فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در عالم حیرت (و عالم موت)

چنان که مولایمان امام ابو محمد عسکری (علیه السلام) بنابر روایت(26) ابن بابویه فرموده است، از آن حضرت از موت پرسیدند؛ فرمود: هو التصدیق بما لا یکون؛(27) موت تصدیق به چیزی است که موجود نمی باشد، به سبب صعود به عالمی که نمی تواند در عالم وجود تحقق داشته باشد. و در کتاب توحید مجلسی رحمة الله علیه(28) از کشی رحمة الله علیه به اسنادش از علی بن یونس بن بهمن روایت شده که گفت به امام رضا (علیه السلام) گفتم: جعلت فداک! ان أصحابنا قد اختلفوا. فقال: فی أی شی ء اختلفوا فیه؟ احک لی من ذلک شیئا! قال: فلم یحضرنی الا ما قلت: جعلت فداک! من ذلک ما اختلف فیه زرارة و هشام بن الحکم، فقال زرارة: ان النفی لیس شی ء و لیس بمخلوق. و قال هشام: ان النفی شی ء مخلوق. قال: فقال لی: قل فی هذا بقول هشام و لا تقل بقول زرارة؛(29) فدایت شوم! اصحاب ما اختلاف کردند، فرمود: در چه چیزی اختلاف نموده اند؟ سخنان ایشان را برای من بازگو، پس مرا چیزی به نظر نرسید، مگر این که گفتم: فدایت شوم از آن جمله اختلافات در اختلافات زراره و هشام بن الحکم است، زراره گفت: نفی چیزی نیست و لذا مخلوق نمی باشد و هشام گفت: نفی چیزی است و مخلوق می باشد و فرمود در این باره رأی هشام را بگیر و رأی زراره را رها کن.
و در خطبه مشهور امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: لا تصحبه الأوقات و لا ترفده الأدوات سبق الأوقات کونه والعدم وجوده و الابتداء أزله؛(30) همراه زمان نیست و از ادوات کمک نمی گیرد و وجودش بر زمان مقدم و وجودش بر عدم مقدم و ازلش بر ابتدا پیشی گرفته است. بنابراین مرتبه موت تصدیق به چیزی است که نمی باشد و مراد از آن عدم مطلق است.

در مرتبه ذکر

بعد از گذشتن و تخلیه از این مرتبه، مرتبه ذکر است، ذکر اسمی از اسماء حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و آن صادر اول است که خدای تعالی ناپاکی حدود را از وی دور و او را از همه قیود پاک ساخته و از نور ذات خودش آفریده و همین ذکر اسمی است که چیزی همانند آن نیست و چون این ذکر مبدأ وجود حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و اسمی است که اسم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از او اشتقاق یافته، لذا خدای تعالی او را به ذکر نامیده و در برخی آیات اسم کتابی که بر وی نازل شده را نیز ذکر گذاشته است از جمله: قد أنزل الله الیکم ذکرا رسولا یتلوا علیکم آیات الله؛(31) خدای تعالی به سوی شما ذکر را به عنوان پیامبر فرستاد که بر شما آیات خدا را می خواند.
در عیون(32) از امام رضا (علیه السلام) بعد از ذکر این آیه روایت شده است که فرمود: ذکر رسول خدا است و ما اهل ذکر هستیم. و در تفسیر(33) سخن حق تعالی: فاسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون.(34) در کافی و تفسیر قمی و عیاشی از ائمه (علیهم السلام) اخبار فراوانی روایت شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر است و از اهل بیت آن حضرت سوال می شود و ایشان اهل ذکر هستند و خدای تعالی فرمود: و أنزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم؛(35) ما ذکر را بر تو فرو فرستادیم تا آنچه را که بر ایشان نازل شده روشن سازیم. پس در کافی(36) از امام صادق (علیه السلام) و در البصائر از امام باقر (علیه السلام) ذکر به قرآن و اهل ذکر به اهل بیت (علیهم السلام) تفسیر شده و در کافی(37) اضافه بر آن فرمود: خدا به پرسش از ایشان امر کرده و فرمان به پرسش از جهال نکرده است.
و در کافی(38) و عیاشی(39) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدند: عده ای در بین ما هستند که گمان می کنند قول خدای تعالی که فرمود: فاسئلوا أهل الذکر...(40) مراد یهود و نصاری هستند، فرمود: در این صورت ایشان شما را به دین خود می خوانند، آنگاه با دست اشاره به سینه اش کرد و فرمود: ما اهل ذکریم و از ما سوال می شود. و در عیون(41) از امام رضا همانند این روایت شده است و عیاشی(42) اضافه بر آن دارد به این که فرمود: و مراد از ذکر قرآن است.
و آیاتی نیز بر آن دلالت دارد، خدای تعالی فرمود: أفان مت فهم الخالدون؛(43) آیا اگر تو مردی، ایشان جاودانند. این آیه دلالت دارد که اگر جاودانی برای کسی ممکن است تو باید آن کس باشی زیرا مبدأ تو بالاتر از همه خلایق از انبیاء و ملائکه و مردم است، زیرا اولین کلمه که گفتم و اولین کتابی که با دستم نوشتم و اولین نوری که از نور خویش آفریدم تو بودی، پس حد و صفتی ندارد؛ پس چگونه ایشان مرگ را درباره اولین مخلوقم روا می دارند، پس وقتی تو از عالم اجسام بروی با اینکه تو این چنین خصوصیت داری پس چگونه ایشان در عالم اجسام جاودان می مانند.
و نیز خدای تعالی فرمود: قل ان کان للرحمن ولد فأنا أول العابدین؛(44) و بگو: اگر خدای را فرزندی باشد من اولین پرستنده وی خواهم بود. مراد این است که نور من اولین نوری است که خدای تعالی آن را از نور ذات خود آفرید، اگر خدای را که از اوصاف ایشان منزه و برتر است، فرزندی باشد به ناچار من باید فرزندش باشم در حالی که من بنده او هستم و او را از فرزند داشتن منزه و پاک می دانم، پس چگونه ایشان سرزنشم می کنند.
و نیز گفتار حق تعالی: و هو بالافق الأعلی ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین أو أدنی؛(45) او در افق بلندی بود، آنگاه نزدیک شد و فرود آمد، پس نزدیکی وی به اندازه دو طرف یک قوس و یا نزدیک تر شد. مراد از قاب یک قوس (کمان) بین محل گرفتن کمان و محل دو طرف برگشته کمان آن است و مراد از سیة محل برگشته کمان است و هر قوسی دو قاب است.(46)
اکنون به خوبی آیه شریفه تصویر شده به گونه ای که روشنایی از تاریکی باز نموده گردید و مرتبه قاب از قوس معلوم گردید، این مطلب را غنیمت شمر و آن چه را آوردیم مگیر و از سپاس گزاران باش و ستایش خدای رب العالمین است. پس مرتبه قاب تجلی دوم حقیقت محمدیه است و مرتبه او ادنی تجلی اول حقیقت محمدیه و عالم سدرة المنتهی است و آن عین همین حقیقت است و عالم حیرت که اولین تجلی حق و آخرین عوالم سیر ممکن است همین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام رسیدن به آن فرمود: رب زدنی فیک تحیرا؛ خدایا! مرا در خودت زیاد نما.

سدرة المنتهی چیست؟

علت این که آن را سدرة المنتهی نامیدند، این است که سدرة بر وزن فعلة از ماده سدر به معنای تحیر و حیرت است و به المنتهی اضافه شده تا بیان نوع این حیرت کند، پس معنای سدرة المنتهی یعنی عالم حیرت که آخرین سیر ممکن است پس خدای تبارک و تعالی حقیقت محمدیه را در عالم حیرت که در آن نفی و اثباتی نیست و در آن اثبات نفی و نفی اثبات نیست به دست تشبیه کرده و در عالم او ادنی که عالم عدم است و در آن نفی اثبات ممکن است به محل گرفتن کمان تشبیه نموده و در علم وجود که در آن اثبات ممکن است به قاب کمان تشبیه کرده و در عالم نور و ظلمت به سیة یعنی طرف برآمدگی کمان تشبیه نموده است.