فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

والذادة الحماة

ذود به معنای مطلق طرد و منع نیست، چنان که ظاهر کلمات بسیاری چنین است، و بلکه ذود به معنای منع از اختلاط است، چنان که خدای تعالی در قصه موسی فرمود: وجدمن دونهم امرأتین تذودان(645) یعنی: حضرت موسی غیر از چوپانان دو زن را دید که گوسفندان را حراست می کردند چه این که این دو زن گوسفندان خود را از اختلاط با گوسفندان دیگر حفظ می کردند، تا از آب باز گردند.
و حماة جمع حامی از حمی الطبیب المریض ما یضره یعنی: طبیب مریض را از غذاهای زیان آور بازداشت پس امامان ذادة هستند یعنی ایشان به اعتبار این که شیعیان را جمع می کنند و از اختلاط با پیروان مخالفان باز می دارند ذاده ایشان می باشند، و حماة به اعتبار این است که ایشان از کارهای زشت و ملکات بد و عقاید هلاک کنند شیعیان را باز می دارند.
فرمود:

و أهل الذکر

قبلا بیان شد که ذکر نام قرآن و نام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است چه این که خداوند فرمود: یا أیها الذی نزل علیه الذکر انک لمجنون؛(646) ای کسی که بر تو قرآن (ذکر) نازل شده تو دیوانه ای. و فرمود: أألقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب أشر؛(647) آیا بر او از بین ما قرآن نازل شده بلکه او دروغگویی خوشگذران است.
و فرمود: فسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون؛(648) اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید.
و در کافی(649) و تفسیر عیاشی(650) اخبار فراوانی رسول خدا را به ذکر نام بردند، و اهل بیت او را اهل ذکر گفتند که ایشان مورد پرسش قرار می گیرند.
و در عیون از امام رضا (علیه السلام) روایت شده(651) که گفت: خداوند فرمود: قد أنزل الله الیکم ذکرا رسولا یتلو علیکم آیات الله(652) فالذکر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و نحن اهله؛ خداوند به سوی شما ذکر را پیامبر قرار داد، او آیات خدا را بر شما می خواند. پس ذکر رسول خدا و ما اهل آن حضرت یعنی اهل ذکر هستیم.
و در بصائر(653) از امام باقر (علیه السلام) و در کافی(654) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: ذکر القرآن و اهل ذکر آل محمد هستند، و در کافی به اضافه این آمده است که امر الله بسؤالهم و لم یؤمروا بسؤال الجهال؛ خداوند به مردم فرمان داد که از ایشان بپرسند، و به ایشان دستور داده نشد که از جاهلان پرسند.
و نیز دیگر اخبار بر این مطلب دلالت دارد.
از همین مطلب فهمیده می شود که حقیقت قرآن و حقیقت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی است، چنان که در ابتدای کتاب در بیان حقیقت نبوت و نیز حملة کتاب الله بیان شد.
فرمود:

و أولی الأمر

امر در مقابل خلق قرار دارد، چنان که در دعاها آمده است: لک الخلق و الامر.
می دانید که حقیقت امر اسم الله است که مبدای همه اسماء حسنی است که شامل همه عوالم وجود است، چه این که عوالم وجود یا صور فردی اسم الله هستند و یا صور ترکیبی، آن و نیز مراد از ملکوت مورد اشاره آیه شریفه: بیده ملکوت کل شی ء و الیه ترجعون(655) همین است، و همین سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد، پس ایشان در باطن و سر اولوالامرند و در پی آن در عالم ظاهر و علانیه نیز زمام امور به دست ایشان می باشد، چه این که دیگران قابلیت ولایت امر را ندارند، زیرا باید ولی احاطه بر همه احتیاجات رعیت داشته باشد، تا دعواها را حل و فصل نماید و مردم را هدایت کند و متکفل دعوت و عبادت و سیاست و غیر آن گردد.
و هیچ کس نمی تواند چنین سعه ای داشته باشد مگر این که خداوند چگونگی همه خلایق را در سیطره او در آورد، ایشان آل محمدند.
فرمود: