آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی

اصغر طاهرزاده

برکات نگاه درست به مهدویت

سؤال: در راستای توجه به فرهنگ انتظار و عمق بخشیدن به آن، همّت خود را بیشتر در ایجاد آمادگی جامعه صرف کنیم یا در اصلاح امور فردی تلاش نماییم؟
جواب: عنایت داشته باشید که انتظار فرج یک فرهنگ است، آن هم فرهنگی كه تحت عنوان فرهنگ اهل‌البیت(ع) مطرح است، باید ابتدا معنی فرهنگ اهل‌البیت(ع) برای تک تک افراد جامعه تبیین شود تا معلوم گردد رجوع به حضرت صاحب الامر(عج) رجوع به چه فرهنگی است. در این مسیر بیش از آن که بخواهید عده‌ی زیادی را متوجه آن فرهنگ بنمائید، باید سعی شود عمق آن فرهنگ درست روشن شود تا خودش جایگاه تاریخی خود را بیابد. بالأخره جایگاه تاریخی فرهنگ مهدویت مشخص است. هر وقت آن فرهنگ درست مطرح شد به خودی خود جای خود را در تاریخِ مخصوص به خود باز می‌کند.
اگر فرهنگ اهل البیت(ع) به همان عمقی که هست تئوریزه شود، به خودی خود جای آن در عالم پیدا می‌شود و ظهور محقق می‌گردد. تلاش بفرمائید برای مردم روشن شود خداوند خانواده‌ای را با اراده‌ای خاص به عنوان خلفاء خود در زمین قرار داده و آن‌ها را با علمِ موهبتی و لدُنّی پرورانده تا زمین بدون حجت نماند و راه و رسم درست زندگی‌کردن گم نشود. بشریت باید این خانواده را بشناسد و جایگاه آن‌ها را در هستی بفهمد تا بتواند خود را به آن‌ها بسپارد و در زندگی زمینی به ثمر برسد.(90) همین‌طور که ملاحظه کردید چگونه فرهنگ ولایت فقیه - که طلوع همان فرهنگ مهدویت است- جایگاه تاریخی خود را پیدا کرد و با آن‌همه فتنه که جهت حذف آن می‌شود به حرکت تاریخی خود ادامه می‌دهد. علت موفقیت‌های پی در پی ولایت فقیه در تبیین درست آن توسط انسان بزرگی چون امام خمینی(رض) بود. آیا فرهنگ مهدویت کمتر از فرهنگ ولایت فقیه است که می‌خواهیم سرسری از آن بگذریم؟ همین که تصور درستی از ولایت فقیه در بین اذهان پدید آمد همه‌ی ذهن‌ها به سوی آن روی آورد، چون در ابتدا تبلیغ کرده بودند ولایت فقیه، ولایت آخوندها است، وقتی معلوم شد اساساً آن ولایت، ولایت شخص نیست، ولایت فقه است و حاکمیت حكم خدا به روش امامان معصوم(ع)، دل‌ها و زبا‌ن‌ها یک‌پارچه به سوی آن روی آوردند و دشمنان با آن‌همه تهمت نتوانستند آن را از تاریخ بیرون کنند بلکه برعکس، زمینه‌ی بی‌تاریخی و گسسته شدن از تاریخ را برای خود فراهم نمودند. برای رجوع به فرهنگ مهدویت ابن‌عباس‌شدن کافی نیست او چون جایگاه امام معصوم را نمی‌دانست وقتی حضرت امیرالمؤمنین(ع) معاویه را عزل كردند گفت: علی اشتباه كرد! ، باید مالك اشتر شد كه جایگاه امام را می‌فهمد و امروزه بحمدالله اگر ابن عباس‌هایی وجود دارند، مالک اشترهای فراوانی نیز در حال پروریدن می‌باشند به طوری که جوانان ما دیگر از حرف‌های سطحی جهت تبیین دین خسته شده‌اند و به اندیشه‌ای نظر دارند که عقل و دل را یک جا قانع کند و نمونه‌ی عالی چنین فرهنگی در آثار حضرت روح الله(رض) به خوبی پایه‌ریزی شده است.
مردم به خوبی آماده‌اند كه بفهمند جایگاه واسطه‌ی فیض در هستی چگونه است، از ما نه‌تنها دلیل می‌خواهند بلکه امكان اتصال به آن مقام را جستجو می‌کنند. آمادگی به این معنی است که امروزه جوانان ما فهمیده‌اند حرف‌های فرهنگ مدرنیته حجاب حقیقت است و باید از آن به سوی فرهنگ مهدویت عبور کرد و به تمدن اسلامی نظر نمود. آن جوان‌هایی که نسبت به دین بی‌تفاوت شده‌اند به جهت این است كه تصور می‌کنند آنچه در دین مطرح است اندیشه‌های بزرگ و عمیق را مخاطب قرار نداده. آیا احساس نكرده‌اید كه بعضی از این جوانان و حتی آن‌هایی که لاابالی‌گری پیشه کرده‌اند آمادگی یك نحوه عارف‌شدن را در خود دارند؟ فكر می‌كنید اکثر این‌ها اگر حق را به همان صورتِ همه‌جانبه که حضرت امام(رض) مطرح کردند، بیابند نمی‌پذیرند؟ تمام این مشکلات با مطرح‌کردنِ صحیح مهدویت رفع می‌شود و در ذیل طرح درست چنین اندیشه‌ای تاریخ به‌کلی ورق می‌خورد.
سؤال: کدام‌یک از ابعاد انسانی است که باید بیشتر رشد کند تا تاریخ مهدی(عج) شروع شود؟
جواب: دو چیز است که همیشه تاریخ‌ساز بوده یکی به صحنه آوردن «دل» و دیگری ایجاد روحیه‌ی انقلابی. همین‌طور که مسلمانان صدر اسلام با این دو شاخصه تاریخ‌ اسلام را پایه‌ریزی کردند. عقل چیز خوبی است ولی کافی نیست، عقل کمک می‌کند که راه از چاه تشخیص داده شود ولی دل است که باید حرکت کند. از طرفی اگر روح انقلاب در ما رشد نکند دل را در مسیر شکستن حجاب‌های ظلمانی به کار نمی‌گیریم. امروزه در جوانان ما «دل» در صحنه است و به همین جهت به دنبال شور و شعف هستند و با شعار «مهدی جان، مهدی جان»‌ می‌خواهند نیاز به شور و شعف خود را ارضاء كنند كه البته اگر جهت‌گیری معرفتیِ عمیقی پیدا كنند منجر به روحیه‌ای عارفانه خواهد شد. این که عده‌ای از جوانان ما می‌خواهند با موسیقی به شور و وَجْد بیایند چون می‌خواهند با دل خود زندگی کنند. روح زمانه، روحِ به صحنه آوردن «دل» است. اگر دل درست به صحنه آمد گمشده‌اش كه «سلطان دل‌ها» است، یعنی امام زمان(عج) را پیدا می‌كند و فرهنگ اهل البیت(ع) چنین ظرفیتی را دارد که دل‌ها را به صورتی صحیح تغذیه کند. همان مطلبی كه پروفسور كُربن می‌گوید كه « آنچه غزالی در آخر عمر به آن رسید- كه با قلبش باید زندگی دینی را ادامه دهد- امامان شیعه از اول روی آن تأكید می‌كردند» با توجه به این امر آیت‌الله‌ جوادی«حفظه‌الله‌تعالی» می‌فرمایند: «هرچه حرف حسابی غزالی دارد مربوط به آخر عمرش است كه شیعه شده است».
به هر حال امروز فرهنگ شیعه که رجوع به اهل البیت(ع) است و به‌صحنه‌آمدن دلِ ایمانی، نیاز زمانه است و باز تأکید می‌کنم نمونه‌ی عینی آن حضرت امام خمینی(رض) می‌باشد. حضرت امام ابتدا دل خود را با نور اسلام و حُب اهل البیت(ع) زنده كردند و از همان طریق با خطاب قراردادن دل مردم، با مردم حرف می‌زدند. شاید این جمله‌ی شهید آوینی(ره) كه می‌گوید: «مردم بیش از آن‌كه با عقلشان زندگی كنند، با دل‌شان زندگی می‌كنند» حرف امروز تاریخ ما است و به واقع باید روح زمانه را شناخت و آن را هدایت كرد، یعنی شور و وَجْدِ موجود را با تغذیه‌ی دل از طریق فرهنگ معصوم جواب داد، چون اساساً فرهنگ معصوم، فرهنگ قلب است، آن‌ها قلب مطهّر خود را در معرض حق قرار دادند و خداوند هم «‌دل» آن‌ها را نورانی كرد، پس دل باید در صحنه باشد ولی این دل باید از آلودگی پاك گردد تا به وَجْد و شعف حقیقی دست بیاید و این یعنی رجوع به فرهنگ ائمه‌ی معصومین‌(ع) كه سراسر دارای دل مطهر هستند و با چنین دلی باید شور انقلابی خود را تا آخر محفوظ نگه داشت و در ایجاد تاریخ مهدی(عج) سر از پا نشناخت.
پس باید جرأت كنیم به كل جهانِ موجود «نه» بگوییم و زمانه را جهت ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی آماده نماییم. ان شاء الله.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

منابع

قرآن
نهج‌البلاغه
بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، چاپ مؤسسه الوفاء، بیروت، لبنان
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی
فصوص‌الحکم، محی‌الدین‌بن‌عربی
الکافی، ابی جعفر محمدبن‌یعقوب کلینی، چاپ دار الكتب الاسلامیه
شرح نهج‌البلاغه، ابن‌ابی‌الحدید
امالی، شیخ صدوق
تفسیر عیاشی، محمدبن‌مسعود عیاشی، چاپخانه علمیه تهران
شرح مقدمة قیصری، سید جلال‌الدین آشتیانی
ارشاد، محمدبن‌محمدبن‌النعمان، چاپ كنگرة شیخ مفید
کمال‌الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق،‌ چاپ دارالكتب الاسلامیه
تحف العقول، حسن‌بن‌شعبه حرانی، چاپ انتشارات جامعه مدرسین
المعجم‌الموضوعی لاحادیث لامام مهدی(عج)،‌ الکورانی
ظهور نور،‌ علی سعادت‌پرور
نجم الثاقب، میرزا حسین نوری
سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن، هاشم بحرانی
استراتژی انتظار، اسماعیل شفیعی سروستانی
امام مهدی(عج)، سید محمد صدر
منتخب‌الاثر، لطف‌الله صافی گلپایگانی
مجله انتظار
منتهی‌الآمال، شیخ عباس قمی
مجلة موعود
ینابیع المودة، قندوزی
اثبات الهداة
غیبت نعمانی، محمد ابن ابراهیم نعمانی
شرح بر زادالمسافر،سید جلال‌الدین آشتیانی
مشارق‌الدراری، سعیدالدین سعید فرغانی
الخرائج و الجرائح، قطب راوندى
كشف الغمة فی معرفة الأئمة
جامع الاسرار،سید حیدر آملی
الأربعون حدیثا،شهید اول
تشیع و انتظار، محمدتقی‌خلجی
تاریخ ما بعدالظهور، محمد صدر
إعلام الورى بأعلام الهدى، شیخ طبرسى
صحیفه‌ی امام خمینی(رض)
الرّیاض النضره، محبّ طبری

پاورقی ها

1 - بحارالأنوار، ج 52، ص 123.
2 - إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 431.
3 - غیبت نعمانی، ص 166.
4 - الكافی، ج 8 ، ص 241.
5 - كمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 320.
6 - شرح فصوص خوارزمی، ج 2، ص 653 (فَصّ حکمةٍ قَدَریه فی کلمة عُزیریه)
7 - بحارالأنوار، ج 52 ، ص 125.
8 - بحارالأنوار، ج 52، ص122.
9 - کمال‌الدین، ج 1، ص 538، باب 25، ح 8 .
10 - شرح بر زادالمسافر، سید جلال‌الدین آشتیانی، ص 63.
11 - بحار الأنوار، ج 65، ص 27.
12 - به تقریرات فلسفه‌ از امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ج 2، ص 247 مراجعه شود. مرحوم استاد سید جلال الدین آشتیانی در شرح دعای سحر از حضرت امام می‌نویسد: امام خمینى«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از شیخ عارف كامل خود مرحوم حاج شیخ محمد على شاه آبادى نقل مى كند كه او گفته است: «ان السالك بقدم المعرفة اذا تمّ سفره الثالث یرى بهویته الجمعیة فی جمیع مراتب الموجودات و یرى بعین البصیرة جمیع مصالح العباد من امور المبدأ و المعاد و ما یقرّبهم إلیه و یبعّدهم عنه و الطرق إلى اللّه، و له التشریع فی هذا المقام، و كان هذا المقام حاصلا لمولانا قطب الموحدین أمیر المؤمنین و الائمة المعصومین من بعده، و لكن رسول اللّه(ص) لمّا تقدم علیهم زمانا و كان صاحب المقام أظهر الشریعة، فلم یبق مجال التشریع لأحد لتمامیة شریعته فلابُدّ للأولیاء الذین من بعده من متابعته. و لو فرضنا تقدم أمیر المؤمنین(ع) لكان له أن یظهر أمر الرسالة و لرسول اللّه تبعیته اذا جاء بعده، و لكن الحجة البالغة اقتضت بأن یكون صاحب الشریعة رسول اللّه(ص)»
هنگامى كه سالك إلى اللّه در سیر خود با قدم معرفت، سفر سوم را به پایان رساند با هویت جمعى خود كه در همه‌ی مراتب موجود است همه‌ی امور بندگان را از مبدأ و معاد و آنچه باعث تقرب آنان به خداست و دورى آنان از اوست و همه‌ی راه‌هاى خدایى را مشاهده مى كند، و در این مقام است كه از براى او حقِّ تشریع هست. و این مقام از براى قطب الموحدین مولا امیر المؤمنین و ائمه‌ی معصومین(ع) حاصل بود ولى چون رسول خدا(ص) را حصول این مقام از نظر زمانى پیشتر بود این حق به آن حضرت اختصاص یافت و اظهار تشریع كرد و دیگر مجالى از براى اولیاء خدا كه بعد از او بودند براى تشریع باقى نماند، بلكه وظیفه‌ی آنان تبعیت از تشریع آن حضرت بود، و اگر فرضا چنین اتفاق مى افتاد كه امیر المؤمنین(ع) تقدم زمانى بر حضرت رسول(ص) داشت و یا هر یك از ائمه‌ی دین را بر آن حضرت تقدم زمانى بود این حقِّ تشریع متعلق به متقدم بود و متأخر مى بایست از او تبعیت نماید، ولى حجت بالغه‌ی الهى چنین اقتضا كرد كه رسول اللّه(ص) صاحب شریعت باشد.
13 - أمالی المفید، ص 188.
14 - ینابیع‌المودة، ص 235 ، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 4، ص 226.
15 - ینابیع‌المودة، ص 235- امام خمینی(رض)، تقریرات فلسفه، ج 2، ص 247.
16 - كلمات مكنونه، ص 186 و جامع الأسرار، ص 382 و 401.
17 - الاربعون حدیثنا، شهید اول، ص 73.
18 - بحارالأنوار، ج 18، ص 386، نقل از مناقب خوارزمی.
19 - سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 61.
20 - بحار الانوار، ج51، ص 148- غیبت نعمانی، ص 245، ح 23.
21 - حضرت صادق(ع) در نیایش با حضرت مهدی(عج) چنین اظهار می‌دارند: «سَیِّدِی غَیْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی وَ ابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی سَیِّدِی غَیْبَتُكَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ وَ فَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ فَمَا أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقَى مِنْ عَیْنِی وَ أَنِینٍ یَفْتُرُ مِنْ صَدْرِی عَنْ دَوَارِجِ الرَّزَایَا وَ سَوَالِفِ الْبَلَایَا إِلَّا مُثِّلَ بِعَیْنِی عَنْ غَوَابِرِ أَعْظَمِهَا وَ أَفْضَعِهَا وَ بَوَاقِی أَشَدِّهَا وَ أَنْكَرِهَا وَ نَوَائِبَ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِكَ وَ نَوَازِلَ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِك »(کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 353 ) اى آقاى من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. اى آقاى من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدى پیوند داده، و فقدان یكى پس از دیگرى، جمع و شمار را نابود كرده است، من دیگر احساس نمى كنم اشكى را كه از دیدگانم بر گریبانم روان است و ناله اى را كه از مصائب و بلایاى گذشته از سینه ام سر مى كشد، جز آنچه را كه در برابر دیدگانم مجسّم است و از همه‌ی گرفتاری‌ها بزرگ‌تر و جانگدازتر و سخت تر و ناآشناتر است، ناملایماتى كه با غضب تو در آمیخته و مصائبى كه با خشم تو عجین شده است.
22 - غیبت نعمانی، ص 212، ح 1.
23 - سوره‌ی مائده،آیه‌ی 110.
24 - بحارالانوار، ج52، ص 92.
25 - کمال‌الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج 1، باب 29، ص 316، ح 2.
26 - سوره‌ی یس، آیه‌ی 59.
27 - حضرت امیرالمؤمنین(ع) تحقق ده چیز را قبل از قیامت برمی‌شمارند که یکی از آن‌ها «خروج القائم» است.(بحارالأنوار، ج 52، ص 209)
28 - کمال‌الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج 2، ص 642.
29 - الغیبة للنعمانی، ص 209.
30 - زمان فانی، همان شرایطی است که انسان را گرفتار گذشته و آینده می‌کند و او را از حضور در «حال» خارج می‌کند و در همین رابطه است که امکان ظهور چهره‌ی کاملی از حقایق در زمان فانی ممکن نیست و همواره وجهی از آن‌ها نمایان است و بقیه‌ی وجوه آن‌ها با گذشت زمان از صحنه بیرون رفته و یا با احاله به آینده هنوز بروز ننموده است.
31 - سوره‌ی انفطار، آیه‌ی 19.
32 - سوره‌ی غافر، آیه‌ی 15.
33 - سعیدالدین سعید فرغانی، مشارق‌الدراری، مقدمه‌ی سیدجلال‌الدین آشتیانی، ص 40.
34 - سوره‌ی إسراء، آیه‌ی 71.
35 - الكافی، ج 1، ص 528.
36 - بحار الأنوار، ج 53، ص 9.
37 - الخرائج و الجرائح، قطب راوندى ، ج 3، ص 1166.
38 - بحار الأنوار، ج 53، ص 39.
39 - بحارالأنوار، ج 52، ص122.
40 - بحارالأنوار،ج 52، ص 122.
41 - إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 424.
42 - الكافی، ج 1، ص 372.
43 - سخن امام خمینی(رض) این است که: «خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایانِ احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست». (صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 278)
44 - رسول خدا(ص) در رابطه با دجّال می‌فرمایند: «أَنَّهُ خَارِجٌ فِیكُمُ الْأَعْوَرُ الدَّجَّالُ وَ أَنَّ مَعَهُ جِبِالًا مِنْ خُبْز تسیر مَعَهُ الی غیر ذلِکَ» بیرون خواهد آمد در میان شما دجّالِ یک‌چشم و کوهی از غذا در همه‌جا با وی است.(كشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج 2، ص 491 )
45 - بحار الأنوار، ج 52، ص 131.
46 - بحار الأنوار، ج 52، ص 92.
47 - در دعای شریف ندبه از یک طرف متوجه حقیقت بزرگی می‌شویم که غایب است و زمانه هنوز امکان درک آن مقام را ندارد، از طرف دیگر سخت مشتاق حضور آن حضرت هستیم. در چنین شرایطی به دعا برمی‌خیزیم تا به مدد الهی دل‌ها آماده‌ی توجه به نور حضرت شوند و فرج نهایی محقق گردد. روشی که در دعای ندبه به ما آموزش داده‌اند عالی‌ترین روش عملیِ تحقق ظهور حضرت صاحب‌الأمر(عج) است.
48 - تحف العقول عن آل الرسول(ص)، ص 115.
49 - الأربعون حدیثا، شهید اول ، ص 73.
50 - جامع الاسرار، سید حیدر آملی، ص 382.
51 - همان
52 - همان
53 - بحارالأنوار، ج 39 ، ص 347.
54 - تشیع و انتظار، محمدتقی‌خلجی، ص120 ، چاپ پنجم، نشر پیام اسلام، قم 1381.
55 - این نکته تحت عنوان «غایتِ مفقود، محال است» در فلسفه مورد بحث قرار می‌گیرد و در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» بحث شده است.
56 - بحار الأنوار، ج 51، ص 150.
57 - مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» معتقدند اگر پیام غدیر در جامعه‌ی اسلامی پذیرفته می‌شد و همچنان ائمه بر جهان اسلام حاکم می‌شدند «باز به گمان بیشتر بشر نیاز به یک دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعه‌ی آرمانی را تحقق ببخشد. (غدیر سال 1384)
58 - در مورد چگونگی اقدامی مناسب روح زمانه به نوشتار «اهل‌البیت(ع) و زمان‌شناسی» در کتاب« امام و امامت در تکوین وتشریع» از همین مؤلف رجوع فرمایید.
59 - كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 356.
60- الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 340.
61 - مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌فرمایند: اگر قدرت در اجتماعات انسانی دست شیطان‌صفتان باشد دنیا به همان راهی می‌رود که شما امروز مظاهر آن را در دنیای مدرن مشاهده می‌کنید. هرچه دنیا مدرن‌تر بشود خطرِآن‌گونه حکومت‌ها بیشتر می‌شود. (4/9/1389)
62 - سوره‌ی فتح، آیه‌ی 25.
63 - شیخ صدوق ، كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 642.
64 - سنت یوسف(ع)‌ عبارت است از «ستر» که خداوند بین او و خلق حجابی قرار داد که مردم او را می‌دیدند ولی نمی‌شناختند. و سنت موسی‌بن‌عمران(ع)‌ تولد پنهانی حضرت و غیبت او از قومش بود.
65 - شیخ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص 427. كمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 317.
66 - كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 480.
67 - نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 138.
68 - بحار ج52 ص352- نعمانی، الغیبة باب 13، ص231.
69 - تاریخ ما بعدالظهور، محمد صدر، ص282.
70 - سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 128.
71 - مهدی موعود، ج2، ص224.
72 - بحارالانوار، ج 52، ص 340.
73 - منتخب الاثر، ص474.
74 - بحارالانوار، ج52، ص33.
75 - بحارالانوار، ج52 ، ص316. خصال، ج2 ، ص254، ح1051.
76 - إعلام الورى بأعلام الهدى، شیخ طبرسى ، ص 441.
77 - همان.
78 - همان، ص 418.
79 - همان.
80 - بحارالانوار، ج 53، ص 91.
81 - بحارالانوار، ج 83 ، ص 91.
82 - حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ الرَّجْعَةَ لَیْسَتْ بِعَامَّةٍ وَ هِیَ خَاصَّةٌ لَا یَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضا» رجعت عمومى نیست بلكه افراد خاصى به دنیا برمی‌گردند كه یا مؤمن خالص و یا مشرك محض باشند. (بحارالأنوار، ج 53، ص 39)
83 - کافی، ج 1، ص 91.
84 - سوره‌ی همزه، آیه‌ی 7.
85 - بحارالأنوار، ج 53 ، ص 177.
86 - اثبات الهداة، ج 3، ص 548.
87 - بحارالانوار، ج 52، ص 106.
88 - بحارالانوار، ج 52، ص 105.
89 - صحیفه‌ی امام خمینی(رض)، ج 15، ص 385.
90 - در رابطه با جایگاه قدسی اهل البیت(ع) به کتاب‌های «حقیقت نوری اهل البیت(ع)» از همین مؤلف رجوع شود.