فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

شرح حال مولف

نام شریف او سید حسین فرزند سید تقی همدانی درود آبادی است، وی در سال 1280 هجری متولد شد.
پس از تحصیلات ادبیات عرب و معقول و منقول متداول در آن دوران که در زادگاهش میسور بود به نجف اشرف مهاجرت نمود، و در خدمت اساتید زمان خویش به تلمذ پرداخت.
وی محضر درس عالم زاهد، عارف کامل، یگانه دوران مولی آخوند ملا حسینقلی همدانی را ادراک نمود.
پس از آن به مسقط الرأس خویش همدان بازگشت و به تألیف و تدریس پرداخت آن جناب بیشتر اوقات خویش را در تألیف و عبادت و دعوت به حق و مبارزه با مخالفان دین سپری می نمود، و به سال 1343 در سن 63 سالگی از دار فانی به دار باقی شتافت و در قبرستان اهل قبور دفن گردید.
در طبقات اعلام الشیعه، مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی می فرماید:
... دانشمندی بزرگ و فقیهی فاضل و مهذب و کامل بوده است، در سامراء مشرفه از شاگردان سید مجدد شیرازی بوده و زمانی طولانی از آن جناب استفاده برده است، و نیز در نجف اشرف در خدمت میرزا حبیب الله رشتی و مولی حسین قلی همدانی و میرزا حسین خلیلی و دیگران حضور یافت، تا این که به مقامات علمیه شهرت یافت، وی در اخلاق و سلوک و صلاح و تقوی و اهل باطن بودن مشهور بود...
من مدتی او را در نجف مشاهده می کردم، وی در سال 1318 به همدان بازگشت، و در همدان از بزرگان مروج دین بوده و به وظائف شرعیه قیام داشت، و مرجع دینی مردم در آن سامان به شمار می رفت تا این که در سال 1344 وفات یافت...

تألیفات آن جناب

جناب درود آبادی تالیفات سودمندی دارد و عبارتند از:
1. التحفة الرضویة الشیعة المرتضویه در 92 صفحه در آخر آن چنین آمده است: قد فرغت من تسویده لیلة الخامسة عشرة من شهر ذی القعدة من سنة احدی و عشرین و ثلاثمأة بعد الالف.
2. تفسیر القرآن الکریم، وی این تفسیر از سال 1327 شروع کرد. چنانکه در پشت نسخه آن نوشته شده است و چهارده مقدمه علمی مفید در آن آورده و در مقدمه چهاردهم نوشت:
مقدمه چهاردهم در این که خطاب های کتاب شامل معدوم و غائبین می شود، و این مقدمه و مقدمه یازدهم را به عنوان دو رساله جداگانه قرار دادم، و رساله نخست را به شرح الاسماء الحسنی و دومی را به لب اللباب فی شرح خطابات الکتاب نام نهادم. و در آخر جزء اول بعد از آیه 202 می فرماید: از تصنیف آن در روز چهاردهم رجب الاحسب سال 1333 هجری فارغ شدم، آنگاه در جزء دوم از آیه شریفه و اذکروا الله فی أیام معدودات... شروع نموده و 25 صفحه از آن را نوشته و به آیه لا تضار والدة بولدها... رسانیده، و مجموع کتاب به 310 صفحه می رسد، این تفسیر تحلیلی و تحقیقی در باب خود خوب است.
3. تبنیه الراقدین و جهان الوافدین بر یک مقدمه و هفت جمال و هفت خاتمه است، مقدمه در بیان نسبت آدم و فرزندانش، جمال اول در نسبت بدن آدم با روحش و جمال دوم در معنای عبودیت و جمال سوم در این که سائران الی الله باید خود را به عبادت در هنگام صبح بیارایند، و جمال چهارم در مقدمات نماز است... الخ و این کتاب را بعد از القسطاس المستقیم و عصارة الثقلین تألیف کرده چنانکه خود در ص 276 و 309 یاد کرده است، و کتاب در شب غدیر سال 1327 ه پایان یافت، با این که مولف خود در عصارة الثقلین تصریح کرد، که تفصیل آن در جمال الوافدین یاد شده است ممکن است جمع بین آن کلام کرد به این که دو تألیف متداخل بوده اند، چنانکه قرائن دیگری در این باره وجود دارد.
4. الدر المنضود فی اجوبخ مسائل الیهود، این کتاب در 56 صفحه در سال 1344 ه در طهران به چاپ رسیده، و در آن به پاسخ از پرسش عده ای از یهود در توحید و حقیقت اسلام پرداخت، و آن پاسخ، به فارسی است و در سال 1342 ه در طهران نوشته شد.
5. رساله لب اللباب فی خطابات الکتاب، و در آخر آن می فرماید: و لقد اوضحنا حقیقة القرآن... یعنی ما حقیقت قرآن را در کتاب التحفة الرضویة الی الشیعة المرتضویه و در مقدمات کتاب الکبریت الاحمر فی تفسیر الثقل الاکبر بیان کردیم؛ پایان آنچه در این مسأله قصد بیان آن را داشتیم، و حمد از آن خداست، با کمک و توفیق خدا در روز سه شنبه 27 شوال المکرم سال 1335 پایان یافت.
6. رساله نسک التلویث فی جواب اهل التثلیث در بیست و یک صفحه به فارسی که تصنیف آن در ماه شعبان المعظم سال 1333 هجری پایان پذیرفت.
7. شرح الاسماء الحسنی.
8. شرح زیارت جامعه (به نام الشموس الطالعة) که هم اکنون در پیش رو دارید این شرح دقیق و لطیف، مفصل بوده و در باب خود یگانه است، و در 583 صفحه می باشد. این شرح در دهه آخر ذی قعده سال 1322 پایان یافت.
9. عصارة الثقلین فی حقیقة النشأتین، شرح خطبه امیرالمومنین با تحقیق و تفصیل 106 صفحه و در آخرش این جمله آمده است: فعلیه بکتاب السماء و العالم من البحار و در سال 1322 از آن فراغت یافت.
10. ملخص الاصول فی دین آل الرسول، رساله ای فارسی در تحقیق اصول دین و مذهب در ص 210 صفحه می باشد، ابتدای آن چنین است: سپاس آفریدگاری را سزاست که بدایت آفریدن هر کس را از جایی نموده که در آنجا از چیزی ذکر نتوان نمود که به آغاز خویشتن آیتی برای شناختن آفریدگار خود داشته باشد... و در آن به کتاب التحفة الرضویه و الشموس الطالعه اشاره می کند.
در مقدمه عربی این کتاب از قول فرزندش آمده است که آن جناب آثار دیگری دارد که همه آنها در نزد فرزند محترمش حاج سید ابوالفضل عارفی ساکن طهران (در زمان نوشتن مقدمه آن در شموس طالعه) موجود است.
صاحب طبقات اعلام الشیعه فرمود:
11. من به خط مرحوم مولف تقریرات دروس اساتید بزرگش را در فقه و اصول در نزد شیخ عباس فرزند مولی حاجی طهرانی دیدم.
12. القسطاس المستقیم (که قبلا در کتاب تنبیه الراقدین یاد شد).
13. دارای اشعار فراوانی است.
آن جناب دارای قریحه شعری بوده و اشعارش را در جزوه ای دیدم که در ضمن آن این شعر بود:
دل ما خون شد ای صنم ز فراق - ای خوشا یک دست به بینم طاق
تشنه ای کو به عمر آب ندید - به تو گردیدم این چنین مشتاق
از فراق تو ای بت رعنا - شهد چون حنظل آیدم بمذاق
زهر هجرات اثر نموده به دل - غیر وصلت نباشدش تریاق
دین و دل بردی از کفم ز جفا - روزهایم ز جور تست محاق
کاش آن زلف عنبرینت را - که سحاب است برمه آفاق
برفکندی ز چهر گلگونت - که بپایید معشر العشاق
وقت هجرات گذشت و وصل رسید - نبریدم گمان مگر اشفاق
با شما عهد دوستی بستم - مر مرا محکم است این میثاق

درباره شرح زیارت جامعه

با این که در مقامات ائمه اطهار (علیه السلام) احادیث فراوانی موجود است و شمه ای از آن در اصول کافی و دیگر کتابهای روایی آمده است، لیکن زیارت جامعه در مواجهه با این اسماء حسنی الهی و از قول خود ایشان موقعیت دیگری پیدا کرده است، چه این که هر زائری در ایام زیارت خود در حرم هر یک از ائمه اطهار (علیه السلام) و یا در غیر آن خود را موظف می داند که از بهترین زیارت استفاده می کند و در مواجهه با محبوب خود آن را زمزمه کند، و در دل کند و اشک بریزد، معمولا این فقره ها و جملات با مضامین عالی در حجاب عربیت برای فارسی زبان ها قرار دارد گرچه با شوق و اشتیاق خوانده می شود و این جملات مقدس نجوی می گردد، لیکن هر زائری شوق دارد که به مقامات مضامین این زیارات نائل شود و پرده کلمات را به کنار زند و به حقایق عالی آن دست یابد و از آن جملات در زندگی خویش بهره گیرد و در خلوت خود با ائمه (علیهم السلام) مقامات آنها را در نظر آورد، لیکن به دلیل عمق مطالب و بلندی قله معارف آن دسترسی برای همه مقدور و میسور نیست، لذا شروح گوناگونی بر آن نوشته شده است، و از بین این شروح شرح جناب درود آبادی از دیگر شروح ممتاز است، این شرح از کسی گرفته نشده و از کتابی اقتباس نکرده و از مطالب دیگران در شرح آن استفاده نشده، بلکه همانطور که خود در مقدمه بیان می کند با کمک امام رضا (علیه السلام) انجام شده است، لذا در این کتاب از کتابهای دیگران نقل نمی کند، منبع آن جناب کتاب احادیث و استمداد از کلمات ائمه اطهار (علیه السلام) در شناخت مقامات ایشان است. لذا مطالب آن تازه و بکر و در جاهای دیگر نمی توان به دست آورد، لذا اهل تحقیق شایسته است در آن بنگرند و از آن استفاده کنند.
افق مطالب این شرح بسیار دور و گوهرهای آن بی شمار است.
مصنف در دریای بی پایان علوم اهل بیت غوطه خورده و مرواریدهای شاهواری را در ساحل این کتاب فراهم آورده است.
مصنف در دریای بی پایان علوم اهل بیت غوطه خورده و مرواریدهای شاهواری را در ساحل این کتاب فراهم آورده است.
ابتدای کتاب اندکی دشوار است و رسیدن به قله فکر و عمق اندیشه و قاف قلب مولف برای کسی که شروع مطالعه شرح آن می کند دشوار است، لیکن آشنایان به زبان اگر اندکی حوصله کنند و در مطالب بیان شده اندیشه کنند آنها را شیرین می یابند و در فقرات مختلف از مقامات پر عظمت ائمه (علیهم السلام) شمه ای خواهند بویید. علت دشواری زبان کتاب این است که سخن از مطالب عرشی و پایبند کردن به الفاظ خاکی خود کاری دشوار است، به ویژه اگر در مقامات خلفای الهی باشد که اندیشه بشر در ساحل آنها به گل می نشیند و متحیر و حیران می ماند چه این که هیچ سافلی در رسیدن به مقامات عالی تر از خود ابزار لازم را در اختیار ندارد، و احاطه ادراکی پایین به ما فوق خود ممکن نیست، چگونه چنین نباشد در حالی که مقامات ایشان چنان دور از دسترس اندیشمندان و صاحبان قلب و محققان عارف است که همه آنها در کنار وجودشان امی به شمار می روند، و در مکتب آنها طفلی بیش نیستند.
کسانی که در عظمت بدان پایه صعود کرده اند که به خلافت الهی نائل شده و ظل الله و سایه گسترده آفرینش هستند، و خود فرموده اند:
نزلونا لنا عن الربوبیة فقولوا فینا ما شئتم یعنی ما را از ربوبیت پایین تر آورید لیکن هر چه در مقامات ما خواستید بگویید. چه آن که قله اندیشه های شما به ساحل وجود ما نمی رسد و همای بلندپرواز قاف قلب در دامنه هستی ما خسته بال فرود می آید،(1) علی (علیه السلام) را جز خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) نشناخت و خدا را جز رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) نشناختند.
بنابراین دشواری زبان و بیان مطالب بلند عرشی در قالب کلمات خاکی باعث غموض ابتدای این کتاب شده است.
و ثانیا مطالب مصنف دریافت های خود ایشان است که در قالب کلمات در آمده است، و اهل اشارت دانند که مطالب مزبور تنها به صورت اشاره قابل فهم است و معانی هرگز در قالب کلمات در نمی آیند و تنها کلمات عنوان آن حقایقند و نه ظرف آنها.
و ثالثا مصنف از کلمات متعارف و اصطلاحات عرفان نظری متعارف رایج استفاده نکرده است لذا غرابت استعمال که خود وی برای آن معانی ابداع کرده و یا از احادیث به ودیعت گرفته باعث شده است که مطالب آن در ابتداء با حوصله باید تلقی شود.
ولیکن این چند صفحه اوائل خود کلید هر کتاب است، و بعدها کتاب با توجه بدان آسان می گردد و خواننده به لطایف کتاب پی می برد، و اندکی از اقیانوس سرشار این زیارت عظیم به کام وی ریخته می شود، و کام وی شیرین می گردد.
البته خواهندگان زیارت با معرفت از آن خسته نمی گردند و با خود زمزمه می کنند که:
رنج راحت دان چون مطلب شد بزرگ - خاک گله توتیای چشم گرگ
آن کسی که راه دشوار مسافرت به عتبات عالیات را بر خود هموار می کند و از کار و زندگی و اموال دست می کشد و خواهان نیل به زیارت و شفاعت ایشان است را چنین زحمتی اندک می نماید.
وی می داند که زیارت و قبولی آن بستگی به فهم و درک و نیت زائر از مقام ائمه (علیهم السلام) دارد، هر چه زائر در فهم و اندیشه و درک قوی تر باشد دریافت های قوی تری خواهد داشت و از سفره های بی پایان آسمانی ایشان بهره بیشتری خواهد برد، و مراتب زائران مطابق مراتب مقامات و معرفت ایشان است و این بر همه روشن است.
بنابراین کیفیت زیارت و عمق آن در نزدیکی به ائمه اطهار (علیه السلام) و رسیدن به قرب پروردگار دخالت دارد.
و نیز زیارت به قصد شفاعت نیز با معرفت مقامات ایشان و نیز قرب به افق عبودیت و بندگی ارتباط تنگاتنگ دارد، چه این که مسأله شفاعت به معنای میانجیگری بیهوده در نظام خلقت و عالم تکوین و واقعیت جایی ندارد، بلکه شفاعت دریافت و با خود بردن کمالاتی است که مجانست و مجالست با آنها را تضمین کند، شناخت ایشان دوستی می آورد و دوستی عمیق عشق به ارمغان می آورد، و عشق یکتایی با معشوق را موجب می شود و لازمه آن رهایی انسان به واسطه راه ارتباطی و رقیقه حاصله در متن وجودی اش با ائمه اطهار (علیه السلام) است. یعنی انسان ها با گره زدن وجود خود با حبل متین ولایت ایشان شاخه طوبایی می شوند که ریشه آن در خانه فاطمه (علیها السلام) و علی (علیه السلام) و اولاد طاهرین آندوست، این معنا نزدیکی و قرب برای زائر می آورد و او را به حقیقة الحقائق نزدیک می کند، شفاعت تحقق به صفات الهی است که در ائمه اطهار (علیه السلام) به طور کامل موجود می باشد.
مرحوم درود آبادی از این حقیقت که در همه انسانها ساری است به سر آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تعبیر می کند، همه انسانها از اصناف مختلف واجد این سر هستند، لیکن این سر بالقوه است و باید فعلیت یابد، چنگ زدن به آن و قوی کردن آن و فنای در آن باعث بالا رفتن آدمی و پیشروی در صراط مستقیم است، چنانکه در تفسیر فاتحة الکتاب آیه شریفه اهدنا الصراط المستقیم صراط مستقیم را صراط امیرالمومنین (علیه السلام) معرفی کرده اند، ایشان راه راست خدا هستند، در عالم تکوین راه با راهرو یکی است و ایشان حقیقت صراط الهی اند و سائر مردم رقیقه ای از آن صراط را در خود دارند، و هر چه با آن یگانه شوند و به کمالاتی که این جنبه را قوی تر می کند متحلی شوند به صراط مستقیم نزدیک تر شده و همنشینی با آنها را میسرتر می نماید. لذا دم زدن از ایشان و متحلی نشدن به آن کمالات با همدیگر تنافی دارد، نشانه دوستی و حب و عشق هر کس در عمل و رفتار مطابق با آن گرایش و عشق وجود دارد.