فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در تفویض به پیامبر

مراد از اسماء حسنی الله و الرحمن و الرحیم و دیگر اسماء تا سیصد و شصت اسم است که هرگز پایان و اندازه ای، ندارد و عطف این فقره و رحمة الله... بر السلام عطف بیان است، چه این که خداوند عالم وجود را با همه مراتب تسلیم ایشان کرده است، زیرا در کافی(457) به اسنادش به زید شحام روایت کرده که گفت: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) فی قوله تعالی هذا عطاؤنا فامنن أو أمسک بغیر حساب قال أعطی سلیمان ملکا عظیما ثم جرت هذه الاید فی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فکان له أن یعطی ما شاء من شاء و یمنع من شاء و أعطاه الله أفضل مما أعطی سلیمان لقوله ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا؛(458) از ابو عبدالله (امام صادق) درباره آیه شریفه: هذا عطاؤنا... پرسیدند فرمود: پادشاهی بزرگی به سلیمان داده شده، آنگاه این آیه در رسول خدا پیاده شد، لذا او نیز می توانست به هر کس آنچه خواست ببخشد و از هر کس خواست دریغ کند، و خداوند به بهتر از آنچه به سلیمان داد به او عطا فرمود، چه این که فرمود: آنچه را رسول برای شما آورد بگیرید و از آنچه نهی کرد دست باز کشید. بیان دلالت آیه شریفه بر این که نعمت داده شده به پیامبر برتر از نعمت داده شده به سلیمان است این که عطای به سلیمان چیز محدود و معینی بوده در آیه با هذا اشاره شده و لذا امر معینی بود، ولی آنچه به رسول خدا داده شده با ما موصوله بیان شده که دلالت بر ابهام دارد و این ابهام غیر محدود بودن آن را نشان می دهد، بنابراین این امر مبهم و غیر متناهی بهتر و برتر از امر معین و متناهی است.
و در کافی(459) به اسنادش به عبدالدین سنان روایت شده که گفت: امام صادق فرمود: لا و الله ما فوض الله الی أحد من خلقه الا الی رسول الله و الی الأئمة قال عزوجل (انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما أراک الله.) یعنی: نه به خدا قسم، خداوند به احدی از خلایق تفویض نکرده است مگر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان (علیه السلام) و خدای عزوجل فرمود: ما کتاب را به حق تعالی بر تو فرستادیم، تا بین مردم به آن گونه که خدا به تو نشان داده حکم کنی.
این تفویض در اوصیاء نیز جاری است، و در السلام علیکم و غیر آن معنای تفویض بیان شده است.
فرمود:

السلام علی أئمة الهدی

الائمه به یای ء و به همزه جمع امام است و امام کسی است که به او اقتداء می شود، خواه ریاست داشته و خواه نه.
در فقره و مهبط الوحی حقیقت امامت و تفاوت آن با رسول و نبی و محدث بیان شده است.

در معانی هدایت

هدی به ضم هاء و فتح دال به معنای ارشاد و دلالت است و گاه مفعول دوم را بدون حرف جر و گاه با حرف جر الی می گیرد، ظاهر از هدایت متعدی به حرف جر الی دلالت است، نه این که هدایت مزبور رسیدن به مقصود را به دنبال داشته باشد (بلکه تنها راهنمایی شخص است، خواه شخص به آن راهنمایی گوش کند و به مقصود برسد و خواه نه.) و با این که رساندن به مقصود از راه برهان علم الیقین در این نوع هدایت مراد است.
و هدایت متعدی به حرف جر لام بالاتر از آن و رساندن به مطلوب به عین الیقین است.
هدایت متعدی بنفسه و بدون حرف جر رساندن به مقصود به حق الیقین است.
اگر با لام باشد نشانگر بقاء حجاب بین هدایت یافته و مقصود است و اگر با الی باشد نشانگر حجاب های متعدد است.
اما اگر هدایت بدون حرف جر باشد چنین نیست مثل: اهدنا الصراط المستقیم چنان که فرمود: ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم(460) و نیز و انک لتهدی الی صراط مستقیم(461) چه این که هدایت رسول خدا به اعجاز و یا برهان است، و این دو شخص را ناچار به اقرار می کند، و هدایت قرآن به تدبر و تفکر است، و این دو موجب استبصار و سلوک در مسیر مطلوب است و هدایت خدای تعالی به این است که دلها را به خود متوجه می کند و حجاب بین خود و شخص هدایت شده را برمی دارد، پس از این که شخص به دیدار نایل شده دیگر حجابی نیست.
و در فقره و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ابواب الایمان مطالبی تقدیم داشته ایم که نیازی به اعاده ندارد، پس ایشان امامان هدایت ظاهری و باطنی اند.