فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در عهد الست

پس مرا این است که هم مومن و هم کافر به لحاظ ذات خویش دارای همه مراتب علیین و سجین هستند، چنان که اخبار نخست که بعد از گرفتن ذریه از پشت آدمیان که به معنای فعلیت یافتن همه عوالم است چنین می فهمانند، به همین خاطر وقتی با این سخن حق تعالی: ألست بربکم قالوا بلی(318) مورد خطاب قرار گرفتند همه به بلی تصدیق کردند چنین تصدیقی دلالت دارد بر این که همه عوالم خویش را در مسیر خواست و اراده پروردگارشان صرف کرده اند. ولی وقتی به هذا محمد رسولی مورد خطاب قرار گرفتند، از پذیرش رسالت آن حضرت تن زدند، این انکار منافات با اقرار به ربوبیت داشت و لذا کاف رشدند، و کفر و سجین طبیعت ایشان گردیده است.
و اگر کسی به ربوبیت و رسالت اقرار نماید، ولی به ولایت تن ندهد، با این که اقرار به آن دو باید اقرار به ولایت را در پی داشته باشد، چنین انکاری که همان ظلمت طاغوتی است باعث می شود که طبیعت وی سجینی باشد.
و اگر کسی به ربوبیت و رسالت و ولایت اعتراف و اقرار نماید، ولی ملکات و افعال و آثار آن را از بین برده و بسوزاند، به اندازه میل به معاصی و تأبی طبیعتش سجینی می گردد. بنابراین آفرینش طینت علیینی در مومن و سجینی در غیر مومن بر خلاف عدالت خداوندی نیست.
علاوه این که این اخبار تصریح دارند که دلها و بدنهای پیامبران و شیعیان آنها از علیین ساخته شده و دلها و بدنهای کافران و پیروان آنها از سجین آفریده شده است.
روشن است؟ عوالم دلها و ابدان پایین تر از عالم فطرت است، چه اینکه عالم فطرت، اولین عالم خلقت است و در این عالم همه مردم به ربوبیت و وحدانیت اقرار و اعتراف نمودند، چنین اقراری ملازم با اقرار به رسالت و ولایت و طاعت همه جانبه است و لذا در آیه شریفه فطرت الله ألتی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله؛(319) یعنی: فطرت خدا که مردم بر آن آفریده شده و هرگز آفرینش الهی دگرگون نخواهد شد و به همان اشاره شده است پس روشن گردید که معنای روایت(320) کل مولود یولد علی الفطرة ثم ابواه هما اللذان یهودانه و ینصرانه هر کودکی بر فطرت زاییده می شود آنگاه پدر و مادرش او را یهودی و نصرانی می نمایند. این است که چنین کودکی با دل بدون انکار پروردگار متولد می شود، یعنی وی با دل پذیرای ربوبیت زاده می گردد، چنین پذیرشی ملازم با اقرار - پیامبران و اوصیای آنها و پیروی از دستورات ایشان می باشد، لیکن چون از پدران و مادران خویش پیروی می نماید یهودی و یا نصرانی می گردد، بنابراین این انکار و تن زدن از پذیرش رسالت و یا ولایت و یا غیر آن بعد از اتمام حجت بر ایشان یعنی بعد از اقرار به ربوبیت است.
و نیز معنای این روایت: السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه یعنی: و سعادتمند از شکم مادر سعادتمند و شقاوتمند از شکم مادر شقاوتمند است این است که سعادت و شقاوت توشه ای
است که وی از عالم جبلت بعد از پذیرش و مخالفت بر داشته است، بنابراین بر جبر دلالت ندارد.
و نیز معنای آیه شریفه: و لقد ذرأنا لجهنم کثیرا من الجن و الانس...(321) یعنی: هر آینه ما بسیاری از جنیان و انسانها را برای جهنم آفریده... همین است چه این که ذرأ (خلق) به معنای تنزیل و تنزل در عالم طبیعت و جسم است چنان که از آیه شریفه: و هو الذی ذرأکم فی الأرض و الیه تحشرون(322) یعنی: اوست که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور و برانگیخته می شوید همین مطلب ظاهر و هویداست پس این تنزیل بعد از عالم جبلت است.

در طینت محمد و آل محمد

بله در اینجا اخبار دیگری وجود دارد که ظاهر آنها دلالت دارد بر این که حضرت محمد و عترتش (علیه السلام) از طینت غیر مرکب ساخته شده اند.
همانند این روایت بحارالانوار(323) به نقل از معانی الاخبار به اسنادش به جعفر بن محمد از پدرش از جدش از پدرش از علی بن ابی طالب (علیه السلام) آن حضرت فرمود: ان الله تبارک و تعالی خلق نور محمد قبل أن خلق السماوات و الأرض و العرض و الکرسی و اللوح و القلم و الجنة و النار و قبل أن خلق آدم و نوحا و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسی و داود و سلیمان (علیه السلام) و کل من قال الله عزوجل فی قوله و وهبنا له اسحاق و یعقوب الی قوله و هدیناهم الی صراط مستقیم و قبل أن خلق الانبیاء کلهم بأربع مائة ألف سنة و أربع و عشرین ألف سنة و خلق عزوجل معه اثنی عشر حجابا... الحدیث یعنی: خدای تبارک و تعالی نور محمد را قبل از آفرینش آسمانها و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم و بهشت و جهنم قبل از آفرینش آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و موسی و داوود و سلیمان و همه کسانی که در آیه شریفه و ما به او اسحاق و یعقوب بخشیدیم... و ایشان را به راه راست هدایت کرده ایم یاد شده و نیز قبل از آفرینش همه انبیاء به صد و بیست و چهار هزار سال آفریده و با وی دوازده حجاب آفرید... الحدیث.
این حدیث شریف در صدد بیان احاطه مراتب و وجود ایشان بر همه مراتب است، چه این که انوار ایشان بسیط است و مراتب پایین تر شأنی از شؤون ایشان است، زیرا ایشان از بندها و حدود و مراتب پایین تر آزادی، لذا دارای برترین مرتبه اختیارند، چنان که قبلا آن را بیان کرده ایم.
علاوه این که اگر ایشان را به مرتبه ای محدود کنیم و ایشان را محیط بر دیگر مراتب ندانیم با جلالت شأن و علو مقام ایشان سازگاری ندارد، زیرا دانستید که هر انسان بلکه هر موجودی نمونه ای از عالم اکبر است، پس چگونه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلش (علیه السلام) که معادن رحمت و اهل بیت نبوت و عترت حبیب پروردگار عالمیان و خاتم انبیاءاند چنین درجاتی نداشته باشند؟!
پس معلوم گردید که عصمت ایشان با اختیارشان منافات ندارد، چه اینکه عصمت پاداش فنای مطلق ایشان در آتش عبودیت و ثابت قدمشان در اقرار به ربوبیت در عالم میثاق است.

اختیار در دیگر موجودات

اینجا باید نکته ای را یادآور شویم، مطالب یاد شده ما در بیان اختیار آدمیانی است که مظهریت تامه دارند و آینه جامعه حق تعالی هستند، ولی اختیار در موجوداتی که از نور صرف و یا تاریکی محضند، همانند فرشتگان و شیاطین بیانی دیگر دارد، توضیح این که هرگز آثار ظلمانی از نور نشأت نمی گیرد، چنان که آثار نورانی از ظلمت صادر نمی شود و چون خدای تعالی مردم را به اطوار گوناگون و انواع مختلف آفرید به گونه ای که هیچ فردی از یک نوع را نمی یابی که در تمام اوصاف با همدیگر شبیه باشند، چنان که در افراد انسان مشاهده می شود، با این که همه خصوصیات همدیگر را از جهت نوع دارا هستند، ولی هیچ یک با دیگری شباهت ندارد، این اختلاف اوصاف و ظواهر نشانگر یک اختلاف درونی و ذاتی است، چه این که اختلاف آثار بر اختلافات موثرها دلالت دارد، و با اختلاف و گوناگونی ذوات احکام و صحت ها و بیماری ها و ثمرها و عقلها و کفر و ایمان و درجات و عقابها و پاداش ها و طاعت ها و نافرمانی ها تفاوت می یابند. به همین خاطر طاعت فرشتگان با طاعت شیاطین تفاوت می کند، چنان که طاعت و فرمانبرداری هر گروه از فرشتگان غیر گروه دیگر است همین تفاوت ها در انسان نیز می آید.
هر مکلفی در طاعت خود باید فصد تقرب و اخلاص به پروردگار داشته باشد. تقرب به معنای آوردن فعل و یا ترک آن به عنوان این که مملوک مولی است و باید خود و همه توان خویش را در آنچه مولی به آن فرمان داده به کار گیرد، به همین خاطر اگر کاری را با چنین عنوانی انجام داد و در آن هدف دیگری را دنبال نکرد مخلص است ولی اگر کاری را انجام داد و خواسته به خود سودی برساند و یا زیانی را دور نماید نافرمان و غاصب است، چه این که در مملکت مولای خود بدون اجازه اش تصرف کرده است.
و اگر کاری را با این عنوان به همراه بهره وری و یا دفع زیان از حریم خویشتن انجام دهد مشرک است، و اگر کار وی هیچ یک از عناوین مزبور را نداشته باشد کار بیهوده ای کرده است.
پس فرشته و یا انسان و شیطان و یا دیگر موجودات مختارند و می توانند افعال خود را تحت عنوانی از عناوین فوق بیاورند و همه در این اختیار مساویند، گرچه هر یک بر طبق آثار نوری و یا ظلمانی که در آنها رفتار می کنند، بنابراین در طاعت و معصیت آزادند و می توانند آثار وجودی خود را به عنوان طاعت و یا معصیت بیاورند، چه این که اعمال و آثار بدون عنوان یاد شده طاعت و معصیت به شمار نمی رود و با عنوان مزبور به طاعت متصف می گردد.
به همین دلیل امام (علیه السلام) فرمود انما الاعمال بالنیات(324) یعنی: هر کاری به نیت خود شکل می گیرد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:(325) رفع عن امتی تسعة: السهو، والنسیان، و ما لا یعلمون و الخطا، و ما اضطروا الیه و ما استکرهوا علیه از امت من نه چیز برداشته شد: 1 - غفلت 2 - فراموشی 3 - آنچه را نمی دانند 4 - اشتباه 5 - آنچه را به آن ناچار شده اند 6 - بر آنچه مجبور و وادار شده اند...
چه این که علت برداشت زحمت از شانه مکلفین در موارد یاد شده به این خاطر است که آنها عنوان های یاد شده را نداشته اند، ما در ضمن جمله و عظمت النعمة در این دعا توضیح بیشتری خواهیم داد.
اکنون که این مقدمه را فهمیدی که ابراری که به آتش عبودیت سوختند از اصحاب یمین هستند، کسانی که از طینتی خلق شده اند، که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزندان پاکش (علیه السلام) از آن آفریده شده اند.
و در کافی(326) از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ان الله خلقنا من اعلی علیین و خلق قلوب شیعتنا مما خلقنا منه و خلق ابدانهم من دون ذلک و قلوبهم تحت الینا، لانها خلقت مما خلقنا ثم تلا هذه الایه: کلا ان کتاب الابرار لفی علیین و ما أدراک ما علیون کتاب مرقوم یشهده المقربون(327) یعنی: خداوند ما را از اعلی علیین آفرید و دلهای شیعیان ما را از آنچه ما را از آن آفرید، خلق کرد و بدنهای ایشان را از غیر آن آفرید و دلهای ایشان به سوی ما گرایش داد، زیرا آنها را از آنچه ما را آفرید خلق کرد، آنگاه این آیه شریفه را قرائت فرمود: هرگز، نامه نیکان در علیین است و شما علیین را چگونه درک می کنید؟ نامه ای نوشته شده است، که مقربان شاهد آن هستند.
(در ادامه فرمود): و خلق عدونا من سجین و خلق قلوب شیعتهم مما خلقهم و ابدانهم من دون ذلک فقلوبهم تهوی الیهم لانها خلقت مما خلقوا منه ثم تلا هذه الایة: کلا ان کتاب الفجار لفی سجین و ما أدراک ما سجین کتاب مرقوم ویل یومئذ للمکذبین(328) و قال تعالی: (لیس البر بأن تأتوا البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و أتوا البیوت من أبوابها)(329) یعنی: و خداوند دشمنان ما را از سجین آفرید، و دلهای پیروان ایشان را از آنچه ایشان را آفرید خلق نمود، بدنهای آنها را از غیر آن آفرید، به همین خاطر دلهای پیروانشان به ایشان گرایش دارد چون از ماده ای خلق شده اند که ایشان آفریده شده اند آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: هرگز، کتاب و نامه فاجران در سجین است و سجین را چگونه درک کنی؟ نامه ای نوشته شده است، در آن روز وای به حال تکذیب کنندگان و خدای تعالی فرمود: خوبی این نیست که از پشت سر منزل به داخل آن روید، خوبی این است که کسی پروا پیشه کند و از در خانه ها به آن وارد شوید.
احتجاج(330) از امیرالمومنین روایت کرده است که فرمود: قد جعل الله للعلم اهلا و فرض علی العباد طاعتهم بقوله و اتوا البیوت من ابوابها و البیوت هی بیوت العلم الذی استودعته الانبیاء و ابوابها و اوصیاءهم یعنی: خدای تعالی برای دانش اهلی قرار داد و طاعت آنها را بر بندگان با این آیه واجب کرد که: از درهای خانه به داخل خانه روید. مراد از خانه ها خانه های دانشند، دانشی که انبیاء در آن خانه ها به ودیعه گذاشته اند و درهای آن خانه ها اوصیای آنها هستند.
و از آن حضرت روایت شده است: نحن البیوت التی امر الله ان یؤتی ابوابها نحن باب الله و بیوته التی یوتی منه فمن بایعنا و اقر بولایتنا فقد اتی البیوت من ابوابها و من خلفنا و فضل علینا غیرنا فقد اتی البیوت من ظهورها... الحدیث؛ ما خانه هایی هستیم که خدای تعالی فرمان داد که مردم از درهای آن وارد شوند، ما باب خدا و خانه های او هستیم که باید مردم وارد آن شوند، پس هر کس با ما بیعت کرد و به ولایت ما اقرار نمود، از درهای خانه وارد شده و هر کس با ما مخالفت کند و دیگران را بر ما برتری دهد، از پشت سر خانه ها وارد آن شده است....
پس مراد از این جمله شریف و عناصر الابرار این است که ایشان مبدأ و محل پیدایش شیعیان هستند که از طینت ایشان آفریده شده اند و به خدا و پیامبرش ایمان آورده و به ولایت در میثاق سوم اقرار کرده اند، بنابراین جبلت ایشان پاکیزه و طینت ایشان طیب و طاهر گردیده و کتابهای ایشان در علیین قرار گرفت و مقربان شاهد این کتابها هستند و کتابها و نامه های ایشان در روز قیامت از سمت راست به دست ایشان می رسد و به آسانی حساب رسی می شوند، آنگاه به سوی اهل خود شادان بر می گردند، و الحمد الله رب العالمین.
فرمود: