فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در حقیقت زیارت

بدان که حقیقت زیارت تشرف به محضر امام (علیه السلام) است و چون انسان را مراتبی است، اولین مرتبه جسمش و آخرین مرتبه وجود و حقیقت و اجزای ساختاری وی می باشد که مراتب وی را کامل می سازد (بزودی این کلمه را شرح خواهیم کرد) و از آنجایی که پاکی انسان بر پاداشت حقیقت عبودیت در تمام مراتبش می باشد به اینکه آنچه را داراست به مولایش بسپارد و در راه اراده وی صرف نماید، چنانچه معنای سخن حق تعالی: و ما خلقت الجن الانس الا لیعبدون؛(11) ما جنیان و انسان ها را جز برای عبادت نیافریدیم. همین است؛ پس به هر اندازه از این معنی غافل گردد و هوای خویش را به کار برد، طهارت و پاکی اش از بین می رود و در هر مرتبه ای باید آنچه را که طهارت آن مرتبه را تامین می کند، به کار برد.

در تفسیر عرفانی طهارت و غسل و زیارت

و از آنجا که زیربنای حقیقت عبودیت در داخل شدن تحت ولایت آل محمد (علیهم السلام) و بیرون آمدن از ولایت دشمنان ایشان است، پس به ناچار در مرتبه جسم باید آبی را که مظهر ولایت کلیه در عالم اجسام است که سازه هر ذی حیات است به کار بگیرد؛ لذا آب در سخن حق تعالی: قل أرأیتم ان أصبح ماؤکم غورا فمن یأتیکم بما معین؛(12) بگو آیا اگر آب شما فرو رود، چه کسی آب گوارا را برای شما خواهد آورد. به امام (علیه السلام) تفسیر شده است؛ زیرا آب مظهر ولایت امام در عالم اجسام است؛ لذا آن حضرت در ابتدا به غسل امر کرده، زیرا طهارت با به کارگیری جسم در غیر خواست خدا و غفلت از حق تعالی زایل شده و با آب که مظهر ولایت کلیه در عالم اجسام است ظاهر جسم پاک می گردد؛ و اما امر به شهادتین برای تطهیر باطن جسم و ازاله ناپاکی باطنی است.

در حکمت تکبیرهای قبل از زیارت

و فرمان آن حضرت به تکبیر به این جهت است که در اخبار آمده:
1. روایت کافی(13) در باب معبود و باب اشتقاق اسماء از هشام بن حکم از ابی عبدالله (علیه السلام) فرمود: ان لله تبارک و تعالی تسعة و تسعین اسما...؛ خدای را نود و نه اسم است... . و مولا امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: بأسمآک التی ملأت أرکان کل شی ء؛ قسم به نام هایت که ارکان همه را پر کرده است. پس در هر کس از این اسماء نشانه و مرآتی موجود است که مبدأ ظهور آثار آن اسم در وی می باشد و اگر چنین نبود آن اسم را در وی اثری نبود و خدای تعالی فرمود: و علم آدم الاسماء کلها(14) پس همه این اسماء و این آیات حجاب های اسم (الله) هستند که در هر کس آیه و آئینه ای از آن موجود است، پس امر به تکبیرها برای رفع این حجاب هاست. چنان که علت تشریع این تکبیرهای هفت گانه قبل از نماز برای برداشت حجابهای هفت گانه است و در فقیه(15) روایت شده که وی گفت هشام بن حکم از ابوالحسن موسی به جعفر (علیهما السلام) گفت: أنه روی لذلک علة أخری و هی أن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لما أسری به الی السماء قطع سبع حجب فکبر عند کل حجاب تکبیرة فأوصله الله عزوجل بذلک الی منتهی الکرامة؛ برای آن علتی دیگر یاد کرده و آن این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگامی که در شب معراج به آسمان رسید، هفت حجاب را پیموده و در هنگام ورود به هر یک تکبیری گفت، لذا خدای تعالی وی را به واسطه آنها به محل کرامت رسانید.
تفصیل این مطلب روایت حدوث اسماء است که کافی از ابی عبدالله (علیه السلام) روایت کرد، آن حضرت فرمود: ان الله تبارک و تعالی خلق اسما بالحروف غیر متصوت و باللفظ غیر منطق و بالشخص غیر مجسد و بالتشبیه غیر موصوف و باللون غیر مصبوغ منفی عنه الأقطار مبعد عنه الحدود، محجوب عنه حس کل متوهم مستتر غیر مستور فجعله کلمة تامة علی أربعة أجزاء معا لیس منها واحد قبل الاخر فأظهر منها ثلاثة أسماء: لفاقة الخلق الیها و حجب منها واحدا و هو الاسم المکنون المخزون فهذه الاسماء التی ظهرت فالظاهر هو الله و تبارک و تعالی و سخر سبحانه لکل اسم من هذه الاسماء أربعة أرکان فذلک اثناعشر رکنا ثم خلق لکل رکن منها ثلاثین اسما فعلا منسوبا الیها؛(16) خدای تبارک و تعالی، اسماعی را به حروف بدون صوت و به لفظ غیر نطقی و به شخص بدون جسد و بدون شبیه و بدون رنگ و بدون اقطار و بدون حدود و پنهان از حواس هر مدرکی، مستتر بدون ستر آفرید، پس آن را کلمه ای تمام بر چهار جزء به یک بارگی آفرید بدون اینکه هیچ یک از اجزاء سابق بر دیگری باشد، پس به خاطر نیاز خلق سه اسم از آنها را بیرون آورد و یک اسم را پوشانید و همین اسم پوشیده همان اسم مکنون مخزون است، پس این اسمائی که ظاهر شد، ظاهر الله و تبارک و تعالی است. و برای هر اسمی از اسماء چهار رکن مسخر گردانید، پس اینها دوازده رکن هستند، آنگاه برای هر رکنی سی اسم آفرید که دارای افعالی اند که منسوب به آنهاست....(17)