فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و ساسة العباد

ساسة بر وزن قادة جمع سائس است، به فرمانده و نهی کننده رعیت سائس گویند.
عباد جمع عبد است و مراد از سائس کسی است که شایستگی داشته باشد که مردم فرمانهای او را بشنوند و نواهی وی را اجرا نمایند، و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین شایستگی را دارا هستند، در کافی(396) باسنادش از ابو اسحق نحوی روایت شده است که گفت: دخلت علی أبی عبد الله فسمعته یقول ان الله عزوجل أدب نبیه علی محبته فقال و انک لعلی خلق عظیم(397) ثم فوض الیه فقال عزوجل (و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا) و قال عزوجل (من یطع الرسول فقد أطاع الله)(398) قال ثم قال و ان نبی الله فوض الی علی و ائتمنه فسلمتم و جحد الناس فو الله لنحبکم أن تقولوا اذا قلنا و أن تصمتوا اذا صمتنا و نحن فیما بینکم و بین الله عزوجل ما جعل الله لأحد خیرا فی خلاف أمرنا و نیز در همان کتاب(399) به اسنادش به ابو اسحق روایت کرد، گفت: از ابو جعفر باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود: و نظیر همین حدیث را نقل نمود.
و نیز در کافی(400) باسنادش به عبدالله بن سنان نقل کرد که ابو عبدالله (امام صادق علیه السلام) فرمود: لا و الله ما فوض الله الی أحد من خلقه الا الی رسول الله و الی الأئمة قال عزوجل انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما أراک الله(401) و هی جاریة فی الأوصیاء یعنی: نه به خدا سوگند، خداوند به احدی از خلقش جز به رسول خدا و امامان تقویض ننمود، خدای تعالی فرمود: ما کتاب را به حق بر تو فرستادیم، تا بین مردم به آن گونه که خداوند به تو نشان داده حکم نمایی، و همین در اوصیاء (علیه السلام) جاری است.
بنابراین ائمه (علیهم السلام) استحقاق سیاست و رهبری خلق را دارند، زیرا تربیت و ادب از خداوند پذیرفتند، این رهبری از تولد مردم تا تعالی و تکامل ایشان ادامه دارد، زیرا ایشان بر آنها احاطه دارند، و مصلحت ایشان را لحظه به لحظه می دانند، بر گذشته و آینده آنها مطلعند، این تفویض و سپردن به امامان به معنای این نیست که خداوند خود را از امور آفرینش عزل کرده است، بلکه چون ایشان شایستگی و اهلیت پذیرش و تلقی از خدای تعالی را به تدریج دارا هستند اما مردم چنین نیستند و معنای شفاعت نیز همین است.
فرمود:

و أرکان البلاد

ارکان جمع رکن مثل اقفال جمع قفل است. در قاموس آمده است: رکن به ضم طرف قویتر و امر عظیم و آنچه پادشاه و لشکر و غیره بدان قوی گردند و بلاد جمع بلدة مثل کلاب و کلبه، و در مجمع البیان آمده: بر هر قطعه از زمین خواه آباد و خواه خراب بلده و بلاد گفته می شود.
گویم: مراد از بلاد و بلده در اینجا کنایه از هر چیزی است که می تواند منشای اثری از آثار شود، خواه بلاد و سرزمین نفوس باشد و خواه غیر آن.

گسترش ولایت در همه

پس مراد از جمله این است که ایشان مبدای وجود همه اشیاء هستند، چنان که قبلا در بیان حقیقت نبوت دانستید که: هیچ امری در دار وجود نیست، مگر این که مظهری از مظاهر و مرتبه ای از مراتب نبوت است، و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلش (علیه السلام) مظاهر کامل و آینه های تمام نمای همه مراتبند، به همین لحاظ ایشان شفیعان دیدنی و نا دیدنی های خلق هستند، به همین خاطر ولایت ایشان بر همه آفریدگان از آسمانها و زمین و فرشتگان و انس و جن و وحوش و پرندگان و گیاهان و جمادات و دریاها و کوه ها و غیره گسترش دارد، پس هر فرشته ای بدان اعتراف و اقرار کند از مقربان می گردد و هر انسانی بدان اعتراف نماید از پیامبران می شود و هر پیامبری بدان معترف گردد از اولوالعزم می شود، و هر دریایی بدان مقر آید شیرین و گوارا گردد و هر زمینی بدان اعتراف کند زمین پاکیزه شود و هر کوهی بدان معترف شود معدن گوهر و یا رویشگاه گلهای خوشبو گردد، و هر درختی بدان معترف شود میوه آورد و هر انسانی که بدان مقر گردد مومن شود و هر پرنده ای بدان اعتراف کند، آواز خوش پیدا نماید، و در دیگر موجودات نیز این چنین است. بنابراین ایشان ارکان همه اشیاء هستند، و با سر ایشان اشیاء تقویت می یابند و اشیاء در وجود خود به ایشان تکیه دارند.