فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در استدلال بر این که ائمه ذریه پیامبرند

فرمود:
و ذریة رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و رحمة الله و برکاته
همین شاهد کافی است در این که ایشان ذریه رسول خدا هستند، این که در کافی(592) به اسنادش به ابو الجارود از امام باقر روایت شده که گفت:
261
قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا أَبَا الْجَارُودِ مَا یَقُولُونَ لَکُمْ فِی الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع قُلْتُ یُنْکِرُونَ عَلَیْنَا أَنَّهُمَا ابْنَا رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ فَأَیَّ شَیْ ءٍ احْتَجَجْتُمْ عَلَیْهِمْ قُلْتُ احْتَجَجْنَا عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ع وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی فَجَعَلَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ مِنْ ذُرِّیَّةِ نُوحٍ ع قَالَ فَأَیَّ شَیْ ءٍ قَالُوا لَکُمْ قُلْتُ قَالُوا قَدْ یَکُونُ وَلَدُ الِابْنَةِ مِنَ الْوَلَدِ وَ لَا یَکُونُ مِنَ الصُّلْبِ قَالَ فَأَیَّ شَیْ ءٍ احْتَجَجْتُمْ عَلَیْهِمْ قُلْتُ احْتَجَجْنَا عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی لِرَسُولِهِ ص فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ قَالَ فَأَیَّ شَیْ ءٍ قَالُوا قُلْتُ قَالُوا قَدْ یَکُونُ فِی کَلَامِ الْعَرَبِ أَبْنَاءُ رَجُلٍ وَ آخَرُ یَقُولُ أَبْنَاؤُنَا قَالَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا أَبَا الْجَارُودِ لَأُعْطِیَنَّکَهَا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ تَعَالَی أَنَّهُمَا مِنْ صُلْبِ رَسُولِ اللَّهِ ص لَا یَرُدُّهَا إِلَّا الْکَافِرُ قُلْتُ وَ أَیْنَ ذَلِکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ مِنْ حَیْثُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ الآْیَةَ إِلَی أَنِ انْتَهَی إِلَی قَوْلِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ حَلائِلُ أَبْنائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِکُمْ فَسَلْهُمْ یَا أَبَا الْجَارُودِ هَلْ کَانَ یَحِلُّ لِرَسُولِ اللَّهِ ص نِکَاحُ حَلِیلَتَیْهِمَا فَإِنْ قَالُوا نَعَمْ کَذَبُوا وَ فَجَرُوا وَ إِنْ قَالُوا لَا فَهُمَا ابْنَاهُ لِصُلْبِهِ
ابو جعفر (علیه السلام) به من گفت: ای ابالجارود! درباره حسن و حسین چه می گویند؟ پاسخ دادم: بر ما اعتراض کنند که ایشان فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیستند، فرمود: با چه با آنها احتجاج کرده ای.
پاسخ دادم: با سخن حق تعالی در عیسی بن مریم: و من ذریته داود و سلیمان... و کذلک نجزی المحسنین(593) یعنی: از ذریه و فرزندان ابراهیم داوود و سلیمان... و این چنین به نیکوکاران پاداش می دهیم. پس عیسی را از ذریه و فرزندان نوح قرار داده است. امام فرمود: جمهور در مقابل این استدلال چه گفتند؟ پاسخ دادم: گفتند: گاه فرزندان دختر از فرزندان آدمی اند و لیکن ایشان فرزندان صلبی نیستند. فرمود: بر ایشان چه حجتی آورده اید؟ پاسخ دادم: برای آنها استدلال کردم به این سخن خدا: فقل تعالوا ندع أبنائنا و أبنائکم(594) یعنی: بیایید ما فرزندان خود و شما فرزندان خود... را بخوانید.
فرمود: در پاسخ شما چه گفتند؟ پاسخ دادم: ایشان گفتند: گاه در کلام عرب فرزندان خود را با فرزندان دیگری همراه کرده و می گوید فرزندان ما.
ابو جعفر فرمود: به خدا قسم ای اباالجارود من دلیلی از کتاب خدا به تو می دهم که ایشان فرزند صلبی رسول خدا هستند و جز کافر آن آیه را نمی تواند رد کند گفتم: فدایت شوم آن آیه کدام است؟
فرمود: در آنجایی که خداوند فرمود: حرمت علیکم أمهاتکم و بناتکم و أخواتکم... تا این آیه حلائل أبنائکم الذین من أصلابکم(595) یعنی: بر شما مادران و دختران و خواهران حرام شده اند... و نیز زنهای پسرانی که از صلب شما هستند حرام شده اند.
ای اباالجارود از ایشان بپرس آیا رسول خدا می تواند زنهای حسن و حسین را به نکاح خود در آورد؟ اگر پاسخ دادند آری، پس دروغ گفتند و فاسق شدند و اگر گفتند: نه، در این صورت ثابت می شود که امام حسن و امام حسین فرزندان صلبی رسول خدا هستند.

در معنای داعی بودن ائمه

فرمود:
السلام علی الدعاة الی الله
در شرح قول فقره: والدعوة الحسنی بیان شد که حقیقت دعا عبارت از قول و یا فعلی است که علت توجه خوانده شده به خواننده است، این سخن و یا فعل دعوت کننده خواننده است، و چون سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه نفوس به ودیعت گذاشته شده لذا بودن آن همان دعوت خدای تعالی است، و همین خواننده به سوی خداست، مثل آتشی که خداوند برای موسی در درخت روشن کرد، و آن آتش موسی را خواند، و او به درخت متوجه و ملتفت کرد، در هنگامی که موسی به درخت رسید، خداوند صدا کرد: ای موسی من خدا هستم و همین دعای ائمه (علیهم السلام) در سرّ می باشد.
و اما دعای ائمه در علانیه این است که ایشان جهاد می کنند سخن می گویند و موعظه ها می نمایند، و دارای زهد و عباداتند به طوری که هر کس ایشان را بشناسد، و معامله ایشان با خدا و مراقبت در فرمانبرداری او را ببینند شکی نمی کنند که ایشان رهبران مردم به سوی خدا و راه های خدا و بندگان گرامی پروردگارند که در گفتار از خداوند پیشی نمی گیرند، و فرامین او را اطاعت می کنند، بنابراین موعظه و بیدار و متنبه می شود، به این که او دارای خدایی است که شایستگی عبادت دارد، و نباید به او شرک ورزید و او را معصیت نمی کند و سپاسگزاری کرده و کفران نمی نماید، و به او تکیه می کند و از او احساس بی نیازی نمی کنند چنان که هر کس در سیره ایشان بنگرد متوجه آن شود، حتی مخالفان در همه اعصار به زهد آنها معترف بودند و جلالت ایشان را اذعان داشتند و تصدیق می کردند که ایشان برگزیدگان خدا و بندگان صالح خدا هستند، مثل معاویه و هارون و مأمون و دیگران، علت عداوت و دشمنی آنها با ائمه ترس از زوال سلطنت شان بوده است.
فرمود:

والأدلاء علی مرضاة الله

ادلاء جمع دلیل مثل اعزاء جمع عزیز است، و دلیل حد وسطی است که باعث تصدیق به شی و اثبات شدن آن است و اگر واسطه در ثبوت هم باشد علت وی نیز به شمار می رود.
مرضاة مصدر رضی عنه و رضی علیه می باشد.
رضایت خدا عبارت از ملائمت نفس خدا با چیزی نیست، چنان که خشم خدا به معنای اشمئزاز خدا از چیزی نمی باشد، بلکه رضایت خدا عبارت از اسمای حسنی است که خود را با آن نامیده و بندگانش را دعوت کرده که او را با آن بخوانند و فرمود: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوغ فله الأسماء الحسنی(596) یعنی: بگو! خدا و یا رحمن را بخوانید، هر کدام را بخوانید، خداوند دارای اسماء حسنی است.
این اسماء حسنی دارای مراتب و شؤونی از قبیل ملکات فاضله و اعمال صالحه اند، مصدر و منشای همه آنها سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشند و آنها مظاهرشان در عوالم ملکات و افعالند چنان که در روایات آمده است.