فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

والأدلاء علی مرضاة الله

ادلاء جمع دلیل مثل اعزاء جمع عزیز است، و دلیل حد وسطی است که باعث تصدیق به شی و اثبات شدن آن است و اگر واسطه در ثبوت هم باشد علت وی نیز به شمار می رود.
مرضاة مصدر رضی عنه و رضی علیه می باشد.
رضایت خدا عبارت از ملائمت نفس خدا با چیزی نیست، چنان که خشم خدا به معنای اشمئزاز خدا از چیزی نمی باشد، بلکه رضایت خدا عبارت از اسمای حسنی است که خود را با آن نامیده و بندگانش را دعوت کرده که او را با آن بخوانند و فرمود: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوغ فله الأسماء الحسنی(596) یعنی: بگو! خدا و یا رحمن را بخوانید، هر کدام را بخوانید، خداوند دارای اسماء حسنی است.
این اسماء حسنی دارای مراتب و شؤونی از قبیل ملکات فاضله و اعمال صالحه اند، مصدر و منشای همه آنها سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشند و آنها مظاهرشان در عوالم ملکات و افعالند چنان که در روایات آمده است.

در این که آل محمد منشای همه خوبی ها و ملکاتند

در بحار(597) بابی برای آن باز کرده و روایاتی در آن آورده است.
از جمله روایاتی(598) است که شیخ ابو جعفر طوسی ره به اسنادش به فضل به شاذان از داوود بن کثیر روایت کرده است وی گفت:
264
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنْتُمُ الصَّلَاةُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتُمُ الزَّکَاةُ وَ أَنْتُمُ الْحَجُّ فَقَالَ یَا دَاوُدَ نَحْنُ الصَّلَاةُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ الزَّکَاةُ وَ نَحْنُ الصِّیَامُ وَ نَحْنُ الْحَجُّ وَ نَحْنُ الشَّهْرُ الْحَرَامُ وَ نَحْنُ الْبَلَدُ الْحَرَامُ وَ نَحْنُ کَعْبَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ قِبْلَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الآْیَاتُ وَ نَحْنُ الْبَیِّنَاتُ وَ عَدُوُّنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْفَحْشَاءُ وَ الْمُنْکَرُ وَ الْبَغْیُ وَ الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ وَ الْأَصْنَامُ وَ الْأَوْثَانُ وَ الْجِبْتُ وَ الطَّاغُوتُ وَ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ یَا دَاوُدُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا فَأَکْرَمَ خَلْقَنَا وَ فَضَّلَنَا وَ جَعَلَنَا أُمَنَاءَهُ وَ حَفَظَتَهُ وَ خُزَّانَهُ عَلَی مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ لَنَا أَضْدَاداً وَ أَعْدَاءً فَسَمَّانَا فِی کِتَابِهِ وَ کَنَّی عَنْ أَسْمَائِنَا بِأَحْسَنِ الْأَسْمَاءِ وَ أَحَبِّهَا إِلَیْهِ وَ سَمَّی أَضْدَادَنَا وَ أَعْدَاءَنَا فِی کِتَابِهِ وَ کَنَّی عَنْ أَسْمَائِهِمْ وَ ضَرَبَ لَهُمُ الْأَمْثَالَ فِی کِتَابِهِ فِی أَبْغَضِ الْأَسْمَاءِ إِلَیْهِ وَ إِلَی عِبَادِهِ الْمُتَّقِین
یعنی: به امام صادق گفتم: آیا شما نماز در قرآن و زکات و حج مذکور در قرآن هستید؟ فرمود: ای داوود! ما نماز در کتاب خدا و زکات و روزه و حج و شهر حرام و بلد حرام و کعبه و قبله و وجه الله هستیم، خدای تعالی فرمود: فأینما تولوا فثم وجه الله(599) یعنی: به هر طرف روی کنید وجه خدا در آن سو قرار دارد. و ما آیات و بینات هستیم، و دشمن ما در کتاب خدا فحشاء و منکر و بغی و خمر و میسر و انصاب و ازلام و بت ها و اوثان و جبت و طاغوت و میته و دم و گوشت خوک می باشد.
ای داود! خداوند ما را آفرید و خلقت ما را گرامی داشت و ما را برتر کرد و امین ها و حافظان و خزانه های بر آنچه در آسمانها و زمین است قرار داد، در مقابل ما امثال و اضداد و دشمنانی خلق کرد، و در کتابش ما را نام برد و از نامهای ما به بهترین و محبوبترین آنها یاد کرد و اضداد و دشمنان ما را به بدترین نام نامید و نامهای ایشان را به مبغوض ترین نامها به نزد خودش و دوستانش اسم برد، و همچنین مثلهای مبغوضی را برای ایشان زده است.
و نیز از کافی(600) به اسنادش به فضل به اسنادش به امام صادق روایت کرده که آن حضرت فرمود:
265
نَحْنُ أَصْلُ کُلِّ خَیْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا کُلُّ بِرٍّ فَمِنَ الْبِرِّ التَّوْحِیدُ وَ الصَّلَاةُ وَ الصِّیَامُ وَ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسِی ءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقِیرِ وَ تَعَهُّدُ الْجَارِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ کُلُّ قَبِیحٍ وَ فَاحِشَةٍ فَمِنْهُمُ الْکَذِبُ وَ الْبُخْلُ وَ النَّمِیمَةُ وَ الْقَطِیعَةُ وَ أَکْلُ الرِّبَا وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ بِغَیْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّی الْحُدُودِ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ وَ رُکُوبُ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ الزِّنَا وَ السَّرِقَةُ وَ کُلُّ مَا وَافَقَ ذَلِکَ مِنَ الْقَبِیحِ فَکَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مَعَنَا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفُرُوعِ غَیْرِنَا
یعنی: ما ریشه همه خیرات هستیم و شاخه های ما همه خوبی ها می باشد، از زمره خوبی ها توحید و نماز و روزه و فرو بردن خشم و عفو از بدکار مهربانی به فقیر و رسیدگی به همسایه و اقرار به فضل نسبت به اهل فضل می باشد.
دشمنان ما ریشه همه شرور می باشند، و از شاخه های ایشان همه قبایل و زشتی هاست، از جمله آنها دروغ و دوبهم زنی، قطع رحم، خوردن ربا و مال یتیم بدون حق و تجاوز از حدودی که خداوند به آن فرمان داده و ارتکاب زشتی های ظاهر و باطن از قبیل زنا و دزدی و موارد شبیه آن می باشد.
هر کسی می پندارد که از ماست ولی به شاخه های دیگران چنگ زده دروغ می گوید.
و از بصائر(601) از احمد بن محمد بن حسین بن سعید بن حسن بن علی بن فضال از حفص المودب روایت شده که گفت: کتب أبو عبدالله (علیه السلام) الی أبی الخطاب بلغنی أنک تزعم أن الخمر رجل و أن الزنا رجل و أن الصلاة رجل و أن الصوم رجل و لیس کما تقول نحن أصل الخیر و فروعه طاعة الله و عدونا أصل الشر و فروعه معصیة الله ثم کتب کیف یطاع من لا یعرف و کیف یعرف من لا یطاع یعنی: امام صادق (علیه السلام) به ابی الخطاب نوشت: تو گمان می کنی که شراب مردی است، و زنا مردی است، و نماز مردی و زکات مردی است، این گونه که تو پنداری نیست، ما ریشه خیر هستیم و فروع خیر طاعت خداست و دشمنان ما ریشه شر و فروع آن معصیت خداست، آنگاه نوشت: چگونه کسی که شناخته نیست اطاعت می شود و چگونه شناخته می شود کسی که فرمانش نمی برند.
و از رجال کشی(602) به اسنادش به بشیر دهان از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که امام صادق به ابی الخطاب نوشت: أنک تزعم أن الزنا رجل و أن الخمر رجل و أن الصلاة رجل و أن الصیام رجل و أن الفواحش رجل، و لیس هو کما تقول أنا أصل الحق و فروع الحق طاعة الله، و عدونا أصل الشر و فروعهم الفواحش، و کیف یطاع من لا یعرف و کیف یعرف من لا یطاع.
تو گمان می کنی که: زنا مردی، و شراب مردی، و نماز مردی و روزه مردی و فواحش مردی هستند، این طور که می گویی نیست، ما اهل حقیم (و در نسخه ای ما اصل حقیم) و فروع حق طاعت خداست و دشمن ما اهل شر و شاخه های آن فواحش هستند و چگونه که شناخته نیست اطاعت می گردد و چگونه شناخته می شود کسی که فرمانش نمی برند. پس ایشان واسطه ثبوت طاعت ها و مرضات خدای تعالی در سر هستند، چنان که واسطه اثبات در علانیه اند و اگر ایشان نبودند خداوند در سر و علانیه عبادت نمی گردید، چنان که تفصیل آن در شرح فقره ابواب الایمان بیان شد.
و لذا امام صادق (علیه السلام) بنابر روایت اصول کافی(603) به اسنادش به علی بن جعفر از امام موسی فرمود: ان الله عزوجل خلقنا فأحسن خلقنا و صورنا فأحسن صورنا و جعلنا خزانه فی سمائه و أرضه و لنا نطقت الشجرة و بعبادتنا عبد الله عزوجل و لولانا ما عبدالله خداوند ما را آفرید و بسیار خوب آفرید و صورتی زیبا به ما داد و ما را خزانه های خود در آسمان و زمین خویش قرار داد و درخت به خاطر ما سخن می گفت و به عبادت ما خداوند عبادت شد و اگر ما نبودیم خداوند عبادت نمی شد.
فرمود:

والمستقرین فی أمر الله

قبلا بیان کردیم که اولین تمیز انسان بلکه همه اشیاء در عالم مفاتیح و عالم تمیز معلومات از عوالم الهی است، و در آن عالم اشیاء هیچ گونه حدی ندارد، ایمان و یا کفر در آن مرتبه نمی آید، اشیاء دارای همه مراتب وجود بوده و شامل همه درجات نزول و صعود می باشد، چنان که روایت یاد شده در فقره موضع الرسالة از امام صادق (علیه السلام) در حدوث اسماء(604) دلالت می کرد. پس از نزول به عالم وجود کلی و ظهور مراتب وجود و فعلیت یافتن به واسطه ظهور مبادی اش که در اخبار طینت به آن اشاره شده و از عالم عقل و نور به آب گوارا و از عالم جهل و ظلمت به آب تلخ نام برده شده و از جهات فعلیت به خاک آسمانی و از جهات قابلیت به خاک زمینی تعبیر شده است چه این که خداوند می خواست حقیقت اختیار را کامل کند لذا آتشی روشن کرد، این آتش فنا در جنب خدای مالک همه اشیاء افروخته شده تا ناپاک از پاک و کافر از مومن جدا شود تا هر کس بر طبق شاکله و جبلت خویش مرتبه ای از وجود را اختیار نمایند، هر کس در ورود بدان آتش اقدام کرد و همه مراتب خود را تسلیم مالک حقیقی اش کرد از اصحاب یمین شد و هر اصحاب یمینی که از دیگران پیشی گرفت پیامبر شد و هر پیامبری که از دیگر پیامبران پیشی گرفت اولوالعزم شد و هر اولوالعزمی که پیشی گرفت، خاتم شد.