فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و سلالة النبیین

مجمع الیان سلاله را به خلاصه معنا کرد، چه این که سلاله پاکی از پلیدی است و در این جمله اشاره شد به این که ایشان محل جمع تمام اوصاف و علوم و آیات انبیاء و لوازم نبوت آنها هستند، و آنها را به طور زلال و خالص واجدند، چه این که هر یک از انبیاء مظاهر مرتبه ای از مراتب نبوت می باشند و ریشه و مصدر همه شؤون آنها یک اسم و یا چند اسم از اسماء حسنی الهی می باشد، چنان که مقتضای روایات است. از جمله روایت کافی(441) به اسنادش از امام صادق است که آن حضرت فرمود: ان عیسی ابن مریم أعطی حرفین کان یعمل بهما و أعطی موسی أربعة أحرف و أعطی ابراهیم ثمانیة أحرف و أعطی نوح خمسة عشر حرفا و أعطی آدم خمسة و عشرین حرفا و ان الله تعالی جمع ذلک کله لمحمد ص و ان اسم الله الأعظم ثلاثة و سبعون حرفا أعطی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد یعنی: به عیسی بن مریم (علیه السلام) دو حرف داده شده، وی با آن دو کار می کند، و به موسی چهار حرف داده شده و به ابراهیم (علیه السلام) هشت حرف داده شده، و به نوح (علیه السلام) پانزده حرف و به آدم (علیه السلام) بیست و پنج حرف داده شده و خدای تبارک و تعالی همه آنها را برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع کرده، و اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است و به محمد هفتاد و دو حرف داده شده و یک حرف را از او پنهان کرد.

لطیفه ای در معنای این که ائمه از نسل پیامبراند

پس هر پیامبری غیر از حرفهایی که به وی داده شده محجوب است، و این تاریکی و کدر بودن خود اوست، اما برای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن حجابها برداشته شده تا به مقام قاب قوسین او ادنی رسیده و تمام علم و کمالی که خداوند به او داده (به جز نبوت محمدیه) به اهل بیت خود ارث داده است، و آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون حجاب و تاریکی همه حروف انبیاء را دارا بود، به همین خاطر مبدای او و فرزندانش از کدورت حجاب پیامبران خالص بوده، و مراد از جمله و سلالة النبیین همین است، نه این که ایشان از انبیاء زاده شده باشند، چه این که بدیهی است که بیشتر انبیاء در سلسله نسب ولادت ایشان نبوده و نسبت پدری به آنها ندارند، بلکه تنها برخی از آنها واسطه شده اند، چنان که در نسب آنها تا آدم روایاتی وارد شده است.
فرمود:

و صفوة المرسلین

صفوة به ضم و کسر و فتح اول به معنای خلاصه است، معنای این فقره همان معنای فقره سابق است، و تنها تفاوت آنها در این است که فقره قبلی گزینش ذاتی آنها را بیان کرده و این فقره گزینش پیامبر در امر تبلیغ را بیان نموده، چه این که آن حضرت برای بیان اعلی مراتب توحید مبعوث شده، و به اساسی ترین مراتب عبودیت راهنمایی می نماید، چنان که خدای تعالی فرمود: ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشر المومنین یعنی: این قرآن به طریقی که اساسی تر است راهنمایی می کند و مومنان را بشارت می دهد گر چه این اعتبار در فقره دوم از فروعات اعتبا در فقره اول است.
در بیان گزینش انوار محمدیه (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل وی روایت ریاض الجنان از جابر بن عبدالله انصاری کافی است:
190
أَوَّلُ شَیْ ءٍ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی مَا هُوَ فَقَالَ نُورُ نَبِیِّکَ یَا جَابِرُ خَلَقَهُ اللَّهُ ثُمَّ خَلَقَ مِنْهُ کُلَّ خَیْرٍ ثُمَّ أَقَامَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ فِی مَقَامِ الْقُرْبِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَقْسَاماً فَخَلَقَ الْعَرْشَ مِنْ قِسْمٍ وَ الْکُرْسِیَّ مِنْ قِسْمٍ وَ حَمَلَةَ الْعَرْشِ وَ خَزَنَةَ الْکُرْسِیِّ مِنْ قِسْمٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الْحُبِّ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَقْسَاماً فَخَلَقَ الْقَلَمَ مِنْ قِسْمٍ وَ اللَّوْحَ مِنْ قِسْمٍ وَ الْجَنَّةَ مِنْ قِسْمٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الْخَوْفِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَجْزَاءً فَخَلَقَ الْمَلَائِکَةَ مِنْ جُزْءٍ وَ الشَّمْسَ مِنْ جُزْءٍ وَ الْقَمَرَ وَ الْکَوَاکِبَ مِنْ جُزْءٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الرَّجَاءِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ جَعَلَهُ أَجْزَاءً فَخَلَقَ الْعَقْلَ مِنْ جُزْءٍ وَ الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ مِنْ جُزْءٍ وَ الْعِصْمَةَ وَ التَّوْفِیقَ مِنْ جُزْءٍ وَ أَقَامَ الْقِسْمَ الرَّابِعَ فِی مَقَامِ الْحَیَاءِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نَظَرَ إِلَیْهِ بِعَیْنِ الْهَیْبَةِ فَرَشَحَ ذَلِکَ النُّورُ وَ قَطَرَتْ مِنْهُ مِائَةُ أَلْفٍ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ قَطْرَةٍ فَخَلَقَ اللَّهُ مِنْ کُلِّ قَطْرَةٍ رُوحَ نَبِیٍّ وَ رَسُولٍ ثُمَّ تَنَفَّسَتْ أَرْوَاحُ الْأَنْبِیَاءِ فَخَلَقَ اللَّهُ مِنْ أَنْفَاسِهَا أَرْوَاحَ الْأَوْلِیَاءِ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ

جابر گفت: از پیامبر پرسیدم، اولین آفریده خدا چیست؟ فرمود: نور پیامبرت ای جابر، خداوند ابتداء او را آفرید، آنگاه همه خیرات را آفرید، آنگاه آن را در مقام قرب به اندازه ای که خواست نگه داشت، سپس آن را به اقسامی تقسیم کرد عرش را از قسمی و کرسی را از بخشی و حاملین عرش و خازنان کرسی را از بخشی دیگر آفرید و قسم چهارم را به اندازه ای که خواست در مقام حب نگه داشت آنگاه آن را به اقسامی تقسیم کرد پس قلم را از قسمی و لوح را از قسمی و بهشت را از قسمی خلق کرد و قسم چهارم را در مقام خوف آنچه خواست قرار داد، آنگاه آن را به اجزایی تقسیم کرد، ملائکه را از جزئی و خورشید را از جزیی دیگر و ماه را از جزیی و کواکب را از جزیی آفرید و قسم چهارم را در مقام حیاء آنچه خواست نگه داشت آن گاه آن را به اجزائی تقسیم کرد سپس عقل را از جزئی و علم و حلم را از جزئی و عصمت و توفیق را از جزئی خلق کرد و قسم چهارم را در مقام حیاء آن چه خواست قرار داد. آنگاه به نگاه هیبت در او نگریست، آن نور قطره قطره شد، صد و بیست و چهار هزار قطره از آن ترشح کرد، پس خداوند از هر قطره ای روح نبی و پیامبری را آفرید، آنگاه ارواح تنفس کردند، و خداوند از آن انفاس ارواح اولیاء و شهداء و صالحین را آفرید و همانند این حدیث فراوان است، هر کس خواهد استقصاء کند به بحار مراجعه نماید، با تامل در این حدیث شریف چگونگی صفاء و زلالی نور محمد و آلش از دیگر انوار روشن می شود.
و عترة خیرة رب العالمین
فرمود: