فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

سخنی لطیف در منتهای سیر انسان

آگاهی روشن است که مراد از لقاء پروردگار و لقاء الله و بقاء بالله و فناء فی الله و غیر آن که در اخبار و آیات آمده لقاء اسم الله مکنون در هر نفس و رب اسمی است نه اله الالهه و رب الارباب جلت عظمته چه این که خلایق ولو انبیاء باشند، از حدود خویش نمی توانند تجاوز کنند و نمی توانند از عوالم خویش عبور کنند و هر چه سیر کنند در عوالم خویش است و به اسمایی که در ایشان مکنون است می رسند، چنان که مفاد آیه شریفه: و علم آدم الأسماء کلها(615) می باشد.
و نیز سخن مولی امیرالمومنین (علیه السلام)(616) به آن اشاره دارد: و باسمائک التی ملأت ارکان کل شی ء و قسم به نامهایی که ارکان همه اشیاء را پر کرده است و درباره آن در فقره و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ابواب الایمان تحقیق شد و در من اراد الله بدء بکم به خواست خدا بیانات بیشتری خواهد آمد.

هدف خلقت

فرمود:
والمظهرین لأمر الله و نهیه
برای شرح آن ناچار به بیان مقدمه ای هستیم و آن این است:
خداوند مردم را برای کسب قدرت و یا ترس از نابودی و یا کمبود و یا کمک بر ضد، وند زیاده جو و شریک دشمن پیشه نیافریده است، و نیز خلق نکرده تا بعد از آفرینش با مردم بازی کند و با به ایشان فرمان نداده تا برای وی منفعتی کسب کنند و نهی ایشان از مخالفت با خدا به خاطر این نیست که مخالفت باعث زیانی به حریم سبحانی می گردد، و لذا خداوند قبل از آفرینش مردم از ایشان بی نیاز است و بعد از فنای خلق به ایشان نیازی ندارد، به ایشان قدرت فرمانبرداری داد تا در مدتی اندک با اعمال اندک آرزوهای بزرگ خویش را بر آورند، که برای زمانی دراز که زمان آن را از بین نمی برد و سالها و روزگاران آن را فانی نمی سازند و بی پایانی که از بین نمی رود آماده شوند، به ایشان قدرت بر انجام فرمان داده و راه دوری از محرمات را آسان ساخته و تکلیف به طاعت را در حد پایین تر از توان و طاقت قرار داد، کرم خدا چه فراوان است! تا بدکاران را عقاب کند و نیکوکاران را پاداش دهد، خدایی که مردم را بر معرفت ربوبیت خلق کرد و از ایشان اعتراف به ربوبیت گرفت ایشان به ربوبیت خدا اقرار کردند و در این مرتبه به صفت احدیت متصف بودند و از ایشان جز اقرار و اعتراف تصور نمی رفت.
آنگاه از پشت آنها ذریه شان را گرفت و آنها را از عالم احدیت به همه مراتب و شؤون اسماء حسنی از اسماء کلیه و جزئیه تنزل داد، مصدر همه این اسماء اسم الله است، و نیز ایشان را به همه مراتب و شؤون اسماء طاغوتی و ظلمانی فرود آورد، مصدر همه آنها ظلمت و سر اعلای آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد، چنان که اسم الله سر آل محمد می باشد.
چه این که می خواست اختیار کامل را در انسانها قرار دهد، آنگاه ایشان را مکلف کرد و پیامبران برای آنها فرستاد تا به نبوت و ولایت اقرار گیرند، پس حقیقت تکلیف عبارت از تنزیل ایشان به عالم اسماء و تفصیل است و حقیقت امر عبارت از اسم الله است که سر آل محمد می باشد، و عبادت ها صور آن در عوالم ملکات و افعالند، و حقیقت نهی ظلمتست که سر دشمنان آل محمد می باشد، مظاهر آن در عالم ملکات و افعال فحشاء و منکر و دیگر معاصی است، چنان که در شرح: و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و الأدلاء علی مرضات الله دانستید.
اکنون که این مقدمه معلوم گردید شک ندارید که ایشان اظهار کننده فرمان الهی اند، بلکه ایشان حقیقت امر هستند، و بعد از روشن شدن معنای حقیقت امر معلوم می شود که هر چه مضاد با امر است نهی می باشد، و الا امر ظهوری ندارد به همین خاطر به ایشان فرقان گفتند، و به امیرالمومنین نام فاروق نهادند، چه این که ایشان مظاهر اسم الله هستند که عالم نور به آن آشکار می شود و در عرض آن طاغوت قرار دارد، و بالاتر از این دو عالم، عالم وجود مطلق است که در آن چیزی آشکار نشد تا بین حق تعالی و باطل و مومن و کافر جدایی افکند، و قبلا در فقره و ذوی النهی آن را پژوهش کردیم و به خواست خدا توضیح بیشتری خواهیم داد.
فرمود:

و عباده المکرمین الذین لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون و رحمة الله و برکاته

قبلا بیان شده که حقیقت عبودیت این است که بنده با تمام وجودش مملوک خالص خدای بدون شریک قرار گیرد، و لازمه آن در اختیار قرار دادن نفس و مال و همه ویژگی های خویش تحت اراده مولاست، و این که عبد از اراده خود دست بردارد، چه این که فرمود: ضرب الله مثلا عبدا مملوکا لا یقدر علی شی ء(617) یعنی: خداوند به بنده مملوکی که بر هیچ چیز قدرت ندارد مثل زد.
پس این گفتار آن حضرت در دعا و عباده مراد این است که چون ائمه (علیهم السلام) به عبودیت رسیدند به طوری که از نفوس و اموال و امور مربوط به ایشان چیزی باقی نماند لذا ایشان در آنها جز به اراده خدا و در مسیر مخلوقات خدا تصرفی ننمودند، و خداوند این مطلب را در سر و علانیه ایشان می دانست، لذا ایشان را به آن گرامی داشت و از تلاش ایشان سپاسگزاری نمود، و در سوره دهر به همین اشاره کرد و فرمود: ان الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا و حلوا أساور من فضة و سقاهم ربهم شرابا طهورا ان هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا یعنی: خوبان از کاسه ای که طعم کافور دارد می نوشند... و زینت های نقره ای بر تن می کنند و خدایشان به ایشان شراب پاک کننده می دهد، این پاداش شماست، و به تلاش شما پاداش داده شده است.