فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در غیر متناهی بودن عوالم

تحقیق این است که عوالم عبارت از مظاهر اسماء حق تعالی هستند، و چون آنها مظاهر صفات خدای عزوجل هستند و صفات او به لحاظ مراتب و شؤون و انفراد و ترکیب با دیگر صفات حد و اندازه ای ندارد که به آن ختم شود، پس عوالم نیز غیر متناهی اند، و لذا فرمود: و لو أن ما فی الأرض من شجرة أقلام و البحر یمده من بعد سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم.(455)
و فرمود: قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا.(456)
و اگر در روایاتی عوالم منحصر شده اند به لحاظ مرتبه ای از مراتب آن عوالم است.
قول معصوم (علیه السلام):
و رحمة الله و برکاته
مراد از رحمة عالم وجود مطلق است، و معنای آن در معدن الرحمة بیان شده است.
عالم وجود مطلق هیچ حد و اندازه ای ندارد و این مرتبه دوم رسالت است.
مراد از برکات مراتب لزوم آن اسماء حسنی است.

در تفویض به پیامبر

مراد از اسماء حسنی الله و الرحمن و الرحیم و دیگر اسماء تا سیصد و شصت اسم است که هرگز پایان و اندازه ای، ندارد و عطف این فقره و رحمة الله... بر السلام عطف بیان است، چه این که خداوند عالم وجود را با همه مراتب تسلیم ایشان کرده است، زیرا در کافی(457) به اسنادش به زید شحام روایت کرده که گفت: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) فی قوله تعالی هذا عطاؤنا فامنن أو أمسک بغیر حساب قال أعطی سلیمان ملکا عظیما ثم جرت هذه الاید فی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فکان له أن یعطی ما شاء من شاء و یمنع من شاء و أعطاه الله أفضل مما أعطی سلیمان لقوله ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا؛(458) از ابو عبدالله (امام صادق) درباره آیه شریفه: هذا عطاؤنا... پرسیدند فرمود: پادشاهی بزرگی به سلیمان داده شده، آنگاه این آیه در رسول خدا پیاده شد، لذا او نیز می توانست به هر کس آنچه خواست ببخشد و از هر کس خواست دریغ کند، و خداوند به بهتر از آنچه به سلیمان داد به او عطا فرمود، چه این که فرمود: آنچه را رسول برای شما آورد بگیرید و از آنچه نهی کرد دست باز کشید. بیان دلالت آیه شریفه بر این که نعمت داده شده به پیامبر برتر از نعمت داده شده به سلیمان است این که عطای به سلیمان چیز محدود و معینی بوده در آیه با هذا اشاره شده و لذا امر معینی بود، ولی آنچه به رسول خدا داده شده با ما موصوله بیان شده که دلالت بر ابهام دارد و این ابهام غیر محدود بودن آن را نشان می دهد، بنابراین این امر مبهم و غیر متناهی بهتر و برتر از امر معین و متناهی است.
و در کافی(459) به اسنادش به عبدالدین سنان روایت شده که گفت: امام صادق فرمود: لا و الله ما فوض الله الی أحد من خلقه الا الی رسول الله و الی الأئمة قال عزوجل (انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما أراک الله.) یعنی: نه به خدا قسم، خداوند به احدی از خلایق تفویض نکرده است مگر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان (علیه السلام) و خدای عزوجل فرمود: ما کتاب را به حق تعالی بر تو فرستادیم، تا بین مردم به آن گونه که خدا به تو نشان داده حکم کنی.
این تفویض در اوصیاء نیز جاری است، و در السلام علیکم و غیر آن معنای تفویض بیان شده است.
فرمود:

السلام علی أئمة الهدی

الائمه به یای ء و به همزه جمع امام است و امام کسی است که به او اقتداء می شود، خواه ریاست داشته و خواه نه.
در فقره و مهبط الوحی حقیقت امامت و تفاوت آن با رسول و نبی و محدث بیان شده است.