فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و أصول الکرم

اصول جمع اصل است، و اصل پایه ای است که شی ء بر آن بنا می شود.
و در معنی کرم گفته اند: سخاوت نفس در مسیر آنچه دوست می دارد، و تحقیق این است که کرم صفت ویژه ای نیست، بلکه صفت هر امر خوب و پسندیده ای است که در نوع خود برتر است، و لذا در مورد همه اشیاء وصف کرم می آید.
چنانکه خدای تعالی فرمود (انه لقرآن کریم)(270) و یا فرمود: (کتاب کریم)(271) و یا فرمود: (زوج کریم)(272) (و مقام کریم)(273) و (رسول کریم)(274) و (ملک کریم)(275) و دیگر موارد.
در این مقام مراد از کرم این است که ایشان مبنای خوبی هر چیز و برتری وجودت نوع هستند، و اگر رسولانی بر دیگر رسولان برتر شدند برتری ایشان تنها از این است که در ولایت ایشان بر آنها سبقت گرفتند، و هیچ فرشته ای از فرشتگان و نه آسمان و نه ستارگان و نه زمین و نه آب و نه سبزی و نه درختی و نه میوه ای و نه موجود اهلی و نه وحشی و نه پرنده ای و نه غیر آنها بر دیگر افرادشان تفوق پیدا نکردند، مگر این که در ولایت ایشان بر دیگران پیشی گرفتند، هر نبی و یا رسولی که بر دیگران در پذیرش ولایت ایشان سبقت گرفت از پیامبران اولوالعزم گردید، و اگر فرشته ای در این زمینه جلو افتاد از مقربان گردید و از آبها آب گوارا شد و همین طور در سایر مظاهر هستی، چنان که همین معنا در روایات وارده و در عرض ولایت امامان بر همه موجودات آمده است هر کس تفصیل بیشتری خواهد به کتاب امامت بحارالانوار مراجعه کند.
و در کافی(276) از زراره از حمران از ابو جعفر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ان الله - تبارک و تعالی - حیث خلق الخلق، خلق ماء عذبا و مالحا أجاجا، فامتزج المآءان، فأخذ طینا من أدیم الارض فعرکه عرکا شدیدا، فقال لأصحاب الیمین و هم کالذر یدبون: الی الجنة بسلام، و قال لأصحاب الشمال: الی النار و لا أبالی. ثم قال: (ألست بربکم؟! قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامة انا کنا عن هذا غافلین) خدای تعالی به هنگامی که خلق را آفرید، آب گوارا و آب شور تلخی آفرید، پس این دو آب درهم آمیختند، پس گلی از سطح زمین برداشت و آن را سخت درهم تکانید، و به اصحاب یمین که همانند مورچگانی بودند و می جنبیدند فرمود: با سلامت به سوی بهشت در آیید و با اصحاب شمال فرمود: به سوی جهنم روید، و باکی از آن ندارم، آنگاه فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم، پاسخ دادند: آری شهادت دادیم، شما را بر حذر می داریم از این که روز قیامت بگویید که ما از این غافل بودیم.

میثاقی که خدا از پیامبران گرفت چه بود؟

در ادامه همین روایت فرمود: آنگاه خدای تعالی از پیامبران میثاق گرفت، و فرمود: آیا من پروردگارتان نیستم و این رسول من محمد و این علی امیرالمومنین نیست؟ پاسخ دادند: آری، در اینجا برای ایشان نبوت ثابت شد. و از پیامبران اولوالعزم میثاق گرفت و فرمود: آیا اقرار می کنید که من پروردگار شما و محمد رسولم و علی امیرالمومنین و اوصیای آن حضرت والیان بر امرم و خزینه داران دانشم را اختیار کردم تا برای یاری دین خویش و اظهار دولتم و انتقام از دشمنانم به رغبت و یا کراهت عبادت شوم؟
پاسخ دادند: پروردگارا! ما اقرار کردیم و شهادت دادیم و حضرت آدم انکار نکرد و اقرار نیز ننمود، پس عزم برای این پنج تن در باب حضرت مهدی (علیه السلام) ثابت شد، و حضرت آدم عزمی بر اقرار نداشت، و لذا خدای تعالی فرمود: و لقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزما(277) ما قبلا با آدم پیمان بستیم ولی او را دارای عزم نیافتیم. امام فرمود: پس آدم واگذاشته شد آنگاه آتشی افروخت و به اصحاب شمال فرمود: در آن آتش روید. از آتش هراسیدند، و به اصحاب یمین فرمود: وارد آتش شوید به داخل آن رفتند، آتش بر ایشان خنک و آرام شد، پس اصحاب شمال به خداوند عرضه داشتند: پروردگارا! این بار از ما در گذر و اقاله نما! فرمود: من اقاله کردم، پس بروید و داخل آتش گردید، از آن در هراس شدند، در آنجا بود که طاعت و ولایت و معصیت ثابت شد.
دلیل دیگر بر آن معنایی که در کرم گفتیم این گفتار حق تعالی است که فرمود: و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا؛(278) ما بنی آدم را گرامی داشتیم و ایشان را در خشکی و دریا حمل کردیم و غذاهای پاکیزه روزی ایشان کردیم و بر بسیاری از مخلوقات تفضیل و برتری دادیم.
روشن است که فضیلت انسان بر دیگر اصناف خلق به خاطر این است که انسان همه اسماء حسنی را در خود جمع دارد، اما دیگران چنین نیستند، و به همین خاطر انسان بهترین و گرامی ترین مخلوقات گردید، شاهد دیگر برای معنای کرم آیه شریفه در حکایت از گفتار ابلیس است که فرمود: قال أرأیتک هذا الذی کرمت علی لئن أخرتن الی یوم القیامة لأحتنکن ذریته الا قلیلا(279) ابلیس گفت: آیا نظر تو این است که آدم را بر من گرامی داشتی، اگر مرا تا روز قیامت عمر دهی فرزندان او را گمراه کنم جز اندکی را.
فرمود:

و قادة الأمم

قادة جمع قائد است، و قائد سپاه، سردار آن و قائد کاروان، تدبیر کننده امور آن است، و امم جمع است و بر واحد اطلاق می شود در آیه شریفه فرمود: ان ابراهیم کان أمة قانتا لله؛(280) همانا ابراهیم امت پرستنده خدا بود. مراد از امت در اینجا مرد جامع خیر است. چنان که امت بر جمع نیز اطلاق می شود خدای تعالی فرمود: و یوم نبعث من کل أمة شهیدا؛(281) روزی که از هر امتی گواهی را بر انگیزانیم. توضیح این مطلب و مطلب بعدی و بیان آن مرتبه و مرتبه بعدی متوقف بر بیان مقدمه ای است، پس با استناد به خدا که عهده دار هدایت است.