فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

اختیار در دیگر موجودات

اینجا باید نکته ای را یادآور شویم، مطالب یاد شده ما در بیان اختیار آدمیانی است که مظهریت تامه دارند و آینه جامعه حق تعالی هستند، ولی اختیار در موجوداتی که از نور صرف و یا تاریکی محضند، همانند فرشتگان و شیاطین بیانی دیگر دارد، توضیح این که هرگز آثار ظلمانی از نور نشأت نمی گیرد، چنان که آثار نورانی از ظلمت صادر نمی شود و چون خدای تعالی مردم را به اطوار گوناگون و انواع مختلف آفرید به گونه ای که هیچ فردی از یک نوع را نمی یابی که در تمام اوصاف با همدیگر شبیه باشند، چنان که در افراد انسان مشاهده می شود، با این که همه خصوصیات همدیگر را از جهت نوع دارا هستند، ولی هیچ یک با دیگری شباهت ندارد، این اختلاف اوصاف و ظواهر نشانگر یک اختلاف درونی و ذاتی است، چه این که اختلاف آثار بر اختلافات موثرها دلالت دارد، و با اختلاف و گوناگونی ذوات احکام و صحت ها و بیماری ها و ثمرها و عقلها و کفر و ایمان و درجات و عقابها و پاداش ها و طاعت ها و نافرمانی ها تفاوت می یابند. به همین خاطر طاعت فرشتگان با طاعت شیاطین تفاوت می کند، چنان که طاعت و فرمانبرداری هر گروه از فرشتگان غیر گروه دیگر است همین تفاوت ها در انسان نیز می آید.
هر مکلفی در طاعت خود باید فصد تقرب و اخلاص به پروردگار داشته باشد. تقرب به معنای آوردن فعل و یا ترک آن به عنوان این که مملوک مولی است و باید خود و همه توان خویش را در آنچه مولی به آن فرمان داده به کار گیرد، به همین خاطر اگر کاری را با چنین عنوانی انجام داد و در آن هدف دیگری را دنبال نکرد مخلص است ولی اگر کاری را انجام داد و خواسته به خود سودی برساند و یا زیانی را دور نماید نافرمان و غاصب است، چه این که در مملکت مولای خود بدون اجازه اش تصرف کرده است.
و اگر کاری را با این عنوان به همراه بهره وری و یا دفع زیان از حریم خویشتن انجام دهد مشرک است، و اگر کار وی هیچ یک از عناوین مزبور را نداشته باشد کار بیهوده ای کرده است.
پس فرشته و یا انسان و شیطان و یا دیگر موجودات مختارند و می توانند افعال خود را تحت عنوانی از عناوین فوق بیاورند و همه در این اختیار مساویند، گرچه هر یک بر طبق آثار نوری و یا ظلمانی که در آنها رفتار می کنند، بنابراین در طاعت و معصیت آزادند و می توانند آثار وجودی خود را به عنوان طاعت و یا معصیت بیاورند، چه این که اعمال و آثار بدون عنوان یاد شده طاعت و معصیت به شمار نمی رود و با عنوان مزبور به طاعت متصف می گردد.
به همین دلیل امام (علیه السلام) فرمود انما الاعمال بالنیات(324) یعنی: هر کاری به نیت خود شکل می گیرد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:(325) رفع عن امتی تسعة: السهو، والنسیان، و ما لا یعلمون و الخطا، و ما اضطروا الیه و ما استکرهوا علیه از امت من نه چیز برداشته شد: 1 - غفلت 2 - فراموشی 3 - آنچه را نمی دانند 4 - اشتباه 5 - آنچه را به آن ناچار شده اند 6 - بر آنچه مجبور و وادار شده اند...
چه این که علت برداشت زحمت از شانه مکلفین در موارد یاد شده به این خاطر است که آنها عنوان های یاد شده را نداشته اند، ما در ضمن جمله و عظمت النعمة در این دعا توضیح بیشتری خواهیم داد.
اکنون که این مقدمه را فهمیدی که ابراری که به آتش عبودیت سوختند از اصحاب یمین هستند، کسانی که از طینتی خلق شده اند، که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزندان پاکش (علیه السلام) از آن آفریده شده اند.
و در کافی(326) از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ان الله خلقنا من اعلی علیین و خلق قلوب شیعتنا مما خلقنا منه و خلق ابدانهم من دون ذلک و قلوبهم تحت الینا، لانها خلقت مما خلقنا ثم تلا هذه الایه: کلا ان کتاب الابرار لفی علیین و ما أدراک ما علیون کتاب مرقوم یشهده المقربون(327) یعنی: خداوند ما را از اعلی علیین آفرید و دلهای شیعیان ما را از آنچه ما را از آن آفرید، خلق کرد و بدنهای ایشان را از غیر آن آفرید و دلهای ایشان به سوی ما گرایش داد، زیرا آنها را از آنچه ما را آفرید خلق کرد، آنگاه این آیه شریفه را قرائت فرمود: هرگز، نامه نیکان در علیین است و شما علیین را چگونه درک می کنید؟ نامه ای نوشته شده است، که مقربان شاهد آن هستند.
(در ادامه فرمود): و خلق عدونا من سجین و خلق قلوب شیعتهم مما خلقهم و ابدانهم من دون ذلک فقلوبهم تهوی الیهم لانها خلقت مما خلقوا منه ثم تلا هذه الایة: کلا ان کتاب الفجار لفی سجین و ما أدراک ما سجین کتاب مرقوم ویل یومئذ للمکذبین(328) و قال تعالی: (لیس البر بأن تأتوا البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و أتوا البیوت من أبوابها)(329) یعنی: و خداوند دشمنان ما را از سجین آفرید، و دلهای پیروان ایشان را از آنچه ایشان را آفرید خلق نمود، بدنهای آنها را از غیر آن آفرید، به همین خاطر دلهای پیروانشان به ایشان گرایش دارد چون از ماده ای خلق شده اند که ایشان آفریده شده اند آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: هرگز، کتاب و نامه فاجران در سجین است و سجین را چگونه درک کنی؟ نامه ای نوشته شده است، در آن روز وای به حال تکذیب کنندگان و خدای تعالی فرمود: خوبی این نیست که از پشت سر منزل به داخل آن روید، خوبی این است که کسی پروا پیشه کند و از در خانه ها به آن وارد شوید.
احتجاج(330) از امیرالمومنین روایت کرده است که فرمود: قد جعل الله للعلم اهلا و فرض علی العباد طاعتهم بقوله و اتوا البیوت من ابوابها و البیوت هی بیوت العلم الذی استودعته الانبیاء و ابوابها و اوصیاءهم یعنی: خدای تعالی برای دانش اهلی قرار داد و طاعت آنها را بر بندگان با این آیه واجب کرد که: از درهای خانه به داخل خانه روید. مراد از خانه ها خانه های دانشند، دانشی که انبیاء در آن خانه ها به ودیعه گذاشته اند و درهای آن خانه ها اوصیای آنها هستند.
و از آن حضرت روایت شده است: نحن البیوت التی امر الله ان یؤتی ابوابها نحن باب الله و بیوته التی یوتی منه فمن بایعنا و اقر بولایتنا فقد اتی البیوت من ابوابها و من خلفنا و فضل علینا غیرنا فقد اتی البیوت من ظهورها... الحدیث؛ ما خانه هایی هستیم که خدای تعالی فرمان داد که مردم از درهای آن وارد شوند، ما باب خدا و خانه های او هستیم که باید مردم وارد آن شوند، پس هر کس با ما بیعت کرد و به ولایت ما اقرار نمود، از درهای خانه وارد شده و هر کس با ما مخالفت کند و دیگران را بر ما برتری دهد، از پشت سر خانه ها وارد آن شده است....
پس مراد از این جمله شریف و عناصر الابرار این است که ایشان مبدأ و محل پیدایش شیعیان هستند که از طینت ایشان آفریده شده اند و به خدا و پیامبرش ایمان آورده و به ولایت در میثاق سوم اقرار کرده اند، بنابراین جبلت ایشان پاکیزه و طینت ایشان طیب و طاهر گردیده و کتابهای ایشان در علیین قرار گرفت و مقربان شاهد این کتابها هستند و کتابها و نامه های ایشان در روز قیامت از سمت راست به دست ایشان می رسد و به آسانی حساب رسی می شوند، آنگاه به سوی اهل خود شادان بر می گردند، و الحمد الله رب العالمین.
فرمود:

و دعائم الأخیار

دعائم جمع دعامه به کسر دال، ستون خانه و چیزی است که شی ء بدان تکیه زند و قیم شی ء باشد.
الاخیار جمع خیر(331) به تشدید به معنای کسی است که اعمال او شایسته است و شایستگی اعمال بعد از شایستگی دین و جبلت می باشد، چنین شخصی مرتبه ملکات و افعال وی با آتش عبودیت بعد از افروختن آتش سوخته گردید، چنان که در جمله قبلی دانستید، زیرا خدای تعالی فرمود: کنتم خیر أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر(332) یعنی: شما بهترین امت ها بودید که به سوی مردم آمدید، به خوبی ها سفارش می کنید و از بدی ها جلوگیری می کنید.
چه این که جمله تأمرون و بعد از آن تفسیر و بیان جهت بهترین امت و خیریت است یعنی علت این که بهترین امت هستید این است که امر به معروف و نهی از منکر می نمایید.

در حقیقت عبودیت

تحقیق این مطلب به گونه ای که مورد خرسندی پادشاه دانا و عادل و مهربان به مردم قرار گیرد و شفای درد دل خردمندان گردد، گرچه با مطالب گذشته روشن شده است این که خدای تعالی انسان و جن را صرفا برای عبادت خلق نموده، یعنی ایشان را برای اقامه و برپا نگه داشتن حقیقت عبودیت که با این گفتار ضرب الله مثلا عبدا مملوکا لا یقدر علی شی ء یعنی: خداوند به بنده مملوکی مثال می زند که بر چیزی توانایی ندارد آن حقیقت را روشن کرده آفریده است.
پس آفرینش ایشان از چیزی نبود، آنگاه خدای تعالی به تدریج و نه به یکبارگی آیات آفاقی و انفسی را به ایشان بخشیده. یعنی ایشان را از حالی به حال دیگر انتقال داده، چنان که فرمود: و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین ثم جعلناه نطفة فی قرار مکین ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضعة عظاما فکسونا العظام لحماثم أنشأناه خلقا آخر فتبارک الله أحسن الخالقین ثم انکم بعد ذلک لمیتون(333) یعنی: هر آینه ما انسان را از سلاله و زبده گل آفریده، آنگاه این زبده را نطفه قرار داده و در مکان مطمئن (رحم) قرار دادیم، آنگاه نطفه را علقه (خون بسته) کردیم و علقه را مضغه (گوشت) نمودیم و مضغه را استخوان کردیم، آنگاه به استخوان گوشت پوشانیدیم و سپس او را به خلقتی دیگر آفریدیم، پس خدایی که بهترین آفرینندگان است مبارک است، آنگاه بعد از این میرنده اید.
و فرمود: الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوة ثم جعل من بعد قوة ضعفا و شیبة یعنی: خدایی که شما را در حالی که ضعیف بوده اید آفرید، آنگاه بعد از ضعف به شما نیرو داد، آنگاه بعد از قوت ضعف و پیری داد.
آنگاه خداوند فرمود: و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشر الصابرین(334) یعنی شما را به و گرسنگی و کمبود اموال و جانها و میوه ها می آزماییم، و به شکیبا پیشگان بشارت ده.
آنگاه خداوند پیامبران را فرستاد و کتابها را نازل نمود، چنان که فرمود: کما أرسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون فاذکرونی أذکرکم و اشکروالی و لا تکفرون(335) یعنی: همانگونه که پیامبری از شما برای شما فرستادیم، آیات ما را بر شما خواند، و شما را تزکیه کرده و کتاب و حکمت را به شما آموخت، و چیزهایی را که شما خود نمی توانستید بیاموزید آموخت، پس یادم کنید تا یادتان کنم و سپاسم گزارید و ناسپاس نباشید. خداوند ایشان را راهنمایی کرد، راه خیر و راه شر؛ و نور و ظلمت را معلوم نمود، آنگاه فرمود: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها و الله سمیع علیم(336) یعنی در دین اجباری نیست، راه رشد (و کمال) از راه گمراهی آشکار گردید، هر کس به طاغوت کفر بورزد و به خدای ایمان آورد، به دستگیره محکم که هرگز پاره نمی شود چنگ زده است و خداوند شنوای داناست.
آنگاه خداوند به متقین وعده داد و فرمود: یا أیها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا و یکفر عنکم سیئاتکم و یغفر لکم و الله ذو الفضل العظیم(337) یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر پروا پیشه کنید خداوند برای شما راهگشایی خواهد کرد و گناه شما را می پوشاند و شما را می آمرزد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است.
و نیز چنین وعده داده است: یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یوتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم و الله غفور رحیم؛(338) یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا وند بهراسید و به پیامبرش ایمان آورید، زیرا به شما دو بخش از رحمت خود را می دهد، و برای شما نوری قرار می دهد که به آن راه روید و شما را می آمرزد و خداوند بخشنده مهربان است.
خداوند فرقان و نور را به واسطه ظهور مرتبه ولایت در عوالمشان قرار داد، لذا با آن می توانند بین حق و باطل تفاوت گذارند و با آن در تاریکی های معنوی و صوری راه می روند این همان حکمت است که به هر کس داده شده به وی خیر کثیر داده شد و لذا به ولایت تفسیر گردیده است.
آنگاه خداوند برای ایشان ولی ظاهری قرار داده و فرمود: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون(339) یعنی: ولی شما فقط خدا و رسولش و کسانی که ایمان آورده می باشد، کسانی که نماز را بر پای می دارند و در حال رکوع زکات می دهند. آنگاه فرمود: أو من کان میتا فأحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثلفه فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون(340) یعنی: آیا کسانی که مرده اند و ما ایشان را زنده گردانیدیم و به ایشان نوری دادیم که در بین مردم می روند، همانند کسانی اند که در تاریکی ها هستند و از آن بیرون نمی روند این گونه رفتار کافران برای ایشان زینت یافت.
پس حقیقت عبودیت این است که بنده با تمام وجود و خصوصیات خود ملک خالص خدا باشد و بعد از پیدایش بنده، جان و تمام صفات و خصوصیات خویش را به پروردگار عالمیان واگذار کند، چنان که فرمود: ان الدین عند الله الاسلام(341) یعنی: دین در نزد خدا همان اسلام (و تسلیم کامل) است.
و فرمود: و اتبع ملة ابراهیم حنیفا و اتخذ الله ابراهیم خلیلا(342) یعنی: و از ملت ابراهیم حنیف پیروی نما و خداوند ابراهیم را خلیل خود گرفت.
و فرمود: و من أحسن دینا ممن أسلم وجهه لله و هو محسن(343) یعنی: دین چه کسی بهتر از این است که صورت خود را تسلیم خدا کند و در این حال به خوبی از عهده آن برآید.
و فرمود: بلی من أسلم وجهه لله و هو محسن فله أجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون(344) یعنی: آری هر کس روی خود را تسلیم خدا کند و این کار را به خوبی انجام دهد، اجرش به نزد پروردگارش محفوظ است و بر ایشان هراسی نیست و ایشان غمگین نمی گردند.
و فرمود: و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقی و الی الله عاقبة الأمور(345) یعنی: هر کس روی خود را به خدا تسلیم کند و در این حال به نیکی چنین کند، حتما به ریسمان محکم چنگ زده و پایان امور به سوی خدا بر می گردد.(346)
پس حقیقت اسلام این است که بنده نفس خود را با همه ویژگیها تسلیم خدای تعالی نماید، عبد هرگز نمی تواند چنین کنند، مگر این که به آن نور فرقانی - که نور ولایت در عالم عبد و سر امیرالمومنین و امامان پاک از فرزندانش (علیه السلام) می باشد - برسد، لازمه آن این است که ظاهر خویش را تسلیم ولی زمانش گرداند، ولی زمان ممکن است پیامبر و وصی او باشند، تسلیم به معنای فرمانبرداری از فرمانهای آنها و دوری از نواهی است.
و چون حقیقت عبودیت و اسلام به سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که همان نور ولایت در مردم است محقق می شود لذا عناصر ابرار شده اند، و چون ظاهر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در بین مردم باعث می شود که مردم از ایشان معارف دین و احکام شرعی را بیاموزند - معارف و احکام شرعی که صور مراتب آن نور در عالم فعل است و عبد با صرف همه توانایی هایی که خداوند به او داده در راه هدفی که او را آفریده و در واقع سپاسگزاری و شکر از خدا همین است - لذا ایشان دعائم الاخیار هستند.
پس دانستید که نیازمندی به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) امر تعبدی نیست، بلکه هرگز کسی بنده خدا نمی شود، مگر این که به سر و معرفت نورانیت ایشان برسد و بنده ای مطیع نمی گردد، مگر این که بعد از شناخت ایشان از آنها فرمان برد پس خداوند از اسلام و مسلمانان به ایشان بهترین پاداش دهد، پاداشی که شایسته و بایسته باشد، چه این که ایشان اهلیت آن را دارند.