فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در معنای سلام

فرمود:
السلام علیکم
سلام نوعی از تحیت است، چنان که در تفسیر قول خدای تعالی: و اذا حییتم بتحیة فحیوا بأحسن منها أو ردوها ان الله کان علی کل شی ء حسیبا(18) در تفسیر قمی(19) آمده که سلام و غیر آن از انواع بر و نیکی است و موید آن روایت مناقب(20) است، گفت: کنیزکی برای امام حسن (علیه السلام) شاخه ریحان آورد، حضرت فرمود: تو به خاطر خدا آزادی. در این باره از آن حضرت پرسیدند، فرمود: خدای تعالی ما را ادب فرموده و گفت: و اذا حییتم بتحیة فحیوا بأحسن منها؛ وقتی تحیت داده شدید شما به وجهی بهتر پاسخ دهید. بهتر از هدیه کنیزک آزادی وی بود.
گویم: قبل از اسلام، تحیت أهلا و مرحبا و غیر آنها بود و بعد از اسلام تحیت خاصه سلام علیکم و دیگر جملات مربوطه گردید و مقصود از بزرگداشت این است که دوست، دوست را محترم شمارد تا دلهای آنها با همدیگر الفت یابد و دلیل بر این که مراد از اسلام تحیت است، این سخن حق تعالی است که: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم تجری من تحتهم الأنهار فی جنات النعیم دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام؛(21) کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، خدای تعالی ایشان را به واسطه ایمانشان راهنمایی می کند، در بهشت پر نعمتند در حالی که در زیر پای ایشان نهرها جاری است، سخن ایشان در بهشت این است که منزهی پروردگار ما و تحیت ایشان در بهشت سلام است.
و فرمود: تحیتهم یوم یلقونه سلام؛(22) تحیت ایشان به هنگامی که وی را ملاقات نمایند، سلام است.
و فرمود: و أدخل الذین آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها باذن ربهم تحیتهم فیها سلام؛(23) آنان که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده اند، به بهشتی داخل می گردند که در آن نهرها جریان دارد و ایشان در آن به اذن پروردگارشان جاودانند، تحیت ایشان سلام است.
و مراد این آیات این است که آن بهشت ها با آن نعمتهای همیشگی به ایشان سپرده می گردد، همین برترین تحیت می باشد و لازمه آن سلامت از آفت های زندگی جاودانی است که هرگز مرگ را بدان راه نیست، زیرا سلام خواه مصدر سلم (به تشدید عین) و خواه سلم (به تخفیف آن) به معنای سلامت است.

سلام از اسماء خداوند است

خدای تبارک و تعالی خود را سلام نامید، زیرا این صفت به طور کامل در او موجود است، زیرا هیچ کمالی در عالمی از عوالم نمی باشد، مگر اینکه خدای تعالی آن را به مخلوقات خود تسلیم کرده است؛ به همین لحاظ خود را به طور مبالغه سلام نامیده است، پس اینکه فرمود: السلام علیکم اشاره به این است که تسلیم کلی بدون تقیید به چیزی تنها از آن شما اهل بیت (علیهم السلام) است، زیرا جد شما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر نخستین است که هیچ خیر و برکتی در عالم موجود نیست، مگر اینکه گوشه ای از عطایایی است که به وی داده شده است، زیرا آن حضرت در دار وجود به قاب قوسین و یا نزدیک تر به او نزدیک است، به همین خاطر خدای تعالی به او تحیت گفته و این که بعد از تادیب خوب وی همه کمالات ذات و غیر آن را به وی تسلیم کرده است، آن گاه امر دین خود را به وی واگذاشت، چنان که مفاد عده ای روایات کافی(24) است، علاوه این که خدای تعالی بعد از میثاق ربوبیت از صاحبان درک و شعور و روح میثاق نبوت، ولایت آن حضرت را از آنها گرفت، پس نسبت آن حضرت به خدای تعالی مثل مهمان پادشاهی است که همه امور مملکت خویش و سیاست رعیت خویش را به وی واگذاشته و درباره همه جزئیات کارها به وی اشاره کرده و او را لحظه به لحظه به طور مداوم تائید کرده و رعایا را در پیروی وی ترغیب نموده و ایشان را از نافرمانی بر حذر داشته است و این مقامات برای بزرگداشت و اجلال وی انجام شده است، آنگاه همین مقامات را به ارث به اهل بیت سپرده و ایمان به ایشان را ایمان به خود و ناسپاسی و کفر به ایشان را کفر به خود قلمداد نموده، فرمان آنها را فرمان خود و نافرمانی ایشان را نافرمانی خود و شناخت ایشان را شناخت خود و جهل به ایشان را جهل به خود دانسته است.
در صورتی که مراد از سلام، سلام خدا باشد این معنا مراد است و اگر سلام، سلام زائر باشد معنایش این است که زائر نفس و مال و همه مالکیت خود از ابتدای وجود تا به ابد را به امام تسلیم کرد، به گونه ای که به هر چه که مربوط به خود وی می باشد رغبتی ندارد و او را از رغبت به امام باز نمی دارد، بلکه خود را فنای در ارادت به امام کرده و خویشتن را وقف وی کرده است.
و همین معنا مراد از این جمله در زیارت هاست(25) که: علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار؛ بر شما باد سلام خدا، همیشه از جانب من تا هنگامی که بنده بمانم و شب و روز در پی هم آیند. زیرا مراد از الله اسم الله است که خدای تعالی در بدو ایجادش در وی به ودیعت گذاشت، نه الله که مسمی است؛ پس همین اقرار وی به رقیت و عبودیت همه مراتب عالی و دانی وجودش برای ائمه (علیهم السلام) است، نه این که وی دعا و سوال به درگاه خدا برای ایشان دارد، پس معنای سلام عبد، تسلیم کلیه همه عوالم وجودش به امام است و این که وی وجود خود را مقصور به ایشان کرده، زیرا تنها امام شایستگی دارد که انسان عبد وی شده و او بر انسان ولایت داشته باشد و نه دیگران.

در معنای حقیقت نبوت

فرمود:
یا أهل بیت النبوة
حقیقت نبوت عبارت از ذکر اول است که در آن ذکر هیچ کس از اعتبارات حتی اعتبار وجود و عدم معتبر نیت و این مبدأ وجود محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است که خدای تعالی وی را از نور ذات خود آفریده است و این ذکر اول حقیقت و کتاب و اسم اعظمی است که هفتاد و سه حرف دارد و یک حرف را خداوند در علم غیب خود برگزیده و هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل از آن آگاه نیست و به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هفتاد و دو حرف از آن را بخشیده، از این بالاتر مرتبه قاب قوسین است که به دو مرتبه بالاتر از مرتبه وجود مطلق لابشرطی است؛
مرتبه اول: مرتبه موت و عدم مطلق که از آن در آیه شریفه به مقام او ادنی تعبیر شده است.
مرتبه دوم: مرتبه موت است، بنابراین این مرتبه از مرتبه موت و عدم مطلق که در آن به عدم هم توجهی نمی شود بالاتر است و این مرتبه همان مرتبه حیرت است که در آیه شریفه از آن به سدرة المنتهی تعبیر شده که آخرین مرتبه سیر ممکن است و بالاتر از آن مرتبه حق تعالی است و در عالم حیرت امکان اثبات نفی و نفی اثبات نمی توان کرد و به همین خاطر به آن عالم حیرت گفته شده است.