فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و أمناء الرحمن

امناء جمع امین است، و در اضافه امناء به الرحمن اشاره به این دارد که علم و قدرت و احسان و دیگر صفات ایشان تنها مربوط به مومنین نیست، بلکه شامل همه مخلوقات می شود، چنان که رحمت رحمانی خدا همه مخلوقات را در بر می گیرد، پس ایشان مظاهر رحمت واسعه الهی اند که همه اشیاء را در بر می گیرد، به همین خاطر این ویژگی را دارند که ولایت ایشان بر همه عرضه گردیده است.
در سرائر ابن ادریس از کتاب جامع(437) بزنطی از سلیمان بن خالد روایت شده است که گفت: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول ما من شی ء و لا من آدمی و لا انسی و لا جنی و لا ملک فی السماوات الا و نحن الحجج علیهم و ما خلق الله خلقا الا و قد عرض و لا یتنا علیه و احتج بنا علیه فمؤمن بنا و کافر و جاحد حتی السماوات و الأرض و الجبال یعنی: از ابو عبدالله امام صادق شنیدم که می فرمود: احدی از آدمی و انسان و جن و فرشته در آسمانها نیست، مگر این که ما حجت بر ایشان هستیم و هیچ مخلوقی را نیافریده، مگر این که ولایت ما را در ایشان عرضه کرد و عده ای مومن و عده ای کافر و منکرند، حتی آسمانها و زمین و کوه ها.
ما در ضمن سخن آن حضرت: و معدن الرحمة(438) شرحش کردیم، ابو عبدالله حضرت امام حسین در دعاء عرفه فرمود: الهی أمرت بالرجوع الی الاثار فارجعنی الیک بکسوة الانوار و هدایة الاستبصار حتی أرجع الیک منها کما دخلت الیک(439) منها مصون السر عن النظر الیها و مرفوع الهمة عن الاعتماد علیها انک علی کل شی ء قدیر(440) یعنی خدایا! فرمانم داده ای که به آثار رجوع کنم، مرا با لباس انوار و هدایت و استبصار به سوی خود باز گردان، تا از آنها به سوی تو باز گردم چنان که از تو بر آنها وارد شدم در حالی که سرم از نگاه به آثار پاک بوده و همت من بر آنها والاتر باشد، تو بر همه اشیاء توانایی.
فرمود:

و سلالة النبیین

مجمع الیان سلاله را به خلاصه معنا کرد، چه این که سلاله پاکی از پلیدی است و در این جمله اشاره شد به این که ایشان محل جمع تمام اوصاف و علوم و آیات انبیاء و لوازم نبوت آنها هستند، و آنها را به طور زلال و خالص واجدند، چه این که هر یک از انبیاء مظاهر مرتبه ای از مراتب نبوت می باشند و ریشه و مصدر همه شؤون آنها یک اسم و یا چند اسم از اسماء حسنی الهی می باشد، چنان که مقتضای روایات است. از جمله روایت کافی(441) به اسنادش از امام صادق است که آن حضرت فرمود: ان عیسی ابن مریم أعطی حرفین کان یعمل بهما و أعطی موسی أربعة أحرف و أعطی ابراهیم ثمانیة أحرف و أعطی نوح خمسة عشر حرفا و أعطی آدم خمسة و عشرین حرفا و ان الله تعالی جمع ذلک کله لمحمد ص و ان اسم الله الأعظم ثلاثة و سبعون حرفا أعطی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد یعنی: به عیسی بن مریم (علیه السلام) دو حرف داده شده، وی با آن دو کار می کند، و به موسی چهار حرف داده شده و به ابراهیم (علیه السلام) هشت حرف داده شده، و به نوح (علیه السلام) پانزده حرف و به آدم (علیه السلام) بیست و پنج حرف داده شده و خدای تبارک و تعالی همه آنها را برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع کرده، و اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است و به محمد هفتاد و دو حرف داده شده و یک حرف را از او پنهان کرد.

لطیفه ای در معنای این که ائمه از نسل پیامبراند

پس هر پیامبری غیر از حرفهایی که به وی داده شده محجوب است، و این تاریکی و کدر بودن خود اوست، اما برای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن حجابها برداشته شده تا به مقام قاب قوسین او ادنی رسیده و تمام علم و کمالی که خداوند به او داده (به جز نبوت محمدیه) به اهل بیت خود ارث داده است، و آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون حجاب و تاریکی همه حروف انبیاء را دارا بود، به همین خاطر مبدای او و فرزندانش از کدورت حجاب پیامبران خالص بوده، و مراد از جمله و سلالة النبیین همین است، نه این که ایشان از انبیاء زاده شده باشند، چه این که بدیهی است که بیشتر انبیاء در سلسله نسب ولادت ایشان نبوده و نسبت پدری به آنها ندارند، بلکه تنها برخی از آنها واسطه شده اند، چنان که در نسب آنها تا آدم روایاتی وارد شده است.
فرمود: