فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در مرتبه ذکر

بعد از گذشتن و تخلیه از این مرتبه، مرتبه ذکر است، ذکر اسمی از اسماء حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و آن صادر اول است که خدای تعالی ناپاکی حدود را از وی دور و او را از همه قیود پاک ساخته و از نور ذات خودش آفریده و همین ذکر اسمی است که چیزی همانند آن نیست و چون این ذکر مبدأ وجود حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و اسمی است که اسم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از او اشتقاق یافته، لذا خدای تعالی او را به ذکر نامیده و در برخی آیات اسم کتابی که بر وی نازل شده را نیز ذکر گذاشته است از جمله: قد أنزل الله الیکم ذکرا رسولا یتلوا علیکم آیات الله؛(31) خدای تعالی به سوی شما ذکر را به عنوان پیامبر فرستاد که بر شما آیات خدا را می خواند.
در عیون(32) از امام رضا (علیه السلام) بعد از ذکر این آیه روایت شده است که فرمود: ذکر رسول خدا است و ما اهل ذکر هستیم. و در تفسیر(33) سخن حق تعالی: فاسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون.(34) در کافی و تفسیر قمی و عیاشی از ائمه (علیهم السلام) اخبار فراوانی روایت شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر است و از اهل بیت آن حضرت سوال می شود و ایشان اهل ذکر هستند و خدای تعالی فرمود: و أنزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم؛(35) ما ذکر را بر تو فرو فرستادیم تا آنچه را که بر ایشان نازل شده روشن سازیم. پس در کافی(36) از امام صادق (علیه السلام) و در البصائر از امام باقر (علیه السلام) ذکر به قرآن و اهل ذکر به اهل بیت (علیهم السلام) تفسیر شده و در کافی(37) اضافه بر آن فرمود: خدا به پرسش از ایشان امر کرده و فرمان به پرسش از جهال نکرده است.
و در کافی(38) و عیاشی(39) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدند: عده ای در بین ما هستند که گمان می کنند قول خدای تعالی که فرمود: فاسئلوا أهل الذکر...(40) مراد یهود و نصاری هستند، فرمود: در این صورت ایشان شما را به دین خود می خوانند، آنگاه با دست اشاره به سینه اش کرد و فرمود: ما اهل ذکریم و از ما سوال می شود. و در عیون(41) از امام رضا همانند این روایت شده است و عیاشی(42) اضافه بر آن دارد به این که فرمود: و مراد از ذکر قرآن است.
و آیاتی نیز بر آن دلالت دارد، خدای تعالی فرمود: أفان مت فهم الخالدون؛(43) آیا اگر تو مردی، ایشان جاودانند. این آیه دلالت دارد که اگر جاودانی برای کسی ممکن است تو باید آن کس باشی زیرا مبدأ تو بالاتر از همه خلایق از انبیاء و ملائکه و مردم است، زیرا اولین کلمه که گفتم و اولین کتابی که با دستم نوشتم و اولین نوری که از نور خویش آفریدم تو بودی، پس حد و صفتی ندارد؛ پس چگونه ایشان مرگ را درباره اولین مخلوقم روا می دارند، پس وقتی تو از عالم اجسام بروی با اینکه تو این چنین خصوصیت داری پس چگونه ایشان در عالم اجسام جاودان می مانند.
و نیز خدای تعالی فرمود: قل ان کان للرحمن ولد فأنا أول العابدین؛(44) و بگو: اگر خدای را فرزندی باشد من اولین پرستنده وی خواهم بود. مراد این است که نور من اولین نوری است که خدای تعالی آن را از نور ذات خود آفرید، اگر خدای را که از اوصاف ایشان منزه و برتر است، فرزندی باشد به ناچار من باید فرزندش باشم در حالی که من بنده او هستم و او را از فرزند داشتن منزه و پاک می دانم، پس چگونه ایشان سرزنشم می کنند.
و نیز گفتار حق تعالی: و هو بالافق الأعلی ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین أو أدنی؛(45) او در افق بلندی بود، آنگاه نزدیک شد و فرود آمد، پس نزدیکی وی به اندازه دو طرف یک قوس و یا نزدیک تر شد. مراد از قاب یک قوس (کمان) بین محل گرفتن کمان و محل دو طرف برگشته کمان آن است و مراد از سیة محل برگشته کمان است و هر قوسی دو قاب است.(46)
اکنون به خوبی آیه شریفه تصویر شده به گونه ای که روشنایی از تاریکی باز نموده گردید و مرتبه قاب از قوس معلوم گردید، این مطلب را غنیمت شمر و آن چه را آوردیم مگیر و از سپاس گزاران باش و ستایش خدای رب العالمین است. پس مرتبه قاب تجلی دوم حقیقت محمدیه است و مرتبه او ادنی تجلی اول حقیقت محمدیه و عالم سدرة المنتهی است و آن عین همین حقیقت است و عالم حیرت که اولین تجلی حق و آخرین عوالم سیر ممکن است همین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام رسیدن به آن فرمود: رب زدنی فیک تحیرا؛ خدایا! مرا در خودت زیاد نما.

سدرة المنتهی چیست؟

علت این که آن را سدرة المنتهی نامیدند، این است که سدرة بر وزن فعلة از ماده سدر به معنای تحیر و حیرت است و به المنتهی اضافه شده تا بیان نوع این حیرت کند، پس معنای سدرة المنتهی یعنی عالم حیرت که آخرین سیر ممکن است پس خدای تبارک و تعالی حقیقت محمدیه را در عالم حیرت که در آن نفی و اثباتی نیست و در آن اثبات نفی و نفی اثبات نیست به دست تشبیه کرده و در عالم او ادنی که عالم عدم است و در آن نفی اثبات ممکن است به محل گرفتن کمان تشبیه نموده و در علم وجود که در آن اثبات ممکن است به قاب کمان تشبیه کرده و در عالم نور و ظلمت به سیة یعنی طرف برآمدگی کمان تشبیه نموده است.

مرتبه سوم چیست؟

پس مرتبه قاب، مرتبه سوم خلق اول و حقیقت محمدی است و مراد از دو قوس قوس انعطاف و نزول به آیات محکمات از ناحیه راست است تا به مومنان بشارت دهد و انعطاف و نزول از طرف چپ برای انذار و ترساندن منافقان و کافران است و این مطلب مفاد سخن حق تعالی است که: هو الذی أنزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن أم الکتاب و أخر متشابهات، فأما الذین فی قلوبهم زیغ...(47) اوست که بر بنده اش کتابی را نازل کرد که برخی از آن آیه های استوار و محکم هستند که ام الکتاب نام دارند و برخی دیگر از آیات متشابه می باشند، آنهایی که در در ایشان گمراهی است... .
و فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا؛(48) خدای تعالی می خواهد از شما اهل بیت پلیدی را بزداید و شما را به پاکی شدنی پاک نماید. زیرا روشن است که پاکی اهل بیت ناشی از طهارت صاحب بیت و متفرع بر آن است، پس ممکن نیست که ایشان پاک باشند و او پاک نباشد.
و مراد از رجس و پلیدی شرک و گرفتن غیر خدا به عنوان معبود به صورت و معنی، در تشریع و تکوین است و این مطلب بدون تخلیه از همه حدود و رفع همه حجابها و رسیدن به حجاب تحیر که فوق حجاب عدم و موت مطلق است می باشد و ما این مطلب را در کتاب خویش به نام عصارة الثقلین شرح و توضیح دادیم و به خواست خدا پژوهشی در بیان جملات دیگر این زیارت نیز خواهیم نمود.
و نیز سخن حق تعالی بر مطلب ما دلالت دارد که: و ما أرسلناک الا رحمة للعالمین؛(49) ما تو را رحمت عالمین فرستادیم. شاهد بر این که آن حضرت رحمت عالمین است این که هیچ فرشته ای از فرشتگان تسبیح خدا نمی کند، مگر بعد از تسبیح وی و آموختن از وی و هیچ پیامبری از پیامبران توبه اش قبول نگردید، مگر بعد از توسل به وی و هیچ مخلوقی از آسمان ها ساخته شده و زمین پهن شده و فلک دائر و خورشید تابان و ماه نورافشان و کشتی روان و دریای جاری و غیر آنها را خلق نکرده مگر بر محبت وی و به خاطر وی چنان که روایات فراوانی بر آن دلالت دارد.(50)
خدای تعالی فرمود: و کذلک جعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا؛(51) این چنین شما را امت میانه آفریدم تا بر مردم شاهد باشید و پیامبر بر شما شاهد باشد.
و فرمود: فکیف اذا جئنا من کل أمة بشهید و جئنا بک علی هولاء شهیدا؛(52) پس چگونه به هنگامی را که هر امتی را شاهدی آوردیم و تو را بر همه آنها شاهد آوردیم.
و فرمود: و فی هذا لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء علی الناس؛(53) و در این تا رسول شاهد بر شما باشد و شما شاهدان بر مردم باشید. شما می بینید که این آیه دوم در این که حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) شاهد بر همه انبیاء (علیهم السلام) می باشد بیانگر اجمال دو آیه دیگر است؛ زیرا اطلاق آن همه انبیاء (علیهم السلام) را شامل می شود.
و نیز خدای تعالی فرمود: و أنزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه؛(54) ما به سوی تو کتاب را به حق فرستادیم در حالی که این قرآن تصدیق کننده کتاب و شاهد بر آن است. مهیمن به معنی شاهد است.
و نیز فرمود: و انه لکتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید؛(55) و این کتابی است گرامی که باطل از جلو و پشت سر بر آن وارد نمی شود و از ناحیه خداوند حکیم و حمید نازل شده است. مراد این است که این کتاب بر همه کتابها غالب و قاهر است.
و فرمود: ما کان محمد أبا أحد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین؛(56) محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و لیکن رسول خدا و خاتم انبیا است. مراد از خاتم انبیاء و ختم آن ها به این لحاظ که مرتبه فروتر دارد نیست، در این صورت می بایست پایین ترین مرتبه از مراتب نبوت را حایز می بود، زیرا با آیات سابق که دلالت بر علو درجه و عظمت شأن وی دارد منافات دارد. پس مراد آن این است که وی خاتم حقیقت نبوت است به این که به بالاترین مرتبه آن رسیده است. به گونه ای که بالاتر از آن مرتبه ای نیست، مگر مرتبه ربوبیت که باید انبیاء را از آن فروتر شمرد. و نیز خدای تعالی فرمود: و انک لعلی خلق عظیم(57) خدای تعالی بعد از تادیب پیامبر به ادبی برتر چنین خطابی به وی فرمود.
تقریر دلالت همه آیات مزبور به طور کلی بعد از این که آیات و ذکر حکیم فوق بر شما تلاوت، این است که شما بعد از تلاوت آنها شکی ندارید که مصداق حقیقت نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و او مزکی و مظهر و خالی از همه مراتب خلق است؛ و به آن مرتبه نهایی رسیده است و از آن جایی که حقیقت نبوت را مراتبی بی شمار است و هر پیامبر مصداق و مظهر می باشد، لذا خدای تعالی تنها به آن حضرت آیات کبرای خویش را نشان داده است و او را به مرتبه او ادنی که مرتبه موت و حتی بالاتر از آن می باشد رسانید، پس او را حبیب خود قرار داد، مراد از حبیب عبارتست از اضمحلال و فنای اراده محب در اراده وی می باشد، پس آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به حجاب حبیب بودن خود که آخرین مرتبه نبوت و نه حقیقت آن است محجوب است. البته حقیقت نبوت غیر از مرتبه نبوت است، زیرا حقیقت شی ء غیر از مراتب آن می باشد، پس همه این آیات چون در مقام بیان مراتب آن هستند که هر کدام دارای اسم خاصی می باشند متفقند که حقیقت نبوت غیر از مراتب نبوت است، پس آیات مختلفند؛ زیرا هر کدام در مقام بیان مرتبه ای از آن هستند.