فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

چرا پیامبر ما حبیب الله نامیده شده است

و حقیقت حب عبارت از حاجب شدن محبوب از این که حبیب به خود بنگرد و ملتفت خویش گردد و به همین خاطر هر محبی خواه انسان و خواه غیر انسان تنها به ذکر و یاد محبوب مانوس می شود.
و از آنجایی که در عالم الهی چیزی غیر از خدا یاد نمی شود، به گونه ای که کمال توحیدش نفی صفات قلمداد شده، بنا برای خودش خودش است و هیچ چیز در آنجا نیست، به همین خاطر دوست داشت که شناخته شود، لذا به حجاب حب محتجب گردید، و آن نور ذات اوست، و نور محمد را از نور ذات خویش آفرید. پس محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حبیب او گردید، آنگاه از نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دیگر اشیاء را آفرید، چنان که همین مفاد روایاتی است که سابقا نقل شد و چون نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جامع همه صفات جلالی و جمالی بود به احمد نامیده شد، چه این که احمد صفت مشبهه بوده و دلالت دارد بر این که مبدای احمد یعنی حمد ذاتی موصوفش می باشد و به اعتبار این که آن حضرت مبدای همه صفات محمود و پسندیده است، لذا محمد نامیده شده، چه این که آن حضرت مبدای همه آن صفات است. چنان که در زیارت مولودیه(442) احمد را از اوصاف محمد شمرده است.
و حقیقت حمد مبدای صفات جمالیه است، صفات جمالیه عالم خلق و عالم ملکند، چنان که امر مبدای صفات جلالیه است، صفات جلالیه عالم ملکوت و عالم امر است، به همین خاطر در دعاها عالم امر را در مقابل خلق یاد کردند، چنان که ائمه (علیهم السلام) فرمودند: لک الخلق و الأمر تبارک الله رب العالمین(443)
و گاه امر در مقابل حمد قرار می گیرد، چنان که در این فقره آمده:(444) الفاشی فی الخلق أمره و حمده و رب به معنای اصل و اجزاء و صورت و قوام و نفوذ در امر مختلف یک شی ء است و نیز به معنای به کارگیری شی ء در سمت و جهت مقصود و پاسداری از امور زیان آور و مخرب شی ء می باشد و خلاصه رب مرجع مربوب در همه شؤونات است.
به همین خاطر از امیرالمومنین مطلبی نقل شده است که مضمونش این است: نزلونا عن الربوبیة و قولوا فی حقنا ما شئتم(445) یعنی: ما را از مرتبه ربوبیت فروتر آورید و درباره منزلت ما آنچه خواهید بگویید و لذا گفتند: رب به معنای پادشاه و صاحب و سید و اصلاح کننده و نعمت دهنده و مدبر و مربی است، لیکن این قائل از این معنا غافل بوده که همه این معانی از شؤون رب است، نه این که معانی مستقل و جدا باشند.
و عالم نام چیزی است که شی ء به آن دانسته می شود، و غالبا کلمه عالم در چیزی که صانع و آفریننده را بیان کند به کار می رود، و عالم شامل همه مخلوقات می شود چه این که:
ففی کل شی ء له آیة - تدل علی انه واحد
در هر چیز نشانه ای است، که دلالت بر وحدانیت وی می نماید.
ولی در چنین ترکیباتی مراد از عالم ذوی العقول هستند، زیرا جمع با یاء و نون در عالمین ویژه ذوی العقول است.

سرّ خاتمیت

پس مراد از این فقره این است که اولین چیزی که دلالت بر وجود صانع و جامعیت همه کمالات دارد، نوع انسان است، زیرا انسان دلالت بر همه صفات داشته و حکایت از جمیع آنها می کند، چه این که انسان مصداق کامل حقیقت محمدیه الهیه است، و چون حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کاملترین مصادیق انسان است که جامع همه مراتب انسانی می باشد، لذا خداوند او را حبیب خویش گرفته و او را برگزیده و از بین مخلوقات اختیار کرد و میثاق نبوتش را از همه مخلوقات گرفت و او را شفیع و شاهد بر همه قرار داد و آن حضرت را شروع کننده موجوداتی را که می آیند و پایان بخش سابقان و شاهد و مسلط بر همه قرار داد، و به پیامبر و کلیمش موسی بن عمران (علیه السلام) در کتابش آن چنان که در کافی به اسنادش به طور مرفوع روایت شده خبر داد که:
194
یَا مُوسَی إِنَّهُ أُمِّیٌّ وَ هُوَ عَبْدٌ صِدْقٌ یُبَارَکُ لَهُ فِیمَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَیْهِ وَ یُبَارَکُ عَلَیْهِ کَذَلِکَ کَانَ فِی عِلْمِی وَ کَذَلِکَ خَلَقْتُهُ بِهِ أَفْتَحُ السَّاعَةَ وَ بِأُمَّتِهِ أَخْتِمُ مَفَاتِیحَ الدُّنْیَا فَمُرْ ظَلَمَةَ بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنْ لَا یَدْرُسُوا اسْمَهُ وَ لَا یَخْذُلُوهُ وَ إِنَّهُمْ لَفَاعِلُونَ وَ حُبُّهُ لِی حَسَنَةٌ فَأَنَا مَعَهُ وَ أَنَا مِنْ حِزْبِهِ وَ هُوَ مِنْ حِزْبِی وَ حِزْبُهُمُ الْغَالِبُونَ فَتَمَّتْ کَلِمَاتِی لَأُظْهِرَنَّ دِینَهُ عَلَی الْأَدْیَانِ کُلِّهَا وَ لَأُعْبَدَنَّ بِکُلِّ مَکَانٍ وَ لَأُنْزِلَنَّ عَلَیْهِ قُرْآناً فُرْقَاناً شِفَاءً لِمَا فِی الصُّدُورِ مِنْ نَفْثِ الشَّیْطَانِ فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا ابْنَ عِمْرَانَ فَإِنِّی أُصَلِّی عَلَیْهِ وَ مَلَائِکَتِی

ای موسی! محمد امی است، و او بنده ای راستین است، بر آنچه دست گذارد مبارک می شود و بر او میمون می گردد، در علم من این چنین گذشته است و این گونه او را آفریده ام، قیامت را با او شروع می کنم و با امت او مفاتیح دنیا را مهر خواهم زد، به ستمگران بنی اسرائیل دستور ده که نام او را مندرس و کهنه نسازند و با او دشمنی نورند گرچه ایشان چنین می کنند، دوستی او حسنه است و من با او هستم و من از حزب او می باشم و او از حزب من است و حزب من پیروز است، و کلمات من کامل شد، چه این که دین او را بر همه ادیان پیروز نمایم و در همه مکانها عبادت شوم، و بر او قرآن فرقان خواهم فرود آورد، تا دلها از دم شیطانی شفا گیرند، ای فرزند عمران! بر او درود فرست، چه این که من و فرشتگانم بر او درود می فرستیم.
این که فرمود: کلمات من پایان یافت دلالت دارد بر این که او خاتم پیامبران و آخرین کلمه ایست که خدای بدان تکلم کرد و هیچ کلمه ای بالاتر از آن وجود ندارد، زیرا پیامبران و اوصیائشان کلمات بلند خداوندند و او بالاتر از همه کلمات است که از اسرار خدا خبر می دهد و از کمال جلال و جمالش حکایت می نماید و از همه مراتب صفاتش کشف می کند و پرده بر می دارد.
این که فرمود: لاظهرن دینه علی الادیان یعنی همانگونه که نور ستارگان با طلوع خورشید از بین می رود، با طلوع خورشید دین وی دیگر ادیان از بین می روند، چه این که دین عبارت از رابطه بین حق تعالی و خلق است، این رابطه به اصولی قائم است و مطلوب از آن اصول تصدیق یقینی است و همه ادیان اعتقاد و تصدیق بدان را واجب دانسته اند و هیچ یک از آن اصول قابل نسخ نیستند و آنچه قابل نسخ است احکام است، احکام اعمالی است که در زمان هر پیامبری تشریح شده تا بندگان تزکیه شوند و این تزکیه مقدمه رسیدن به عالم کتاب و حکمت است.
چنان که خدای تعالی فرمود: لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من أنفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین(446) یعنی: همانا خداوند بر مومنین منت نهاد، چه این که از ایشان پیامبری از خودشان برانگیخت تا بر ایشان آیات خدا را بخواند و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد، گرچه قبلا در گمراهی آشکار بودند.
و فرمود: و لقد آتینا بنی اسرائیل الکتاب و الحکم و النبوة و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی العالمین و آتیناهم بینات من الأمر(447) یعنی: همانا ما به بنی اسرائیل کتاب و حکم و نبوت را دادیم و از غذاهای پاکیزه روزی اشان کردیم، و ایشان را بر جهانیان برتری دادیم، و به ایشان بیناتی از امر عطا کردیم. تا این که فرمود: ثم جعلناک علی شریعة من الأمر فاتبعها و لا تتبع أهواء الذین لا یعلمون(448) یعنی: آنگاه تو را بر شریعه ای از امر قرار دادیم، پس از آن پیروی نما و از هواهای کسانی که نمی دانند پیروی ننما.
و در حدیث فوق فرمود: و لاعبدن بکل مکان این مکان در مقابل زمان قرار ندارد، چه این که به طور بدیهی می یابیم که از ابتداء بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تا کنون شاکران امت عده ای اندک و سرزمین های لم یزرع از سرزمینهای آباد کمتر بوده اند، و در آن سرزمین کسی نبوده تا عبادت خدا کند، پس مراد از مکان مصدر میمی از کون به معنای وجود در مقابل عدم است؛ با این تحقیق معنا این است:
از آنجایی که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مظهر تمام مراتب اسم اعظم جز مستأثره است، خدای تعالی به چنین اسمی تا زمان ظهور وی عبادت نشده است، پس با ظهور و وجودش خداوند با تمام مراتب وجود و با تمام اسماء عبادت گردیده است و از آنجایی که هر پیامبری تنها مظهر چند اسم می باشد و او مظهر همه اسماء جز اسم مستأثر است و امت هر پیامبری مظاهر جزیی از آن اسمائی هستند که آن پیامبر در خود جمع کرده است پس حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) علت کامل عبادت خداوند با تمام اسماء با همه شؤونات و مراتب است گرچه عبادت مزبور به تدریج انجام شود.

رمز گزینش محمد و آل

اکنون که مطالب فوق را دانستید روشن شد که چرا خدای تعالی او را اختیار کرد و علت گزینش بر همه خلائق چیست و چرا خانواده و عترتش برتر از همه مخلوقات حتی انبیاء (علیه السلام) هستند.
همانطور که در دعای علقمه فرمود: و باسمک الذی جعلته عندهم و به خصصتهم دون العالمین و به أبنتهم و أبنت فضلهم من فضل العالمین...(449) یعنی: و به نام تو که در ایشان قرار دادی و آن اسماء را به ایشان اختصاص دادی و به دیگران ندادی و ایشان را به آن آشکار گردانیدی و فضیلت ایشان را به آن بر همه جهانیان آشکار نمودی به گونه ای که فضیلت ایشان بر همه جهانیان فائق آمد.
مطالب فوق که در معنای فقره خیره و رب و العالمین بیان شد، در روایت ابن بابویه(450) آمده است، وی گفت: محمد بن ابی القاسم استر آبادی مفسر برای من حدیث کرد و گفت: یوسف بن محمد بن زیاد و علی بن محمد بن سیار از پدرانشان از حسن بن علی بن موسی بن محمد بن علی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب از پدرش از جدش روایت کرد آن حضرت فرمود: مردی به خدمت امام رضا رسید و گفت: آیه شریفه (الحمد لله رب العالمین) را تفسیر فرمایید فرمود:
196
حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنِ الْبَاقِرِ عَنْ زَیْنِ الْعَابِدِینَ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ مَا تَفْسِیرُهُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ هُوَ أَنْ عَرَّفَ عِبَادَهُ بَعْضَ نِعَمِهِ عَلَیْهِمْ جُمَلًا إِذْ لَا یَقْدِرُونَ عَلَی مَعْرِفَةِ جَمِیعِهَا بِالتَّفْصِیلِ لِأَنَّهَا أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَی أَوْ تُعْرَفَ فَقَالَ لَهُمْ قُولُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْنَا رَبُّ الْعَالَمِینَ وَ هُمُ الْجَمَاعَاتُ مِنْ کُلِّ مَخْلُوقٍ مِنَ الْجَمَادَاتِ وَ الْحَیَوَانَاتِ فَأَمَّا الْحَیَوَانَاتُ فَهُوَ یَقْلِبُهَا فِی قُدْرَتِهِ وَ یَغْذُوهَا مِنْ رِزْقِهِ وَ یُحَوِّطُهَا بِکَنَفِهِ وَ یُدَبِّرُ کُلًّا مِنْهَا بِمَصْلَحَتِهِ وَ أَمَّا الْجَمَادَاتُ فَهُوَ یُمْسِکُهَا بِقُدْرَتِهِ یُمْسِکُ الْمُتَّصِلَ مِنْهَا أَنْ یَتَهَافَتَ وَ یُمْسِکُ الْمُتَهَافِتَ مِنْهَا أَنْ یَتَلَاصَقَ وَ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَنْخَسِفَ إِلَّا بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ رَءُوفٌ رَحِیمٌ قَالَ ع وَ رَبُّ الْعَالَمِینَ مَالِکُهُمْ وَ خَالِقُهُمْ وَ سَائِقُ أَرْزَاقِهِمْ إِلَیْهِمْ مِنْ حَیْثُ یَعْلَمُونَ وَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ فَالرِّزْقُ مَقْسُومٌ وَ هُوَ یَأْتِی ابْنَ آدَمَ عَلَی أَیِّ سِیرَةٍ سَارَهَا مِنَ الدُّنْیَا لَیْسَ تَقْوَی مُتَّقٍ بِزَائِدِهِ وَ لَا فُجُورُ فَاجِرٍ بِنَاقِصِهِ وَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ سِتْرٌ وَ هُوَ طَالِبُهُ وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ یَفِرُّ مِنْ رِزْقِهِ لَطَلَبَهُ رِزْقُهُ کَمَا یَطْلُبُهُ الْمَوْتُ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ قُولُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْنَا وَ ذَکَرَنَا بِهِ مِنْ خَیْرٍ فِی کُتُبِ الْأَوَّلِینَ قَبْلَ أَنْ نَکُونَ فَفِی هَذَا إِیجَابٌ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ عَلَی شِیعَتِهِمْ أَنْ یَشْکُرُوهُ بِمَا فَضَّلَهُمْ وَ ذَلِکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لَمَّا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ وَ اصْطَفَاهُ نَجِیّاً وَ فَلَقَ لَهُ الْبَحْرَ وَ نَجَّی بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَعْطَاهُ التَّوْرَاةَ وَ الْأَلْوَاحَ رَأَی مَکَانَهُ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا رَبِّ لَقَدْ أَکْرَمْتَنِی بِکَرَامَةٍ لَمْ تُکْرِمْ بِهَا أَحَداً قَبْلِی فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ یَا مُوسَی أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مُحَمَّداً ص أَفْضَلُ عِنْدِی مِنْ جَمِیعِ مَلَائِکَتِی وَ جَمِیعِ خَلْقِی قَالَ مُوسَی یَا رَبِّ فَإِنْ کَانَ مُحَمَّدٌ أَکْرَمَ عِنْدَکَ مِنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ فَهَلْ فِی آلِ الْأَنْبِیَاءِ أَکْرَمُ مِنْ آلِی قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ یَا مُوسَی أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فَضْلَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَی جَمِیعِ آلِ النَّبِیِّینَ کَفَضْلِ مُحَمَّدٍ عَلَی جَمِیعِ الْمُرْسَلِینَ فَقَالَ مُوسَی یَا رَبِّ فَإِنْ کَانَ آلُ مُحَمَّدٍ کَذَلِکَ فَهَلْ فِی أُمَمِ الْأَنْبِیَاءِ أَفْضَلُ عِنْدَکَ مِنْ أُمَّتِی ظَلَّلْتَ عَلَیْهِمُ الْغَمَامَ وَ أَنْزَلْتَ عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَی وَ فَلَقْتَ لَهُمُ الْبَحْرَ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ یَا مُوسَی أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فَضْلَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ عَلَی جَمِیعِ الْأُمَمِ کَفَضْلِهِ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِی فَقَالَ مُوسَی یَا رَبِّ لَیْتَنِی کُنْتُ أَرَاهُمْ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا مُوسَی إِنَّکَ لَنْ تَرَاهُمْ فَلَیْسَ هَذَا أَوَانَ ظُهُورِهِمْ وَ لَکِنْ سَوْفَ تَرَاهُمْ فِی الْجِنَانِ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ الْفِرْدَوْسِ بِحَضْرَةِ مُحَمَّدٍ فِی نَعِیمِهَا یَتَقَلَّبُونَ وَ فِی خَیْرَاتِهِ یَتَبَحْبَحُونَ أَ فَتُحِبُّ أَنْ أُسْمِعَکَ کَلَامَهُمْ فَقَالَ نَعَمْ إِلَهِی قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ قُمْ بَیْنَ یَدَیَّ وَ اشْدُدْ مِئْزَرَکَ قِیَامَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ بَیْنَ یَدَیِ الْمَلِکِ الْجَلِیلِ فَفَعَلَ ذَلِکَ مُوسَی ع فَنَادَی رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ یَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ فَأَجَابُوهُ کُلُّهُمْ وَ هُمْ فِی أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ قَالَ فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْکَ الْإِجَابَةَ شِعَارَ الْحَجِّ ثُمَّ نَادَی رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ یَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ إِنَّ رَحْمَتِی سَبَقَتْ غَضَبِی وَ عَفْوِی قَبْلَ عِقَابِی فَقَدِ اسْتَجَبْتُ لَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَدْعُونِی وَ أَعْطَیْتُکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَسْأَلُونِی مَنْ لَقِیَنِی مِنْکُمْ بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَادِقٌ فِی أَقْوَالِهِ مُحِقٌّ فِی أَفْعَالِهِ وَ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخُوهُ وَ وَصِیُّهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَلِیُّهُ وَ یَلْتَزِمُ طَاعَتَهُ کَمَا یَلْتَزِمُ طَاعَةَ مُحَمَّدٍ وَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ الْمُصْطَفَیْنَ الْمُطَهَّرِینَ الْمُبَانِینَ بِعَجَائِبِ آیَاتِ اللَّهِ وَ دَلَائِلِ حُجَجِ اللَّهِ مِنْ بَعْدِهِمَا أَوْلِیَاؤُهُ أَدْخَلْتُهُ جَنَّتِی وَ إِنْ کَانَتْ ذُنُوبُهُ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ قَالَ فَلَمَّا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیَّنَا مُحَمَّداً ص قَالَ یَا مُحَمَّدُ وَ مَا کُنْتُ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَیْنَا أُمَّتَکَ بِهَذِهِ الْکَرَامَةِ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُحَمَّدٍ ص قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ عَلَی مَا اخْتَصَّنِی بِهِ مِنْ هَذِهِ الْفَضِیلَةِ وَ قَالَ لِأُمَّتِهِ قُولُوا أَنْتُمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ عَلَی مَا اخْتَصَّنَا بِهِ مِنْ هَذِهِ الْفَضَائِلِ

یعنی: امام رضا (علیه السلام) فرمود: پدرم از جدم از امام باقر از ین العابدین (علیهم السلام) روایت کرد که مردی خدمت امیرالمومنین (علیه السلام) رسید، و پرسی از تفسیر آیه شریفه (الحمد لله رب العالمین) برایم بگو؟ حضرت فرمود: الحمد لله این است که خدای تعالی برخی از نعمتهای خویش را به طور اجمالی به بندگان شناساند، چه این که بندگان توان شناخت تفصیلی همه نعمت ها را ندارند، زیرا نعمتها بیش از آن است که به شماره در آید و یا شناخته گردد، لذا به بندگان فرمود: به طور اجمالی بگویید: خداوند را بر آنچه رب جهانیان به ما نعمت داده سپاس گزاریم، نعمت ها عبارتند از مخلوقات خدا از جمادات و حیوانات، چه این که حیوانات را خداوند در حیطه قدرت خود می گرداند و از روزی به خود ایشان می خوراند و در پناه خود حفظ می نماید و هر یک را بر طبق مصلحت خویش تدبیر می نماید.
و خداوند جمادات را به قدرت خود نگه می دارد، جمادات پیوسته و متصل را از متلاشی شدن حفظ می نماید و ناپیوسته ها را نیز از پیوستگی باز می دارد و نمی گذارد آسمان بر زمین فرود آید مگر اراده او تعلق گیرد، و زمین را از فرو رفتن نگه می دارد، مگر اراده اش اقتضاء کند، خداوند به بندگان خود رأفت و مهربانی دارد. آن حضرت در ادامه فرمود: رب العالمین مالک و آفریننده و روزی دهنده مخلوقات از راه های معلوم و غیر معلوم می باشد، پس روزی تقسیم شده به فرزند آدم می رسد لذا در مسیری که آدمی حرکت می کند روزی وی به او می رسد، تقوای متقی روزی را زیاد نمی کند و فسق فاسق روزی را از وی باز نمی دارد، بین روزی و آدمی پرده ای است که آدمی در جستجوی آن می افتد اگر آدمی از روزی خود فرار کند خرجی او به دنبال وی می آید، چنان که مرگ به دنبال آدمی می آید و لذا خدای عزوجل فرمود: بگویید: سپاس خدایی را که به ما نعمت داد، و ما را در کتاب پیشینیان قبل از اینکه به وجود آییم به این نعمت به خوبی یاد کرد پس همین بر وجوب شکر در قبال نعمتهای خدا بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (علیه السلام) شیعیان ایشان دلالت دارد.
چه این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: وقتی موسی بن عمران (علیه السلام) مبعوث گردید و خداوند او را به پیامبری رسانید و دریا را برای وی شکافت و بنی اسرائیل نجات یافتند و تورات و الواح را به او عطا فرمود، مکانت خود را در نزد خدای تعالی دریافت و گفت: پروردگارا! مرا کرامتی دادی که به احدی قبل از من ندادی؟
خدای تعالی فرمود: ای موسی! آیا نمی دانی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه فرشتگان و مخلوقاتم در پیش من برتر است.
موسی (علیه السلام) عرضه داشت: پروردگارم اگر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در پیش تو از همه خلایق برتر است آیا در فرزندان انبیاء برتر از فرزندان من می باشد؟
خدای تعالی فرمود: ای موسی آیا نمی دانی که برتری آل محمد (علیه السلام) بر دیگر فرزندان انبیاء همانند برتری محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر همه رسولان است.
موسی گفت: پروردگارم اگر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین هستند، آیا امت پیامبری از امت من در نزد تو برتر می باشد؟ خدایا تو به ابر دستور دادی که بر بالای سر امت من سایه افکند، و بر ایشان من و سلوی فرستادی و دریا را برایشان شکافتی! خدای فرمود: ای موسی! برتری امت محمد بر همه امت ها همانند برتری خودم بر خلایقم است موسی (علیه السلام) گفت: پروردگارم ای کاش من ایشان را می دیدم!
پروردگار به او وحی کرد: ای موسی! تو ایشان را نخواهی دید و اکنون زمان پیدایش ایشان نیست، لیکن به زودی ایشان را در بهشت عدن و فردوس خواهی دید، ایشان در پیشگاه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در نعمتهای بهشتی غوطه می خورند، و در نعمتهای بهشتی مسرورند، آیا می خواهی سخن ایشان را به شما برسانم؟ موسی گفت: پروردگارم! آری.
خداوند فرمود: در پیشگاه من بایست و محکم و استوار باش، همان گونه که بنده های ذلیل در نزد پروردگار جلیل خود می ایستند، موسی چنین کرد خدای ما صدا کرد ای امت محمد! همه آنها در صلب پدران و رحم مادران پاسخ دادن: لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک فرمود: خداوند این اجابت را شعار حاجیان قرار داد آنگاه پروردگار صدا کرد؛ ای امت محمد! حکم من بر شما این است که رحمت من بر غضبم پیشی گرفته و عفو من قبل از عقابم قرار دارد، من قبل از این که شما مرا بخوانید اجابتتان کردم و قبل از درخواست به شما عطا کردم که: هر کس با شهادت لا اله الا الله وحده لا شریک له و أن محمدا عبده و رسوله به صدق در گفتار و یا عمل به افعال و با شهادت به این که علی بن ابی طالب برادر و وصی و ولی اوست و طاعت او را ملتزم گردد، چنان که از محمد پیروی می کرد و این که بعد از وی اولیاء برگزیده پاک که آیات شگفت خدا از دست ایشان جاری شده دلالتهای حجت خدایند با من ملاقات کند من او را به بهشت ببرم گرچه گناهان او مانند کفهای دریا باشد.
در ادامه فرمود: هنگامی که خداوند پیامبر را آفرید فرمود: ای محمد! در کنار کوه طور نبودی هنگامی که ما این کرامت را به امت تو دادیم.
آنگاه خدای عزوجل به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بگو! الحمد لله رب العالمین بر این فضیلتی که به ما اختصاص داده ای
و به امتش فرمود، بگویید: الحمد لله رب العالمین برای فضائل که به ما اختصاص داده ای