فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در توفیقیت اسماء

و در اصول کافی(662) روایتهایی در این باره آمد و کلینی بابی برای آن باز نموده است از جمله روایات آن به اسنادش به محمد بن حکیم است، وی گفت: قال کتب أبو الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) الی أبی أن الله أعلی و أجل و أعظم من أن یبلغ کنه صفته فصفوه بما وصف به نفسه و کفوا عما سوی ذلک یعنی: ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) به پدرم نوشت: خداوند برتر و رفیع تر و بزرگ تر از این است که کسی به کنه صفتش برسد، پس او را به صفاتی بستایید که خود آنها را برای وصف خود آورد، و از غیر آن دست باز دارید.
و از جمله روایت مفضل است،(663) گفت: قال سألت أبا الحسن (علیه السلام) عن شی ء من الصفة فقال لا تجاوز ما فی القرآن یعنی: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر درباره صفت پرسیدم؟
فرمود: از آنچه در قرآن آمده بیرون نروید.
اخباری(664) که در آن باب روایت کرده گرچه بیشتر آنها در نفی صورت و جسم و محدودیت است، لکن اگر اندکی تامل کنید آنها را شامل همه صفات می یابید، یعنی همه صفاتی را که با آوردن آنها برای خدا باعث شود که شایسته جلالت و کرامت وجه خدا نباشد شامل می شود، اگر چه آن صفات را از خدا نتوان نفی کرد، بنابراین باید خداوند را بزرگ داشت، و مثال را درباره سلاطین و شاهان آورد که زوال پذیرند، لذا گوییم: از کمال انسان قوت شهوت اوست، و آیا می توانید به شاه در جمع مردم بگویید: ای کسی که دیشب با فلان زنت ده بار نزدیکی کردی و یا بگوید ای متغوط در حالی که شاه به هر دو صفت موصوف است و اگر این دو صفت نبودند می باید شاه در صفت اول نا کامل و در صفت دوم مریض باشد، و لذا خدای تعالی فرمود: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی(665) یعنی: بگو: خدا را بخوانید و یا رحمن را بخوانید، هر یک را بخوانید خداوند دارای اسماء حسنی است.
اکنون که مطالب فوق را فهمیدید آل محمد اسماء خدا هستند که در سر و علانیه ای اختیار شده اند، چه این که ایشان اسماء حسنی خدا هستند که خداوند ایشان را برای خود برگزید و بندگانش را امر کرده که ایشان را در سر و علانیه به آن اسماء بخوانند چنان که فرمود: و لله الأسماء الحسنی فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون فی أسمائه سیجزون ما کانوا یعملون(666) یعنی: خداوند را اسماء حسنی است، خداوند را با آن اسماء بخوانید و کسانی را که در اسماء خدا از راه بیرون می روند رها کنید، ایشان بر آنچه کرده اند عقاب می شوند.
عیاشی(667) از امام رضا روایت کردند که گفت: اذا نزلت بکم شدة فاستعینوا بنا علی الله و هو قول الله و لله الأسماء الحسنی فادعوه بها قال قال أبو عبد الله نحن و الله الأسماء الحسنی الذی لا یقبل من أحد الا بمعرفتنا قال فادعوه بها.
یعنی: هنگامی که شدتی به شما روی آورده ما را واسطه قرار داده و از خدا کمک بخواهید، و این قول خداوند است که فرمود: خداوند را اسماء حسنی است خدا را با آن اسماء بخوانید، فرمود: امام صادق فرمود: به خدا سوگند ما اسماء حسنی هستیم که خداوند جز به معرفت ما از کسی نمی پذیرد، فرمود: پس او را به اسماء حسنی بخوانید.
اما در سر همان است که در شرح ابواب الایمان و الدعوة الحسنی بیان کردیم، و در علانیه با روی آوردن به خدا و مردن در دست ایشان و دوستی و شفیع قرار دادن ایشان، چنان که خداوند: قسم به جان خورده که اگر سائلی ایشان را واسطه قرار دهد او را رد نکند و آرزومندی را نا امید نکند.
چنان که در تفسیر امام ابو محمد حسن عسگری (علیه السلام)(668) روایت شد که فرمود: علی بن حسین فرمود: پدرم از رسول خدا حدیث کرد که آن حضرت فرمود:
292
قَالَ یَا عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ آدَمَ لَمَّا رَأَی النُّورَ سَاطِعاً مِنْ صُلْبِه 0000 فَرَأَی أَشْبَاحَنَا فَقَالَ مَا هَذِهِ الْأَشْبَاحُ یَا رَبِّ فَقَالَ اللَّهُ یَا آدَمُ هَذِهِ الْأَشْبَاحُ أَفْضَلُ خَلَائِقِی وَ بَرِیَّاتِی هَذَا مُحَمَّدٌ وَ أَنَا الْحَمِیدُ وَ الْمَحْمُودُ فِی أَفْعَالِی شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِی وَ هَذَا عَلِیٌّ وَ أَنَا الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِی وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ وَ أَنَا فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَاطِمُ أَعْدَائِی عَنْ رَحْمَتِی یَوْمَ فَصْلِ قَضَائِی وَ فَاطِمُ أَوْلِیَائِی عَمَّا یَعْتَرِیهِمْ وَ یَشِینُهُمْ فَشَقَقْتُ لَهَا اسْماً مِنِ اسْمِی وَ هَذَا الْحَسَنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ وَ أَنَا الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ شَقَقْتُ لَهُمَا اسْماً مِنِ اسْمِی هَؤُلَاءِ خِیَارُ خَلِیقَتِی وَ کِرَامُ بَرِیَّتِی بِهِمْ آخُذُ وَ بِهِمْ أُعْطِی وَ بِهِمْ أُعَاقِبُ وَ بِهِمْ أُثِیبُ فَتَوَّسَلْ إِلَیَّ بِهِمْ یَا آدَمُ وَ إِذَا دَهَتْکَ دَاهِیَةٌ فَاجْعَلْهُمْ إِلَیَّ شُفَعَاءَکَ فَإِنِّی آلَیْتُ عَلَی نَفْسِی قَسَماً حَقّاً لَا أُخَیِّبُ بِهِمْ آمِلًا وَ لَا أَرُدُّ بِهِمْ سَائِلًا فَلِذَلِکَ حِینَ نَزَلَتْ مِنْهُ الْخَطِیئَةُ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِمْ فَتَابَ عَلَیْهِ وَ غَفَرَ لَهُ
هنگامی که آدم نوری را دید از صلب او می درخشد... تا این که حدیث را به اینجا رساند که: پس اشباح ما را دید، و پرسید: پروردگارم! این اشباح چیستند؟ خداوند فرمود: ای آدم! این اشباح برترین مخلوقات منند، این محمد و من حمید و محمود در کارها هستم، برای او اسمی از اسم خود مشتق کردم و این علی و من علی عظیم هستم، اسمی را برای او از اسم خویش مشتق نمودم و این فاطمه و من فاطر آسمانها و زمین هستم، دشمنانم را از رحمت خود در روز قضاوت می برّم و دوستانم از آنچه بر ایشان طاری می شود و باعث عیب در آنها می شود جدا می کند به همین خاطر از اسم خود برای او اسمی مشتق کردم و این حسن و او حسین است و من محسن مجمل هستم، اسمی برای ایشان از اسم خود مشتق نمودم ایشان بهترین مخلوقاتم و گرامی ترین انسانها هستند و به ایشان می گیریم و به ایشان می دهیم و به ایشان عقاب می کنم و به ایشان ثواب می دهم، ای آدم ایشان را وسیله ای نزد من قرار ده و هنگامی که مشکلی پیش آمده ایشان را به نزد من شفیع نما من بر خودم سوگندی به حق خوردم که به واسطه ایشان آرزومندی را ناکام نگذارم و خواهنده ای را به واسطه ایشان رد نکنم؛ به همین خاطر که به گناه افتاد خدای عزوجل را به ایشان خوانده، خداوند توبه او را پذیرفت و بخشید.
علت این که آنها را بری خویش برگزید و دیگر اسماء را انتخاب ننمود این است که ایشان آیات تامه و امثال علیا و اسماء کبری هستند که از همه جمال و جلال او حکایت می کنند، چنان که در شرح و عترة خیرة رب العالمین بیان شد.
و فرمود:

و حزبه

حزب به معنای لشکر و همراهان مرد است که بر فکر و نظر او هستند، و قبلا بیان کردیم که ایشان در مقام محبت خدا به درجه ای رسیدند که غیر او را نمی بینند لذا خداوند گوش و چشم ایشان است.
چنان که در اصول کافی(669) به اسنادش به حمادبن بشیر روایت شد که گفت: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: رسول خدا فرمود: خداوند فرمود: من أهان لی ولیا فقد أرصد لمحاربتی و ما تقرب الی عبد بشی ء أحب الی مما افترضت علیه و انه لیتقرب الی بالنافلة حتی أحبه فاذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها ان دعانی أجبته و ان سألنی أعطیته.
یعنی: هر کس ولی مرا خوار کند پرچم جنگ با من را بالا برده، هیچ چیزی را بنده ام محبوب تر از واجب وسیله تقرب قرار نداده، بنده هم نافله ای را برا نزدیکی به من می آورد تا این که من دوستش می دارم، وقتی دوستش بدارم گوش او می شوم که با آن می شنود، و چشمش می گردم که با آن می بیند، و زبانش می شوم که با آن سخن می گوید و دستش می شوم که با آن می گیرد، اگر مرا بخواند او را پاسخ می دهم و اگر از من چیزی بخواهد به او می دهم...
و امامان در گفتار از او پیشی نمی گیرند و به فرمان وی کار می کنند، بنابراین، ایشان مطلقا حزب خدا هستند.
فرمود:

و عیبة علمه

عیبة به فتح زنبیل پوستی و غیر آن است، و چیزی که در آن لباس گذارند و اگر بر کسی عیبه اطلاق شود یعنی جایگاه سر.
و فقره و خزان العلم مباحثی گذشت که ما را از بحث در اینجا بی نیاز می کند.
فرمود: