فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در این که ائمه مظهر علم خداوندند

و این مرتبه یعنی مرتبه معلومیت در عالم الهی و مرتبه غیب همه اشیاء به منزلت علم به دیگر مراتب در عالم خلق است و به غیر از حق تعالی هیچ کس بر این مرتبه احاطه ندارد، چنان که فرمود: و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو؛(228) و کلیدهای غیب نزد پروردگار است و جز او هیچ کس بر آن آگاهی ندارد. و این مرتبه یعنی مرتبه غیب همه اشیاء اولین مرتبه ظهور وجودات در عالم خلق و مرتبه مفتاح برای خلق است.
آن گاه بعد از تنزل آن به عالم مشیت که عالم وجود مطلق است ظرف و خزینه های علم آن محمد و آل طاهرین او (علیهم السلام) هستند، چنان که از کتاب خرائج(229) از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره مفوضه از آن حضرت پرسیدند، فرمود: ایشان دروغ گفتند، بلکه دلهای ما ظرف مشیت خدای - عزوجل - می باشد، به هنگامی که خداوند بخواهد ما می خواهیم، آنگاه آیه شریفه: و ما تشاؤن الا أن یشاء الله؛(230) نمی خواهید و اراده نمی کنید مگر اینکه خداوند بخواهد. را تلاوت فرمود. این همان غیبی است که خدای تعالی آن را به کسانی که از ایشان خشنود است اظهار می نماید، چنان که در کافی(231) از امام باقر (علیه السلام) در سخن حق تعالی: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحدا الا من ارتضی من رسول(232) و برغیب خویش کسی را آگاه نمی کند مگر کسانی به سان پیامبران که از ایشان خشنود بود. و در خرائج(233) از امام رضا (علیه السلام) درباره این آیه آمده است: پس رسول خدا مورد رضایت خداوند است و ما وارثان آن پیامبریم که خداوند وی را بر آنچه از غیب که می خواست آگاهانید، به همین خاطر ما گذشته ها و آینده ها را تا روز قیامت فهمیدیم و این علمی است که خداوند خواسته که ایشان را در این سخن خویش بر آنها احاطه دهد. ولا یحیطون بشی ء من علمه الاشر بما شآءب...؛(234) خداوند به معلوماتی که به ایشان رسیده و ایشان را بر آنها احاطه داده به مرتبه مشیت رسانده است.
و نیز سخن حق تعالی: و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا یعلمها و لا حبة فی ظلمات الأرض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین؛(235) در نزد او کلیدهای علم است که جز او نمی داند، و آنچه در خشکی ها و دریاهاست می داند، و هیچ برگ درختی نمی افتد مگر خداوند آن را می داند، و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین نمی افتد وتر و خشکی نیست مگر این که او آنها را می داند. در اینجا خداوند احاطه به مفاتح الغیب را ویژه خودش قرار داده است و جز او کسی نمی تواند آنها را از همدیگر متمایز سازد، آنگاه فرمود: هر دانه وتر و خشکی از عالم غیبی که عالم تمیز معلومات است به عالم شهادت تنزل کرده است و به نامی نامیده شده در کتاب مبین قرار دارد، یعنی: آشکار کننده عالم غیب از عالم شهادت و جدا کننده علم حق از عالم خلق و تفاوت و فرقان عالم وجوب از عالم امکان. و این که خدای تعالی فرمود: و کل شی ء أحصیناه فی امام مبین؛(236) و همه اشیاء را در امام مبین شماره کرده ایم. خدای تعالی شمارش (و معلوم و مشخص کردن) همه اشیا را که امکان شمارش دارند و به نامی نامیده می شوند به امام مبین اختصاص داده است.

امام مبین کیست؟

امام مبین در برخی روایات به امیرالمومنین (علیه السلام) تفسیر شده است، در معانی الاخبار(237) از امام باقر (علیه السلام) از پدرش از جدش روایت شده که هنگامی که این آیه و کل شی ء أحصیناه فی امام مبین بر رسول خدا نازل شد، ابوبکر و عمر از جایگاه خویش برخاستند و پرسیدند: یا رسول الله! آیا مراد از امام مبین تورات است، فرمود: خیر، پرسیدند: آیا مراد انجیل است؟ فرمود: خیر، پرسیدند: آیا مراد قرآن است؟ فرمود خیر، آنگاه گفت: امیرالمومنین در این هنگام روی آورد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: امام مبین این است که خداوند علم همه اشیاء را در وی شماره کرده است.
و در احتجاج(238) از پیامبر در حدیثی روایت شده است که فرمود: مردم! هیچ دانشی نیست که خدایم آن را به من آموخته باشد و من آن را به علی نیاموخته باشم و خداوند آن دانش را در من احصاء کرده است، و هر علمی که من آموختم در امام متقیان آن را احصاء و شماره کرده ام و هیچ دانشی نیست مگر این که من به علی آموختم. به هنگامی که اشیاء به عالم مشیت که وعای آن محمد و آل طاهرین (علیهم السلام) آن حضرت هستند رسید. رسیدن به عالم اعیان موقوف بر تنزیل به عوالمی است که همه موجودات سماوی و زمینی منوط به آنها هستند و می توانند بداء بپذیرند.
پس اخباری که دلالت دارد که ایشان علم گذشته و آینده و آنچه خواهد شد را دارند معنایش این است که علم نازل شده به عالم مشیت که محیط بر همه وجودات است که از آن به اضافه اشراقیه تعبیر می شود که ایشان وعای آنند آنگاه در هر سال سر عالم در عالم امام در شب های قدر بر او نازل می شود، آن عوالم سه گانه عبارتند از: عوالم مشیت، ارادت و قدر، و سه عالم دیگر باقی مانده یعنی عوالم قضا در شب های جمع و عوالم اذن در ایام و سپس در ساعاتی که اجل آنها رسیده بر ایشان نازل می شود. اجل آنها زمانی می رسد که خودشان شخصا در آن ساعات به عوالم خویش می روند، و یا در اوقات دیگری که خدای - عزوجل - آن را معلوم کرده و ایشان آن را می دانند، به آن عالم می روند.

در زیادت لحظه به لحظه علم امام

پس اخباری که بر نفی علم دلالت دارد نگاه به عدم بلوغ اشیاء و عدم تنزل آنها به آن عوالم در عالم امام دارد، مثل اخبار شب های قدر و اخبار شب های جمع و اخباری که دلالت دارد که بهترین دانش های ایشان آن است که لحظه به لحظه نو می شود، و اخباری که نفی علم غیب از امامان می کند، مثل حدیث جاریه و اخباری که دلالت می کند که اگر دانش ایشان زیاد نمی شد علم ایشان پایان می یافت، و اخباری که دلالت می کرد بر ایشان که ایشان به هنگامی که بخواهند بدانند می دانند، و اخباری که دلالت دارد بر این که دانش برای ایشان باز شود و تفصیل می یابد و می فهمند و بسته و مجمل می شود و نمی دانند.