راه تربیت(نامه 31 نهج البلاغه)

نویسنده : محمد موحدی نژاد

سوم) عوامل تربیت انسان

1. تفکر و اندیشه (78)
2. بیداری، آگاهی، انگیزه‌ی الهی
«اگر ما بنده‌ی مخلص خداییم، چرا شیطان در ما، این قدر تصرف دارد... اگر شما، مخلصید، چرا چشمه‌های حکمت، از قلب شما به زبان، جاری نشده؟ پس اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان، همین جاست» (79)
3. عزم و اراده
«آن چه اکنون لازم است بیان شود، این است که انسان تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او سیر، و دارای مقصد است و باید به طرف آن مقصد، ناچار حرکت کند، و حصول مقصد ممکن است، عزم برای او حاصل نشود و دارای اراده نگردد» (80)
4. مراقبه و محاسبه
خطاب به فرزند خویش: «سعی کن در این قدم اول موفق شوی که در روزگار جوانی آسان تر و موفقیت آمیز تر است. مگذار مثل پدرت پیر شوی که یا درجا بزنی، و یا به عقب برگردی. و این محتاج مراقبه و محاسبه است» (81)
5. عبادت و نیایش
«در اسلام از نماز هیچ فریضه‌ای بالاتر نیست. چه طور نماز را این قدر سستی می‌کنید در آن؟ از نماز همه‌ی این مسایل پیدا می‌شود» (82)
و درباره نقش تربیتی روزه: «این ضیافت، همه اش ترک است، ترک شهوات از قبیل خوردنی ها، نوشیدنی ها و جهات دیگری که شهوات انسان اقتضا می‌کند.خداوند دعوت کرده است ما را به این که شما باید وارد بشوید در این میهمان خانه و این ضیافت هم جز ترک، چیزی نیست؛ ترک هواها، ترک خودی ها، ترک منیت ها... تمام این مفاسدی که در عالم حاصل می‌شود، برای این است که در این ضیافت وارد نشده اند...» (83)
6. ذکر و دعا
«این هایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند، برای این است که نمی‌دانند، جاهلند، بیچاره اند، نمی‌دانند که این کتب ادعیه چه طور انسان را می‌سازد. این دعاهایی که از ائمه‌ی ما وارد شده است، مثل دعای کمیل، مثل مناجات شعبانیه، دعای عرفه‌ی حضرت سید الشهداء(ع) و دعای سمات این ها چه جور انسان را درست می‌کند» (84)
یکی از بستگان حضرت امام(قدس سره) می‌گوید: «یکی از مسایلی که حضرت امام (قدس سره) روزهای آخر به من توصیه می‌کردند، خواندن دعای عهد است.» (85)
7. تلاوت قرآن و تفکر در آن
«کتاب آسمانی اسلام، که آن قرآن مجید است، کتاب تربیت انسان است، انسان را به همه‌ی ابعادی که دارد، به بعد روحانی و به بُعد جسمانی، بُعدهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی همه بُعدها - بعد نظامی؛ این اسلام آمده است که به ما راه تربیت را نشان بدهد» (86)
8. تعظیم شعائر مذهبی
«مجالسی که به نام روضه در بلاد شیعه به پا می‌شود - با همه نواقصی که دارد - باز هر چه دستور دینی و اخلاقی است و هر چه انتشار فضایل و پخش مکارم اخلاقی است در اثر همین مجالس است» (87)
9. مبارزه عملی، یا جهاد با نفس
«بهترین علاج ها که علمای اخلاق و اهل سلوک از برای این مفاسد اخلاقی فرموده اند، این است که هر یک از این ملکات زشت را که در خود می‌بینی در نظر بگیری و برخلاف آن تا چندی مردانه قیام و اقدام کنی، و همت بگماری بر خلاف نفس تا مدتی، و بر ضد خواهش آن رذیله رفتار کنی و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب کنی که با تو اعانت کند در این مجاهده، مسلّما بعد از مدت قلیلی آن خلق زشت رفع شده و شیطان و جندش از این سنگر فرار کرده، جنود رحمانی به جای آن ها برقرار می‌شود» (88)
10. ستایش و تشویق
یکی از بستگان معظم له: «من هر موقع خدمت امام می‌رفتم، مرا تشویق به نماز می‌کردند. یادم می‌آید که وقتی پنج ساله بودم وارد اتاق آقا شدم و دیدم که دارند نماز می‌خوانند، من هم پشت سر ایشان نماز خواندم. پس از نماز امام چند کتاب به من جایزه دادند» (89)
هنگامی که دفتر نقاشی کودکی تقدیم معظم له شد، ایشان با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه کردند؛ به ویژه آن که با دیدن تصویر پشت جلد که شامل یک تانک بود که چرخ‌های آن را مداد تراش، تنه آن را کتاب و لوله آن را یک مداد و سرنشین آن را طفل دانش آموز تشکیل می‌داد - تبسم شیرینی بر لب‌های معظم‌له نقش بست، و دستور دادند تا برای این نقاش خردسال جایزه‌ای تهیه شود. (90)

چهارم) روش‌های ویژه‌ی تربیتی

1. روش عمومی
2. روش خاص تربیت کودکان.
تربیت کودکان هم بر دو پایه استوار است:
الف - احترام به کودک
ب - اختیار دادن به او، همراه اِعمال محدودیت‌های کمتر در رفتار آنان، که به رشد و پرورش قدرت تفکر و شخصیت و خلاقیت وی منجر می‌گردد.
(البته این سخن به معنای بی توجهی به مسایل مهم و اساسی و عدم حساسیت نسبت به تکالیف شرعی نیست. امام باقر(ع) می‌فرماید: «کودک در سه سالگی هفت بار «لا اله الا الله» بگوید، و چون سن او به سه سال و هفت ماه و بیست روز رسید، هفت بار «محمد رسول الله» و در چهار سالگی هفت بار «صلی الله علی محمد و آل محمد» بگوید و در پنج سالگی رو به قبله واداشته شود و سجده کند و در شش سالگی رکوع و سجود را بیاموزد و در هفت سالگی وضو بگیرد و به نماز وادار شود و در نه سالگی، به نماز فرمانش دهند و اگر نماز را ترک کرد از او بازخواست شود»(91) )
معظم له که می‌کوشید تا مسایل دینی و امور شرعی در نظر فرزندان سخت و مشقت زا جلوه داده نشود، اما هرگز اجازه نمی‌داد که در انجام وظایف دینی کوتاهی و اِهمال صورت گیرد. یکی از فرزندان معظم له: «تازه مکلف شده و شب خوابیده بودم که آقا با اخوی وارد شدند و خیلی سرحال و خوشحال بودند.پرسیدند: نماز خوانده‌ای؟ من فکر کردم چون الان آقا سرحال هستند دیگر نماز خواندن من هم برایشان مساله‌ای نیست. گفتم: نه، ایشان به قدری تغییر حالت دادند و عصبانی شدند که ناراحتی سراسر وجودشان را فرا گرفت و من خیلی ناراحت شدم که چرا با حرف و عملم مجلس به آن شادی را تلخ کردم» (92)

پنجم) موانع تربیت

1. غفلت از گناه و کوچک شمردن آن
در روایات آمده است که: خداوند هر گاه به بنده‌ی خود عنایت فرماید، او را به یاد گناهانش می‌اندازد.

2. حبّ دنیا
در این باره می‌فرماید: «محبت دنیا، انسان را منتهی به هلاکت ابدی می‌کند.» (93)

3. حب نفس
حب نفس را ریشه‌ی همه مشکلات انسان و بزرگ ترین مانع تزکیه است و نفس انسان به شیوه‌های گوناگون مثل حب جاه، مقام، همسر، فرزند و ثروت، انسان را فریب می‌دهد.

4. امید به وسعت وقت
«از موانع بزرگ بیداری، که اراده و عزم را در انسان می‌میراند، آن است که انسان گمان کند وقت برای سیر وسیع است... انسان به کلی آخرت را فراموش می‌کند و مقصد، از یاد انسان می‌رود» (94)

5. غفلت از خود و عیب جویی از دیگران

6. علم بدون ایمان

7. مجادله، ایجاد تفرقه و اختلاف
«دعواهای ما، دعوایی نیست که برای خدا ومصالح اسلام باشد، همه برای خودشان است» (95)

8. لذت گرایی
«بدان که التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آن، بیشتر تأثر پیدا می‌کند، تا آن که تمام وجهه‌ی قلب به دنیا و زخارف آن گردد. که تمام خطاهای انسان و گرفتاری به معاصی و سیئات، برای همین محبت و علاقه است» (96)

9. خود باختگی
«خدا نکند انسان پیش از آن که خود را بسازد، جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را می‌بازد، خود را گم می‌کند» (97)

10. نسیان آخرت
«نسیان آخرت، از اموری است که اگر ولی الله اعظم، امیر المؤمنین(ع) بر ما بترسد حق است؛ اگر فراموش کرد آن عالم را و به خواب رفت و نفهمید که چنین عالمی هم هست و چنین سیری هم در پیش است، چه به سر او خواهد آمد و به چه بدبختی هایی گرفتار خواهد شد» (98)