بن عطیه نیز آمده است:
304
مردی از اهل شام خدمت امام باقر (علیه السلام) رسید و گفت: ای ابو جعفر آمدم تا از مطلبی بپرسم که دریافتن کسی که پاسخ درستی به من بدهد خسته شدم، من از سه صنف پرسیدم: هر صنفی پاسخی داد که غیر از پاسخ اصناف دیگر بود. امام باقر (علیه السلام) فرمود: آن مسأله چیست؟ گفت: من از اولین مخلوق خدا پرسیدم، برخی گفتند: قدر، برخی گفتند: قلم و برخی گفتند: آن روح است.
ابو جعفر پاسخ داد: ایشان مطلب درستی نیاورده اند. تو را خبر می دهم که خدای تبارک و تعالی بود و هیچ چیز نبود، و عزیز بود و هیچ کس قبل از عزتش عزیز نبود، و این مراد از فرموده خداست: سبحان ربک رب العزة عما یصفون(698) و خلق قبل از مخلوق بود، اگر حتما می بایست اولین مخلوق خدا از چیزی می بود باید هرگز این سلسله به جایی ختم نشود، و همیشه با خدا چیزی باشد در حالی که خداوند بود و هیچ چیز با او نبود، لذا خداوند چیزی را خلق کرد که همه اشیاء از آن چیزند، آن چیز آب است که خداوند اشیاء را از آن خلق کرد، پس همه اشیاء به آن نسبت دارند، ولی آب نسبتی به چیزی ندارد تا به آن اضافه پیدا کند، و باد را از آب آفرید... بنابراین عزت را عبارت از نفی اشیاء غیر خدا قرار داد و آن عالم عدم است که عالم تنزه ذات از صفت می باشد.
و امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود:(699) الهی! هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر أرواحنا معلقة بعز قدسک... و ألحقنی بنور عزک الأبهج فأکون لک عارفا و عن سواک منحرفا؛ پروردگارم! وجود مرا به کلی فانی در خود نما! و چشم دلهای ما را به تشعشع نظرت نورانی گردان تا بتواند نور چشمان دل ما حجاب های نور را بدرد و به معدن عظمت برسد و ارواح ما به عزّ قدس تو آویخته گردد... خدایم مرا به نور عز متلالو خود ملحق نما تا شناسای تو گردم و از دیگران جدا شوم.
این جمله دلالت دارد بر این که تا هنگامی که حجابی باقی باشد فنای کلی رخ نمی دهد و خداوند شناخته نمی گردد. بنابراین باید به عالم عدم رسید و فهمید که خداوند بالاتر از آن است. اسم حکیم نام مرتبه ولایت کلیه است، برای آن آورده شده تا اشاره نماید به این که خداوند از چیزی موجود نشده و از چیزی خلایق را خلق نکرده و دوستی ندارد تا او را از ذلت برهاند. بلکه او خود از وراء حجاب حکیم است. خداوند از اوصافی که برای او می آورند بسیار برتر است. والحمد لله رب العالمین کما هو أهله و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
فرمود:

و أشهد أن محمدا عبده المنتجب

در تفسیر قول آن حضرت (علیه السلام): و عترة خیرد رب العالمین وجه نامگذاری آن حضرت به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را بیان کردیم و در شرح دعائم الاخبار حقیقت عبودیت را آوردیم. المنتجب بر وزن مفتعل از نجب است. در قاموس آمده: نجب با حرکت جیم به معنای درخت و با پوست ریشه های آن است تا این که گفت: انتجبه یعنی پوستش را گرفت. پس مراد از آن این است که خداوند از وی همه حجابهای بین خودش و او را برداشت تا او را به مرتبه قاب قوسین او ادنی(700) رسانید.
فرمود:

و رسوله المرتضی

اشاره به آیه شریفه: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول؛(701) خداوند دانای غیب است، هیچ کس به غیب خداوند دست پیدا نمی کند مگر این که پیامبری مورد رضایت او باشد.
در کافی(702) از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه روایت شده است که فرمود: و کان محمد ممن ارتضاه؛ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانی است که خداوند از او خشنود و راضی است.
و در خرایج(703) از امام رضا (علیه السلام) درباره این آیه وارد شده که: فرسول الله عند الله مرتضی و نحن ورثة ذلک الرسول؛ رسول خدا در نزد خدا پسندیده است و ما ورثه آن پیامبریم.
از این که صفت عبودیت را بر رسالت مقدم داشته خواست اشاره کند بر این که قوام و زیر ساخت رسالت عبودیت است.
چنان که کافی(704) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: ان الله اتخذ ابراهیم عبدأ قبل أن یتخذه نبیا و أن الله اتخذه نبیا قبل أن بتخذه رسولا، و أن الله اتخذه رسولا قبل أن یتخذه خلیلا، و أن الله اتخذه خلیلا قبل أن یجعله اماما، فلما جمع له الاشیاء قال: انی جاعلک للناس اماما؛ خداوند ابراهیم را قبل از این که پیامبر بگیرد، بنده گرفت. و پروردگار او را قبل از رسالت پیامبر کرد، و خداوند قبل از خلیل گرفتن ابراهیم او را رسول گرفت و قبل از این که او را امام نماید او را خلیل نمود، هنگامی که این مقامات برای وی جمع شد، فرمود: همانا من تو را امام قرار دادم.
در این باره همانند روایت فوق اخباری دیگر(705) وجود دارند.
فرمود: