فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

سدرة المنتهی چیست؟

علت این که آن را سدرة المنتهی نامیدند، این است که سدرة بر وزن فعلة از ماده سدر به معنای تحیر و حیرت است و به المنتهی اضافه شده تا بیان نوع این حیرت کند، پس معنای سدرة المنتهی یعنی عالم حیرت که آخرین سیر ممکن است پس خدای تبارک و تعالی حقیقت محمدیه را در عالم حیرت که در آن نفی و اثباتی نیست و در آن اثبات نفی و نفی اثبات نیست به دست تشبیه کرده و در عالم او ادنی که عالم عدم است و در آن نفی اثبات ممکن است به محل گرفتن کمان تشبیه نموده و در علم وجود که در آن اثبات ممکن است به قاب کمان تشبیه کرده و در عالم نور و ظلمت به سیة یعنی طرف برآمدگی کمان تشبیه نموده است.

مرتبه سوم چیست؟

پس مرتبه قاب، مرتبه سوم خلق اول و حقیقت محمدی است و مراد از دو قوس قوس انعطاف و نزول به آیات محکمات از ناحیه راست است تا به مومنان بشارت دهد و انعطاف و نزول از طرف چپ برای انذار و ترساندن منافقان و کافران است و این مطلب مفاد سخن حق تعالی است که: هو الذی أنزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن أم الکتاب و أخر متشابهات، فأما الذین فی قلوبهم زیغ...(47) اوست که بر بنده اش کتابی را نازل کرد که برخی از آن آیه های استوار و محکم هستند که ام الکتاب نام دارند و برخی دیگر از آیات متشابه می باشند، آنهایی که در در ایشان گمراهی است... .
و فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا؛(48) خدای تعالی می خواهد از شما اهل بیت پلیدی را بزداید و شما را به پاکی شدنی پاک نماید. زیرا روشن است که پاکی اهل بیت ناشی از طهارت صاحب بیت و متفرع بر آن است، پس ممکن نیست که ایشان پاک باشند و او پاک نباشد.
و مراد از رجس و پلیدی شرک و گرفتن غیر خدا به عنوان معبود به صورت و معنی، در تشریع و تکوین است و این مطلب بدون تخلیه از همه حدود و رفع همه حجابها و رسیدن به حجاب تحیر که فوق حجاب عدم و موت مطلق است می باشد و ما این مطلب را در کتاب خویش به نام عصارة الثقلین شرح و توضیح دادیم و به خواست خدا پژوهشی در بیان جملات دیگر این زیارت نیز خواهیم نمود.
و نیز سخن حق تعالی بر مطلب ما دلالت دارد که: و ما أرسلناک الا رحمة للعالمین؛(49) ما تو را رحمت عالمین فرستادیم. شاهد بر این که آن حضرت رحمت عالمین است این که هیچ فرشته ای از فرشتگان تسبیح خدا نمی کند، مگر بعد از تسبیح وی و آموختن از وی و هیچ پیامبری از پیامبران توبه اش قبول نگردید، مگر بعد از توسل به وی و هیچ مخلوقی از آسمان ها ساخته شده و زمین پهن شده و فلک دائر و خورشید تابان و ماه نورافشان و کشتی روان و دریای جاری و غیر آنها را خلق نکرده مگر بر محبت وی و به خاطر وی چنان که روایات فراوانی بر آن دلالت دارد.(50)
خدای تعالی فرمود: و کذلک جعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا؛(51) این چنین شما را امت میانه آفریدم تا بر مردم شاهد باشید و پیامبر بر شما شاهد باشد.
و فرمود: فکیف اذا جئنا من کل أمة بشهید و جئنا بک علی هولاء شهیدا؛(52) پس چگونه به هنگامی را که هر امتی را شاهدی آوردیم و تو را بر همه آنها شاهد آوردیم.
و فرمود: و فی هذا لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء علی الناس؛(53) و در این تا رسول شاهد بر شما باشد و شما شاهدان بر مردم باشید. شما می بینید که این آیه دوم در این که حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) شاهد بر همه انبیاء (علیهم السلام) می باشد بیانگر اجمال دو آیه دیگر است؛ زیرا اطلاق آن همه انبیاء (علیهم السلام) را شامل می شود.
و نیز خدای تعالی فرمود: و أنزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه؛(54) ما به سوی تو کتاب را به حق فرستادیم در حالی که این قرآن تصدیق کننده کتاب و شاهد بر آن است. مهیمن به معنی شاهد است.
و نیز فرمود: و انه لکتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید؛(55) و این کتابی است گرامی که باطل از جلو و پشت سر بر آن وارد نمی شود و از ناحیه خداوند حکیم و حمید نازل شده است. مراد این است که این کتاب بر همه کتابها غالب و قاهر است.
و فرمود: ما کان محمد أبا أحد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین؛(56) محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و لیکن رسول خدا و خاتم انبیا است. مراد از خاتم انبیاء و ختم آن ها به این لحاظ که مرتبه فروتر دارد نیست، در این صورت می بایست پایین ترین مرتبه از مراتب نبوت را حایز می بود، زیرا با آیات سابق که دلالت بر علو درجه و عظمت شأن وی دارد منافات دارد. پس مراد آن این است که وی خاتم حقیقت نبوت است به این که به بالاترین مرتبه آن رسیده است. به گونه ای که بالاتر از آن مرتبه ای نیست، مگر مرتبه ربوبیت که باید انبیاء را از آن فروتر شمرد. و نیز خدای تعالی فرمود: و انک لعلی خلق عظیم(57) خدای تعالی بعد از تادیب پیامبر به ادبی برتر چنین خطابی به وی فرمود.
تقریر دلالت همه آیات مزبور به طور کلی بعد از این که آیات و ذکر حکیم فوق بر شما تلاوت، این است که شما بعد از تلاوت آنها شکی ندارید که مصداق حقیقت نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و او مزکی و مظهر و خالی از همه مراتب خلق است؛ و به آن مرتبه نهایی رسیده است و از آن جایی که حقیقت نبوت را مراتبی بی شمار است و هر پیامبر مصداق و مظهر می باشد، لذا خدای تعالی تنها به آن حضرت آیات کبرای خویش را نشان داده است و او را به مرتبه او ادنی که مرتبه موت و حتی بالاتر از آن می باشد رسانید، پس او را حبیب خود قرار داد، مراد از حبیب عبارتست از اضمحلال و فنای اراده محب در اراده وی می باشد، پس آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به حجاب حبیب بودن خود که آخرین مرتبه نبوت و نه حقیقت آن است محجوب است. البته حقیقت نبوت غیر از مرتبه نبوت است، زیرا حقیقت شی ء غیر از مراتب آن می باشد، پس همه این آیات چون در مقام بیان مراتب آن هستند که هر کدام دارای اسم خاصی می باشند متفقند که حقیقت نبوت غیر از مراتب نبوت است، پس آیات مختلفند؛ زیرا هر کدام در مقام بیان مرتبه ای از آن هستند.

در مرتبه اهل بیت و معنای آن

وقتی مرتبه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فوق همه مراتب گردید، بالاتر از آن مرتبه ای جز مرتبه ربوبیت نیست پس این مرتبه انیت و حقیقت و کتاب و بیت اوست که خدای تعالی او را در آنجا سکنی داد، پس وقتی اهل بیت و یا آل و یا میراث و عترت و علم و غیر آنها به او در این مرتبه اضافه شد و گفتند: اهل بیت نبوت و میراث نبوت و علم نبوت ناچار مراد از آن، اهل آن حضرت در این مرتبه می باشد و وقتی به وی غیر این صفت اضافه شد مراد اضافه به وی به لحاظ آن صفت؛ و نه غیر آن می باشد، به همین خاطر در اخبار ثقلین و اخبار تطهیر که خاصه و عامه به اسنادهای خود آن را روایت کرده اند، ایشان را با کتاب همراه کرده و بر تبعیت ایشان ترغیب نموده و از معصیت و نافرمانی ایشان را برحذر داشته و فرمان داده که به ریسمان ایشان چنگ زنند و از تعلیم ایشان نهی کرده و فرمود: ایشان شما را از در هدایت دور نمی سازند و شما را به در ضلالت و گمراهی نمی کشانند،(58) و در اخبار(59) آیه تطهیر ام سلمه با جلالت شأن، از اهل بیت خارج شده است، با آنکه در آن تصریح شده که وی بر خیر است و او از اهل بیت پیامبر به معنای این که اهل خانه پیامبر در مدینه است و زنی محترم و پاک است و تمام خاصه و عامه آن را قبول دارند.
پس گفته نشود که غیر علی و فاطمه و حسنین (علیهم السلام) از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیستند؛ چون به هنگام نزول آیه تطهیر ایشان موجود نبوده اند، زیرا دانستید که مراد از اهل بیت وقتی به اعتبار نبوت به آن حضرت اضافه شوند آنهایی هستند که با آن حضرت در بیت نبوتش ساکن شوند و از نور علمش اقتباس نمایند، کسانی که بر فطرت وی آفریده شده و از طینت وی خلق شده اند و وارث کتاب و حکمتی هستند که خدا به آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) داده است، ایشان به لوازم نبوت از قبیل خلق عظیم و پاکی از پلیدی و طهارت از شؤون جهالتی که آن حضرت خود از آن مبری شده متحلی شده اند و از آلودگی ها پاکند، اهل بیت عبارت است از: علی و فاطمه و حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و کاظم و علی و محمد و علی و حسن و خلف منتظر - (علیهم السلام) - که بر ایشان درود پادشاه بزرگ باد! - نه اهل خانه مدینه آن حضرت یعنی همسران و غیر ایشان باشند، چنان که روایت عامه(60) و خاصه(61) بر آن دلالت دارند و من برخی از روایت های اهل سنت را از صحاح ایشان می آورم تا حجت بر آنها باشد و حول و قوه جز از آن خدای بزرگ نیست.