فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

زیارت وداع

إِذَا أَرَدْتَ الِانْصِرَافَ فَقُلِ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ وَ لَا مَالٍّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ سَلَامَ وَلِیٍّ غَیْرِ رَاغِبٍ عَنْکُمْ وَ لَا مُسْتَبْدِلٍ بِکُمْ وَ لَا مُؤْثِرٍ عَلَیْکُمْ وَ لَا مُنْحَرِفٍ عَنْکُمْ وَ لَا زَاهِدٍ فِی قُرْبِکُمْ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَةِ قُبُورِکُمْ وَ إِتْیَانِ مَشَاهِدِکُمْ وَ السَّلَامِ عَلَیْکُمْ وَ حَشَرَنِی اللَّهُ فِی زُمْرَتِکُمْ وَ أَوْرَدَنِی حَوْضَکُمْ وَ جَعَلَنِی فِی حِزْبِکُمْ وَ أَرْضَاکُمْ عَنِّی وَ قَلَبَنِی فِی دَوْلَتِکُمْ وَ أَحْیَانِی فِی رَجْعَتِکُمْ وَ مَلَّکَنِی فِی أَیَّامِکُمْ وَ شَکَرَ سَعْیِی بِکُمْ وَ غَفَرَ ذَنْبِی بِشَفَاعَتِکُمْ وَ أَقَالَ عَثْرَتِی بِمَحَبَّتِکُمْ وَ أَعْلَی کَعْبِی بِمُوَالَاتِکُمْ وَ شَرَّفَنِی بِطَاعَتِکُمْ وَ أَعَزَّنِی بِهُدَاکُمْ وَ جَعَلَنِی مِمَّنِ انْقَلَبَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً غَانِماً سَالِماً مُعَافًی غَنِیّاً فَائِزاً بِرِضْوَانِ اللَّهِ وَ فَضْلِهِ وَ کِفَایَتِهِ بِأَفْضَلِ مَا یَنْقَلِبُ بِهِ أَحَدٌ مِنْ زُوَّارِکُمْ وَ مَوَالِیکُمْ وَ مُحِبِّیکُمْ وَ شِیعَتِکُمْ وَ رَزَقَنِی اللَّهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ أَبَداً مَا أَبْقَانِی رَبِّی بِنِیَّةٍ صَادِقَةٍ وَ إِیمَانٍ وَ تَقْوَی وَ إِخْبَاتٍ وَ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلَالٍ طَیِّبٍ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِهِمْ وَ ذِکْرِهِمْ وَ الصَّلَاةِ عَلَیْهِمْ وَ أَوْجِبْ لِیَ الْمَغْفِرَةَ وَ الْخَیْرَ وَ الرَّحْمَةَ وَ الْبَرَکَةَ وَ التَّقْوَی وَ الْفَوْزَ وَ النُّورَ وَ الْإِیمَانَ وَ حُسْنَ الْإِجَابَةِ کَمَا أَوْجَبْتَ لِأَوْلِیَائِکَ الْعَارِفِینَ بِحَقِّهِمْ الْمُوجِبِینَ طَاعَتَهُمْ وَ الرَّاغِبِینَ فِی زِیَارَتِهِمْ الْمُتَقَرِّبِینَ إِلَیْکَ وَ إِلَیْهِمْ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی اجْعَلُونِی فِی هَمِّکُمْ وَ صَیِّرُونِی فِی حِزْبِکُمْ وَ أَدْخِلُونِی فِی شَفَاعَتِکُمْ وَ اذْکُرُونِی عِنْدَ رَبِّکُمْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْ أَرْوَاحَهُمْ وَ أَجْسَادَهُمْ مِنِّی السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

شرح حال مولف

نام شریف او سید حسین فرزند سید تقی همدانی درود آبادی است، وی در سال 1280 هجری متولد شد.
پس از تحصیلات ادبیات عرب و معقول و منقول متداول در آن دوران که در زادگاهش میسور بود به نجف اشرف مهاجرت نمود، و در خدمت اساتید زمان خویش به تلمذ پرداخت.
وی محضر درس عالم زاهد، عارف کامل، یگانه دوران مولی آخوند ملا حسینقلی همدانی را ادراک نمود.
پس از آن به مسقط الرأس خویش همدان بازگشت و به تألیف و تدریس پرداخت آن جناب بیشتر اوقات خویش را در تألیف و عبادت و دعوت به حق و مبارزه با مخالفان دین سپری می نمود، و به سال 1343 در سن 63 سالگی از دار فانی به دار باقی شتافت و در قبرستان اهل قبور دفن گردید.
در طبقات اعلام الشیعه، مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی می فرماید:
... دانشمندی بزرگ و فقیهی فاضل و مهذب و کامل بوده است، در سامراء مشرفه از شاگردان سید مجدد شیرازی بوده و زمانی طولانی از آن جناب استفاده برده است، و نیز در نجف اشرف در خدمت میرزا حبیب الله رشتی و مولی حسین قلی همدانی و میرزا حسین خلیلی و دیگران حضور یافت، تا این که به مقامات علمیه شهرت یافت، وی در اخلاق و سلوک و صلاح و تقوی و اهل باطن بودن مشهور بود...
من مدتی او را در نجف مشاهده می کردم، وی در سال 1318 به همدان بازگشت، و در همدان از بزرگان مروج دین بوده و به وظائف شرعیه قیام داشت، و مرجع دینی مردم در آن سامان به شمار می رفت تا این که در سال 1344 وفات یافت...

تألیفات آن جناب

جناب درود آبادی تالیفات سودمندی دارد و عبارتند از:
1. التحفة الرضویة الشیعة المرتضویه در 92 صفحه در آخر آن چنین آمده است: قد فرغت من تسویده لیلة الخامسة عشرة من شهر ذی القعدة من سنة احدی و عشرین و ثلاثمأة بعد الالف.
2. تفسیر القرآن الکریم، وی این تفسیر از سال 1327 شروع کرد. چنانکه در پشت نسخه آن نوشته شده است و چهارده مقدمه علمی مفید در آن آورده و در مقدمه چهاردهم نوشت:
مقدمه چهاردهم در این که خطاب های کتاب شامل معدوم و غائبین می شود، و این مقدمه و مقدمه یازدهم را به عنوان دو رساله جداگانه قرار دادم، و رساله نخست را به شرح الاسماء الحسنی و دومی را به لب اللباب فی شرح خطابات الکتاب نام نهادم. و در آخر جزء اول بعد از آیه 202 می فرماید: از تصنیف آن در روز چهاردهم رجب الاحسب سال 1333 هجری فارغ شدم، آنگاه در جزء دوم از آیه شریفه و اذکروا الله فی أیام معدودات... شروع نموده و 25 صفحه از آن را نوشته و به آیه لا تضار والدة بولدها... رسانیده، و مجموع کتاب به 310 صفحه می رسد، این تفسیر تحلیلی و تحقیقی در باب خود خوب است.
3. تبنیه الراقدین و جهان الوافدین بر یک مقدمه و هفت جمال و هفت خاتمه است، مقدمه در بیان نسبت آدم و فرزندانش، جمال اول در نسبت بدن آدم با روحش و جمال دوم در معنای عبودیت و جمال سوم در این که سائران الی الله باید خود را به عبادت در هنگام صبح بیارایند، و جمال چهارم در مقدمات نماز است... الخ و این کتاب را بعد از القسطاس المستقیم و عصارة الثقلین تألیف کرده چنانکه خود در ص 276 و 309 یاد کرده است، و کتاب در شب غدیر سال 1327 ه پایان یافت، با این که مولف خود در عصارة الثقلین تصریح کرد، که تفصیل آن در جمال الوافدین یاد شده است ممکن است جمع بین آن کلام کرد به این که دو تألیف متداخل بوده اند، چنانکه قرائن دیگری در این باره وجود دارد.
4. الدر المنضود فی اجوبخ مسائل الیهود، این کتاب در 56 صفحه در سال 1344 ه در طهران به چاپ رسیده، و در آن به پاسخ از پرسش عده ای از یهود در توحید و حقیقت اسلام پرداخت، و آن پاسخ، به فارسی است و در سال 1342 ه در طهران نوشته شد.
5. رساله لب اللباب فی خطابات الکتاب، و در آخر آن می فرماید: و لقد اوضحنا حقیقة القرآن... یعنی ما حقیقت قرآن را در کتاب التحفة الرضویة الی الشیعة المرتضویه و در مقدمات کتاب الکبریت الاحمر فی تفسیر الثقل الاکبر بیان کردیم؛ پایان آنچه در این مسأله قصد بیان آن را داشتیم، و حمد از آن خداست، با کمک و توفیق خدا در روز سه شنبه 27 شوال المکرم سال 1335 پایان یافت.
6. رساله نسک التلویث فی جواب اهل التثلیث در بیست و یک صفحه به فارسی که تصنیف آن در ماه شعبان المعظم سال 1333 هجری پایان پذیرفت.
7. شرح الاسماء الحسنی.
8. شرح زیارت جامعه (به نام الشموس الطالعة) که هم اکنون در پیش رو دارید این شرح دقیق و لطیف، مفصل بوده و در باب خود یگانه است، و در 583 صفحه می باشد. این شرح در دهه آخر ذی قعده سال 1322 پایان یافت.
9. عصارة الثقلین فی حقیقة النشأتین، شرح خطبه امیرالمومنین با تحقیق و تفصیل 106 صفحه و در آخرش این جمله آمده است: فعلیه بکتاب السماء و العالم من البحار و در سال 1322 از آن فراغت یافت.
10. ملخص الاصول فی دین آل الرسول، رساله ای فارسی در تحقیق اصول دین و مذهب در ص 210 صفحه می باشد، ابتدای آن چنین است: سپاس آفریدگاری را سزاست که بدایت آفریدن هر کس را از جایی نموده که در آنجا از چیزی ذکر نتوان نمود که به آغاز خویشتن آیتی برای شناختن آفریدگار خود داشته باشد... و در آن به کتاب التحفة الرضویه و الشموس الطالعه اشاره می کند.
در مقدمه عربی این کتاب از قول فرزندش آمده است که آن جناب آثار دیگری دارد که همه آنها در نزد فرزند محترمش حاج سید ابوالفضل عارفی ساکن طهران (در زمان نوشتن مقدمه آن در شموس طالعه) موجود است.
صاحب طبقات اعلام الشیعه فرمود:
11. من به خط مرحوم مولف تقریرات دروس اساتید بزرگش را در فقه و اصول در نزد شیخ عباس فرزند مولی حاجی طهرانی دیدم.
12. القسطاس المستقیم (که قبلا در کتاب تنبیه الراقدین یاد شد).
13. دارای اشعار فراوانی است.
آن جناب دارای قریحه شعری بوده و اشعارش را در جزوه ای دیدم که در ضمن آن این شعر بود:
دل ما خون شد ای صنم ز فراق - ای خوشا یک دست به بینم طاق
تشنه ای کو به عمر آب ندید - به تو گردیدم این چنین مشتاق
از فراق تو ای بت رعنا - شهد چون حنظل آیدم بمذاق
زهر هجرات اثر نموده به دل - غیر وصلت نباشدش تریاق
دین و دل بردی از کفم ز جفا - روزهایم ز جور تست محاق
کاش آن زلف عنبرینت را - که سحاب است برمه آفاق
برفکندی ز چهر گلگونت - که بپایید معشر العشاق
وقت هجرات گذشت و وصل رسید - نبریدم گمان مگر اشفاق
با شما عهد دوستی بستم - مر مرا محکم است این میثاق