فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

والسادة الولاة

در مجمع فرمود: ساد یسود سیادة، و اسم سودد و به معنای مجد و شرف است، به مرد، سید و به زن، سیده گفته می شود و گفت: سید به معنای رئیس که در قوم بزرگ است و در فامیل فرمان برده می شود گرچه هاشمی و یا علوی نباشد، و نیز سید به معنای کسی است که در خیر از دیگران پیشی می گیرد و نیز سید به معنای مالک است، و بر رب و شریف و فاضل و کریم و حلیم و کسی که اذیت های قوم خود را تحمل می کند و بر زوح و مقدم اطلاق می شود.
گویم: ظاهر این است که حقیقت سیادت به معنای مجد و شرف است و دیگر معانی از لوازم آن می باشد، و مجد عبارت از علو است که کنه آن درک نمی شود، و تفاوت بین مجد و شرف این است که مجد به لحاظ ذات و شرف به لحاظ ملکات و صفات می باشد، و به خواست خدا در و مجدتم کرمه شاهد آن را می آوریم، و لذا رسول خدا مجد ذاتی و شرافت صفاتی و ملکاتی را در جمله سید در لفظ أنا سید ولد آدم و لا فخر(641) جمع کرده است.
ولاة جمع والی است و ولی به معنای اولی به تصرف در مواردی که بر آن ولایت دارد می باشد.
و دانستید که ایشان به همه آن معانی، سادات خلقند و والیان ایشان می باشند چه این که خداوند فرمود: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا(642) و نیز سخن خدای تعالی: النبی أولی بالمومنین من أنفسهم...(643) و نیز رسول خدا فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه(644) و نیز دیگر اخبار بر مطلب بالا دلالت دارد.
فرمود:

والذادة الحماة

ذود به معنای مطلق طرد و منع نیست، چنان که ظاهر کلمات بسیاری چنین است، و بلکه ذود به معنای منع از اختلاط است، چنان که خدای تعالی در قصه موسی فرمود: وجدمن دونهم امرأتین تذودان(645) یعنی: حضرت موسی غیر از چوپانان دو زن را دید که گوسفندان را حراست می کردند چه این که این دو زن گوسفندان خود را از اختلاط با گوسفندان دیگر حفظ می کردند، تا از آب باز گردند.
و حماة جمع حامی از حمی الطبیب المریض ما یضره یعنی: طبیب مریض را از غذاهای زیان آور بازداشت پس امامان ذادة هستند یعنی ایشان به اعتبار این که شیعیان را جمع می کنند و از اختلاط با پیروان مخالفان باز می دارند ذاده ایشان می باشند، و حماة به اعتبار این است که ایشان از کارهای زشت و ملکات بد و عقاید هلاک کنند شیعیان را باز می دارند.
فرمود:

و أهل الذکر

قبلا بیان شد که ذکر نام قرآن و نام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است چه این که خداوند فرمود: یا أیها الذی نزل علیه الذکر انک لمجنون؛(646) ای کسی که بر تو قرآن (ذکر) نازل شده تو دیوانه ای. و فرمود: أألقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب أشر؛(647) آیا بر او از بین ما قرآن نازل شده بلکه او دروغگویی خوشگذران است.
و فرمود: فسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون؛(648) اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید.
و در کافی(649) و تفسیر عیاشی(650) اخبار فراوانی رسول خدا را به ذکر نام بردند، و اهل بیت او را اهل ذکر گفتند که ایشان مورد پرسش قرار می گیرند.
و در عیون از امام رضا (علیه السلام) روایت شده(651) که گفت: خداوند فرمود: قد أنزل الله الیکم ذکرا رسولا یتلو علیکم آیات الله(652) فالذکر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و نحن اهله؛ خداوند به سوی شما ذکر را پیامبر قرار داد، او آیات خدا را بر شما می خواند. پس ذکر رسول خدا و ما اهل آن حضرت یعنی اهل ذکر هستیم.
و در بصائر(653) از امام باقر (علیه السلام) و در کافی(654) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: ذکر القرآن و اهل ذکر آل محمد هستند، و در کافی به اضافه این آمده است که امر الله بسؤالهم و لم یؤمروا بسؤال الجهال؛ خداوند به مردم فرمان داد که از ایشان بپرسند، و به ایشان دستور داده نشد که از جاهلان پرسند.
و نیز دیگر اخبار بر این مطلب دلالت دارد.
از همین مطلب فهمیده می شود که حقیقت قرآن و حقیقت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی است، چنان که در ابتدای کتاب در بیان حقیقت نبوت و نیز حملة کتاب الله بیان شد.
فرمود: