فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

والتامین فی محبة الله

در فقره: و عترة خیرة رب العالمین بیان شد که حقیقت محبت احتجاب محبوب ایشان توجه دوست به خویش است، هر چه دوستی بیشتر شود التفات وی بیشتر از خودش برداشته می شود و به سوی محبوب منعطف می گردد، تا این که به کلی از خودش غافل می گردد و از همه صفات خویش دست بر می دارد و با تمام وجود متوجه مولایش می گردد.
و این گفته مولا علی بن الحسین است که فرمود: الهی اخلصت بانقطاعی الیک و اقبلت بکلی علیک یعنی: خدایا به التفات به تو و روی آوردن با تمام وجود به تو وجودم را خلاصی دادم و خالی کردم.
و مولی امیرالمومنین(611) فرمود: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بعز قدسک یعنی: معبودا! به من التفات کلی به خودت عنایت فرما! و چشم دلمان را به درخشش نظرت بدان نورانی کن تا چشمان دل حجابهای نور را پاره کند و به معدن عظمت برسد و ارواح ما به عزت پاکت بیاویزد. هنگامی که به این مرتبه رسید عبد در محبت خود کامل می شود و فهمیدید که ایشان چنین هستند.
به همین خاطر امیرالمومنین (علیه السلام) در مناجات شعبانیه فرمود: و ان ادخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک یعنی: خدایا اگر مراد در آتش اندازی دوزخیان را آگاه کنم که من دوستت دارم.
امام سجاد (علیه السلام) فرمود: الهی لو قرنتنی بالاصفاد و منعتنی سبیک من بین الاشهاد، و دللت علی فضائحی عیون العباد و امرت لی الی النار و حلت بینی و بین الابرار ما قطعت رجائی منک و ما صرفت وجه تأمیلی للعفو عنک و لا خرج حبک عن قلبی یعنی: معبودا! اگر ما را با زنجیرها ببندی و در حضور، همه نعمت خود را از من دریغ کنی، و چشمان بندگان را به گناهم باز کنی، و دستور دهی مرا به آتش ببرند، و بین من و خوبان جدایی افکنی، هرگز امید به تو را از دست نمی دهم، و روی آرزوهایم را برای بخششت بر نمی گردانم، و دوستی ات از دلم بیرون نمی رود.
مراد آن دو بزرگوار این است که دوستی ما به تو نه برای رفتن به بهشت و نه برای امیدواری به امیدی است بلکه دوستی ما به ذات توست پس چگونه دوستی از دل ما بیرون می رود، در حالی که تو با ما هستی، ای کسی که به ما از رگ گردن نزدیک تری!

در اخلاص

فرمود:
والمخلصین فی توحید الله
اخلاص در توحید عبارت از سلامت دل و شفای از همه بیماریهاست.
و همین مفاد گفتار امام صادق (علیه السلام) در روایت کافی به اسنادش به سفیان بن عیینه می باشد که از آن حضرت روایت کرد و گفت: از گفتار حق تعالی: الا من أتی الله بقلب سلیم(612) پرسیدم، فرمود: القلب السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه احد سواه، و قال: کل قلب فیه شرک او شک فهو ساقط و انما امروا بالزهد فی الدنیا لتفرغ قلوبهم للاخرة یعنی: دل سالم دلی است که پروردگارش را در حالی که هیچ چیز در آن جز خدا نیست ملاقات نماید، و فرمود: هر دلی که در آن شرک و شکی باشد ساقط است، و علت این که مردم به زهد در دنیا مامور شدند این است که دلهای ایشان برای آخرت آزاد و خالی باشد.
پس مراد این است که ایشان از حدود آثار و افعال و صفات گذشتند تا به مرتبه ای که هیچ چیزی را نمی بینند مگر این که خدا را قبل از آن و با آن و بعد از آن می بینند چنان که از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده(613) که فرمود: رأیت الخضر قبل بدر بلیلة فقلت له علمنی شئیا انتصر به علی الاعداء قال: یا هو یا من لا هو الا هو، فلما اصبحت قصصتها علی رسول الله فقال لی: یا علی علمت الاسم الاعظم، فکان علی لسانی یوم بدر یعنی: شبی قبل از جنگ بدر خضر را به خواب دیدم، از او خواستم که چیزی به من بیاموزد تا به آن بر دشمنان پیروز شوم، خضر گفت: بگو: یا هو یا من لا هو الا هو به هنگام صبح رویای خود را برای رسول خدا تعریف کردم، فرمود: ای علی به تو اسم اعظم آموختند، و همان در روز جنگ بدر بر زبانم بود.
أن امیرالمومنین قرأ قل هو الله أحد فلما فرغ قال یا هو من لا هو الا هو اغفر لی و انصرنی علی القوم الکافرین(614) یعنی: امیرالمومنین قل هو الله می خواند و بعد از فراغت از آن می فرمود: یا من هو یا من لا هو الا هو اغفرلی و انصرنی علی القوم الکافرین و جمله مولی سیدالشهداء (علیه السلام) را بیان کردیم که فرمود: و کیف اترجم بمقالی و هو منک برز الیک و در فقره قبلی مطالبی بیان کردیم که ما را از بسط مقام در این مقام بی نیاز می کند.

سخنی لطیف در منتهای سیر انسان

آگاهی روشن است که مراد از لقاء پروردگار و لقاء الله و بقاء بالله و فناء فی الله و غیر آن که در اخبار و آیات آمده لقاء اسم الله مکنون در هر نفس و رب اسمی است نه اله الالهه و رب الارباب جلت عظمته چه این که خلایق ولو انبیاء باشند، از حدود خویش نمی توانند تجاوز کنند و نمی توانند از عوالم خویش عبور کنند و هر چه سیر کنند در عوالم خویش است و به اسمایی که در ایشان مکنون است می رسند، چنان که مفاد آیه شریفه: و علم آدم الأسماء کلها(615) می باشد.
و نیز سخن مولی امیرالمومنین (علیه السلام)(616) به آن اشاره دارد: و باسمائک التی ملأت ارکان کل شی ء و قسم به نامهایی که ارکان همه اشیاء را پر کرده است و درباره آن در فقره و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ابواب الایمان تحقیق شد و در من اراد الله بدء بکم به خواست خدا بیانات بیشتری خواهد آمد.