آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی

اصغر طاهرزاده

رجعت؛ شرایط تکمیل انسان‌ها

سؤال: با توجه به این‌که فرمودید در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) شرایط رجعت فراهم می‌شود این سؤال پیش می‌آید که رجعت در چه زمانی و برای چه كسانی صورت می‌گیرد؟
جواب: ظاهراً در متن ظهور حضرت، رجعت به عنوان شرایط تکمیل انسان‌ها شروع می‌شود در همین رابطه در روایت داریم كه وقتی ظهور واقع می‌شود، اهل قبر به یکدیگر مژده می‌دهند که ظهور واقع شده. حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «هنگاهی که حضرت قائم(عج) قیام کنند، بر سر قبر مؤمن می‌آیند، پس به او گفته‌ می‌شود: فلانی؛ امام‌ات ظهور کرده. «فَاِنْ تَشَاءَ اَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ ...» اگر می‌خواهی به او ملحق شوی به او ملحق شو و اگر می‌خواهی همین‌جا در ذیل کرامت پروردگارت بمانی چنین کن»(80) خبر ظهور حضرت را به اهل برزخ می‌دهند تا آن‌هایی که اجازه دارند به دنیا برگردند اگر خواستند برگردند. البته معلوم است كسانی از آن ظهور خوشحال و جهت رجعت به دنیا آزادند که در زندگی دنیایی منتظر ظهور امام زمان(عج) بوده‌اند، مثل این‌که یك كتاب ارزشمند را یك روزه به کسی قرض دهند و او در آن یک روز نكاتی از آن را نخوانده است‌، حال اگر بعد از مدتی به او بگویند یك روزِ دیگر فرصت دارد آن كتاب را مطالعه کند اگر احساس کند حق مطلب را ادا نكرده است و هنوز روحیه‌ی مطالعه‌ی كتاب برایش هست از آن فرصت استقبال می‌کند، ولی كسی كه بیش از آن نمی‌توانسته از آن کتاب استفاده كند از فرصت پیش آمده استقبال نمی‌کند. «رجعت» یك فرصت است برای آن‌ مؤمنینی كه هنوز جای تعالی دارند. در همین رابطه حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: هفت نفر از اصحاب کهف و یوشع‌بن‌نون و سلمان فارسی و ابودجاجه‌ی انصاری و مقداد و مالک اشتر با حضرت قائم هستند.(81) اشقیائی هم که طالب شقاوت بیشتر بودند رجعت می‌کنند تا خود را در شقاوت به فعلیت كامل برسانند.(82) رجعت باید در دنیا محقق بشود تا زمینه برای تمام كسانی كه به فعلیت كامل نرسیده‌اند و نیاز به فرصت دارند، فراهم شود. به همین جهت معنی ندارد افراد متوسط رجعت كنند، چون آن‌ها در جبهه‌های شقاوتِ كامل و یا سعادت كامل جایی ندارند.

کامل‌ترین شرایط

سؤال: در عصر ظهور كه حق و باطل هر دو پر رنگ می‌شود آیا با ظهورِ حق، ارزش ایمان ‌آوردن، بیشتر می‌شود یا كم‌تر؟
جواب: ارزش ایمان‌آوردن، بیشتر می‌شود چون انسان‌ها باید در آن شرایط به عالی‌ترین انتخاب‌ها دست بزنند و اساساً آن‌هایی که در جبهه‌ی حق قرار می‌گیرند حتماً اراده‌‌ای قوی داشته‌اند که توانسته‌اند از ظلمات آخرالزمان با آن‌همه جذابیت فاصله بگیرند و به مقابله برخیزند. باید همّت بالائی داشته باشند که آمده‌اند افق عالیه‌ی ظهور حضرت را درك كنند. در روایت داریم كه سوره‌ی «قل هوالله احد» و شش آیه‌ی اول سوره‌ی حدید را خداوند برای آخرالزمان نازل كرد.(83) چون این آیات دارای عمق توحیدی فوق العاده‌ای است و نشان می‌دهد در آخرالزمان فهم و درک بالایی در مؤمنین هست که آیات مذکور برای آن‌ها نازل شده. در آن شرایط کسی نمی‌تواند مؤمن متوسط و ساده‌ای باشد، چون جبهه‌ی ساده‌ای نیست که او در آن قرار گیرد، دو جبهه‌ی پر رنگِ حق و باطل در صحنه است و معنی ندارد که کسی در عین داشتن عقیده‌ا‌ی باطل صورت ایمان به خود بگیرد. امروز اکثر مردم نمی‌دانند دشمن‌شان چه اندازه خطرناک و منحرف است، این امر با ظهور حضرت معلوم می‌شود. مگر زیبایی جهان به این نیست كه دروغ و نفاق معلوم شود؟ در حال حاضر گاهی انسان‌ها متوجه نیستند چه چیزی را انتخاب می‌كنند وگرنه به انتخاب آن دست نمی‌زدند و اگر شرایط شفاف شود حق را انتخاب خواهند کرد. زیباترین شرایط برای جهان، شرایطی است كه حق و باطل روشن باشد و خداوند با ارسال رسولان و آوردن شریعت و پروراندن انسان‌های معصوم خواسته است چنین جهانی به بشریت هدیه کند ولی انسان‌ها آن‌طور که باید و شاید از آنچه خداوند برایشان فراهم کرد استفاده نکردند.

آخرالزمان؛ عالَمی گسترده‌تر

سؤال: در آخرالزمان که عالم و آدم به رشد نهایی خود می‌رسند رابطه‌ی ظاهر عالَم با باطن آن چگونه است؟
جواب: ظاهر و باطن عالَم به هم نزدیك می‌شوند. نشئه‌ی اصلی که در آن نشئه آنچه باطن است ظاهر می‌شود نشئه‌ی قیامت است به طوری که ظاهر و باطن در آن نشئه یکی می‌گردد و باطن، همان ظاهر خواهد بود. برعکسِ دنیا که حقایق باطنی محجوب هستند و صورت‌های دنیایی حجاب عالم غیب و معنویت‌اند ولی هرچه به قیامت نزدیک‌تر شویم زمینه‌ی ظهور عالم غیب فراهم‌تر می‌شود. در آن زمانی که حضرت آدم(ع) ظهور کرد به همان اندازه عالم غیب امکان ظهور داشت که حضرت آدم(ع) آن را می‌نمایاندند ولی هر چقدر جلو می‌آیید امکان ظهورِ باطن، بیشتر می‌شود تا به حضرت محمد مصطفی‌(ص) می‌رسد که اوج نمایش سرّی‌ترین ابعاد عالم غیب است. به این معنی باطن، ظاهر می‌شود و ظاهر و باطن به یکدیگر نزدیک می‌گردند تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج) که باطنی‌ترین بُعد هستی ظاهر می‌شود و دنیا از حالت دنیایی‌اش - که به حجاب بردن حقایق معنوی بود- به حالت قیامتی نزدیک می‌شود، تا آن‌جا که حتی ساکنان عالم قبر و برزخ امکان حضور در دنیا را پیدا می‌کنند و شمه‌ای از قیامت - که در آن مردگان از قبرها بیرون می‌آیند- نمایان می‌گردد. اصل ظهور باطن مربوط به قیامت است و قرآن در وصف آن می‌فرماید: «تَطَّلِعُ عَلَی الْاَفْئِدَة»(84) افئده جمع فؤاد به معنی قلب و جنبه‌ی باطنی انسان است. می‌فرماید آنچه در قلب‌ها است طلوع می‌کند و ظاهر می‌شود و عملاً جنبه‌های غیبی انسان‌ها، ظهور می‌یابد.
از ابتدای خلقت همین طور سنتِ ظهور باطن ادامه دارد تا در آخرالزمان و با ظهور حضرت صاحب الامر(عج) به اوج خود می‌رسد. به طوری که در اوج خفا، اوج ظهور محقق می‌شود. آخرالزمان چنین شرایطی است که اگر از جهت ظلمات، در جبهه‌ی اشقیاء هرگونه معنویتی مورد انکار قرار می‌گیرد و فرماندهی آن جبهه با دجّالی است که یک چشم دارد و فقط محسوسات را می‌نگرد، در جبهه‌ی سُعداء نیز فرماندهی با کسی است که حقیقت او در باطنی‌ترین بُعد هستی جای دارد و از آن جایگاه ظهور کرده است. در چنین شرایطی که باطن‌ها آشکار می‌شود منافق نمی‌تواند به نفاق خود ادامه دهد و باطنش آشکار می‌شود. به‌ طور کلی شرایط طوری خواهد‌شد که جنبه‌هایی از مخلوقات که عالم غیب و باطن را به حجاب می‌برند ضعیف و جنبه‌های ظهور بواطنِ غیبی شدید می‌گردد و بر این اساس آخرالزمان را مرز بین دنیا و قیامت می‌دانند. اكثر مردم دنیا اگر بفهمند در آخرالزمان چه اتفاقاتی واقع می‌شود طالب آن هستند، مگر کافران. انسان‌های مؤمن به حقایق معنوی آرزو می‌کنند كه آخرالزمان هر چه زودتر واقع شود تا در عالمی گسترده‌تر از عالمی که فعلاً در آن هستند زندگی کنند و جلوات حاکمیت حق در امور فردی و اجتماعی را درک نمایند.