فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در طینت محمد و آل محمد

بله در اینجا اخبار دیگری وجود دارد که ظاهر آنها دلالت دارد بر این که حضرت محمد و عترتش (علیه السلام) از طینت غیر مرکب ساخته شده اند.
همانند این روایت بحارالانوار(323) به نقل از معانی الاخبار به اسنادش به جعفر بن محمد از پدرش از جدش از پدرش از علی بن ابی طالب (علیه السلام) آن حضرت فرمود: ان الله تبارک و تعالی خلق نور محمد قبل أن خلق السماوات و الأرض و العرض و الکرسی و اللوح و القلم و الجنة و النار و قبل أن خلق آدم و نوحا و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسی و داود و سلیمان (علیه السلام) و کل من قال الله عزوجل فی قوله و وهبنا له اسحاق و یعقوب الی قوله و هدیناهم الی صراط مستقیم و قبل أن خلق الانبیاء کلهم بأربع مائة ألف سنة و أربع و عشرین ألف سنة و خلق عزوجل معه اثنی عشر حجابا... الحدیث یعنی: خدای تبارک و تعالی نور محمد را قبل از آفرینش آسمانها و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم و بهشت و جهنم قبل از آفرینش آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و موسی و داوود و سلیمان و همه کسانی که در آیه شریفه و ما به او اسحاق و یعقوب بخشیدیم... و ایشان را به راه راست هدایت کرده ایم یاد شده و نیز قبل از آفرینش همه انبیاء به صد و بیست و چهار هزار سال آفریده و با وی دوازده حجاب آفرید... الحدیث.
این حدیث شریف در صدد بیان احاطه مراتب و وجود ایشان بر همه مراتب است، چه این که انوار ایشان بسیط است و مراتب پایین تر شأنی از شؤون ایشان است، زیرا ایشان از بندها و حدود و مراتب پایین تر آزادی، لذا دارای برترین مرتبه اختیارند، چنان که قبلا آن را بیان کرده ایم.
علاوه این که اگر ایشان را به مرتبه ای محدود کنیم و ایشان را محیط بر دیگر مراتب ندانیم با جلالت شأن و علو مقام ایشان سازگاری ندارد، زیرا دانستید که هر انسان بلکه هر موجودی نمونه ای از عالم اکبر است، پس چگونه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلش (علیه السلام) که معادن رحمت و اهل بیت نبوت و عترت حبیب پروردگار عالمیان و خاتم انبیاءاند چنین درجاتی نداشته باشند؟!
پس معلوم گردید که عصمت ایشان با اختیارشان منافات ندارد، چه اینکه عصمت پاداش فنای مطلق ایشان در آتش عبودیت و ثابت قدمشان در اقرار به ربوبیت در عالم میثاق است.

اختیار در دیگر موجودات

اینجا باید نکته ای را یادآور شویم، مطالب یاد شده ما در بیان اختیار آدمیانی است که مظهریت تامه دارند و آینه جامعه حق تعالی هستند، ولی اختیار در موجوداتی که از نور صرف و یا تاریکی محضند، همانند فرشتگان و شیاطین بیانی دیگر دارد، توضیح این که هرگز آثار ظلمانی از نور نشأت نمی گیرد، چنان که آثار نورانی از ظلمت صادر نمی شود و چون خدای تعالی مردم را به اطوار گوناگون و انواع مختلف آفرید به گونه ای که هیچ فردی از یک نوع را نمی یابی که در تمام اوصاف با همدیگر شبیه باشند، چنان که در افراد انسان مشاهده می شود، با این که همه خصوصیات همدیگر را از جهت نوع دارا هستند، ولی هیچ یک با دیگری شباهت ندارد، این اختلاف اوصاف و ظواهر نشانگر یک اختلاف درونی و ذاتی است، چه این که اختلاف آثار بر اختلافات موثرها دلالت دارد، و با اختلاف و گوناگونی ذوات احکام و صحت ها و بیماری ها و ثمرها و عقلها و کفر و ایمان و درجات و عقابها و پاداش ها و طاعت ها و نافرمانی ها تفاوت می یابند. به همین خاطر طاعت فرشتگان با طاعت شیاطین تفاوت می کند، چنان که طاعت و فرمانبرداری هر گروه از فرشتگان غیر گروه دیگر است همین تفاوت ها در انسان نیز می آید.
هر مکلفی در طاعت خود باید فصد تقرب و اخلاص به پروردگار داشته باشد. تقرب به معنای آوردن فعل و یا ترک آن به عنوان این که مملوک مولی است و باید خود و همه توان خویش را در آنچه مولی به آن فرمان داده به کار گیرد، به همین خاطر اگر کاری را با چنین عنوانی انجام داد و در آن هدف دیگری را دنبال نکرد مخلص است ولی اگر کاری را انجام داد و خواسته به خود سودی برساند و یا زیانی را دور نماید نافرمان و غاصب است، چه این که در مملکت مولای خود بدون اجازه اش تصرف کرده است.
و اگر کاری را با این عنوان به همراه بهره وری و یا دفع زیان از حریم خویشتن انجام دهد مشرک است، و اگر کار وی هیچ یک از عناوین مزبور را نداشته باشد کار بیهوده ای کرده است.
پس فرشته و یا انسان و شیطان و یا دیگر موجودات مختارند و می توانند افعال خود را تحت عنوانی از عناوین فوق بیاورند و همه در این اختیار مساویند، گرچه هر یک بر طبق آثار نوری و یا ظلمانی که در آنها رفتار می کنند، بنابراین در طاعت و معصیت آزادند و می توانند آثار وجودی خود را به عنوان طاعت و یا معصیت بیاورند، چه این که اعمال و آثار بدون عنوان یاد شده طاعت و معصیت به شمار نمی رود و با عنوان مزبور به طاعت متصف می گردد.
به همین دلیل امام (علیه السلام) فرمود انما الاعمال بالنیات(324) یعنی: هر کاری به نیت خود شکل می گیرد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:(325) رفع عن امتی تسعة: السهو، والنسیان، و ما لا یعلمون و الخطا، و ما اضطروا الیه و ما استکرهوا علیه از امت من نه چیز برداشته شد: 1 - غفلت 2 - فراموشی 3 - آنچه را نمی دانند 4 - اشتباه 5 - آنچه را به آن ناچار شده اند 6 - بر آنچه مجبور و وادار شده اند...
چه این که علت برداشت زحمت از شانه مکلفین در موارد یاد شده به این خاطر است که آنها عنوان های یاد شده را نداشته اند، ما در ضمن جمله و عظمت النعمة در این دعا توضیح بیشتری خواهیم داد.
اکنون که این مقدمه را فهمیدی که ابراری که به آتش عبودیت سوختند از اصحاب یمین هستند، کسانی که از طینتی خلق شده اند، که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزندان پاکش (علیه السلام) از آن آفریده شده اند.
و در کافی(326) از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ان الله خلقنا من اعلی علیین و خلق قلوب شیعتنا مما خلقنا منه و خلق ابدانهم من دون ذلک و قلوبهم تحت الینا، لانها خلقت مما خلقنا ثم تلا هذه الایه: کلا ان کتاب الابرار لفی علیین و ما أدراک ما علیون کتاب مرقوم یشهده المقربون(327) یعنی: خداوند ما را از اعلی علیین آفرید و دلهای شیعیان ما را از آنچه ما را از آن آفرید، خلق کرد و بدنهای ایشان را از غیر آن آفرید و دلهای ایشان به سوی ما گرایش داد، زیرا آنها را از آنچه ما را آفرید خلق کرد، آنگاه این آیه شریفه را قرائت فرمود: هرگز، نامه نیکان در علیین است و شما علیین را چگونه درک می کنید؟ نامه ای نوشته شده است، که مقربان شاهد آن هستند.
(در ادامه فرمود): و خلق عدونا من سجین و خلق قلوب شیعتهم مما خلقهم و ابدانهم من دون ذلک فقلوبهم تهوی الیهم لانها خلقت مما خلقوا منه ثم تلا هذه الایة: کلا ان کتاب الفجار لفی سجین و ما أدراک ما سجین کتاب مرقوم ویل یومئذ للمکذبین(328) و قال تعالی: (لیس البر بأن تأتوا البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و أتوا البیوت من أبوابها)(329) یعنی: و خداوند دشمنان ما را از سجین آفرید، و دلهای پیروان ایشان را از آنچه ایشان را آفرید خلق نمود، بدنهای آنها را از غیر آن آفرید، به همین خاطر دلهای پیروانشان به ایشان گرایش دارد چون از ماده ای خلق شده اند که ایشان آفریده شده اند آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: هرگز، کتاب و نامه فاجران در سجین است و سجین را چگونه درک کنی؟ نامه ای نوشته شده است، در آن روز وای به حال تکذیب کنندگان و خدای تعالی فرمود: خوبی این نیست که از پشت سر منزل به داخل آن روید، خوبی این است که کسی پروا پیشه کند و از در خانه ها به آن وارد شوید.
احتجاج(330) از امیرالمومنین روایت کرده است که فرمود: قد جعل الله للعلم اهلا و فرض علی العباد طاعتهم بقوله و اتوا البیوت من ابوابها و البیوت هی بیوت العلم الذی استودعته الانبیاء و ابوابها و اوصیاءهم یعنی: خدای تعالی برای دانش اهلی قرار داد و طاعت آنها را بر بندگان با این آیه واجب کرد که: از درهای خانه به داخل خانه روید. مراد از خانه ها خانه های دانشند، دانشی که انبیاء در آن خانه ها به ودیعه گذاشته اند و درهای آن خانه ها اوصیای آنها هستند.
و از آن حضرت روایت شده است: نحن البیوت التی امر الله ان یؤتی ابوابها نحن باب الله و بیوته التی یوتی منه فمن بایعنا و اقر بولایتنا فقد اتی البیوت من ابوابها و من خلفنا و فضل علینا غیرنا فقد اتی البیوت من ظهورها... الحدیث؛ ما خانه هایی هستیم که خدای تعالی فرمان داد که مردم از درهای آن وارد شوند، ما باب خدا و خانه های او هستیم که باید مردم وارد آن شوند، پس هر کس با ما بیعت کرد و به ولایت ما اقرار نمود، از درهای خانه وارد شده و هر کس با ما مخالفت کند و دیگران را بر ما برتری دهد، از پشت سر خانه ها وارد آن شده است....
پس مراد از این جمله شریف و عناصر الابرار این است که ایشان مبدأ و محل پیدایش شیعیان هستند که از طینت ایشان آفریده شده اند و به خدا و پیامبرش ایمان آورده و به ولایت در میثاق سوم اقرار کرده اند، بنابراین جبلت ایشان پاکیزه و طینت ایشان طیب و طاهر گردیده و کتابهای ایشان در علیین قرار گرفت و مقربان شاهد این کتابها هستند و کتابها و نامه های ایشان در روز قیامت از سمت راست به دست ایشان می رسد و به آسانی حساب رسی می شوند، آنگاه به سوی اهل خود شادان بر می گردند، و الحمد الله رب العالمین.
فرمود:

و دعائم الأخیار

دعائم جمع دعامه به کسر دال، ستون خانه و چیزی است که شی ء بدان تکیه زند و قیم شی ء باشد.
الاخیار جمع خیر(331) به تشدید به معنای کسی است که اعمال او شایسته است و شایستگی اعمال بعد از شایستگی دین و جبلت می باشد، چنین شخصی مرتبه ملکات و افعال وی با آتش عبودیت بعد از افروختن آتش سوخته گردید، چنان که در جمله قبلی دانستید، زیرا خدای تعالی فرمود: کنتم خیر أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر(332) یعنی: شما بهترین امت ها بودید که به سوی مردم آمدید، به خوبی ها سفارش می کنید و از بدی ها جلوگیری می کنید.
چه این که جمله تأمرون و بعد از آن تفسیر و بیان جهت بهترین امت و خیریت است یعنی علت این که بهترین امت هستید این است که امر به معروف و نهی از منکر می نمایید.