فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

لطیفه ای در معنای این که ائمه از نسل پیامبراند

پس هر پیامبری غیر از حرفهایی که به وی داده شده محجوب است، و این تاریکی و کدر بودن خود اوست، اما برای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن حجابها برداشته شده تا به مقام قاب قوسین او ادنی رسیده و تمام علم و کمالی که خداوند به او داده (به جز نبوت محمدیه) به اهل بیت خود ارث داده است، و آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون حجاب و تاریکی همه حروف انبیاء را دارا بود، به همین خاطر مبدای او و فرزندانش از کدورت حجاب پیامبران خالص بوده، و مراد از جمله و سلالة النبیین همین است، نه این که ایشان از انبیاء زاده شده باشند، چه این که بدیهی است که بیشتر انبیاء در سلسله نسب ولادت ایشان نبوده و نسبت پدری به آنها ندارند، بلکه تنها برخی از آنها واسطه شده اند، چنان که در نسب آنها تا آدم روایاتی وارد شده است.
فرمود:

و صفوة المرسلین

صفوة به ضم و کسر و فتح اول به معنای خلاصه است، معنای این فقره همان معنای فقره سابق است، و تنها تفاوت آنها در این است که فقره قبلی گزینش ذاتی آنها را بیان کرده و این فقره گزینش پیامبر در امر تبلیغ را بیان نموده، چه این که آن حضرت برای بیان اعلی مراتب توحید مبعوث شده، و به اساسی ترین مراتب عبودیت راهنمایی می نماید، چنان که خدای تعالی فرمود: ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشر المومنین یعنی: این قرآن به طریقی که اساسی تر است راهنمایی می کند و مومنان را بشارت می دهد گر چه این اعتبار در فقره دوم از فروعات اعتبا در فقره اول است.
در بیان گزینش انوار محمدیه (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل وی روایت ریاض الجنان از جابر بن عبدالله انصاری کافی است:
190
أَوَّلُ شَیْ ءٍ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی مَا هُوَ فَقَالَ نُورُ نَبِیِّکَ یَا جَابِرُ خَلَقَهُ اللَّهُ ثُمَّ خَلَقَ مِنْهُ کُلَّ خَیْرٍ ثُمَّ أَقَامَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ فِی مَقَامِ الْقُرْبِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَقْسَاماً فَخَلَقَ الْعَرْشَ مِنْ قِسْمٍ وَ الْکُرْسِیَّ مِنْ قِسْمٍ وَ حَمَلَةَ الْعَرْشِ وَ خَزَنَةَ الْکُرْسِیِّ مِنْ قِسْمٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الْحُبِّ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَقْسَاماً فَخَلَقَ الْقَلَمَ مِنْ قِسْمٍ وَ اللَّوْحَ مِنْ قِسْمٍ وَ الْجَنَّةَ مِنْ قِسْمٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الْخَوْفِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَجْزَاءً فَخَلَقَ الْمَلَائِکَةَ مِنْ جُزْءٍ وَ الشَّمْسَ مِنْ جُزْءٍ وَ الْقَمَرَ وَ الْکَوَاکِبَ مِنْ جُزْءٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الرَّجَاءِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَجْزَاءً فَخَلَقَ الْعَقْلَ مِنْ جُزْءٍ وَ الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ مِنْ جُزْءٍ وَ الْعِصْمَةَ وَ التَّوْفِیقَ مِنْ جُزْءٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الْحَیَاءِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نَظَرَ إِلَیْهِ بِعَیْنِ الْهَیْبَةِ فَرَشَحَ ذَلِکَ النُّورُ وَ قَطَرَتْ مِنْهُ مِائَةُ أَلْفٍ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ قَطْرَةٍ فَخَلَقَ اللَّهُ مِنْ کُلِّ قَطْرَةٍ رُوحَ نَبِیٍّ وَ رَسُولٍ ثُمَّ تَنَفَّسَتْ أَرْوَاحُ الْأَنْبِیَاءِ فَخَلَقَ اللَّهُ مِنْ أَنْفَاسِهَا أَرْوَاحَ الْأَوْلِیَاءِ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ

جابر گفت: از پیامبر پرسیدم، اولین آفریده خدا چیست؟ فرمود: نور پیامبرت ای جابر، خداوند ابتداء او را آفرید، آنگاه همه خیرات را آفرید، آنگاه آن را در مقام قرب به اندازه ای که خواست نگه داشت، سپس آن را به اقسامی تقسیم کرد عرش را از قسمی و کرسی را از بخشی و حاملین عرش و خازنان کرسی را از بخشی دیگر آفرید و قسم چهارم را به اندازه ای که خواست در مقام حب نگه داشت آنگاه آن را به اقسامی تقسیم کرد پس قلم را از قسمی و لوح را از قسمی و بهشت را از قسمی خلق کرد و قسم چهارم را در مقام خوف آنچه خواست قرار داد، آنگاه آن را به اجزایی تقسیم کرد، ملائکه را از جزئی و خورشید را از جزیی دیگر و ماه را از جزیی و کواکب را از جزیی آفرید و قسم چهارم را در مقام حیاء آنچه خواست نگه داشت آن گاه آن را به اجزائی تقسیم کرد سپس عقل را از جزئی و علم و حلم را از جزئی و عصمت و توفیق را از جزئی خلق کرد و قسم چهارم را در مقام حیاء آن چه خواست قرار داد. آنگاه به نگاه هیبت در او نگریست، آن نور قطره قطره شد، صد و بیست و چهار هزار قطره از آن ترشح کرد، پس خداوند از هر قطره ای روح نبی و پیامبری را آفرید، آنگاه ارواح تنفس کردند، و خداوند از آن انفاس ارواح اولیاء و شهداء و صالحین را آفرید و همانند این حدیث فراوان است، هر کس خواهد استقصاء کند به بحار مراجعه نماید، با تامل در این حدیث شریف چگونگی صفاء و زلالی نور محمد و آلش از دیگر انوار روشن می شود.
و عترة خیرة رب العالمین
فرمود:

و رحمة الله و برکاته

عترة نسل، رهط و عشیره هر کس نزدیکان او هستند، در تفسیر اهل بیت مراد از آن را دانستید که علی و فاطمه و یازده فرزند آنها عترت هستند و آخرین آنها قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
و خیره در مجمع البیان چنین آمده: والاختیار الاصطفاء و محمد خیرتک من خلقک بکسر الخاء و بالیاء و الراء المفتوحتین: ای المختار المنتجب و جاء بتسکین الباء اختیار به معنی گزینش است، مراد از جمله محمد خیرة من خلقک تلفط خیرة به کسر خاء است و یاء و راء مفتوحند یعنی: محمد برگزیده منتخب از مخلوقات توست و نیز خیره به سکون یاء نیز آمده است.
از این که خیره به رب العالمین اضافه شده دلالت روشن بر فضیلت محمد و آلش بر همه مربوبین در همه جهانیان دارد، علت گزینش وی از همه مربوبین به خاطر نزدیکی آن حضرت به خدای تعالی است، چه این که نور او از همه حدود دیگر مربوبین منزه است و مبدای آفرینش وی از همه مراتب آفرینندگان دیگر پاکیزه می باشد، و به هیچ اسمی جز به اسم مربوب بودن که خدای تعالی رب اوست نامیده نمی شود، و تنها اسم وی این که او آفریده خدا و خداوند آفریننده اش می باشد و به همین خاطر همه اصناف خلائق دارای نامی خاص هستند، و هر پیامبری لقبی ویژه مثل خلیل و کلیم و روح دارند، ولی آن حضرت به لقب حبیب و احمد و محمد ملقب شده است.